شوک آینده
رهام وزیری <br>گفتوگو با دکتر نرسی قربان درباره علل افزایش بهای نفت
رهام وزیری
گفتوگو با دکتر نرسی قربان درباره علل افزایش بهای نفت درشرایطی که نفت رکورد ۱۴۶ دلار به ازای هر بشکه را از خود برجای گذاشته است، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان هر یک دیگری را در افزایش قیمتها مقصر میدانند. مجموعهای از عوامل سیاسی و اقتصادی بر یکدیگر اثر گذاشته و باعث اوجگیری قیمت نفت خام شدهاند. دکتر نرسی قربان پژوهشگر و تحلیلگر بازار انرژی عقیده دارد که در شرایط کنونی عوامل سیاسی بیش از هر زمان دیگری در اوجگیری قیمت نفت خام نقش دارند، وی در گفتوگو با ماهنامه تحلیلی دنیای اقتصاد این عوامل را تشریح کرده و همچنین به بررسی عواملی که میتوانند زمینهساز کاهش قیمت نفت باشند، پرداخته است.
به عقیده شما چه عامل یا عواملی موجب شد تا قیمت نفت تا به این اندازه رشد کرده و رکورد ۱۴۷ دلار را از خود برجای بگذارد؟
عوامل مختلفی منجر به گرانشدن نفت شده است و تنها یک عامل دخیل نبوده است. در تعیین قیمت هر کالایی مهمترین عامل عرضه و تقاضا است. ما میبینیم که تقاضا در سالهای اخیر برای نفت افزایش یافته است. اما عرضه نفت در این مدت با تحولات عمدهای روبهرو نبوده است. به این معنی که منابع کشف شده کنونی همواره با کاهش تولید روبهرو است. در برابر این کاهش تولید باید حوزههای نفتی جدیدی کشف شود تا جبران این کاهش تولید را بکند. برای رسیدن به این امر سرمایهگذاری سنگین لازم است. این سرمایهگذاریها تا حدی انجام شده است اما به نظر میرسد برآیند این افزایش تقاضا و افزایش عرضه نفت به گونهای بوده که اندک اندک ظرفیت تولید اضافی را به خود جذب کرده است و ما در شرایطی هستیم که ظرفیت تولید اضافی چندانی وجود ندارد.
چه عواملی بر افزایش تقاضا بیشتر تاثیرگذاشتهاند؟
افزایش رشد اقتصادی جهان، بیشتر شدن جمعیت دنیا و افزایش تقاضا در کشورهای چین و هند در یک دهه گذشته بیشترین تاثیر را در رشد تقاضا داشته است. پویایی اقتصاد چین و هند باعث شده تا به تازگی قدرت خرید مردم در این اقتصادها افزایش پیدا کند و در نتیجه تقاضای بیشتری برای کالاهای صنعتی همچون اتومبیل به وجود آید که در نتیجه تقاضا برای نفت هم بالا رفته است.
با این وجود عرضه و تقاضا در بازار نفت در تعادل است، ولی باز هم شاهد رشد قیمتها هستیم؟ دلیل آن چیست؟
بله، بازار در تعادل است و هماکنون به اندازه کافی نفت در بازارها وجود دارد و مازاد عرضه هم داریم.
حتی عربستان سعودی میتواند یک تا دو میلیون بشکه نفت اضافی را به بازار عرضه کند. یکی از دلایل عدم ثبات بازارها نوع نفتی است که موجود است. بعضی نفتهای مورد تقاضا به ویژه نفتهای سبک که برای یکسری از پالایشگاهها قابل استفاده است، کمبود دارد. این است که ما در یک سری نفتها کمبودهایی را میبینیم.
تحولات ژئوپلیتیک چه اثری بر بازار نفت داشتهاند؟
همواره عوامل سیاسی بر بازار نفت اثرگذاشته و مساله را حاد میکنند. یکی از این عوامل سیاسی تنشهایی هست که در خلیجفارس وجود دارد. وقتی بالانس عرضه و تقاضا بسیار به هم نزدیک است، همیشه احتمال اینکه یک اتفاق عرضه را کاهش دهد، مانند انفجار یک لوله یا از دست دادن بعضی از چاهها، زیادتر میشود و تاثیر بیشتری میگذارد. تنشهای سیاسی این مساله را به مراتب بیشتر کرده و از حالت حادثه بیرون میآورد. بهعنوان مثال اگر رویارویی بین ایران و آمریکا ایجاد بشود بدون شک روی کل عرضه نفت در خلیجفارس و از طریق تنگه هرمز تاثیر منفی میگذارد. واضح است که دنیا در این مواقع چه از نظر حادثه و چه از نظر تنشهای سیاسی خیلی نگران شده و شروع به خرید برای ذخیرهسازی میکند.
این روزها اصطلاح «بورسبازی» یا «سفتهبازی» را بهعنوان یکی از عوامل موثر بر افزایش قیمت نفت بسیار میشنویم. سفتهبازی در بازار نفت چگونه انجام میشود؟
بورس بازی از دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و قرار بود به بازارها کمک کند تا آنها را متعادل کند. به این معنی که کسی که فروشنده است بداند درآینده تکلیفش چیست و کسی که خریدار است نیز بتواند جلوتر بخرد و برنامهریزی دراز مدت داشته باشند. همه بازارهای آتی بر این مبنا شکل گرفته و موفق هم بودهاند. ولی وقتی یکباره میلیاردها دلار به بازارهای آینده سرازیر میشود مشکلاتی به وجود میآید.
این میلیاردها دلار چگونه آزاد شده و یکباره به بازار نفت سرازیر شدند؟
به دلیل اینکه در بازارهای دیگر مشکلاتی ایجاد شده است. مشکل کاهش ارزش دلار، مسائل مربوط به بخش ساختمان و مسکن در آمریکا و بحران وامهای Sub Prime باعث شد تا یکسری از سرمایهگذاران پولهای خود را به جاهایی ببرند که بتوانند سود بیشتری ببرند و پول درآورند. ورود این پولها باعث شد تا روی بازار کالاها به ویژه نفت فشار وارد شود.
این فشار چگونه وارد شد؟
ورود این پولها در کنار پیشبینیهایی که میگفتند قیمت نفت افزایش پیدا میکند کار را به جایی رساندند که اکنون شاهد هستیم حجم معاملات کاغذی نفت به ۳۰ برابر حجم معاملات فیزیکی نفت رسید. نکته دیگر این است که تنشهای سیاسی خیلی سریع بر معاملات کاغذی نفت اثر میگذارد. سرمایهگذار به دنبال آن است که مثلا نفتی را که ۱۲۰ دلار خرید به ۱۲۵ دلار تبدیل کند و اگر فردی حس کند تنش در خلیجفارس بالاتر گرفته است و میداند که با این تنش قیمت بالا میرود میرود نفت میخرد. این چرخه مدام خودش را بزرگ میکند.
هماکنون بحث ذخایر جدید تاچه حد مطرح است؟ باتوجه به قیمت بالای نفت.
ما ذخایر نفتی را بر دو مبنا تعریف می کنیم. یکی بر مبنای تکنولوژیهای موجود و دیگری اقتصاد حاکم. که یک عامل مهم که سطح ذخایر را مشخص میکند، قیمت نفت است. بعضی از ذخایر نفتی در نقاطی قرار دارند که دسترسی به آنها دشوارتر است و هزینه بیشتری دارد. نقاطی را داریم که با ۴ یا ۵ دلار به ازای هر بشکه میتوان نفت تولید کرد و نقاطی هم هستند که تولید هربشکه از آنجا ۴۰ تا ۵۰ دلار هزینه دارد. این نقاط در شرایطی قیمت نفت مثلا ۲۰ دلار است اصلا توجیه اقتصادی ندارد و به طور کلی جزو ذخایر به حساب نمیآید. ولی اگر نفت ۱۰۰ دلار باشد آن تولیدات پرهزینه نیز ذخیره محسوب میشوند.
مثالی در این زمینه وجود دارد؟
مثال زنده آن کانادا است. در کانادا که ذخایر معمولی و پیشین آن نسبت به خاورمیانه بسیار محدود است با بالارفتن قیمت نفت شنهای آغشته به نفت کانادا که به آن OIL Sand میگویند نیز در ردیف ذخایر درآمدهاند. استخراج از این شنهای آغشته به نفت در قیمتهای بالای ۴۰ و ۵۰ دلار اقتصادی شده است. درنتیجه اکنون در مجلات صنعت نفت جدید میبینید که ذخایر نفت کانادا پس از عربستان عمدهترین شده و در ردیف دوم قرار گرفته است.
آیا با گران شدن نفت خطر حرکت جهان به سمت انرژیهای جایگزین احساس میشود؟
بله، گران شدن نفت از یک سو و از سوی دیگر مساله حفظ محیطزیست باعث شده است تا کشورها وابستگی خود را به نفت کاهش دادند. در نتیجه کشورها در حال روی آوردن به سوختهای دیگر هستند که در ردیف اول گاز قرار دارد و بعد از آن دو انرژی خورشیدی و انرژی باد هستند بعد هم انرژی هستهای است. در این موارد از سالها قبل تحقیقات مفصلی در جریان بوده است، اما شرایط جدید حاکم بر بازار نفت به این تحقیقات و عملی کردن آنها سرعت میدهد و حتی آنها را اقتصادیتر میکند. در قیمتهای پایین نفت، تولید برق از طریق انرژی خورشید خندهدار و غیراقتصادی است، اما وقتی نفت ۱۵۰دلار داشته باشید آنگاه توجیه اقتصادی پیدا میکند و سرمایهگذاری به آن سو افزایش یافته و حتما انرژیهای تجدیدپذیر رونق پیدا میکنند.
موضوع استفاده از سوختهای زیستی مانند اتانول به شدت در غرب مطرح است. آیا این به مرحلهای رسیده است که تهدیدی برای استفاده از بنزین باشد؟
به عقیده من سوختهای زیستی نه تنها تهدیدی برای سوختهای فسیلی نیستند؛ بلکه با فشاری که روی تولید اتانول سوختی آمده است بالانس دیگر بخشها به هم خورده است. به عنوان مثال بالانس تولیدات غذایی و کشاورزی در یک سری کشورها به هم خورده است. به خصوص که گروههای مدافع محیط زیست نیز با آنها مخالف هستند. از سوی دیگر مقدار تولید آن به اندازهای نیست که روی تقاضای نفت و گاز تاثیر عمدهای بگذارد. با توجه به اینکه تولید سوخت زیستی باعث بر هم خوردن تعادل شده است، در حال تعدیل آن هستند. علاوه بر آن در بازار قیمت ذرت و کالاهای کشاورزی که از آنها اتانول سوختی تهیه میشود نیز بالا رفته است. گرانی غذا هم در جهان مساله بسیار مهمی است و پیشبینی میشود کار به جایی برسد که بار دیگر دنیا ترجیح بدهد این غلات را به عنوان غذا بفروشد نه برای تولید انرژی.
کدام متغیر میتواند سریعتر بر کاهش قیمت نفت اثر بگذارد. قدرتگیری دلار، احیای اقتصاد آمریکا یا افزایش تولید نفت؟
من فکر میکنم قدرتگیری دلار سریعترین اثر را روی کاهش قیمت نفت خواهد گذاشت. به دلیل آنکه دو متغیر دیگر چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد و باید روندی را طی کند. ولی قدرتگیری دلار میتواند تحت تاثیر عواملی به سرعت اتفاق بیفتد. البته آن هم تا حدی در دست بورسبازها است.
چه عواملی میتوانند قیمت نفت را کاهش دهند؟
هر عاملی که بتواند این فکری را که در سر سرمایهگذارها رفته است که نفت کالایی هست که در آینده دچار کمبود خواهد شد و در نتیجه پولها در این بازار چند برابر خواهند شد، تغییر دهد، میتواند قیمت نفت را کاهش دهد. این بازار بسیار حساس است. مثلا اگر یک باره رابطه ایران با غرب خوب بشود و یا تنش در عراق و افغانستان کاهش یابد، احتمال زیادی وجود دارد که به صورت چشمگیری از قیمت نفت کاسته شود و یا اینکه مشکلات اقتصاد آمریکا کاهش پیدا کند یا عرضه نفت بیشتر شود، همه اینها باعث کاهش قیمت نفت خواهد شد.
و این کاهش قیمت تا کجا ادامه خواهد داشت؟
کاهش قیمت نفت حد و حدودی هم دارد و عواملی که ذکر آنها رفت باعث کاهش قیمت نفت تا سطح مثلا ۲۰دلار نخواهند شد. الان به نظر میرسد که نفت قیمت بالای ۱۰۰دلار برای خودش تثبیت کرده است. من فکر میکنم که باند ۱۰۰دلاری قیمت نفت یک مقاومت در برابر پایین آمدن قیمتها است.
نقش اوپک در کاهش قیمت نفت در شرایط کنونی چگونه است؟
اگر بخواهیم به طور جدی به اوپک نگاه کنیم، تعداد کشورهایی که میتوانند تولید خود را افزایش دهند یک یا دو کشور بیشتر نیستند. عربستان و تا حدودی امارات. این برمیگردد به اصل قضیه یعنی عربستان و این کشور به نظر میرسد تصمیم خود را گرفته و عنوان داشته که تولید خود را اضافه میکند. اینگونه است که اوپک قدرت لازم را در کاهش تولید دارد، اما در افزایش تولید نمیتواند نقش عمدهای ایفا کند. چرا که اکثر اعضای آن در حال تولید با حداکثر ظرفیت خود هستند.
حال که اوپک قدرت افزایش تولید به آن میزان که قیمتها را چشمگیر جابهجا کند ندارد، چرا پیوسته از سوی ایالات متحده و آژانس بینالمللی انرژی مورد درخواست افزایش تولید واقع میشود؟
آنها سعی میکنند مشکلاتی را که هست به گردن اوپک بیندازند و تا آنجایی که ممکن است از خودشان دور کنند. سال انتخابات آمریکا هست و قیمت بنزین در انتخابات آمریکا بسیار حساس است. هماکنون هر گالن بنزین در آمریکا از ۳دلار به ۴دلار رسیده است و این از دید یک شهروند عادی آمریکا به معنی شکست برنامههای اقتصادی رییسجمهوری و هیات حاکم است. در حال حاضر اوپک تنها ۴۰درصد تولید نفت دنیا را در اختیار دارد و ۶۰درصد بقیه را کشورهای دیگر تولید میکنند. به نظر میرسد این درخواستها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته باشد.
گرانی نفت برای کشورهای تولیدکننده همچون کشور ما چه منافعی در پی دارد؟
این مستقیما به عملکرد خود ما بستگی دارد. تصور کنید شما یک پول هنگفتی در اختیار دارید. میتوانید بروید با آن پول قمار کنید یا اینکه آن را سرمایهگذاری کنید و ده برابرش کنید. اکنون در حوزه نفت یک موقعیت تاریخی نصیب ما شده است و ما میتوانیم با استفاده درست از این درآمدهای نفتی ارزش افزوده ایجاد کنیم.
قیمت بالای نفت باعث جذاب شدن میادین نفت و گاز ما برای سرمایهگذاران خارجی نمیشود؟
نه چندان، جذابیت سرمایهگذاری بستگی به قوانین و نحوه برخورد و مذاکره ما با شرکتهای خارجی دارد. همچنین مسائل سیاسی و تنشها هم نقش مهمی دارند. در دو سال گذشته که قیمت نفت مرتب بالا رفته است از شرکتهای خارجی، کسی سرمایهگذاری عمدهای در ایران نکرده است. اکثر سرمایهگذاران شرکتهای چینی و هندی از این دست هستند که از لحاظ تکنولوژی به پای دیگران نمیرسند. به عنوان مثال شرکتها به طور کلی از قوانین بایبک استقبال نمی کنند. در ای شرایط ما اگر میخواهیم میادین خود را برای آنها جذابتر کنیم باید بعضی از قوانین خود را تعدیل کنیم.
به عنوان آخرین سوال، پیشبینی شما از قیمت نفت تا اجلاس ماه سپتامبر اوپک چقدر است؟
من به طور کلی قیمتها را پیشبینی نمیکنم، اما در حال حاضر در یک روند صعودی هستیم که شرایط صحبت شده در مورد آنها باعث میشوند که این روند ادامه پیدا کند. البته روندی که تا سپتامبر قیمت به ۲۰۰دلار برسد را من نمیبینم ولی احتمال اینکه در باند قیمت ۱۳۰ تا ۱۷۰ باشیم، وجود دارد. بهترین کار این است که قیمتها را پیشبینی نکنیم و ببینیم عوامل موثر بر بازار چه قیمتی را تعیین میکند.