سازمانهای غیردولتی و نگرانیهای موهوم
[ زهرا شجاعی ]<br> بعد از پیروزی انقلاب اسلامیزمینه برای فعالیت زنان بیش از گذشته فراهم شد و به دلیل تناسبی که بین فرهنگ جامعه و اسلامیت نظام به وجود آمد این امکان فراهم شد که زنان علاوه بر ایفای مسوولیتهای خانوادگی، حضور فعالتری در جامعه پیدا کرده و مسوولیتهای جدیدی را پذیرا شوند.
[ زهرا شجاعی ]
بعد از پیروزی انقلاب اسلامیزمینه برای فعالیت زنان بیش از گذشته فراهم شد و به دلیل تناسبی که بین فرهنگ جامعه و اسلامیت نظام به وجود آمد این امکان فراهم شد که زنان علاوه بر ایفای مسوولیتهای خانوادگی، حضور فعالتری در جامعه پیدا کرده و مسوولیتهای جدیدی را پذیرا شوند. در واقع پس از پیروزی انقلاب اسلامی کار کردن زن بیرون از خانه بر خلاف رویهای که پیش از آن وجود داشت ضد ارزش شناخته نشد و از آن زمان تاکنون هر چه پیش رفتیم فرصت برای فعالیت زنان فراهم تر شده است. البته در دو دهه اول انقلاب شاهد توسعه سازمانهای غیر دولتی نبودیم شاید به این دلیل که شرایط حاکم بر جامعه، جنگ و مشکلات اقتصادی مهمترین دلایلی بود که مانع از این امر شد. با عبور از این بحرانها به تدریج توسعه نهادهای مدنی و سازمانهای غیر دولتی در نظام جمهوری اسلامیدر دستور کار قرار گرفت. در سالهای پس از انقلاب اسلامی یکی از مهمترین دوران برای فعالیت نهادهای مدنی دوران اصلاحات بود و در برنامههای دولت وقت یکی از محورهای اساسی فعال کردن نهادهای مدنی و توجه به مشارکت زنان که جزو سرمایههای اجتماعی محسوب میشوند، قرار گرفت و بنا شد با حمایتهای اولیه دولت نهادهای مدنی در ارتباط با زنان فعال شود. مرکز مشارکت زنان در راستای برنامههای رییس جمهور وقت و در چارچوب قوانین بخشی از فعالیتهای خود را در همین زمینه متمرکز کرد و زمینه برای فعالیت سازمانهای غیردولتی آغاز شد. این رویکرد کمی و کیفی به سازمانهای غیر دولتی زنان موجب شد در هشت سال شاهد رشد ۹۰۰درصد سازماتهای غیر دولتی زنان بودیم از ابتدای تاسیس نظامهای حکومتی در ایران تنها ۵۵ سازمان تا ۷۶ تاسیس شده بود، اما در نتیجه این زمینه و شرایط مساعد و نیاز اجتماعی تعداد این سازمانها به ۵۳۰ مورد رسیده است و این نشان میدهد مجموعه شرایط ایجاد شده برای توانمندی زنان سبب جذب جمعیت کثیری از بانوان برای ایجاد سازمان غیردولتی شده است. رویکرد فعلی دولت به سازمانهای غیر دولتی رویکرد مثبتی نیست و نگرانیهایی موهومی که از توسعه سازمانهای غیر دولتی زنان ایجاد شده و مسوولان آنها را در قالب براندازی؟؟ نرم و انقلاب مخملی تلقی میکنند و این قیاس معالفارق بین این سازمانها و سازمانهای خارجی فعالیت انجمنهای زنان را محدود کرده و این در حالی است که هیاتهای مذهبی و تشکلهای نظامی که در جای خود مهم و دارای ارزش هستند اما نمیتوانند به عنوان سازمانهای غیردولتی تلقی شوند به عنوان تشکلهای غیردولتی امکانات دریافت میکنند. در حالی آنها خود دارای بودجه مستقل هستند و نمیتوانند هدفها و فوایدی که توسعه سازمانهای غیر دولتی به همراه دارند، داشته باشند.