اولویتهای توسعه صنعتی در ایران
علی غفوری<br>عکس: حمید جانیپور<br>اشاره:بهرغم وجود برخی مقاومتها از سوی دولتها یا کارگران و کشاورزان، جهان امروز به سرعت به سمت نوعی تقسیم کار جهانی پیش میرود.
علی غفوری
عکس: حمید جانیپور
اشاره:بهرغم وجود برخی مقاومتها از سوی دولتها یا کارگران و کشاورزان، جهان امروز به سرعت به سمت نوعی تقسیم کار جهانی پیش میرود. این تقسیم کار ممکن است تفاوتهایی با بحثهای تقسیم کار کلاسیک مربوط به قرون گذشته داشته باشد، اما درنهایت نکته مهمی را به تمامی صنعتگران، گروههای خدماتی دنیا و کشاورزان تحمیل میکند و آن بحث «مزیتهای نسبی» است. براساس این تعریف هر کشوری تنها در بخشی یا بخشهایی میتواند موفق باشد که در آن از «مزیت نسبی» برخوردار باشد. «مزیت نسبی» در اقتصاد ایران چیست؟
جبر طبیعی
ایران بیش از ۸۰سال است که در بسیاری از رشتههای صنعتی مشغول فعالیت است، اما امروزه به جرات میتوان گفت، در کمتر رشتهای ما قدرتمند و تاثیرگذار در اقتصاد جهانی هستیم. اما طبیعت، معادن و منابع ما میتوانند مزیت جدی اقتصادی ایران باشند. وجود دهها میلیارد تن ماده معدنی و حدود ۱۲۰میلیارد بشکه نفت در کنار در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر گازی جهان پس از روسیه و مرزهای گسترده دریایی و زمینی به ایران مزیتی اساسی برای مبدل شدن به قدرت اول انرژی و صنایع معدنی در غرب آسیا داده است. ایران اکنون حدود ۱۰۰سال است که به روی نفت (و در این اواخر گاز) خود سرمایهگذاری کرده و میکند که دلیل آن سهلالوصول بودن این نوع سرمایهگذاری و درآمد هنگفت آن است. ایران امروزه یکی از پایینترین هزینههای استخراج نفت را در جهان دارد. البته هنوز هم لازم است که با صرف دهها میلیارد دلار و کشاندن غولهای انرژی دنیا، ما صنایع نفت و گاز خود را توسعه دهیم، اما از آن طرف سرمایهگذاری ما در بخش معدن و صنایع معدنی اصلا کافی نبوده است.
سرمایهگذاریهای صنایع معدنی ما ۳ تا ۴دهه است و باید اذعان کرد که حتی به اندازه همین ۴ دهه نیز توسعه نیافتهایم. در دنیا غولهای معدنی و صنایع معدنی عمری بیش از یک قرن دارند. آنها از اواخر قرن ۱۹ پی بردند که فلزات و کانیها نقش کلیدی در توسعه صنعتی کشورها پیدا خواهند کرد. البته در ایران پس از توسعه نسبی سرمایهگذاریها در این بخش در دهه ۷۰، ما اکنون چند سالی است که شاهد برنامهریزی برای جهش جدید در این بخش هستیم، اما چرا توجه به معدن و صنایع معدنی میتواند اقتصاد ایران را دگرگون کند؟
اهمیت استراتژیک مواد معدنی
تا یک دهه قبل به نظر میرسید دیگر فلزات اساسی و مواد معدنی به ویژه فولاد وسیمان ارزش گذشته را ندارند. اهمیت استفاده از تکنولوژیهای اطلاعاتی، وسایل سبکتر، رویآوری به روشهای جدید زندگی و به ویژه علاقه سرمایهگذاران به سایر بخش موجب شده بود که صنایع معدنی روزهای سختی را پشت سر بگذرانند. فولاد به عنوان گل سرسبد صنایع معدنی، کاهش قیمت متوالی را تجربه میکرد و بسیاری از کارخانههای بزرگ و فولادسازی اروپا و آمریکا از ادامه فعالیت بازماندند. صنایع فولادی باقیمانده از شوروی سابق نیز با ارائه فولاد ارزان به بازار، هم بازار را نابود میکرد وهم به خودش آسیب میرساند.
اما معلوم بود این روند پایدار نمیماند. رشد مداوم اقتصادی جهان، توسعه پروژههای عمرانی، رشد سرسامآور اقتصادی چین و جذب مجدد سرمایهها به بازارهای بورس فلزات همگی سبب شد تا بهای مواد معدنی و صنایع معدنی نظیر فولاد، مس، روی، آلومینیوم، مس، نیکل، طلا، زغالسنگ و نظایر آنها بین ۲ تا ۵ برابر افزایش یابد و این در حالی بود که رقابت نفسگیر در صنایع الکترونیکی، صنایع فولاد، کامپیوتر و لوازمخانگی موجب شده بود تا «حاشیه سودها» مرتب کاهش یابد.
امروز دیگر بخش معدن و صنایع معدنی در دنیا ارزش استراتژیک یافته است.
رشد عدد و ارقام این بخش سرسامآور هستند. تولید فولاد جهان از ۵۹۵میلیون تن در سال ۱۹۷۰ به ۷۱۷میلیون تن در سال ۱۹۸۰ رسید، اما این رشد تولید ۱۸ سال متوقف ماند تا اینکه از سال ۲۰۰۰ به بعد به طور متوسط با رشد ۶درصد در سال به ۱۱۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۰۵ رسید. سال ۲۰۰۶ رشد تولید فولاد ۹ درصدی و در سال ۲۰۰۷، ۵/۷ درصدی شد. سال گذشته میلادی ۱۳۴۴ میلیون تن فولاد در جهان تولید شد که یک سوم آن توسط چین تولید شد. چین در سال ۲۰۰۶ نیز ۴۲۲ میلیون تن فولاد تولید کرد.
در سیمان نیز تولید سیمان جهان از ۵۷۱ میلیون تن در سال ۱۹۷۰ به یک میلیارد تن در سال ۱۹۹۰، ۶/۱ میلیارد تن در سال ۲۰۰۰ و ۶/۲ میلیارد تن در سال ۲۰۰۶رسید. همانگونه که ملاحظه میشود تولید و به تبع مصرف این ماده حیاتی برای فعالیتهای عمرانی طی ۳ دهه، ۵ برابر شد.
امروزه کشورهای دنیا برای توسعه خود به دو چیز به طور قطع نیاز دارند اول انرژی، دوم فولاد و سیمان، پس اگر گفته میشود این کالاها استراتژیک هستند سخن بیهوده گفته نشده است.
آمارها نشان میدهد که مصرف جهانی فولاد، در سال ۲۰۰۸ نیز رشدی ۸ درصدی را تجربه میکند و جالب اینکه مصرف فولاد آسیا- اقیانوسیه به تنهایی معادل ۶۰ درصد مصرف جهان است.مساله «قیمتها» در بخش فلزات و مواد معدنی نیز جالب بوده است. رشد محصولات فولادی هماکنون در جهان (وایران) از ۱۱۰۰ دلار در هر تن گذشته، حال آنکه این ارقام ۸ سال قبل کمتر از ۲۵۰ دلار در هر تن بودهاند. مس ۸ هزار دلاری، آلومینیوم ۲۸۰۰ دلاری، زغالسنگ ۲۰۰ دلاری همگی نشانگر رشدهای ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصدی طی ۶ سال هستند.
سنگ آهن به عنوان مادهای بسیار پر ارزش برای تولید فولاد اکنون سالها است که رشد قیمت عجیبی را تجربه میکند و از ابتدای سالجاری میلادی نیز تا کنون ۷۰ درصد افزایش یافته است. هند برای دستیابی به تولید ۱۱۰ میلیون تن فولاد و چین برای تولید نیم میلیارد تن فولاد خود نیاز سنگینی به سنگآهن دارند.
شاید همین نکات است که سبب توجه ویژه به بخش معدن و صنایع معدنی در جهان شده است. رویترز چندی قبل گزارش داده بود که نشان میداد، موج دیگری از سرمایهگذاری آن هم توسط بانکهای بزرگ در بخش معدن و صنایع معدنی در راه است.
نقش ویژه ایران
ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که انرژی فراوان، مواد اولیه و نیروی متخصص را برای توسعه صنایع معدنی همزمان در اختیار دارد و این مساله موجب میشود تا اگر ایران به جرگه تولیدکنندگان فلزات اساسی و مواد معدنی بپیوندند، بتواند رقابتیترین قیمتها را ارائه دهد. از طرف دیگر ایران نزدیکترین فاصله را به بزرگترین بازار مصرف فولاد، سیمان، آلومینیوم و مس دارد. کشورهای حاشیه خلیجفارس، عربستان، افغانستان و عراق جنگزده و کشورهای فاقد دریای آسیای میانه به اضافه خود ایران نیاز بسیار سنگینی به فولاد، سیمان و آلومینیوم دارند. آمارها حکایت از یکتریلیون دلار پروژه عمرانی در منطقه دارد که ۷۰۰میلیارد دلار آن متعلق به اماراتمتحده، عربستان و کویت است. نیمی از دکلها و جرثقیلهای مربوط به ساختمانهای بلندمرتبه به جنوب خلیجفارس منتقل شدهاند. کشورهای منطقه خلیجفارس طی سال ۲۰۰۸، حداقل ۲۰میلیون تن آهن وارد خواهند کرد و این نشان میدهد آنها هنوز تا سالها واردکننده فولاد باقی خواهند ماند.
البته در بخش آلومینیوم آنها سرمایهگذاریهای سنگینی انجام دادهاند و توانستهاند تولید خود را به شدت افزایش دهند. امارات متحده و قطر در حال حاضر ۵/۱میلیون تن آلومینیوم تولید میکنند (۶ برابر ایران) و قرار است با کمک شرکتهای بزرگ آلکوآ (آمریکا)، الکان (کانادا) و شرکتهای اروپایی ظرفیت خود را به ۷/۳میلیون تن برسانند.آنها بسیار سریع پی بردهاند که منطقه خلیجفارس به دنبال افزایش قیمت انرژی، «اقتصادیترین» منطقه برای تولید آلومینیوم است؛ چراکه تولید آلومینیوم به شدت انرژیبر است. از طرف دیگر در بخش فولاد غرب به شدت با کمبود مواجه است. دهها کشور عربی بر روی هم ۷/۲۴میلیون تن فولاد تولید کردهاند و سایر کشورهای منطقه نیز هیچ کدام تولیدکننده بزرگ فولاد نیستند. در حقیقت تنها تولیدکننده بزرگ منطقه ترکیه است که در سال گذشته ۸/۲۵میلیون تن فولاد تولید کرد. بنابراین میتوان حدس زد که این منطقه به شدت رو به رشد تا چه اندازه در آینده وابسته به فولاد خواهد بود. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. واردات فولاد ایران از ۸/۴میلیون تن در سال ۱۳۸۱ به ۸میلیون تن در سال ۸۵ و ۱۱میلیون تن در سال ۸۶ رسید و با توجه به وجود بیش از ۱۰۰میلیارد دلار پروژه عمرانی و ساخت سالانه صدها هزار واحد مسکونی برای کشوری با ۷۵میلیون نفر جمعیت نشان میدهد که در آینده نزدیک مصرف فولاد ایران از مرز ۲۵میلیون تن در سال فراتر خواهد رفت. در سیمان نیز اوضاع بحرانی است. منطقه خاورمیانه به شدت نیازمند سیمان است و کشورهای اطراف ما حاضرند در صورت تمایل ایران تمامی ۴۰میلیون تن تولید سالانه ما را «پیشخرید» کنند؛ اما نیاز داخلی سبب شده تا ایران فعلا نتواند صادرکننده بزرگ سیمان باشد.
برنامه ایران برای جهش تولید و چالشهای پیش روی آن
اگر نکات بالا را به عنوان واقعیتهای مسلم بپذیریم، باید اذعان کنیم که هرگونه تعلل در اجرای پروژههای معدنی و صنایع معدنی کشور به معنای از دست دادن فرصتی بزرگ در منطقه و غرب آسیا است. ایران میتواند با تبدیل شدن به غول بزرگ صنایع معدنی در منطقه به طور جدی کشورهای منطقه را به خود وابسته کند تا آنجا که همه آنها نیازمند ما باشند. تولید فعلی ایران (در سال ۸۶) در بخش فولاد، مس، آلومینیوم و سیمان هنوز ناکافی است. ما در سال گذشته ۱۰میلیون تن فولاد، ۲۰۲هزار تن مس، ۲۰۴هزار تن آلومینیوم و ۳۶میلیون تن سیمان تولید کردهایم. آنچه که بسیار ارزشمند است، برنامههای گسترده دولت برای افزایش تولید این کالاهای استراتژیک طی سالهای آینده است. طبق این برنامه، کشور باید تا سال ۱۳۹۰ در بخش فولاد به ۳۳میلیون تن ظرفیت، در بخش سیمان به حدود ۷۰میلیون تن ظرفیت، در بخش سنگ آهن به ۴۸میلیون تن ظرفیت، بخش مس به ۴۸۰هزار تن ظرفیت و در آلومینیوم به ۸۲۰هزار تن ظرفیت برسد. معنای این ارقام آن است که کشور ظرف ۳ سال آینده بین ۲ تا ۳ برابر از ۵ بخش عمده کالاهای صنایع معدنی ایجاد ظرفیت خواهد کرد. این امر بسیار امیدوارانه است و گام نخست ایران برای تبدیل شدن به قدرت اول معدن و صنایع معدنی غرب آسیا و خاورمیانه خواهد بود؛ اما از یاد نبریم که هرگونه مشکل مالی، بوروکراسی یا اجرایی در مقابل این طرحها میتواند تحقق این اهداف را با مشکل مواجه کند و این اتفاق به هیچعنوان نباید رخ دهد. این پروژهها عمدتا دولتی هستند و طبیعتا تنها اراده مسوولان عالیرتبه اقتصادی و تصمیمگیر دولت میتواند آنها را طبق زمانبندی به پیش ببرد.نگارنده معتقد است اهداف توسعه صنایع معدنی کشور نه تنها بلندپروازانه و دست نیافتنی نیست، بلکه بهدلیل وجود نیروهای باتجربه اجرایی درصورت وجود منابع مالی به سرعت قابل اجرااست و باید از هماکنون برنامهریزیها برای تولید بیشتر در سالهای ۹۰ تا ۹۵ طرحریزی شود تا ظرفیتهای فولادی ما به ۵۰ میلیون تن، مس به یک میلیون تن، آلومینیوم به ۵/۱ میلیون تن، سیمان به ۹۰ میلیون تن و سنگآهن نیز به فراتر از ۸۰ میلیون تن برسد. در همان حال تولید سرب، روی، زغالسنگ، نیکل، کروم، طلا و دهها ماده معدنی پرارزش دیگر دنبال شود تا ایران بتواند مانند آمریکا، روسیه، چین، استرالیا، برزیل و کانادا جزو یکی از قدرتهای بزرگ صنایع معدنی جهان شود.
سخن آخر
درحال حاضر سرمایهگذاریهای متعددی در بخشهای اقتصادی و صنعتی کشور توسط بخشخصوصی و دولتی انجام شده که نمیتوان آنها را رها کرد؛ اما میتوان پس از این حداقل در بخش دولتی سرمایهگذاریهای صنعتی را به سمت صنایع معدنی منتقل کرد.این نوع سرمایهگذاری بهطور قطع نه تنها سبب ایجاد اشتغال در سراسر ایران بهویژه مناطق محروم میشود، بلکه پس از نفت قطعا بالاترین بازده را برای اقتصاد ایران خواهد داشت و پس از چند سال اصل سرمایه را به خزانه دولت بازخواهد گرداند.
مضافا اینکه بخش بزرگی از هدف چشمانداز برنامه ۱۴۰۴ را مبنی بر تبدیل ایران به قدرت اول آسیا محقق خواهد کرد.