پاکستان و صلحناگزیر
مبانی همزیستی دولت و ارتش پاکستان با گروه طالبان و حامیان قبیله ای آن <br>دولت پاکستان ماه گذشته اعلام کرد، با طالبان محلی و رهبر آن بیتا... محسود مذاکره و توافقنامه آتش بس امضا کردهاند.
مبانی همزیستی دولت و ارتش پاکستان با گروه طالبان و حامیان قبیله ای آن
دولت پاکستان ماه گذشته اعلام کرد، با طالبان محلی و رهبر آن بیتا... محسود مذاکره و توافقنامه آتش بس امضا کردهاند. افزایش خشونت و درگیری میان طالبان در ایالت سرحد و نیروهای نظامی پاکستان از دلایل مهم تصمیم دولت پاکستان برامضای توافقنامه آتشبس با گروه شبه نظامی طالبان بود. امضای این توافقنامه، واکنشهای مختلفی را در عرصه بینالمللی و منطقهای برانگیخت، شدیدترین واکنش را افغانستان نشان داد که مدعی است گسترش حملات و فعالیتهای طالبان در ماههای اخیر به تحریک و حمایت پاکستان صورت میگیرد. مقامات افغانستان معتقدند امضای توافقنامه آتشبس میان طالبان و پاکستان، طالبان را از مبارزه با دولت پاکستان فارغ میکند و دست آنها را در افغانستان باز میگذارد. افغانها حتی طالبان را وطنفروش خطاب کردند که با دشمنی که همواره چشم طمع بر خاک افغانستان داشته است، دست همپیمانی داده است. ایالات متحده که پاکستان تحت فشار آن کشور به ائتلاف مبارزه با تروریسم پیوست، دیگر کشور معترض به صلح طالبان و پاکستان بود. دولت پاکستان در پاسخ به انتقادات این توافقنامه، مساله داخلی و ضروری برای حفظ امنیت و ثبات کشور دانست.
حقیقت این است که دولت پاکستان بهرغم، همه نقشههای کهنه و جدید درباره افغانستان، خود در تنگنای درگیریها و منازعات داخلی گرفتار آمده است که شاید صلح با طالبان موقتا آن را از یک مهلکند جنگ با آحاد و گروههای مختلف در جامعه پاکستان دور نگهدارد. طالبان محلی در پاکستان را عمدتا پشتونهای افغانی و پاکستانی و بعضا بلوچ تشکیل میدهند که با توجه به قرابت و خویشاوندی که میان پشتونهای دو سوی مرز در افغانستان و پاکستان، مشکل بتوان خط فصلی میان طالبان این دو کشور قائل شد.
پس از پایان جهاد در افغانستان و نیز طرح مبارزه با تروریسم، ایالات متحده برای سرکوبی طالبان دولت پاکستان که در این جنگ لاجرم به ایالات متحده گرویده است، حملات وسیع و دامنهداری را علیه طالبان محلی در محل استقرار آنها یعنی ایالت سرحد تدارک دیده است که گفته میشود میزبان همرزمان خارجی و القاعده، دوران جهاد در افغانستان هستند. در همین اثنا، دولت در بلوچستان درگیریهای شدید با بلوچان داشت که در یکی از آن درگیریهای خونین، رهبر طایفه بوگتی کشته شد و این غیر از اعتراضات و تظاهرات نیروهای دموکراتیک بود که در اثر بحران دولت در پاکستان طی دو سال گذشته به وجود آمده است. پاکستان اما توانست بربحران دولت با برگزاری انتخابات پارلمانی آزاد و منصفانه، تحت فشار ایالات متحده فائق آید و دولت را به نیروهای دموکراتیک بسپارد، هر چند هنوز بحران، کاملا فیصله نیافته است اما بهرحال دولت جدید تشکیل یافته و ژنرال مشرف از سمت خود در ارتش استعفا داده است.
از اینرو ارتش در پاکستان که تصمیمگیرنده نهایی درباره مسائل امنیتی کشور است عمد دارد که رویارویی ارتش را با نیروها و گروههای مختلف مردم محدود کند، صلح با طالبان با این منطق صورت پذیرفته است، هرچند که منتقدان دولت پاکستان و به ویژه دولت افغانستان آن را جوازی برفعالیت بیشتر طالبان در افغانستان میدانند، که البته چندان هم دور از حقیقت نیست. رابطه طالبان و پاکستان، رابطهای پیچیده و چند لایه بوده است. طالبان بهعنوان جهادگران بیهزینه و ارزان، نیروی موثری در دوران جهاد در افغانستان بودند که خطر شوروی که متحد نزدیک هند بود را از سرپاکستان دور کنند. این گروه بهدلیل پیوندهای قومی با ارتش پاکستان که عمدتا از پشتونهای کشور تشکیل میشود، نزدیکترین گروه به سرویس امنیتی پاکستان محسوب میشود و به همین دلیل در دوران پس از جهاد تا زمان حمله ایالات متحده به افغانستان، با حمایت پاکستان توانست به مقابله علیه گروههای مختلف مجاهدان بپردازند که روابط نزدیک با ایران داشتند و به همین دلیل وقتی پاکستان در اوایل دهه ۹۰، دولت در افغانستان تشکیل داد، پاکستان و عربستان سعودی که نقش والدین معنوی آن را داشتند، همراه با امارات، تنها کشورهایی بودند که تشکیل آن را به رسمیت شناختند. در این میانه، موضوعی که در رابطه طالبان و پاکستان مشکل ایجاد کرد؛ فعالیت گروههای عرب افغان با جهادگران خارجی (القاعده) بودند که متعهد به مبارزه با کفر، فعالیتهای خود را علیه آمریکا ادامه دادند. در واقع رابطه طالبان و القاعده، پس از جهاد در افغانستان، گسترش یافت و این به ضرر طالبان تمام شد که خصومت و دشمنی ایالات متحده را که زمانی از حامیان آنها تلقی میشد را برایش خرید. به این ترتیب پس از جنگ در افغانستان، طالبان همراه با القاعده به گروهی زیرزمینی تبدیل شد که فعالیتهای آن کاملا از کنترل خارج شد. با توجه به رابطه و حمایتی که سرویس امنیتی ارتش با این گروه داشته است و از طرفی دیگر، دسترسی به منابع مالی و در اختیار داشتن تجارت مواد مخدر و از طرفی دولت رها شده در افغانستان، برآمدن مجدد طالبان دور از انتظار نبود، خصوصا آنکه این گروهها را باید پدیدههای اجتماعی، سیاسی و اقتصاد دوران خود فرض کرد که نمیتوانند به آسانی و صرفا با سرکوب از بین روند. بنابراین آنها دوباره به شکل قدرت محلی در پاکستان اعلام وجود کردهاند و کار را از این رو بر دولت پاکستان دشوار کردهاند که میتوانند به عنوان گروههای محلی اسلحه به دست و شبهنظامی، تهدیدی برای یکپارچگی، صلح و ثبات کشور باشند. طالبان به عنوان بخشی از جریان بنیادگرایی اسلامی که محصول مدارس علوم دینی و شارح و مبلغ اسلام سلفی است، تقاضاهای دینی دارد و خواستار اجرای شریعت اسلامی در مناطق تحت نفوذ خود است. دولت پاکستان عملا در این مناطق تحت خود که عمدتا بافت و ساختار قبیلهای و قومی دارند، نفوذی ندارد. دولت پاکستان چه، ژنرال مشرف و چه نیروهای دموکراتیک بیش از یک دهه است که محکوم است که کنترل و سلطه خود را بر این مناطق، از طریق جنگ سالوران منطقهای که به نوعی قدرت دولت را نیز شکستهاند، اعمال کند و توافقنامه صلح با طالبان با همه جلوههای پیدا و پنهان، توطئه علیه امنیت و ثبات در افغانستان، رضایت دولت پاکستان به تقسیم قدرت در داخل کشور است.
طالبان پشتون در پاکستان میتواند نمونهای از تقاضاهای قومی - فرقهای را در پاکستان ارائه دهد که این کشور از بدو تشکیل تاکنون با آن مواجه بوده است. مشارکت نابرابر آنها از درآمد و منابع کشور، همواره زمینهای را برای درگیریهای قومی و فرقهای و بیثباتی ارائه داده است. در دو دهه اخیر و به ویژه پس از جهاد افغانستان و جریان ورود اسلحه برای تامین جنگافزار جهاد، گروههای قومی و فرقهای را به شبهنظامیانی تبدیل کرده است که جنگ را شکلی از زندگی روزانه میدانند. مهار این جریان و نیز تغییر آن علاوه بر شناسایی این گروهها به مثابه نیروی سیاسی مشروع در صحنه سیاست، نیازمند شفافسازی سیاست پاکستان در قبال دو منطقه کشمیر و افغانستان است. هر اندازه دولت و ارتش در پاکستان در طمع آرزوی دیرین خود در پی تزلزل دولت و امور افغانستان برآیند، عادت به تئوری و جنگ را در این گروهها که اساسا نسبت به کشمیر و افغانستان حساس هستند، تقویت میکند و فرصت معارضه با دولت را در داخل فراهم میکند.