غنیسازی اوقات فراغت هزینه دارد
یوسف بهمنآبادی<br>ظهور اقتصاد صنعتی در جهان بحث اوقات فراغت را جدی کرده و نگرش به آن را متحول ساخته است. در چنین شرایطی، افزایش روند شهرنشینی و آپارتماننشینی و در نتیجه کاهش یافتن فرصتهای تفریح سنتی، سلامت اوقات فراغت را با مساله هزینهها پیوند داده است.
یوسف بهمنآبادی
ظهور اقتصاد صنعتی در جهان بحث اوقات فراغت را جدی کرده و نگرش به آن را متحول ساخته است. در چنین شرایطی، افزایش روند شهرنشینی و آپارتماننشینی و در نتیجه کاهش یافتن فرصتهای تفریح سنتی، سلامت اوقات فراغت را با مساله هزینهها پیوند داده است.
بر خلاف گذشته که گذران اوقات فراغت در حوزههای تفریح و آموزش، هزینههای چندانی را بر مردم تحمیل نمیکرد، اما امروزه این مساله جزو انکارناپذیر غنیسازی اوقات فراغت شده است. این در حالی است که بهینهسازی سالم اوقات فراغت برای کودکان، نوجوانان و جوانان در فضای بسته شهری، میتواند از بسیاری مشکلات اجتماعی و ناهنجاریها جلوگیری کند. کارشناسان علوم اجتماعی و رفتاری همواره بر ضرورت توجه بر امر غنیسازی اوقات فراغت تاکید میکنند. با این حال بالا بودن هزینههای غنیسازی اوقات فراغت بسیاری از خانوادهها را از توجه به این امر بازداشته و این واقعیت، حضور دولتها را نسبت به آن ضروری ساخته است. میانگین ساعت فراغت جوانان در جهان، پنج ساعت در روز است و در ایران بر مبنای دو روز در هفته، هشت هفته در تابستان و پنج ساعت و ۲۳ دقیقه در روز است. گفته میشود ۲۴میلیون نفر در کشور در سن جوانی قرار دارند. با این که سازمان ملی جوانان از اختصاص ۹میلیارد تومان برای غنیسازی اوقات فراغت جوانان در طول سال جاری و نیز مبلغی از این بیشتر برای سه ماهه تابستان خبر داده، اما آنچه در عمل دیده میشود بهینه نشدن فرصتهای اوقات فراغت نوجوانان و
جوانان است. بیشتر نوجوانان و جوانان، اوقات بیکاری خود را در پارکها و نشستن پای کامپیوتر میگذرانند. متاسفانه ورود تکنولوژیهای جدید همچون تلفن همراه و کامپیوتر به جای اینکه در مسیر تعالی فکری افراد قرار گیرد به وسیله بازی و سرگرمی مبدل شده است، گر چه وجود سرگرمی در زندگی لازم است، اما گرایش شدید به تکنولوژیهای جدید که کارشناسان علوم ارتباطات از آن به «شیفتگی» تعبیر میکنند، تاثیرات نامطلوبی خواهد داشت. از جمله این تاثیرات، بیمیل کردن فرزندان به مطالعه و آموزش است. خرید تلفن همراه یا
مدیا پلیر از سوی خانوادهها برای کودکان و نوجوانان از جمله اقداماتی است که بیگمان در راستای غنیسازی اوقات فراغت فرزندان محسوب نمیشود؛ در حالی که همین هزینه صرف شده که بین ۵۰ تا ۱۵۰هزار تومان است، میتواند در مسیرهای مطلوبتری صرف شود.
در این میان خانوادههایی که از درآمد اقتصادی مطلوبی برخوردار نیستند یا مجبورند فرزندان خود را به کار بگمارند یا اینکه آنها را بهحال خود واگذارند و در برابر هدرروی فرصتهای فراغت فرزندان، قادر به ارائه چاره مناسب نباشند.
حال اگر بخواهیم هزینههای احتمالی صرفشده از سوی خانوادهها را تجزیه کنیم، متوجه خواهیم شد که غنیسازی اوقات فراغت هزینههای قابل توجهی میطلبد. بهعنوان مثال، اگر فردی بهفوتبال علاقهمند باشد و تصمیم بگیرد در سه ماهه تابستان از مجموعههای ورزشی شهرداری (و نه موسسههای تخصصی که هزینههای چند برابری دریافت میکند) استفاده کند، علاوه برمبلغ ۳۵هزار تومانی که برای عضویت باید پرداخت کند، ناچار است هزینههای لباس، کفش و رفتوآمد را نیز که حداقل ۵۰هزار تومان میشود، پرداخت کند. این درحالی استکه این فرد در هفته ۳ تا ۴ روز خود را و تنها بخشی از ساعات اوقات فراغت خود را صرف این امر میکند و هنوز بخش دیگری از فرصتهای فراغت وی خالی میماند. حال اگر در یک خانواده چند فرزند وجود داشته باشند، هزینههای غنیسازی اوقات فراغت بهمراتب افزایش مییابد و خانوادهها متحمل هزینههای چند برابری میشوند که با درآمدهای پایین خانوادهها تحقق این امر امکان کمتری پیدا میکند. از اینرو میتوان انتظار داشت که در فهرست اقتصادی برخی خانوادهها هزینهای برای اوقات فراغت فرزندان جایی نداشته باشد. برخی خانوادهها هم که به لحاظ
اقتصادی از شرایط اقتصادی مطلوبتری برخوردارند توجه چندانی به این مساله نمیکنند. حضور نهادهای دولتی و میدان دادن به تشکلهای غیردولتی برای فراهم کردن بستر غنیسازی اوقات فراغت انکارناپذیر است. متحول کردن برنامهها براساس استعدادها، نیازها، علایق و شرایط روز جامعه و جهان از اقدامهای لازمی است که میتواند توجه فرزندان این آب و خاک را بهسمت برنامههای سالم هدایت کند تاعلاوه بر اینکه جوانانی با نشاط و دور از آسیبهای اجتماعی به جامعه تحویل دهیم، دانش و تواناییهای آنها را با شرایط روز جامعه و کار همگام کنیم.