نامه ای خصوصی با پیامد های عمومی
واکاوی شرایط انتشار مقاله علی اکبر ولایتی در روزنامه های اروپایی و تاثیر آن بر آینده ایران
واکاوی شرایط انتشار مقاله علی اکبر ولایتی در روزنامه های اروپایی و تاثیر آن بر آینده ایران مقاله دکتر علی اکبر ولایتی، که اوایل تیرماه به صورت همزمان در روزنامه های لیبراسیون فرانسه، لوتام سوییس و ریپابلیکای ایتالیا چاپ شد اگر چه دیدگاه شخصی ولایتی تو صیف شده اما به احتمال زیاد بر سیاست خارجی ایران تاثیری جدی خواهد گذاشت. اهمیت این مقاله بیش از آنکه در لحن و محتوای آن باشد در زمان و موقعیت نگارش آن ریشه دارد و شاید بتوان آن را "نامه ای به سران جهان" نامید. تقریبا همه مسائل مطروحه در مقاله ولایتی در زمره سیاست های اصولی و اعلام شده جمهوری اسلامی است و در آن نمی توان چرخش، نرمش و یا پیشنهادی تازه دید مگر نقل یک پرسش غافلگیر کننده و خارق عادت در جمهوری اسلامی(ایران را چه کسی رهبری می کند؟) و یادآوری ظریف یکی از محکمات و بدیهیات سیاسی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی :"... رهبری ایران تنها در موارد بسیار مهم و حساس دخالت مستقیم میکنند...". چه ضرورتی باعث شده است که مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل پرسشی نامتعارف و نکته ای بدیهی را در مقاله خود بنویسد؟ شاید هنوز نتوان به این پرسش پاسخ دقیقی داد و لازم باشد که گذشت زمان اطلاعات بیشتری پیش روی تحلیلگران بگذارد.اما در چارچوب مقدورات کنونی می توان گفت از نظر ولایتی ایران اکنون در شرایطی قرار دارد که با مساله ای "بسیار مهم و حساس" مواجه است و جامعه جهانی اگر می خواهد موضع قطعی و متقن ایران را بداند بهتر است به آراء متفرق سیاستمداران و تحلیلگران اتکا نکند.زیرا در جامعه متکثر ایران با جریان های سیاسی رقیب، همیشه این احتمال و جود دارد که مصالح جناحی بر مصالح ملی سایه بیندازد و تنها جایی که از این آفت مصون است رهبری نظام است که بنا بر مسئولیت ذاتی خود مصالح عالیه نظام را بر دیگر مصالح ارجح می داند. در واقع ولایتی رهبران جهان به ویژه اروپا و آمریکا را انذار می دهد که گره کنونی سیاست خارجی ایران از نوعی نیست که آنها بتوانند با بهره گیری از شکاف های سیاسی داخلی برایش راه حل مطلوب خود را بجویند. بلکه می بایست ابتدا بدانند این موضوع و حل آن فراتر از اراده سیاستمداران عادی است و ثانیا چگونگی حل آن پیامدهای استراتژیک و شایسته عنوان "بسیار مهم و حساس" دارد.
مساله بسیار مهم و حساس کنونی ایران چیست و با مقاله ای که ولایتی نوشته چه راه حلی برای آن متصور است؟ بزرگترین مسائل داخلی ایران عبارتند از : تورم ، بیکاری ، گسست جدی میان جناح ها و نهادهای سیاسی و افزایش نارضایتی عمومی. مهم ترین مسائل سیاست خارجی نیز عبارتند از : فشار غرب بر برنامه هسته ای ایران ، افزایش فضای بدبینی در روابط ایران و اروپا ، استمرار روابط خصمانه با آمریکا و نامشخص بودن آینده روابط ایران با همسایگان عرب. آنچه که امروزه با عبارت " مساله بسیار مهم و حساس ایران " بیان می شود در واقع برایند و میانگین مجموعه مسائل داخلی و خارجی ایران است. ظاهرا علی اکبر ولایتی به عنوان مشاور رهبری و به اقتضای تخصص خود در حوزه سیاست خارجی به این نتیجه رسیده است که مسائل ریز و درشت ایران را باید در قالبی کلی حل کرد که یک وجه آن معطوف به سیاست خارجی و مشخصا روابط با غرب است. در ایران وقتی که از روابط با غرب سخن گفته می شود در وهله نخست اشاره به مسائل ۳۰ ساله ایران و آمریکا دارد. در مقاله ولایتی اشاره ای به مسائل داخلی نشده است اما تاکید وی بر "دخالت مستقیم رهبری در مسائل مهم و حساس" را می توان به سیاست داخلی یا دست کم بخشی از سیاست داخلی که بر سیاست خارجی اثر می گذارد هم تعمیم داد. اگر چنین باشد می توان نتیجه گرفت در نظام جمهوری اسلامی اراده ای در حال شکل گیری است که مسائل کلان کشور در محدوده ای بزرگتر از قوه مجریه تجزیه و تحلیل و برای آن راه حلی پیدا شود. این گزاره، ذهن را به سوی هشدار سال گذشته هاشمی رفسنجانی می کشاند که از اوضاع غیر عادی کشور اظهار نگرانی کرد و خواستار اتحاد ملی برای غلبه بر مشکلات شد.
نگرانی ها اینگونه پایان می یابد
بخشی از مقاله علی اکبر ولایتی با عنوان «ایران چه می خواهد؟ ـ دیپلماسی ایران، ۱۹سال پس از رهبری آیت الله خامنهای»:
«یک طرف اروپایی اخیرا از من سوال نمود که ایران را چه کسی رهبری میکند؟ جواب روشن است، اگر مسئله مربوط به مسائل راهبردی است، رهبر که بنا بر قانون اساسی اختیارات دارد، تصمیمگیر نهایی در آخرین مرحله است » قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رهبر را مرجع نهایی تصمیمات کلان در حوزه سیاست خارجی برشمرده است. منتخبان مردم که قانون اساسی پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ را تدوین نمودند، نقشی را برای رهبری تعریف نمودند تا رهبر به دور از تعلقات قوای مستقل سه گانه کشور بتواند با بهره گیری از ابزارهای مشورتی متعدد، تصمیمات اساسی و راهبردی را در حوزه دیپلماسی اتخاذ نماید. با این درک، فرصت مطالعه در تصمیمات کلان دوران آیتالله خامنهای طی ۱۹ سال اخیر که ایشان به عنوان رهبر برگزیده شدهاند، امکان مناسبی را ایجاد میکند تا در قضاوت نسبت به گذشته و پیش بینی نسبت به آینده واقع بینانهتر بیندیشیم.
از نظر من، علیرغم این وسعت دامنه اختیارات رهبری که با رای مستقیم مردم به قانون اساسی مورد تائید قرار گرفته است، رهبری ایران تنها در موارد بسیار مهم و حساس دخالت مستقیم میکنند. دلیل این استفاده محدود از اختیارات چنین است که ایشان انتظار دارند مسئولین ردههای دیگر کشور، خود بتوانند بر مشکلات فائق آیند تا در مسیر شکل گیری و نهادینه شدن نظام جمهوری اسلامی، رویههای جدید و برگرفته از آرای جمهور ایجاد شود. فراموش نباید نمود الگوی جمهوری در ایران جوان و نسبت به تاریخ نظامهای سلطنتی و دیکتاتوری چند هزار ساله، کم تجربه است.
طی این سالها، رهبری ایران چه در دوره امام خمینی(ره) و چه در عهد آیتالله خامنهای، توجه و رویکرد به تعامل با کشورها و جامعه جهانی را به عنوان یکی از اصول دیپلماسی ایران تثبیت نموده است. به باور ایشان تماس و تبادل با کشورهای دیگر در صحنه بین المللی صرفنظر از مذاکرات و امور جاری دستگاههای اداری دولتهای پس از انقلاب، ضرورتی برای دفاع از هویت و اصالت انقلاب اسلامی و کیان جمهوری اسلامی ایران بوده و هست. پذیرش هیئت سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، ارسال نامه برای گورباچف و دریافت پاسخ آن توسط امام خمینی(ره) یا ارسال پیام آیت الله خامنهای برای پادشاه عربستان، یا رهبری سوریه و روسیه و یا پذیرش و ملاقات با رهبران و سران بسیاری از کشورهای جهان نمونههای جدی این حضور سیاسی و قانونی رهبر ایران در عرصه دیپلماسی کشور است.
طی این سالها، تحولات مهم و جنگهای بزرگی در پیرامون ایران روی داد.حمله صدام به ایران و سپس کویت، واکنش نیروهای ائتلاف در برابر اشغال کویت توسط صدام، فروپاشی شوروی، اشغال شمال عراق توسط ترکیه، ظهور طالبان و بروز حادثه ۱۱ سپتامبر، جنگ داخلی در تاجیکستان یا جنگ مذهبی در قره باغ، اشغال سرزمینهای لبنانی توسط ارتش اسرائیل و جنگ امریکا علیه طالبان و صدام، تنها تهدیداتِ متوجه ما نبود. تروریسم، مواد مخدر، برخورد دوگانه غرب با انقلاب ایران، فشارهای اقتصادی و ضرورتهای توسعهای برای جامعه تحصیلکرده و جوان ایران در منطقهای خاص و با تاریخ و هویتی دیرپا بُعد دیگر این تهدیدات و حساسیتهای کنونی است.
با این همه، رهبری ایران در این ۱۹ سال بحرانی، در مسیر هدایت کشور و حفظ انقلاب، توانستند جلوههایی از شخصیت شجاع، مصمم و مسئول خود را نشان دهند. عملکرد ایشان در جهت ارتقا و تثبیت نقش منطقهای و جهانی ایران نیز نشان داده که ایشان با مسئولیت پذیری، ایران را به شریکی موثر در امنیت منطقهای و جهانی مبدل ساخته و به ادامه این نقش نیز وفادار هستند. نیرو و پشتوانه ایشان برای هدایت این کشور حمایتها و مشارکتهای مردمی است، عاملی که ایران را نسبت به همسایگان اتمی اش به لحاظ دغدغههای امنیتی متمایز میکند. از نظر ایشان توان تسلیحاتی، امنیت را به ارمغان نمیآورد، چرا که تجربه برخی از کشورهای واجد توان تسلیحاتیِ حتی اتمی، نشان داده است که این تسلیحات جبران فقدان مشروعیت سیاسی و اجتماعی آنها را نمیکند.
با توجه به اهمیت سرنوشت ایران، رهبری ایران دربرابر چالشهای اقتصادی و توسعهای برای نسلهای آینده، و حفظ توان و دانش بومی کشور مسئولانه عمل میکنند. در این مسیر، توانایی و دانش هستهای صلح آمیز کنونی کشور باید به عنوان میراث نسل انقلاب برای آیندگان به عنوان یک دستآورد ملی و با اهداف صلح آمیز تضمین شده، باقی بماند. پویایی (بالندگی) چنین آرمانی در قالب مشارکت جمعی با احترام به ضوابط بین المللی است که ایران آنها را پذیرفته (معاهده عدم اشاعه) و بر اساس آن تکالیف، از حقوقی نیز برخوردار است، تا به این وسیله دغدغههای مشترک ایران و دیگران پایان پذیرد.»