آرزوی گم گشته من
[ محمد مهدی فرقانی ]<br>از مهر ۱۳۵۰ در دانشکده علوم ارتباطات سابق که در محل فعلی دانشکده علامه است؛ دانشجوی روزنامهنگاری شدم.
[ محمد مهدی فرقانی ]
از مهر ۱۳۵۰ در دانشکده علوم ارتباطات سابق که در محل فعلی دانشکده علامه است؛ دانشجوی روزنامهنگاری شدم. پیش از آن یک روزنامه خوان کم و بیش حرفه ای بودم و همه آرزویم این بود که اگر بشود روزی به این عالم راه پیدا کنم و چقدر آن روزها این آروز دست نیافتنی بود. تا اینکه پس از قبولی در امتحان ورودی دانشگاه این رشته را در روزنامه دیدم و انگار گمشده خود را یافته بودم. وارد این رشته شدم وقتی دانشجو شدم احتمال می دادم ۵۰ درصد راه را آمدم حدس می زدم که آخر این راه ورود به یکی از این مطبوعات میسر می شود. آن زمان دانشکده ارتباط با روزنامه کیهان پیوستگی بالایی داشت و من شنیدم این روزنامه به گروهی از دانشجویان برای تهیه گزارش از نقاط مختلف کشور نیاز دارد. چند گروه دانشجویی تشکیل شد و من در شمار گروهی بودم که به استان های شمال خراسان اعزام شدیم چند روز بعد با کمال تعجب گزارشی به اسم من و اعضای گروهی که با آنها همسفر بودیم در صفحه ۵ روزنامه کیهان منتشر شد و این برای من فتح یک دنیای جدید بود. یکی دو ماه بعد اواخر سال ۵۱ زمانی که صبحت از خلع ید انگلیسی ها بود و تحولاتی در مناطق نفتی اتفاق می افتاد، روزنامه کیهان بازهم تیمی دیگری تشکیل داد و من هم جز اعضای آن تیم بودم. پس از تجربه این سفرها روزنامه کیهان برای جذب عده ای کارآموز آگهی داد و من هم داوطلب شدم و این راه ورودی بود که به کیهان بریم. مرداد ۵۲ بود که وراد کیهان شدم. می خواهم به جوان ترهای امروز بگویم که تا چندین ماه از زمان اغاز به کارم در تحریریه کیهان میز و صندلی برای نشستن نداشتم. به نظرم برای روزنامهنگار شدن باید صبر پیشه کنند، زودرنج نباشند و میدان را زود خالی نکنند. روزنامه ها در گذشته به شدت در مقابل روزناکه نگارانی که دانشگاه می رفتند مقاومت می کردند و به نظرم روزنامهنگار شدن در این زمان خیلی ساده تر از گذشته شده است. در گذشته باید خودتان را به شدت اثبات می کردید و حتی تحمیل می کردید تا پذیرفته شوید. البته فعالیت در روزنامه ها برای گروهی از جوان ها سخت شده چون روزنامه ها ما در مجموع به شدت سیاسی و سیاست زده شدند روزنامهنگاران جوانی که گرایش های سیاسی ندارند برای ورود به روزنامه ها دچار مشکل شده اند. این هم کار روزنامهنگاری را دشوار می کند و هم جامعه را با مشکل مواجه می کند نمی گویم روزنامهنگاری عنصری غیر سیاسی است. اساسا کار رسانه ای به هر حال وارد حریم سیاست می شود اما بحث من این است که روزنامهنگار شخصا نباید پای در بلوک های سیاسی داشته باشد و خودش نباید منافع سیاسی خاصی را دنبال کند چرا که در این صورت حقیقت را متناسب با منافعش تفسیر خواهد کرد.