تالاب قربانی رودخانه شد
عکس: صبا ورزنه<br>عوامل طبیعی و دلایل مدیریتی تخریب آرام اکوسیستم تالاب گاوخونی<br>[ گروه جامعه ]<br>سبزی و درخشندگی تالاب گاوخونی در کویر مرکزی ایران مدتهاست که رو به زوال گذاشته است و دیگر هیچ پرندهای در حوالی آن پرواز نمیکند. سرنوشت گاوخونی هم به سرنوشت سایر تالابها در ایران گره خورده و حالا دیگر مدتها است انبوهی از پرندگان مهاجر، آبزیان و گیاهان آن از پیچ و خم پر آب زایندهرود محروم شدهاند و تنها باریکهای از بن آبهای زمینهای کشاورزی اطراف به گاوخونی میریزد.
عکس: صبا ورزنه
عوامل طبیعی و دلایل مدیریتی تخریب آرام اکوسیستم تالاب گاوخونی
[ گروه جامعه ]
سبزی و درخشندگی تالاب گاوخونی در کویر مرکزی ایران مدتهاست که رو به زوال گذاشته است و دیگر هیچ پرندهای در حوالی آن پرواز نمیکند. سرنوشت گاوخونی هم به سرنوشت سایر تالابها در ایران گره خورده و حالا دیگر مدتها است انبوهی از پرندگان مهاجر، آبزیان و گیاهان آن از پیچ و خم پر آب زایندهرود محروم شدهاند و تنها باریکهای از بن آبهای زمینهای کشاورزی اطراف به گاوخونی میریزد. بهرهبرداری بیرویه جامعه انسانی از آب رودخانه زایندهرود، تالاب گاوخونی را با خشکی بی سابقهای مواجه کرده که به اعتقاد برخی کارشناسان محیط زیست این بحران در ۱۰ سال اخیر شدت بیشتری گرفته است و برداشت آب از زایندهرود در دهه اخیر به اندازهای زیانبار بوده که ورودی آب رودخانه به تالاب گاوخونی را به کلی خشکانده است.
گاوخونی حالا دیگر از معیارهای سابق خود برای ماندن در فهرست تالابهای بینالمللی فاصله بسیاری دارد اگرچه در سال ۱۳۵۴ در کنوانسیون رامسر در فهرست تالابهای بینالمللی قرار گرفت و نام آن به عنوان یک تالاب جهانی در این فهرست به ثبت رسید، اما رشد جمعیت و مهاجرت و افزایش زمینهای کشاورزی را در پی داشت و روشهای نادرست آبیاری و طرحهای انتقالی آب زایندهرود به سایر مناطق برای مصارف صنعتی برای این تالاب شرایطی فراهم کرده است که بسیاری از صاحبنظران عرصه محیط زیست با توجه به تداوم بهرهبرداری نادرست از زایندهرود، ادامه حیات تالاب گاوخونی را غیرممکن میدانند و به اعتقاد آنها کویر اصفهان به زودی یکی از ارزشمندترین اکوسیستمهای خود را از دست خواهد داد. اکوسیستمیکه دکتر حسن علی لقایی، کارشناس محیط زیست و عضو کمیته توسعه پایدار از آن به عنوان باغبان کویر نام میبرد و بر این باور است که اهمیت آن تنها به تالاب بودنش نیست بلکه از پوشش گیاهی و زیست محیط اطراف خود نیز محافظت میکند.
لقایی با بیان اینکه تمام تالابهای ایران به دلیل استفاده بیش از حد از آب ورودی آنها در معرض نابودی قرار دارند تالاب گاوخونی را نیز از این قاعده مستثنی نمیداند و به دنیای اقتصاد میگوید: من بیش از ۱۰ سال است که درباره اصفهان اعلام خطر میکنم و از تضعیف پوشش گیاهی و تغییرات اساسی در آن که در اصل نگهدارنده خاک است میگویم. به نظرم توفان شن تا پشت درهای اصفهان رسیده و در سالهای اخیر برداشت آب از زایندهرود این بحران را تشدید کرده است.
در پی برداشت بیرویه از آب زایندهرود که بسیاری از کارشناسان آن را بدون برنامهریزی میدانند ورود آب به تالاب نیز متوقف شده است و این مسالهای است که لقایی آن را با توسعه سریع شهرها پس از انقلاب مرتبط میداند. به اعتقاد او سرنوشت مادیهای اطراف زایندهرود نیز به سرنوشت تالاب گاوخونی بی شباهت نیست و برخی از آنها که به عنوان رگههای حیاطی شهر به محیط زیست اصفهان لطافتی خاص میبخشیدند در حال حاضر به مانداب و مادیهای متروک تبدیل شدهاند. این کارشناس میگوید: در سالهای توسعه بی رویه اصفهان و اطراف آن همه گروهها به هر میزان که خواستند حتی با یک پمپ ساده از زایندهرود آب برداشت کردند. در این میان باغهای بسیاری نیز ایجاد شدند و همین مساله به تبع مقدار آبی را که به اصفهان میرسید کاهش داد. در نهایت دیگر به تالاب هم چیزی نمیرسد.
کاهش بارندگی در سال گذشته و سالی که در آن قرار داریم خشکی و تخریب تالاب گاوخونی را تشدید کرده است تا جایی که دیگر از گودالها و چالههای کوچکی هم که بر اثر بارندگی ایجاد میشدند خبری نیست و گاوخونی حتی در فصول سرد سال نیز همان وضعیتی را پیدا کرده است که در تابستان دچارش میشود. بهاین ترتیب اسفنجی که در فصلهای پر آب، آب را به خود جذب میکرد و در فصلهای دیگر آن را به زمینهای اطراف پس میداد به تدریج از مولفههای یک تالاب فاصله گرفته و به باتلاق تبدیل شده است حتی اگر دکتر حسین فاطمی، کارشناس محیط زیست همچنان تاکید کند که: به گاوخونی باتلاق نگویید، گاوخونی یک تالاب است.
با این همه دیگر نه تنها از تنوع زیستی و حیات وحش غنی آن خبری نیست بلکه ورود فاضلاب بهاین تالاب نیز آن را به مرحله نابودی نزدیک تر ساخته است و این در شرایطی است که به اعتقاد لقایی میتوان با جلوگیری از ورود فاضلاب بهاین تالاب و با مدیریت درست آب زایندهرود پسابهای تصفیه شده را به سمت گاوخونی هدایت کرد تا بهاین ترتیب بخشی از کمبود آب ورودی به آن جبران شود.
این کارشناس در حالیکه دلیل اصلی مرگ تالاب را در قسمت پایینی آن رها شدن و توسعه بیرویه زمینهای کشاورزی عنوان میکند و نابودی آن را در قسمت شمالی با کم شدن پوشش گیاهی زمین مرتبط میداند میگوید: فرایند تخریب گاوخونی روز به روز است و من نمیدانم ما دیگر منتظر چه هستیم؟ منتظر سیل یا یک حادثه وحشتناک تر از تخریب تالاب؟
بهرهبرداری و تخریب کوه سیاه تنها کوه مجاور تالاب گاوخونی که بخشی از اکوسیستم آن نیز محسوب میشود در اوایل سال جاری بسیاری از طرفداران محلی محیطزیست در این منطقه را به عکسالعمل واداشت. اما به اعتقاد برخی از کارشناسان دلیل اصلی تخریب و نابودی این تالاب بهرهبرداری بدون برنامهریزی و فقدان مدیریت مناسب در استفاده از آب زایندهرود است و مدیریت دقیق و فنی بر آب این رودخانه میتواند تالاب را از هر خطری مصون بدارد. در حالیکه این منطقه هیچگاه از مدیریت حمایتی و حفاظتی مستحکمی برخوردار نبوده است.
زایندهرود که سالها بدون پیوستن به دریا، مسیر طولانی کوههای زردکوه بختیاری را تا گاوخونی میپیمود و بهاین تالاب میریخت بر اثر استفاده بیحد و نامناسب جامعه انسانی از آب آن، نرسیده به تالاب گاوخونی از حرکت باز میایستد تا آب ورودی بهاین تالاب به صفر برسد و گاوخونی به تدریج در وضعیتی قرار بگیرد که برخی از کارشناسان آن را باتلاق بنامند چرا که به اعتقاد آنها این اکوسیستم دیگر مولفههای یک تالاب به ویژه یک تالاب بینالمللی را دارا نیست ؛ تالابی که در گذشته و سالهای پیش از دهه اخیر بیش از ۳۰ گونه پوشش گیاهی در اکوسیستم آن وجود داشت و باریکهای از علفزارها و نیزارها در حاشیه آن تا بیش از ۱۰ کیلومتر به چشم میخورد و حالا دیگر نمیتوان آن را در گروه نادرترین و کمیاب ترن تالابهای کره زمین قرار داد.