حرکت شرقیها به سمت بازار آزاد
صالح واحدی
نویسنده: آلنگریناسپن<br> مترجم: صالح واحدی<br>برای مثال صادرات لوگزامبورگ معادل ۱۷۷ درصد GDP آن در سال ۲۰۰۶ بوده است و واردات کشور نیز ۱۴۹ درصد آن.
نویسنده: آلنگریناسپن
مترجم: صالح واحدی
برای مثال صادرات لوگزامبورگ معادل ۱۷۷ درصد GDP آن در سال ۲۰۰۶ بوده است و واردات کشور نیز ۱۴۹ درصد آن. با این حال آزادسازی هرچه بیشتر بازارها، به ویژه پس از فروپاشی شوروی بسیاری از مرزها را از بین برده و در نتیجه بازار رقابتی جایی برای ناکارآمدی باقی نگذاشته است. به عبارتی بیشتر میوههای سهلالوصول بازار آزاد تاکنون چیده شده است.
ناتمام ماندن مذاکرات تجاری دور دوحه در سال ۲۰۰۶ باید، ما را در مورد گام بعدی برای ارتقای استانداردهای زندگی به تامل وا دارد. سرعت برداشتن مرزهای تجاری هم با رسیدن به نقطه مقاومتهای سیاسی کاهش مییابد. این بدان معناست که رشد اقتصادهای صادرات محور نظیر شرق آسیاییها نمیتواند به سرعت شش دهه قبل ادامه داشته باشد.
به هر حال به نظر میرسد که استراتژیهای صادرات محور دیگر قوت سابق را نخواهد داشت و در مقابل سیاستهای توسعهای بر محور صادرات خدمات اینک برجسته شده است؛ برای مثال صادرات کامپیوتر و مراکز تلفن از هند به آمریکا که البته این بازار هنوز خیلی کوچک است.
یکی دیگر از موانعی که امروز در برابر صادرات چین و ببرهای آسیا به چشم میخورد، افزایش هزینههای تولیدی آنان است. به همین سبب طنز تلخ تاریخ پس از جنگ به ما میگوید که سکوی بعدی تولید برای گسترش تجارت آزاد - بخوانید سرمایهداری - ویتنام خواهد بود. براساس موافقتنامه دوجانبه تجاری واشنگتن - هانوی در سال ۲۰۰۱، صادرات ویتنام به آمریکا با افزایش ۸۰۰ درصدی از ۱/۱ میلیارد دلار در آن سال به ۳/۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ رسید. در مقابل صادرات آمریکا به ویتنام نیز ۲ برابر شد.
تاریخ ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم از دو شکست نظامی در نبردهایی حکایت میکند که پای کمونیسم در میان بوده است. اولی عکسالعمل سریع نیروهای آمریکایی در برابر عبور نیروهای چین از رودخانه «یالو» و ورود به کرهشمالی در زمستان ۱۹۵۰ بود و دیگری خروج خفتبار از ویتنام جنوبی در ۱۹۷۵.
شاید ما در صحنه درگیری شکست خوردیم، اما جنگ را نباختیم. اینک هم چین کمونیست و هم ویتنام کمونیست تلاش میکنند از روشهای غیرمعقول اقتصاد متمرکز به سوی اقتصاد آزاد سرمایهداری حرکت نمایند، اگرچه مایل نیستند آن را جار بزنند. در سال ۲۰۰۵ سیتی گروپ و در سال ۲۰۰۶ «مریل لینچ» آمریکایی مجوز خرید، فروش و بازاریابی سهام شرکتهای ویتنامی در بورس شهر
«هوشی مینه» را دریافت کردند. وقتی بیلگیتس، ثروتمندترین سرمایهدار جهان از «هانوی» دیدار کرد، از سوی مقامات ارشد کمونیست مورد استقبال و تحسین قرار گرفت. آیا معجزهها همیشه تکرار میشوند؟ پاسخ این سوال آن است که آنچه معجزه میکند، اندیشهها است. در واقع ایدههای اقتصاد آزاد بوده که قویتر از ارتشها عمل کرده است.
درکنار کشورهایی که از آنها نام برده شده شاید بتوان گفت که هند بهترین مثالی باشد که بهرهوری نظام اقتصاد آزاد و سکون سوسیالیسم را نشان میدهد.
در هند ۲ جنبه متفاوت دیده میشود؛ چهرهای مدرن در سطح جهان که از درون فرهنگی تاریخی برخاسته که نسلهای متمادی در آن متوقف بودهاند:
به نظر میرسد آن بخش مدرن تاحد زیادی از مدل تولید برای صادرات که چین و دیگر کشورهای شرق آسیا در قرن بیستم به کار بستند متمایز است. درمقابل هندی که تحت مدیریت آنها است بر خدمات جهانی فوق تکنولوژیک و قرن بیست و یکمی تمرکز کرده است که اکنون بیشترین رشد را در فعالیتهای اقتصادی جهانی دارد. مدرنیته راه خود را به بخشهای مختلف اقتصاد هند مانند تجارت، توریسم و زیربناهای مرتبط با توریسم گشوده است. درنتیجه تولید ناخالص داخلی که بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ رشدی حدود ۵/۳ درصد داشت، جهش قابل توجهی داشت و در سال ۲۰۰۶ به ۹ درصد رسیده است.
چنین پیشرفتی تاکنون ۲۵۰ میلیون انسان هندی را که روزانه درآمدی کمتر از یک دلار داشتند را از فلاکت فقر رهانیده است.
اما سرانه تولید ناخالص داخلی در هند که در ابتدای دهه ۱۹۹۰ برابر با چین بود اکنون دو پنجم سرانه تولید ناخالص داخلی آن کشور است. در حقیقت سرانه ۷۳۰ دلاری در هند حتی از لسوتو نیز پایینتر است. دلیل عقب ماندن هند از چین در مسابقه ۱۵ سال گذشته فقط یک «ایده» بوده است.
وقتی هند در ۱۹۴۷ استقلال خود را از بریتانیا به دست آورد، حاکمان سابق تمام سازوکارهای اداره جامعه را با خود بردند و در پشتسر خود ایدهای را باقی گذاشتند که نخبگان هندی مجذوب آن بودند، این ایده نوعی سوسیالیسم رویایی بود.
جواهر لعل نهرو مرید مهاتما گاندی بزرگ که از زمان استقلال به مدت ۱۶سال نخستوزیر هند بود به شدت شیفته این رویا بود و رقابت بازار را ویرانگر اقتصاد میدانست. به واسطه نقش او بود که اقتصاد هند تا مدتهای طولانی پس از خروج انگلیسیها در پنجه سوسیالیسم بود.
نهرو شیفته برنامهریزی متمرکز بود که از نگاه او فضایی منطقی ایجاد میکرد تا نیروهای انسانی دستهجمعی به کار بپردازند و منافع حاصل از کارشان در خدمت جمع گستردهتری قرار گیرد. او به عنوان نخستوزیر در ابتدا مالکیت صنایع استراتژیک، به ویژه صنایع سنگین و نیروگاههای برق را در انحصار دولت گرفته بود و البته سایر صنایع را نیز به شدت تحت کنترل کادرهای دولتی که تلاش میشد با سواد و نیکاندیش باشند قرار داده بود.
این کنترل فراگیر چنان بود که هیچ فعالیتی در اقتصاد کشور ممکن نبود، مگر آنکه از مجرای این نظام بوروکراتیک بگذرد.
برای انجام سادهترین فعالیتهای اقتصادی نیز تاییدیه دولتی لازم بود. برداشتن کنترلها هم به معنی رها کردن اصول تساوی جویانه سوسیالیسم تخیلی بود. این فضای محدود، نرخ رشد محدودی را نیز برای هند به ارمغان آورده بود که گاه به شوخی یا استهزا آنها را هندیهای ۳درصدی مینامیدند. بوروکراسی نمیدانست باید چه کند. آنان فرض میکردند که نظام علمی طراحی شدهشان قابلیت ایجاد رشد را دارد که درواقع چنین نبود.
کثرت گواهینامهها، مجوزها و مهرها نمیتوانست کمکی به اقتصاد کشور بنماید (و درحقیقت سد راه آن هم بود). وقتی مردم برای دریافت مجوزی به ادارات مراجعه میکردند با اعمال سلیقه و تضییقاتی مواجه میشدند که اصلا به آنها اجازه نمیداد اندیشههای بلندی را در ذهن خود پرورش دهند. در حقیقت اعمال سلیقه شخصی بوروکراتها حرف اول را میزد. حتی سالمترین نهادهای اداری هند هم مایل نبودند تا این رویهها را ترک گویند و ناسالمها هم که اختیارات خود را محل کسب درآمد میدانستند. پس دیگر جای تعجب نیست که معیارهای فساد در هند ناامیدکننده بوده و هست.
بنابراین بوروکراسی بر همه بخشهای اقتصاد هند پنجه انداخته و تنها به زور و با اکراه حاضر به رها کردن آن است. اتحادیههای قدرتمند کارگری و نیز احزاب کمونیست هند نیز به این روند دامن میزنند. از آنجا که سوسیالیسم تنها یک قالب اقتصادی نیست و اصلی اساسی مبنی بر مالکیت جمعی دارد، الزامات فرهنگی مهمی نیز دارد که اکثریت مردم هند آن را میپسندند.
هند بزرگترین دموکراسی جهان است. در دموکراسی کسانی انتخاب میشوند که نماینده خواست مردم باشند و در مورد هند نیز آن چنان که انتظار میرود کسانی انتخاب میشوند که به اصول اشتراکی سوسیالیسم اعتقاد داشته باشند. لذا این ایده که روشنفکران حکومتی نیکخواه خیلی بهتر از نیروهای غیرقابل پیشبینی بازار آزاد، منابع کشور را تخصیص میدهند طرفداران پروپاقرص دارد.