آنها بازگشته‌اند

شماره روزنامه: ۱۵۷۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۶۳۰۸۶ بیشتر

نرجس خاتو ن برآهویی <br>واکاوی ریشه های فکری ، سیاسی و اقتصادی قدرت طالبان و علل بازتولید این جریان در سال های اخیر<br>

آنها بازگشته‌اند

نرجس خاتو ن برآهویی

واکاوی ریشه های فکری ، سیاسی و اقتصادی قدرت طالبان و علل بازتولید این جریان در سال های اخیر

طالبان، محصول جهاد افغانستان علیه حضور ارتش سرخ در این کشور و نیز سیاست پاکستان در دوره ضیاءالحق مبنی بر گسترش تعداد مدارس علوم دینی بود. وقتی در دهه ۸۰ ضیاءالحق سیاست افزایش تعداد مدارس علوم‌ دینی را در دستور کار خود قرار داد، این مدارس به ویژه در مناطق مرزی با افغانستان، یعنی شهر پیشاور در ایالت پشتونستان و نیز بلوچستان ،دایر شدند تا به پناهندگان افغان که به پاکستان سرازیر شده‌ بودند، آموزش ارائه دهد و نیز اسلام شیعی را که در اثر انقلاب ایران جنبه الهام‌بخشی در سراسر منطقه پیدا کرده بود، محدود گرداند.

به این ترتیب، طلاب این مدارس که عمدتا پشتون‌ بودند، تحت تعالیم اسلام سلفی و یا وهابی قرار گرفتند که پول عربستان سعودی و ایالات متحده نیز بر جذابیت و توانایی آن افزوه بود. این گروه در طول دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، همراه با مجاهدین افغان، علیه شوروی جنگیدند. اسلام وهابی که در این مدارس تدریس می‌شد، همراه با معاشرت و مراوده با جهادگران خارجی عمدتا عرب که شارح و نماینده این اسلام بودند، جهادگران درس آموخته در این مدارس را در ارتباط نزدیک با گروه‌هایی مانند القاعده قرار داد که از اواسط دهه ۹۰، رهبر آنان یعنی اسامه‌بن‌لادن، رسما از سودان به افغانستان مهاجرت کرده بود. از همین رو، محققان و تحلیل‌گران بنیادگرایی اسلامی، طالبان را بسیار نزدیک به اسلام سلفی القاعده می‌بینند که خصلتی ضدشیعی دارد. طالبان، سنت‌های فرهنگی و آیین‌های مذهبی مرسوم منطقه را که ریشه‌ای بومی و غیراسلامی دارد، مانند برگزاری مراسم عروسی یا زیارت قبور را معارض با اسلام می‌دانند. طالبان در صحنه سیاسی افغانستان در سال ۱۹۹۴ یعنی پس از خروج شوروی از افغانستان و روی کار آمدن مجاهدین به عنوان قدرت محلی ظاهر شد. آنها به دلیل امکانات مالی و پشتیبانی و حمایت ارتش و به ویژه سرویس امنیتی پاکستان خیلی زود توانستند بر بخش بزرگی از خاک افغانستان از قندهار گرفته تا هرات و کابل را در اختیار بگیرند. دره پنجشیر تنها جایی بود که به یمن درایت و کفایت احمدشاه مسعود، قهرمان اسطوره‌ای جهاد افغانستان از دسترس طالبان به دور ماند.

برقراری امنیت در جاده‌ها و شهرها، اجرای قوانین و مبارزه با فساد سبب محبوبیت طالبان در روزهای آغازین سلطه طالبان در افغانستان شد. به گونه‌ای که مردم بسیاری از شهرهای این دیار جنگ زده از ورود آنها استقبال کردند اما وضع قوانین سختگیرانه، درباره حجاب و منع فعالیت‌های اجتماعی برای زنان از جمله آموزش، اجباری کردن ریش برای مردان به تدریج عرصه را بر زندگی عمومی مردم در افغانستان تنگ کرد تا این که سرانجام حادثه انفجار ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده را بار دیگر متوجه افغانستان کرد که حال به پناهگاه‌ اسامه بن لادن و القاعده تبدیل شده بود. نیروهای ائتلاف ضد تروریسم، طالبان را در افغانستان در هم شکستند و اداره کشور را به حامد کرزای به نیابت از محمد ظاهر شاه، شخصیت محبوب افغان واگذار کردند ظاهر شاه سه دهه پیش از آن قربانی توطئه داماد خود یعنی محمد داوودخان شده و سلطنت را از دست داده بود. طالبان در افغانستان با حضور نیروهای ائتلاف، مجال فعالیت برای دوره‌ای طولانی پیدا نکرد اما کاملا هم از بین نرفت و دور جدیدی از زندگی و فعالیت مخفیانه را در پاکستان آغاز کرد. زنجیره مدارس علوم دینی که از پیشاور تا کراچی تاسیس شده بود و قاچاق مواد مخدر در همین نوار منطقه‌ای، امکانات احیا را در اختیار آنها قرار داد.

گزارش سازمان ملل حاکی از آن است که طالبان در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۰۰میلیون دلار از قاچاق مواد مخدر درآمد داشته است. در این میان نقش دولت پاکستان نیز اهمیت بسزایی دارد. دولت پاکستان به‌رغم تعهد به مبارزه با تروریسم پیوندهای خود را با طالبان محلی حفظ کرده است و مبارزه با تروریسم را صرفا محدود به افغان‌های عرب یا نیروهای القاعده کرده است.پاکستان که افغانستان را حیاط خلوت خود می‌داند از رابطه نزدیک ارتش پشتون با پشتون‌های طالبان در جهت تزلزل دولت کرزای استفاده کرده است.

تقویت طالبان، تاثیری دو سویه بر جامعه پاکستان بر جای گذاشته است از یک سو به دلیل رابطه نزدیک طالبان با همرزمان القاعده‌ای باعث شده است که طالبان به عنوان میزبانان القاعده‌ای‌ها آنها را در محل استقرار و سکوت خود به ویژه ایالت سرحد پناه دهند.ماموریت ضد آمریکایی القاعده بر آشوب، هرج و مرج و نوعی جنگ داخلی در کشور دامن زده است و از سوی دیگر هنوز طالبان نقطه اتکای پاکستان برای فعالیت علیه دولت افغانستان است.

در واقع طالبان، نیرویی کاملا در اختیار برای دولت و ارتش پاکستان نیست و اثرات سوء آن به شکل خشونت‌های گاه و بیگاه، زندگی عادی مردم و نیز ثبات را در این کشور به مخاطره افکنده است به ویژه که از اوایل سال جاری میلادی فعالیت طالبان در پاکستان و افغانستان شدت گرفته است. آنها کنترل بخش‌های زیادی از کشور از جمله استان وارداک در همسایگی کابل را به دست گرفته‌اند. ملاحکمت‌ا...، رهبر طالبان در این استان می‌گوید: آنها شهر یا جاده‌ها را کنترل نمی‌کنند بلکه عمدتا توجه خود را به روستاها معطوف کرده‌اند که می‌توانند به دلیل فساد و ناکارآیی دستگاه دولت، حمایت مردم را جلب کنند. همچنین وزیر داخله سابق افغانستان گفته است که رشد طالبان به دلیل ضعف دولت مرکزی اتفاق افتاده است. حال، دیگر در رسانه‌های غربی رسما و صراحتا از بازگشت طالبان سخن گفته می‌شود و به نظر هم نمی‌رسد ائتلاف مبارزه با تروریسم که زمانی به افغانستان برای امحای تروریسم حمله کرد، برنامه‌ای برای مبارزه با آنها داشته باشد. جنبش بنیادگرایی رادیکال اسلامی که از دهه ۷۰ میلادی شکل گرفته است، با سال‌های آغازین فعالیت خود تفاوت زیادی کرده است و از تقاضا برای تشکیل دولت فرا ملی اسلامی دست کشیده است و به تشکیل دولت ملی اسلامی رضایت داده است. این جنبش در بسیاری از کشورهای اسلامی به ویژه جنوب آسیا از خود مصلحت‌گرایی زیادی نشان داده است. جمعیت علمای اسلامی که ملهم از آموزه‌ها و تعالیم مدرسه علوم دیوبندی بودند، در صحنه سیاسی پاکستان با طیفی از احزاب متفاوت از چپ‌گرایان سکولار گرفته تا احزاب قومی غیرمذهبی در مقاطع مختلف ائتلاف کرده‌اند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این گروه‌ها وقتی در بستر ملی، عمل می‌کنند، به سهولت از دستور کار فرا ملی را کنار می‌گذارند و تمایل دارند تا به عنوان بازیگران مشروع صحنه سیاسی که دارای منافعی هستند، شناسایی شوند.

شناسایی این گروه‌ها به عنوان بازیگران سیاسی، حداقل این حسن را دارد که آنها را در چارچوب قواعد تعریف شده و نشده سیاست قرار می‌دهد و این امکان را به جامعه بین‌‌الملل می‌دهد تا آنها را به تعهداتی، متعهد گرداند و چانه‌زنی را با آنها آغاز کند. به نظر می‌رسد برای غرب دشوار باشد که با شری که زمانی هم جهان را به خدمت گرفتند تا علیه آن مبارزه کنند، به چانه‌زنی بنشیند و همزیستی آغاز کند و اما شرایطی دیگرگونه یعنی جهان بی‌وجود طالبان بنیادگرا، شیوه‌ای دیگر می‌طلبد که مهم‌ترین و عاجل‌ترین آن افزایش کمک دولت افغانستان برای تسریع فرآیند بازسازی فرهنگی و اقتصادی کشور است.در حال حاضر به نظر می‌رسد جنوب آسیا، جای خاورمیانه را به عنوان میدان عمل گروه‌های اسلامی ضدغرب گرفته است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن