موسیقی، روی پای خود
[ هوشنگ سامانی ]<br>یادآوری ظرفیت های اقتصادی هنر به بهانه جشنواره ای که مدام به تعویق می افتد
[ هوشنگ سامانی ]
یادآوری ظرفیت های اقتصادی هنر به بهانه جشنواره ای که مدام به تعویق می افتد نام زنده یاد فرهاد مهراد، از آن دست نام هایی است که به اصطلاح دوست و دشمن می شناسند و دست کم در ظاهر هم که شده، برایش احترام قائلند. موسیقی او به واسطه اینکه حاوی مضامین سیاسی اجتماعی است، مخاطبین خاص خود را دارد و در عین حال چون جنس موسیقی اش فضایی به اصطلاح پاپ گونه دارد، مورد اقبال جوانان هم قرار می گیرد. ایرانیان آنسوی آب نیز از همین منظر به موسیقی فرهاد گرایش دارند. از سوی دیگر این هنرمند محبوب، تنها چهره موسیقی پاپ پیش از انقلاب است که با وقوع انقلاب اسلامی، مغضوب حکومت نگردید و کم و بیش آثارش از صدا و سیما پخش می شوند. با این پیش زمینه کوتاه معلوم می شود، نام فرهاد به قدری صبغه ملی پیدا کرده است که بتوان به اعتبار آن، یک حرکت فرهنگی منحصر به فرد انجام داد و شاید به همین دلیل بود که مؤسسه فرهنگی هنری خانه فرهاد، سال گذشته اعلام کرد نخستین دوره جشنواره سالیانه خود را با نام «جایزه فرهاد» برگزار میکند.
این جشنواره در سه حوزه سرایندگی شعر و ترانه، آهنگسازی و خوانندگی اعلام موجودیت کرد و بخش هایی همچون نوازندگی، پژوهش و تحقیق، تولید و عرضه آثار (نشر)، اطلاعرسانی و گزارشگری، صدابرداری و صداگذاری، طراحی پوستر و روی جلد را هم به آینده موکول کرد. موضوع جشنواره نیز گر چه آزاد اعلام شد ولی تأکید شده بود در جهت کرامت و آرمانهای انسانی باشد و در عین حال در تعارض با باورهای اخلاقی، عرفی و هنجارهای اجتماعی فعلی ایران قرار نگیرد. بدین منظور اهدافی همچون ایجاد شرایطی برای مشاوره، کشف استعداد و تشویق جوانان شاعر، آهنگساز و آوازخوان به آفرینش ترانههای تازه و بهتر، آگاهی دادن بیشتر به شنوندگان و پروراندن سلیقههای بهتر و درستتر برای پرهیز از سهلانگاریهای زیانبار از راه نقد و بررسی و نشر منتخب آثار برتر و همچنین گردآوری، اشاعه و حفظ آثار با ارزش برای توانمندی همه جانبه خانه فرهاد در حمایت از ارزشهای انسانی در ترانههای روز، عنوان شد. قرار بر این گذاشتند که جشنواره هر سال هم زمان با زاد روز فرهاد در تهران برگزار شود و در صورت امکان این جشنواره در روزهای بعد در شهرهای دیگر ایران با داوری و انتخاب بهترینها به سلیقه حاضران در مراسم برگزاری تکرار شود. در جریان برگزاری نخستین نمایشگاه موسیقی تهران (سالن حجاب، دی ماه ۸۶)، اعلان عمومی جشنواره فرهاد به شکل فراگیری انجام گرفت. پس از آن دبیرخانه جشنواره خبر از پایان بررسی ۵۳۷ اثر دریافت شده داد و افزود به زودی زمان و مکان برگزاری اعلام می شود. اما ظاهراً در روند برگزاری جشنواره مشکلی پیش آمد و موجب به تعویق افتادن زمان برگزاری آن شد و تا کنون برای سومین بار به تعویق افتاده است.
جشنواره فرهاد با وجود آن که هنوز طرحی روی کاغذ بیش نیست و می تواند همانند هزاران طرح انجام نشده کشورمان به فراموشی سپرده شود، نقطه قوت های منحصر به فردی دارد. نخست جایزه های ارزشمند آن است که تا کنون در تاریخ موسیقی کشورمان چنین اتفاقی را برای هنر موسیقی شاهد نبودیم. جوایز اول تا سوم بدین قرار است:
جایزه اول : نشان زرین لوح ، افتخار و ۱۵ میلیون تومان
جایزه دوم : نشان سیمین ، لوح افتخار و ۱۲ میلیون تومان
جایزه سوم : نشان برنز ، لوح افتخار و ۹ میلیون تومان
علاوه بر این ها، به سه هنرمند برگزیده در حوزه های آهنگسازی، ترانه سرایی و خوانندگی جوایزی شامل پلاک زرین ، لوح افتخار و ۶ میلیون تومان تعلق می گیرد. در ضمن برگزیدگان امکان عضویت در خانه فرهاد را وفق مقررات خواهند داشت. ویژگی دیگر جشنواره، وجه غیر دولتی بودن آن است. اینکه بخش خصوصی بدون اتکا به حمایت های دولتی و منابع عمومی و عام المنفه، اقدام به چنین کاری بکند، نشان از جسارت برگزار کنندگان دارد. به جرأت می توان گفت این یکی از معدود برنامه های فرهنگی کشورمان در شصت سال اخیر می تواند باشد که سر در آخور نفت ندارد و عجیب آنکه با بی مهری شبهه قانونی مدیران فرهنگی واقع شده است. چنانکه یحیی شریعتنیا رئیس خانه عنوان می کند جایزه فرهاد تاکنون هیچ کمک مادی از دولت یا اسپانسرهای خصوصی دریافت نکرده، اما آنچه باعث تعویق پی در پی برگزاری آن شده است، نبود سالن مناسب برای اجرای مراسم عنوان می شود. ظاهراً با وجود آنکه این جشنواره مجوز برگزاری از سوی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دارد، هیچ یک از سالن های معتبر پایتخت، نظیر تالار وحدت، اریکه ایرانیان و تالار اندیشه، تمایلی بر انجام آن در محل خود ندارند.
فریدون شهبازیان دبیر و رئیس هیئت داوران جایزه فرهاد معتقد است که مشکل جایزه، نه نام فرهاد بلکه موسیقی پاپ است. البته به گفته وی « علاوه بر آثار پاپ، آثار سنتی و ارکستری هم به جشنواره رسیده است که در بخش داوری باید فکری به حال آنها بشود. » او با انتقاد از لفظ موسیقی فاخر که در ۲ سال گذشته ورد زبان ها شده است، می گوید: « لفظ فاخر ارتباطی با ماهیت موسیقی ندارد، بلکه آنچه مناسبتی است و درباره شخصیتهای مذهبی و مملکتی که مورد احترام مردم هستند، موسیقی فاخر نام میگیرد و زمانی که نوبت به موسیقی پاپ و موسیقی روز میرسد با اکراه در باره آن صحبت میشود. متاسفانه موضوعات مذهبی به مستمسک برای کسانی تبدیل شده که میخواهند کارشان از صدا و سیما پخش شود.»
باید پذیرفت نگرانی دستگاه های فرهنگی و پیرو آن، کارشکنی های پیدا و پنهان شان در خصوص عدم شکل گیری جریان های غیر دولتی نظیر جایزه فرهاد، کاملاً بی مورد است و صرفاً می تواند از منظر سلیقه های شخصی و محافظه کاری برخی مدیران فرهنگی کشور ارزیابی شود. باشناختی که توده مردم و همچنین حاکمیت کشور از زنده یاد فرهاد مهراد و موسیقی اش دارند، بعید به نظر می رسد، جشنواره ای به نام آن هنرمند فقید برگزار شود و محتوایش دور از اندیشه های والای او باشد. از سویی دیگر چنانچنه این جشنواره جامه عمل به خود بگیرد، نوید بخش شکل گیری یک جریان قدرتمند فرهنگی و هنری فارغ از دخالت های بیجا و عموماً غیر فرهنگی دولت را می دهد که می تواند زمینه ساز حضور فعال هنر ایران در مجامع منطقه ای و جهانی باشد. جشنواره ای که به گفته برخی منابع آگاه، از کشورهای همسایه پیشنهاداتی برای انتقال آن از ایران به آن جا شده است و اگر این گفته صحت داشته باشد، حکایت از ظرفیت فرا ملی جشنواره دارد که به راحتی می تواند در سطح خاورمیانه محکی برای آفرینش های هنری موسیقی روز باشد.
واژه پاپ در کشور ما یادآور نوعی از موسیقی غیر سنتی است که ارزش های هنری و اجتماعی اش همواره با تردیدهای جدی زعمای قوم روبرو می شود و این مسئله غیر مفید بودن یا ناسالم بودن موسیقی پاپ، کم کم به یک باور عمومی در سطح مدیران فرهنگی و تصمیم سازان کشور در آمده است. به همین دلیل پیشتیبانی از این نوع موسیقی برای خیلی از ایشان، دشواری های خاص خود را دارد. در نتیجه هیچ گاه اولویت های مدیریتی خود را معطوف به آن نمی کنند و اگر به ضرورت ناچار شوند، موضعی بگیرند و یا اقدامی بکنند، با گام هایی لرزان قدم بر می دارند. ضمن اینکه هر آینه احتمال حذف آن هم می رود. اما شرایط زمانه، چنین اقتضا می کند که بدنه فرهنگی کشور، این نوع جشنواره ها را جدی تر بگیرند. چرا که ظرفیت اقتصادی نهفته در جنس موسیقی اش بسیار قابل توجه است. موسیقی پاپ فارغ از ارزشمند بودن و یا نبودن، در همه جای دنیا روی پای خود می چرخد و گردش مالی آن بسیار بالاست. تا جایی که در کشورهای پیشرفته علاوه بر ایجاد سرگرمی و تفریح توده مردم، رونق بخش خدمات را هم دامن زده و همچنین تخفیف مالیاتی خوبی برای بنگاه های اقتصادی به ارمغان آورده است. بنابراین موسیقی پاپ هیچ نیازی به همراهی دولت ها ندارد و تنها نظارت قانونمند و نه سلیقه ای بر آن، می تواند تضمین کننده اجرای برنامه های مفید با جنبه های اقتصادی و فرهنگی باشد.
موضوع دیگر، به نگاه های بنیادین برخی تصمیم سازان کشور به موسیقی مربوط می شود. چه اینکه امسال در سی ام سال پیروزی انقلاب اسلامی، حاکمیت کلان کشور هنوز در خصوص هنر موسیقی به یک جمع بندی روشنی نرسیده است و تمام فعالیت های مربوط به آن همواره در هاله ای از مناسبت و انتساب به امور مقدس پیش می رود. این مسئله در خصوص موسیقی پاپ خیلی بارزتر از انواع دیگر موسیقی مشاهده می شود. البته ذهنیت منفی از موسیقی پاپ در هیچ جای دنیا مثل ایران وجود ندارد. در اینجا ما عادت کرده ایم همه پدیده های پیرامونی خود را با خط کش های ارزشی اندازه بگیریم. یعنی حتی پدیده ای اگر دارای سلامت باشد ولی ارزش های خاصی از نظر ما در آن نگنجد، با همین خط کش ها ارزیابی می شود و در نهایت مردود. شاید بهتر آن باشد که به پدیده های خنثی هم فکر کنیم. پدیده هایی که نه ارزشی اند و نه ضد ارزش. چیزی که جهان غرب تکلیف اش را با آن روشن کرده و نام اش را سرگرمی Entertainment نهاده است.