باورهای نادرست اقتصادی - ۸ تیر ۸۷
«مردم هر جامعهای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آزاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر در روزهای شنبه به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج میپردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح میدهد.»<br>
«مردم هر جامعهای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آزاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر در روزهای شنبه به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج میپردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح میدهد.»
۲۲ - دولت باید با تحریک تقاضای جامعه از طریق افزایش هزینههای دولتی، «پول توی بازار بریزد»
عدهای هستند که وقتی سرعت حرکت اقتصاد کند است و مردم حاضر به مصرف کردن یا سرمایهگذاری نیستند، اصرار میورزند دولت باید پا پیش بگذارد و با اجرای پروژههای دولتی و افزایش مخارج عمومی، تقاضای کل اقتصاد را بالا ببرد. در واقع زمانی که دولت این کار را میکند، مشاغل بخش خصوصی را نابود میکند؛ چرا که منابع مورد نیاز برای تداوم فعالیت بخش خصوصی را از آنها میگیرد. مالیاتها در چنین حالتی بالاتر از زمانی خواهند بود که دولت دخالت کمتری در اقتصاد دارد و فعالان بخش خصوصی را آزاد میگذارد تا راسا سرمایهگذاری کرده و به تولید محصولات جدید بپردازند.
علاوهبر این، دولت منابع جامعه را به نحو ناکارایی استفاده میکند. هزینههای مربوط به حفظ هر شغل در بخش عمومی بالاتر است و منابع عمومی با اثربخشی کمتری استفاده میشوند. «ریختن پول توی بازار» اغلب به معنای خرج کردن پول در زیرساختها و پروژههای مهندسی عمران است که همگی سرمایهبر بوده و مشاغل اندکی تولید میکنند.
حتی در حوزههای کاربر از قبیل خدمات عمومی، اکثر پول اضافی که بهکار گرفته میشود، با افزایش در نرخ تورمی که بخش عمومی بهوجود میآورد، بلعیده میشود. این کار صرفا پول نقد بیشتر در اختیار ادارات دولتی میگذارد تا برای بهدست آوردنش رقابت کنند. هنگامی که دولتها با دریافت بودجههای بزرگتر در اقتصاد دخالت میکنند، پول فراوانی در خدمات عمومی تزریق میشود. معمولا همه پولها جذب و بلعیده میشود، اما کیفیت خدمات اصلا متناسب با افزایش عظیم در مخارج نخواهد بود. حقیقتا به خاطر فساد و ناکارایی در بخش عمومی وضع برخی خدمات بدتر هم میشود.
پول در بخش خصوصی دقیقا به همان جایی میرود که عوامل اقتصادی علامت میدهند باید برود اما پول در دولت به دنبال مطالبات سیاسی میرود که از جنبه اقتصادی منطقی یا معنادار نیستند.
برای حفظ هر شغل در بخش عمومی، نیاز به صرف پول فراوانی است. بخش خصوصی با همان پول، افراد بیشتری را به استخدام در میآورد. «ریختن پول توی بازار» اینک یک مفهوم بیاعتبار شده از دوران کینزینها است. با چنین سیاستی، یک تقاضای موقت و مصنوعی در بخشهایی محدود از اقتصاد و به زیان سایر بخشها ایجاد میکند و پس از متوقف شدن تقاضای مصنوعی، فقط بیکاری و نابسامانی گسترده باقی میماند. دولتها همیشه وسوسه میشوند تا «رونقهای» کوتاهمدت مصنوعی در پیش از انتخابات ایجاد کنند که عواقب ناگوار آن پس از اینکه مجددا انتخاب گردیدند، ظاهر خواهد گشت.
۲۳ - « فقط گناهکاران باید از تفتیش یا جستوجوی پلیس بترسند.»
فریاد قدرتهای سرکوبگر و مزاحم همیشه بلند بوده است که «فقط خطاکاران باید از دولت بترسند.» چنین سخنی درست نیست.
حتی بیگناهان هم باید از یک دولت مزاحم و زیادی قدرتمند بترسند. در جوامع آزاد همیشه این بحث وجود داشته است که هر فرد، قلمرو خصوصی دارد که اجازه خصوصی نگه داشتن آن را برای خود دارد. منظور این نیست که او اسرار گناهکاران را نگهدارد بلکه او چیزهای خصوصی را برای خود نگه میدارد که به کس دیگری ربط ندارد.
چرا دولت باید مجاز به بازکردن پاکت نامههای ما باشد، مکالمات تلفنی و ارتباطات الکترونیکی ما را جاسوسی کند و با دوربینهایی رفتار ما را زیر نظر بگیرد؟ ما حق داریم نگران این قضیه باشیم که چرا یک دولت میخواهد چنین اطلاعاتی درباره ما داشته باشد.
کسانی که به این اطلاعات دسترسی دارند در موضع قدرت برتر نسبت به سایرین قرار میگیرند؛ از اطلاعات میتوان برای باجخواهی یا تهدید کردن استفاده کرد. نیازی نیست که اطلاعات بهدست آمده درباره فعالیتهای غیرقانونی باشد، بلکه فقط کافی است افشای آن باعث خجالت و شرمندگی ما شود.
در جوامع آزاد، محدودیتهایی روی قانون گذاشته میشود. ما این حق را به کسی نمیدهیم تا به شکل تصادفی با جاسوسی و سر و گوش آب دادن، گناهکاران و مجرمان را پیدا کند بلکه نیاز به نشان دادن نیت و هدف برای تحقیقات است. جامعه از بازرسان و تفتیشکنندگان میخواهد توضیح دهند به چه کسی مظنون هستند به جای اینکه تضمینهای کلی داشته باشد تا ببینند چه چیزی را احیانا پیدا میکنند.
مردم جامعه، خدمتکار و زیردستانی نیستند که دولت قدرتمندی به آنها دستور دهد و هر زمان که خواست آنها را در حبس نگه دارد: بلکه ما شهروندان آزادی هستیم که دولت را برای خدمت کردن به خود میخواهیم. دولت حق ندارد قدرتی بیش از آنچه ما دربارهاش توافق کردیم داشته باشد و ما این حق را به دولت نمیدهیم تا چیزی بیشتر از آنچه نیاز است بداند تا به ما خدمت کرده و از ما حمایت کند.
۲۴ - در یک شکل جدید از استعمارگری اقتصادی، شرکتهای چندملیتی محصولات زیانبار مثل موادغذایی بیارزش، سیگارهای با نیکوتین قوی و شیرخشک را به زور به کشورهای فقیر میفروشند.
در عین حال شرکتهای چندملیتی هیچکس را مجبور به خرید محصولات خود نمیکنند. زمانی که ثروت جامعهای افزایش مییابد مردم آن جامعه میخواهند برخی کالاهای لوکس که کشورهای ثروتمند از سالها قبل استفاده میکردند را برای خودشان داشته باشند.
از نظر رژیم غذایی شاید تاسفآور باشد که بیشتر جوانان شرقی، همبرگر مک دونالد را به غذاهای سالم چینی که استفاده میکردند ترجیح میدهند اما به هرحال آنها اینکار را میکنند. آنها این غذاهای غربی را دوست دارند به همان دلایلی که جوانان در غرب دوست دارند.
فروش سیگارهای قوی در کشورهای پیشرفته کاهش یافته است اما در کشورهای فقیرتر فروش خوبی دارند. دوباره علت این نیست که ساکنان آنها فریب خوردهاند یا مجبور به اینکار هستند بلکه صرفا چون این سیگارها را دوست دارند. آنها فقط آن اندازه پول دارند که چند نخ سیگار در روز بکشند و ترجیح میدهند آن سیگار قوی باشد. در حالی که شیر مادر برای نوزادان بهتر است و پادتنهایی در خود دارد، مادران در کشورهای در حال توسعه برخی اوقات، شیر آماده را ترجیح میدهند.
همین مساله در کشورهای ثروتمند هم وجود دارد. این بستگی به تصمیم مادران دارد که آیا راحتی و اغلب ضرورت ادامه کار کردن، بر شیر دادن برتری دارد یا خیر؟ گفته میشود در کشورهای فقیر، شیر خشک را با آبی مخلوط میکنند که بدرستی جوشانده نشده است تا میکروبها را بکشد. بستهبندی و تبلیغات این مسوولیت را قبول میکنند و بر اهمیت بهداشت تاکید میکنند.
شرکتهای چند ملیتی آن چیزی را عرضه میکنند که بازار میخواهد. از نظر جامعهشناسان شاید تاسفآور باشد که میبینیم کشورهای فقیرتر سعی میکنند از کارهای بد کشورهای ثروتمند تقلید کنند؛ اما برخی محصولات به ثروت و راحتی بیشتر ربط دارند که مردم امکان خریدشان را دارند.