نرخ بهره ما و دیگران
نوشتاری از دکتر غلامعلی فرجادی<br>هنگامی که از نرخ بهره صحبت می کنیم ابتدا باید نرخ بهره اسمی را از نرخ بهره واقعی تمیز دهیم. نرخ بهره واقعی عبارت است از نرخ بهره اسمی منهای نرخ تورم انتظاری .
نوشتاری از دکتر غلامعلی فرجادی
هنگامی که از نرخ بهره صحبت می کنیم ابتدا باید نرخ بهره اسمی را از نرخ بهره واقعی تمیز دهیم. نرخ بهره واقعی عبارت است از نرخ بهره اسمی منهای نرخ تورم انتظاری . برخی از افراد زمانی که نرخ بهره را در ایران و کشورهای دیگر مثلاًکشورهای اروپا مقایسه می کنند به این نتیجه می رسند که نرخ بهره در ایران بسیار بالا و در اروپا یا آمریکا بسیار پائین است. این افراد در واقع نرخ های بهره اسمی کشور ها را با یکدیگر مقایسه می کنند. اگر در اروپا نرخ بهره اسمی مثلاً ۵درصد و نرخ تورم ۳درصد است به این معناست که نرخ بهره واقعی ۲ + درصد است. در حالی که در ایران اگرچه نرخ استفاده از تسهیلات ۱۲ یا ۱۴ درصد و بسیار بالاتر از ۴ درصد اروپاست ولی نرخ تورم بالاتر از نرخ استفاده از تسهیلات مثلاً ۱۸ یا ۱۹ درصد است و به این ترتیب نرخ بهره واقعی ۴- تا ۶- درصد است. هنگامی که شما به عنوان سپرده گذار در بانک پس انداز می کنید حتی در سپرده یک ساله و یا بلند مدت حداکثر نرخی که به شما پرداخت می شود ۵/۱۷ درصد است یعنی پس از هر سال متوجه می شوید که با احتساب سود دریافتی (اگر فرض کنیم نرخ تورم انتظاری ۲۰ درصد بوده باشد) شما ۵/۲ درصد به دلیل سپرده گذاری متضرر شده اید. به عکس اگر شما به عنوان وام گیرنده متقاضی دریافت وام می بودید بر اساس آنکه با چه نرخی وام دریافت می کردید، بین ۱۰درصد (با وام ۱۰ درصدی) تا ۴درصد (با وام ۱۶ درصدی)پاداش دریافت می کردید. ملاحظه می کنید که در شرایط تورمی سپرده گذار تنبیه شده و وام گیرنده تشویق شده و پاداش می گیرد. در این شرایط انتظار دارید که مردم چه رفتاری از خود بروز دهند؟ طبیعی است که از یک طرف صف دریافت وام طولانی تر شده و از طرف دیگر بانکها مرتباً از نظر تأمین منابع با مشکلات بیشتری روبرو می شوند. جالب اینست که دولت، رسانه ها و کارشناسان مرتباًمردم را به صرفه جویی و کاهش مصرف دعوت می کنند و در همایش ها و سخنرانی ها به کرات مطرح می شود که جامعه ما تبدیل به جامعه مصرفی شده و فرهنگ مصرف گرایی گسترش یافته است. هنگامی که سیاستهای اتخاذ شده فرهنگ مصرفی را تشویق می کند و فرهنگ صرفه جویی و پس انداز را تنبیه می کند طبیعتاً رفتار مردم به سمت مصرف گرایی سوق می یابد. بسیاری از اوقات مطرح می شود که مردم کشورهای شرق آسیا و یا جنوب شرقی آسیا از نظر فرهنگی مردمی صرفه جو، پرکار و پر تلاش هستند. زمانی که شما دقیق تر می شوید می بینید که نسبت پس انداز به تولید ناخالص داخلی در اکثر این کشورها بالای ۳۰ درصد است و این مسئله صرفاً یک موضوع فرهنگی نیست چرا که فرهنگ خود تابع سیاست ها و سیاستگذاری های بلند مدت است. یکی از مهمترین دلایلی که این کشورها توانسته اند بدون هیچ گونه منابع طبیعی نسبت بالایی آز در آمدشان را پس انداز کنند این است که در طی سه دهه گذشته نرخ بهره واقعی در این کشورها نه تنها مثبت که قابل توجه بوده است.
پرسش این است که آیا اگر این کشورها در طی سه دهه گذشته دارای تورم بالا و مزمن بودند و سپرده گذاران بجای تشویق، تنبیه می شدند باز مردم این کشورها به همین نسبت صرفه جویی می کردند؟ مگر ما در گذشته مردمی صرفه جو، پرکار و پر تلاش نبوده ایم؟ پس چرا امروز مردمی مصرف گرا شده ایم؟ برخی استدلال میکنند که ما تحت تأثیر فرهنگ غرب مصرف گرا شده ایم مگر در عصر انقلاب الکترونیکی همه کشورها از کشورهای دیگر تأثیر نمی پذیرند پس چرا فرهنگ مصرفی کشورها با یکدیگر متفاوت است فرهنگ یک موضوع جزمی نیست که در طی زمان ثابت بماند. سیاستهای اقتصادی، اجتماعی در بلند مدت از مهمترین عوامل تآثیر گذار بر مقوله فرهنگ هستند.