تحول دیپلماتیک ماه

وضعیت غیر قابل پیش بینی

شماره روزنامه: ۱۵۷۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۶۳۰۸۰ بیشتر

سناریوی مصالحه و مخاصمه در پرونده هسته ای ایران از شانس یکسانی برخوردارند

وضعیت غیر قابل پیش بینی

سناریوی مصالحه و مخاصمه در پرونده هسته ای ایران از شانس یکسانی برخوردارند می گویند گذر زمان تکلیف همه چیز را روشن می کند اما لااقل در پرونده هسته ای ایران گذر زمان نه تنها چیزی را روشن نکرده بلکه بر ابهام ها درباره سرنوشت این پرونده افزوده است. چنان که حالا حتی هوشیارترین دیپلمات ها نیز در پیش بینی سرنوشت پرونده هسته ای محتاطانه تر از پیش حرکت می کنند. سناریوهایی کاملا متفاوت ولی در عین حال محتمل پیش روی این پرونده قرار دارد و تحلیل این که کدام یک از این سناریوها بیش از دیگری امکان وقوع دارد کار ساده ای نیست. در واقع هم سناریوی مصالحه و هم سناریوی مخاصمه از شانس نسبتا یکسانی برای محقق شدن برخوردارند.بطوری که همزمان با توافق ایران و گروه ۱+۵ برای از سرگیری مذاکرات، تهدید به تشدید تحریم ها یا حتی حمله احتمالی به تاسیسات اتمی ایران هم افزایش یافته است. اما بوقوع پیوستن هر کدام از این سناریوها دشواری های خاص خود را دارد.مصالحه اتمی به این معنی است که یا ایران باید از خواست خود مبنی غنی سازی اورانیوم دست بکشد یا غرب باید با غنی سازی اورانیوم در ایران کنار بیاید. اما در شرایط فعلی هیچ چیز گواهی بر کوتاه آمدن طرفین بر سر مساله مناقشه انگیز غنی سازی اورانیوم وجود ندارد. ایران پذیرفته است که با بازیگران اصلی در پرونده هسته ای پای میز مذاکره بنشیند ولی در عین حال همچنان بر غنی سازی اورانیوم در داخل کشور اصرار می ورزد. حال آن که اعضای گروه ۱+۵ هدف نهایی خود از مذاکره با ایران را وادار کردن این کشور به تعلیق غنی سازی اورانیوم عنوان کرده اند. آنان برای ترغیب تهران به چنین عملی، مجموعه ای از مشوق های سیاسی و اقتصادی را نیز جمهوری اسلامی ارائه کرده اند ولی هنوز نشانه ای جدی حاکی از آن که تهران مشوق های غرب را در ازای تعلیق غنی سازی اورانیوم پذیرفته است دیده نمی شود . دیپلمات های غربی می گویند اگر در مذاکرات مشخص شود تهران قصدی جدی برای به تعلیق درآوردن پروسه غنی سازی اورانیوم در تاسیسات هسته ای خود ندارد، این مذاکرات به سرعت پایان می پذیرد. شاید تنها شانس برای استمرار مذاکرات این باشد که مدل " تعلیق در برابر تعلیق " از جانب طرفین پذیرفته شود. بر اساس این مدل ایران باید بپذیرد که غنی سازی اورانیوم را در حین مذاکرات به تعلیق درآورد و غرب هم باید بپذیرد که قطعنامه های تصویب شده در شورای امنیت برای تحریم ایران را معلق نگه دارد. با این حال از آن جا که دیپلمات های هسته ای ایران بارها اعلام کرده اند تعلیق از ادبیات هسته ای جمهوری اسلامی حذف شده و دولت نیز میلی به مصالحه بر سر مساله غنی سازی نشان نمی دهد امکان تحقق مدل «تعلیق در برابر تعلیق» زیاد نخواهد بود. البته برخی منابع می گویند که ایران مدل زیرکانه ای را برای شروع مذاکرات پیشنهاد داده است. بر اساس این مدل سانتریفیوژهای ایران، همچنان به چرخش خود ادامه می‌‌دهند، اما از تزریق گاز UF۶ جدید به آنها خودداری می‌شود. همچنین ساخت و نصب سانتریفیوژهای جدید در چیدمان‌های صنعتی نیز در حین مذاکرات به تعلیق درخواهد آمد. با این حال، به نظر می رسد حتی اگر این ایده ایران در ابتدای مذاکرات از جانب اعضای گروه ۱+۵ پذیرفته شود، به استمرار مذاکرات نمی تواند کمک کند. چرا که هدف نهایی غرب ترغیب تهران به کنار گذاشتن کل فرایند غنی سازی اورانیوم است. بنابراین اگر مذاکرات ایران و غرب، در ابتدای کار با گشایش هایی همراه باشد باز هیچ تضمینی برای این که مذاکرات در این مرحله با موفقیت به پایان برسد و مصالحه ای پایدار بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی شکل بگیرد وجود ندارد. اما حتی با فرض ناکام ماندن مذاکرات، تهران از گفتگو با سایر بازیگران پرونده هسته ای اش، متضرر نخواهد شد. زیرا پاسخ مثبت تهران به مذاکره با غرب لااقل این حسن را برای ایران دارد که می تواند حرکت های بعدی گروه ۱+۵ را با تاخیر مواجه کند. برخی تحلیل گران از همین رو موافقت تهران برای مذاکره درباره مشوق های هسته ای غرب را به داستان ایرانی شهرزاد قصه گو تشبیه کرده اند.بر اساس این داستان،شهرزاد هزار و یک شب برای همسرش که پادشاهی ستمگر است و پیش از او هر شب یک زن را پس از هم آغوشی کشته است، قصه ای می گوید و آن را چنان کش می دهد تا شاه به خواب رود.پس از هزار و یک شب شاه چنان شیفته قصه های شهرزاد و واله خود او می شود که از کشتنش چشم می پوشد. دیپلمات های غربی اکنون از خود سوال می کنند آیا ایران همان کاری را با غرب می کند که شهرزاد با پادشاه کرد؟ آیا تهران در حال ادامه دادن مذاکرات به شکلی بی پایان است تا سرانجام آمریکا و اروپا، خسته و درمانده مجبور شوند برنامه غنی سازی اورانیوم ایران را بپذیرند ؟ سوالاتی از این دست ذهن تحلیلگران غربی را به خود مشغول ساخته است. به ویژه این که تجربه چندین دور مذاکرات ناکام علی لاریجانی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی با خاویر سولانا و سایر سیاستمداران غربی، بر تردیدها درباره اثربخش بودن مذاکرات افزوده است. اکنون ایالات متحده به صراحت ایران را متهم به خریدن زمان می کند و مقام های کاخ سفید می گویند که جمهوری اسلامی به دنبال فرسایشی کردن مذاکرات است.تهران اما منکر چنین اتهام هایی است و می گوید این غرب است که " دیپلماسی هزار و یک شب" را پیش گرفته است. برای مثال می توان به اظهار نظر علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور سیاست خارجی اشاره کرد که گفته است ایالات متحده میلی به حل و فصل مذاکرات هسته ای ایران ندارد. گرچه ولایتی درباره این مساله توضیح بیشتری نداده است اما احتمالا منظور وی این بوده که ناکام ماندن مذاکرات دست واشنگتن را برای جلب حمایت متحدانش جهت تشدید فشارهای دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی باز خواهد گذاشت و به کاخ سفید این فرصت را می دهد تا بار دیگر پرونده هسته ای ایران را برای تصویب دور تازه ای از تحریم ها به شورای امنیت سازمان ملل متحد بفرستد. این در حالی است که ظاهرا اروپا نیز از آمادگی لازم را برای همراهی با ایالات متحده جهت تصویب تحریم های تازه علیه ایران برخوردار است، به گونه ای که فرانک والتر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان، پیش از آغاز مذاکرات ایران و نماینده گروه ۱+۵ هشدار داد در صورت ناکام ماندن مذاکرات راهی جز تصویب قطعنامه ای دیگر در شورای امنیت علیه ایران وجود ندارد. بنابراین به نظر می رسد اگر امیدهای ایجاد شده برای دست یابی به مصالحه در مذاکرات فعلی ایران و غرب نقش برآب شود، باید انتظار اجرای سناریوی مخاصمه را داشت. سناریویی که طیف وسیعی از روابط غیر دوستانه در روابط ایران و سایر بازیگران ریز و درشت پرونده هسته ای را در برمی گیرد.

سناریوی دردسرساز

امریکایی ها و اروپایی ها مطمئن نیستند که تحریم های اعمال شده کنونی علیه جمهوری اسلامی تا چه حد بر رفتار سیاستمداران ایران تاثیر گذار بوده است. در این باره دیدگاه واحدی وجود ندارد. برای مثال مقام های وزارت امور خارجه آمریکا معتقدند که تحریم های اعمال شده اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده و تا حدی بر رفتار کارگزاران سیاست خارجی این کشور موثر بوده اما بسیاری دیگر از تحلیلگران می گویند قیمت بالای نفت تحریم های غرب را بلااثر کرده است. بر اساس این دیدگاه، دامنه تحریم ها باید بسیار وسیع تر شود تا سیاستمداران جمهوری اسلامی را به تجدیدنظر در رفتار خود پیرامون پرونده هسته ای وادارد. هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا از طرفداران چنین دیدگاهی است. او در گفت و گویی با نشریه فرانکفورتر آلگماینه در روز ۱۵ تیر، اظهار داشت که راه واداشتن تهران به عقب نشینی از خواست خود برای غنی سازی اورانیوم، تقویت دامنه تحریم ها به گونه ای است که اقتصاد ایران را عمیقا تحت تاثیر قرار دهد. سناتور مک کین نامزد جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نیز طرفدار سرسخت تشدید تحریم های ایران است.او معتقد است که تحریم واردات بنزین می تواند ضربه سختی بر اقتصاد ایران وارد کند.اما به نظر می رسد که کاخ سفید هنوز از چنین تحریم های سفت و سختی استقبال نمی کند. هر چند بعید نیست با تشدید تنش ها در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، تحریم واردات بنزین نیز در دستور کار ایالات متحده قرار گیرد. سناریوی تشدید مخاصمه همچنین شامل احتمال تنش نظامی نیز می شود.ایالات متحده و سایر اعضای گروه ۱+۵ البته همچنان از پایبندی خود به حل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران سخن می گویند اما مانور نظامی ماه گذشته اسراییل که هدف از آن آمادگی برای حمله احتمالی به تاسیاست هسته ای ایران عنوان شده بود، موجی از تحلیل ها و نگرانی های جهانی پیرامون عواقب چنین حمله ای را ایجاد کرده است. دیپلمات های رسمی ایران می گویند مانور نظامی اسراییل، با هدف ایجاد جنگ روانی صورت گرفته است. مقام های جمهوری اسلامی احتمال درگیری نظامی را در شرایط فعلی بسیار بعید می دانند. آنها معتقدند وضع آشوب زده عراق و افغانستان، اجازه ایجاد یک درگیری نظامی تازه را به آمریکا یا اسراییل نمی دهد. جالب این جاست که برخی مقام های نظامی آمریکا هم در این باره با جمهوری اسلامی هم رای هستند. چنان که دریاسالار مایک مالن رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در واکنش به احتمال درگیری اسراییل و ایران اعلام کرد " این ( خلیج فارس) یک بخش خیلی بی ثبات جهان است و من نمی خواهم از این بی ثبات تر شود ). با این وجود مقام های نظامی ایران واکنش های فراوانی را نسبت به احتمال بروز درگیری نظامی نشان داده اند. برای نمونه سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستادکل نیروهای مسلح در واکنش به احتمال درگیری نظامی از توان تهران برای مسدود کردن تنگه استراتژیک هرمز خبر داد و سردار باقر زاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در سخنانی آمادگی ایران را برای حفر ۳۰۰ هزار قبر جهت دفن سربازان متجاوز دشمن اعلام کرد. هدف مقام های نظامی ایران از طرح چنین سخنانی احتمالا این است که نشان دهند نسبت به تهدیدهای نظامی علیه کشور بی توجه نیستند و برای تمام گزینه های ممکن برنامه ریزی کرده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در نظر ایران، بروز یک درگیری نظامی امری کاملا دور از ذهن نیست به گونه ای که حتی سردار علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم چندی پیش در گفتگو با روزنامه جام جم گفت احتمال عملی شدن حمله نظامی را نسبت به مقاطع گذشته باید جدی تر بگیریم. ". مجموعه چنین اظهار نظرهایی نشان می دهد که هم ایران و هم سایر بازیگران پرونده هسته ای، امکان وقوع سناریوی مخاصمه را از نظر دور نداشته اند. سناریوی مخاصمه البته ابعاد گوناگونی دارد و دامنه آن از تشدید تحریم ها تا بروز یک درگیری نظامی را دربرخواهد گرفت. با این حال از آنجا که اجرای سناریوی مصالحه یا مخاصمه به رفتارهای نه چندان قابل پیش بینی بازیگران پرونده هسته ایران در آینده وابسته است نمی توان با قاطعیت اعلام کرد که شانس کدام سناریو بیش از دیگری است.برای مثال ممکن است در صورت روی کار آمدن باراک اوباما نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ایده او برای گفت و گوی بدون پیش شرط با ایران، شرایط پرونده هسته ای را به گونه ای محسوس تغییر دهد. همچنین ممکن است روی کار آمدن سناتور مک کین نامزد جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که بسیاری وی را ادامه دهنده راه جرج بوش می دانند، موجب تشدید مخاصمه بر سر پرونده اتمی ایران شود. وجود متغیرهایی از این دست است که تحلیل پرونده هسته ای ایران در شرایط فعلی را بسیار مشکل کرده و قدرت پیش بینی درباره گام های اینده بازیگران را به حداقل رسانده است.به این ترتیب تنها چیزی که می توان در شرایط فعلی با اطمینان از ان سخن گفت این است که حتی اگر مصالحه ای هم در این پرونده صورت بگیرد، انجام این مصالحه ای در کوتاه مدت ممکن نخواهد بود و پرونده هسته ای ایران تا اطلاع ثانوی همچنان در کانون توجه جامعه جهانی قرار خواهد داشت.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن