در نکوهش مجلس خاموش
آیا آرامش پارلمان حسن نمایندگان است؟<br>مجلس نشینان خداحافظی کرده از ساختمان بهارستان، چه آن ها که در انتخابات شکست خوردند و چه آن ها که از ابتدا عطای رقابت را به لقایش بخشیدند وقتی که پای دفاع از کارنامه شان به میان می آید و قرار است بیلان کاری ارائه دهند اول از همه یک دستاورد را در صدر دفاعیات خویش می آورند: « ما در مجلس هفتم موفق شدیم آرامش را به مجلس بازگردانیم و جامعه را از التهابات سیاسی و دعواهای جناحی دور نگه داریم. ما از هیاهو و غوغا خودداری کرده و کوشیدیم مجلسی آرام و کم حاشیه ایجاد کنیم»<br>
آیا آرامش پارلمان حسن نمایندگان است؟
مجلس نشینان خداحافظی کرده از ساختمان بهارستان، چه آن ها که در انتخابات شکست خوردند و چه آن ها که از ابتدا عطای رقابت را به لقایش بخشیدند وقتی که پای دفاع از کارنامه شان به میان می آید و قرار است بیلان کاری ارائه دهند اول از همه یک دستاورد را در صدر دفاعیات خویش می آورند: « ما در مجلس هفتم موفق شدیم آرامش را به مجلس بازگردانیم و جامعه را از التهابات سیاسی و دعواهای جناحی دور نگه داریم. ما از هیاهو و غوغا خودداری کرده و کوشیدیم مجلسی آرام و کم حاشیه ایجاد کنیم»
این دفاعیه را نه فقط اصولگرایان خداحافظی کرده از پارلمان که اصولگرایان دوباره منتخب هم بر زبان می آورند. گویی مجلس هشتم هم در نظر دارد سکوت و آرامش را مبنای فعالیت خود قرار دهد و راه مجلس هفتم را ادامه دهد. اساسا مجموعه جریان اصولگرا، چه آن ها که در مجلس هفتم بودند و چه فعالان سیاسی که از بیرون نظاره گر تحولات پارلمانی بودند آرام بودن مجلس را اولین و بهترین دستاورد مجلس می شمارند و در تعریف و تمجید از این ویژگی مجلس سنگ تمام می گذارند، گویی در خاطر اینان مهمترین کارکرد پارلمان سکوت سیاسی و حفظ آرامش است. گویی هر چه مجلس آرامتر باشد و نمایندگانش کم حرف تر باشند مجلس موفق تر است و هر چه مجلس نشینان در موضوعات مختلف وارد عمل شوند و مجریان را با عتاب و خطاب مورد سوال قرار دهند جزو نقاط ضعف پارلمان به حساب می آید. در راستای همین نظر است که اصولگرایان تازه نماینده شده هم در راس برنامه های خود از ادامه استراتژی مجلس هفتم سخن گفته و تاکید می کنند که قصد دارند در مجلس هشتم هم به سبک و سیاق آرامش بخش مجلس هفتم عمل کنند.
شیوه به کار رفته در مجلس هفتم البته ظاهرا چندان به مذاق موکلان خوش نیامده چرا که بر اساس آمار و ارقام به دست آمده دو سوم نمایندگان مجلس هفتم یعنی ۱۸۳ نفر نتوانسته اند این بار گام به مجلس بگذارند و این بار جای خود را به نماینده جدیدی داده اند اما ظاهرا این نتیجه معنادار نتوانسته پیام لازم را به نمایندگان اصولگرا برساند که همچنان از سیاست سکوت و آرامش در مجلس دفاع می کنند.
ممکن است مدافعان عملکرد مجلس خاموش استدلال بیاورند که احقاق حق و رسیدگی به تخلفات در آرامش و سکوت هم ممکن است و لزومی به جار و جنجال رسانه ای نیست. این گفتار البته به خودی خود درست است اما نتیجه ای که از آن گرفته می شود نتیجه صحیحی نیست. در واقع باید گفت رسیدگی به تخلفات و ابهامات در سکوت و آرامش هم ممکن است تحقق یابد اما نظارت عالیه در جهان سوم و در ساختارهای تو در توی کشورهای در حال توسعه حکایتی دیگر دارد و به این سادگی ها میسر نیست.
در شرایطی که ساختار بروکراتیک دولت در ایران از نظارت گریزان است و بزرگ بودن وقدرتمند بودن دولت، آن را از حیطه های نظارتی دور می کند چگونه ممکن است با نرمش بتوان اسب سرکش دولت را رام کرد و حق مردم را از نهادهای زیر مجموعه اش اعاده کرد؟ چه کسی تضمین می کند در سایه این آرامش و سکوت، مصالحه ای صورت نگرفته باشد؟ در این ایام برای هر ناظری این سوال به صورت جدی مطرح است که آیا به راستی در چهار ساله گذشته، همه نظارت ها، تذکرها و ابهامات چنان بایسته پاسخ داده شده که نمایندگان ولو به صورت انگشت شمار نیاز ندیده اند سیاست قاطعیت و جدیت را جایگزین سیاست مدارا کنند؟
آرامش و سکوت مجلس هفتم البته تنها در مواجه با دولت احمدی نژاد و مسئولان اجرایی بروز نیافت، خاموش کردن صدای انتقاد برای هیات رئیسه مجلس هفتم آنقدر اهمیت داشت که از همان ابتدای عمر مجلس، بنای کار بر حذف تذکرهای شفاهی نمایندگان گذاشته شد و در این مجلس بود که به نمایندگان برای تذکر شفاهی وقت زیادی داده نشد و در پاره ای موارد وقتی نماینده ای قصد داشت به منظور حفظ شان و منزلت مجلس تذکری دهد میکروفنش به دستور رئیس مجلس قطع می شد تا یک وقت سکوت مجلس شکسته نشود. از این رو است که سکوت مجلس همه اش انتخاب نمایندگان نبود. بخشی از آن حاصل سیاست سخت گیرانه هیات رئیسه بود که همواره سعی در خاموش نگه داشتن انتقادات نمایندگان داشت و ترجیح می داد انتقادات نمایندگان به جای طرح در تریبون مجلس، آرام و بی سر و صدا بیرون از صحن علنی حل و فصل شود.
ژست های سیاسی سخنگویان مجلس در خصوص آرامش و همدلی شاید در نگاه اول برای عموم مردم بسیار خوب و خوشایند بیاید و چنین به نظر برسد که نمایندگان مسالمت جویی در مجلس حضور دارند اما آیا به راستی کوتاه آمدن و سکوت و آرامش، نشانه خوبی نمایندگان است و چانه زنی و رقابت و جنجال برای احقاق حقوق مردم نشانه بدی آن ها است؟
شاید در اگر دریک کشور توسعه یافته که سیستم اقتصادی در آن به سامان است، نهاد ها و ارگان ها هریک به وظایف خود به خوبی عمل می کنند و بیشترین حد رضایتمندی از عملکرد مجریان وجود دارد مجلس آرام و بی صدا برای استمرار وضع موجود لازم و ضروری باشد اما در کشوری که تورم و گرانی به معضل لاینحلی تبدیل شده و بر اساس آمار مرکز شفاف سازی بین المللی، ایران از لحاظ شفافیت اقتصادی رتبه ای بالاتر صد را به دست آورده لازم است تا وکلا و نمایندگانش نه تنها برای شفاف شدن امور و پی بردن به جزئیات عملکرد مدیران دولت در مواقع لازم فریاد بزنند بلکه از رویارویی و مواجهه مستقیم نیز هراسی نداشته باشند؛ در غیر این صورت افکار عمومی چاره ای نمی بینند جز آن که ناظران را نیز به همدستی و همنشینی با اصحاب قدرت متهم کنند. نماینده خوب، نماینده ای نیست که نارسایی ها را ببیند و از کنار آن به مدارا گذر کند. مجلس خوب هم مجلسی نیست که نقایص را ببیند و روسایش با افتخار از حفظ آرامش سخن بگویند. چه بسا هیاهو و غوغا زمانی برای احقاق حقوق و افشای زد و بندهای سیاسی لازم باشد و آرامش و سکوت تنها خدمتی باشد به متخلفان و اهمال گران. فریاد و سکوت البته هیچ یک
ذاتاً مثبت یا منفی نیستند، چه بسا در هر مقطعی یک کدام مورد استفاده قرار گیرد اما نمی توان این همه آمار و ارقام های نگران کننده را دید، تحلیل های هشدار دهنده را شنید، اشتباهات سیاسی و اقتصادی مجریان را مشاهده کرد و سپس پارلمان نشینان با افتخار از آرامش و سکوت دم بزنند و تازه وعده و نوید هم بدهند که قصد ادامه این روند را دارند. به همین خاطر است که در همین ابتدای مجلس هشتم لازم است هشداری به وکلای تازه داد تا مراقب باشند روی پر قوی ظاهرا گرم و نرم آرامش و مدارا خوابشان نبرد که چهار سال دیگر دوباره افتخار مجلس هشتم به همین حد دوری از هیاهو و جنجال تقلیل داده شود. سوء برداشت وکلا از وظایف نمایندگی البته مختص اصولگرایان مجلس و در راس آن هیات رئیسه مجلس هفتم نبوده و نیست. اصلاح طلبان پارلمان هم در نوع خود دچار چنین سوء برداشتی بوده ند. وقتی رئیس پیشین فراکسیون اقلیت مجلس نه یک مرتبه که چندین و چند مرتبه از نجابت نمایندگان اصلاح طلب مجلس با افتخار یاد می کند و نجابت را درکار سیاست یک فضل می شمرد مشخص است که فراکسیون اقلیت هم در جای خود سپهر سیاست را با عرصه فرهنگ اشتباه گرفته است. وگرنه مجلس و پارلمان چه جای نجابت
ورزی است؟ این همه تلاش و زحمت برای راه پیدا کردن اصلاح طلبان به پارلمان برای این است که سیاست ورزی کنیم یا نجابت ورزی؟ اساسا در روزهای سختی و محنت اصلاح طلبان و شرایطی که مطبوعات مستقل به زحمت افتاده اند و دانشجویان با مشکل مواجهند و دیگر گروه های اصلاح طلب هم وضعیت خوشایندی ندارند آیا تنها افراد اصلاح طلب حاضر در قدرت باید تمام افتخارشان این باشد که در مجلس نجابت به خرج دادند و دل رقیب را به دست آوردند؟ مثلا وقتی که رقیب سیاسی در حال تخریب چهره های همفکر است و نهاد دیگر به پرونده سازی برای دوستان مشغول است و رسانه های خودی به زحمت افتاده اند، در این جا آیا باید نجابت به خرج داد و سکوت پیشه کرد یا تمام قد وارد صحنه شد و بی ملاحظه رقیب بی مروت، اعتراض خشمگینانه نشان داد؟ آیا اقلیت نیرومند شده مجلس هشتم هم قصد پیروی از همین سبک را دارند یا راهی دیگر انتخاب خواهند کرد؟
البته شاید هم باید اینگونه باشد که همه چیز مجلس با همه چیز آن بیاید. یعنی افتخار اصولگرایان آرام نگاه داشتن جو مجلس باشد و افتخار اصلاح طلبان نجابت به خرج دادن در مواجهه با رقیب. افتخار هیات رئیسه در ساکت نگاه داشتن نمایندگان باشد و افتخار اقلیت به حجب و حیا. اما این که آیا با حجب و حیا و آرامش و نجابت می توان در پارلمان سیاست ورزی کرد یا خیر، پرسشی است که پاسخ آن را هر که نداند لااقل ۱۸۳ نماینده ای که راهی به مجلس جدید نیافتند خوب می دانند.