سال خوش ایتالیایی‌ها

شماره روزنامه: ۱۵۵۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۸۱۸۳ بیشتر

نگاهی به رویدادهای شصت‌و‌یکمین دوره جشنواره فیلم کن<br>[ علی قبادی ]<br>۴۰ سال پیش در ساحل پورتوریکو اتفاق عجیبی روی داد. توریست‌هایی که به سواحل این کشور آمده بودند تا دور از هیاهوهای سال ۱۹۶۸ که در سراسر جهان همه‌گیر شده بود، کمی‌حمام آفتاب بگیرند و در دریا شنا کنند، ناگهان با گروهی از مردانی با ریش‌های ژولیده و موهای بلند مواجه شدند که در لباس‌های کثیف ارتشی رو به ساحل در حال حرکت بودند. آن سر و وضع در آن سال نمی‌توانست به افرادی غیر از چریک‌های چپ‌گرای کوبایی تعلق داشته باشد که فقط یکسال از مرگ معروف‌ترین آنها در بولیوی می‌گذشت.

سال خوش ایتالیایی‌ها

نگاهی به رویدادهای شصت‌و‌یکمین دوره جشنواره فیلم کن
[ علی قبادی ]
۴۰ سال پیش در ساحل پورتوریکو اتفاق عجیبی روی داد. توریست‌هایی که به سواحل این کشور آمده بودند تا دور از هیاهوهای سال ۱۹۶۸ که در سراسر جهان همه‌گیر شده بود، کمی‌حمام آفتاب بگیرند و در دریا شنا کنند، ناگهان با گروهی از مردانی با ریش‌های ژولیده و موهای بلند مواجه شدند که در لباس‌های کثیف ارتشی رو به ساحل در حال حرکت بودند. آن سر و وضع در آن سال نمی‌توانست به افرادی غیر از چریک‌های چپ‌گرای کوبایی تعلق داشته باشد که فقط یکسال از مرگ معروف‌ترین آنها در بولیوی می‌گذشت.

چند نفر از جماعت روزنامه‌نگاران که آن روز در ساحل پورتریکو بودند، بعدها تعریف کردند که مردم از حمله چریک‌ها به پورتوریکو چقدر وحشت‌زده شدند و برای چند دقیقه هر کس به فکر راه فراری از آن مخمصه افتاد. اما این ترس خیلی زود از بین رفت چون چریک‌ها هم مثل خود آنها لباس‌هایشان را درآوردند و به دریا زدند تا کمی‌خود را خنک کنند. در واقع آنها کسی نبودند غیر از هنرپیشه‌هایی که در جنگل‌های استوایی پورتوریکو، اولین فیلم داستانی درباره زندگی ارنستو چه‌گوارا، چریک سرشناس آمریکای لاتین را می‌ساختند. آن فیلم که با فاصله یک سال از مرگ چریک در حال ساخت بود، «چه» نام داشت درست مثل همین فیلمی‌که امسال در جشنواره کن اکران شد. بازی روزگار چنین بود که مردی که چهار دهه بعد از آن سال در نقش «چه» ظاهر می‌شود یک مرد پورتوریکویی باشد. «بنیسیو دل‌تورو»، هنرپیشه پورتوریکویی با بازی کردن به جای چه‌گوارا توانست جایزه بهترین هنرپیشه مرد را به خود اختصاص دهد. هر چند گفته می‌شود که عده‌ای از منتقدان میهمان جشنواره در زمان دیدن این فیلم چهار ساعت و نیمه در چرت فرو رفته بودند؛ اما همه متفق‌القول بودند که دل‌تورو تنها فردی بود که استحقاق دریافت این جایزه را در جشنواره امسال داشت. اما فقط نمایش این فیلم نبود که جشنواره امسال را به حال و هوای روزهایی برگرداند که چهار دهه از آنها می‌گذشت. جشنواره کن ۴۰ سال پیش اتفاق‌های دیگری را نیز تجربه کرده بود که امسال دوباره آنها را به خاطر آورد. ماه مه سال ۱۹۶۸ زمانی بود که دانشجویان دانشگاه‌های مختلف فرانسه اعتراض‌های سراسری خود را آغاز کردند و برای مدت زمانی در حدود یک ماه کنترل دانشگاه‌ها را به دست گرفتند و با ملحق شدن کارگران به آنها، کل فرانسه را فلج کردند. هر چند نتیجه تمام آن اتفاق‌ها به چیزی غیر از مستحکم‌تر شدن پایه‌های حکومت مارشال دوگل منتهی نشد اما خیزش دانشجویی آن سال به عنوان الگویی برای تمام کشورهای دیگر محسوب می‌شود که نه تنها بر قشر دانشجو بلکه بر تمام بخش‌های جامعه می‌تواند تاثیرگذار باشد. در سال ۱۹۶۸ همین اعتراض‌ها موجب شد جشنواره کن به شکل نیمه‌‌تمام به کار خود پایان بدهد و نه تنها فرش قرمز برندگان در پایان جشنواره پهن نشد بلکه تعدادی از فیلم‌ها نیز به نمایش درنیامدند. به مناسبت چهلمین سالگرد آن اتفاق تعدادی از فیلم‌هایی که در بیست‌و یکمین دوره جشنواره نتوانستند به نمایش دربیایند، امسال در یکی از بخش‌های جنبی به نمایش گذاشته شدند و پوستر جشنواره در آن سال نیز تجدید چاپ شد.
کارگردانی که در آن سال جشنواره کن را متوقف کرد کسی نبود غیر از ژان لوک گدار، فیلم‌ساز افسانه‌ای فرانسه. او به همراه فرانسوا تروفو به شهر ساحلی کن رفت تا در حمایت از حرکت دانشجویان، این جشنواره را متوقف کند. او در کارش موفق بود چون پس از آن‌که شخصا با حضور در سالن سینما مانع از نمایش یکی از فیلم‌های «کارلوس سائورا» شد چند تن از اعضای هیات داوران نیز در حمایت از او از عضویت در آن هیات کناره‌گیری کردند و روز بعد از آن بود که با اعلامیه رسمی‌ رییس جشنواره، آن دوره از کن، نیمه‌کاره به پایان رسید. یکی از اعضای هیات داوران که در آن سال از سمت خود کناره‌گیری کرد، رومن پولانسکی، کارگردان نامدار لهستانی بود. پولانسکی هم امسال در جشنواره حضور داشت و به عنوان میهمان ویژه در اختتامیه جشنواره روی سن رفت تا جایزه بزرگ جشنواره را به متیو گارونه، کارگردان ایتالیایی اهدا کند. در هر حال جشنواره کن امسال بخش بزرگداشت «۱۹۶۸: ۴۰ سال بعد» را به نمایش تعدادی از فیلم‌هایی اختصاص داد که در نتیجه آشفتگی‌های سیاسی آن سال فرصت نمایش پیدا نکردند. یکی از این فیلم‌ها Peppermint Frappe سائورا با بازی جرالد چاپلین بود که در آن سال‌ها هنوز در دوران جوانی خود به سر می‌برد و چهار فیلم «۱۳ روز در فرانسه» از کلود للوش، «آنا کارنینا» اثر الکساندر زارخی، «مردن در طول یک روز» به کارگردانی پیتر کالینسن و «۲۴ ساعت از زندگی یک زن» ساخته دومینیک دلوش دیگر فیلم‌های این بخش را تشکیل می‌دادند.
جشنواره کن امسال را خیلی‌ها جشنواره‌ای پراز ستاره‌های سرشناس اما بدون فیلمی‌شاخص ارزیابی کردند. نتایج نهایی جشنواره هم نشانگر همین موضوع بود. هر چند فرانسوی‌ها پس از دو دهه موفق شدند یکبار دیگر جایزه جهانی کن را در خانه خودشان نگه‌ دارند و یک فیلم فرانسوی برنده جایزه نخل طلا شد. اما درباره همین جایزه نیز حرف و حدیث‌های فراوانی وجود داشت و شان پن، رییس هیات داوران کن مجبور شد در سخنانی رسمی‌به دفاع از رای هیات داوران جشنواره بپردازد. پن با دفاع از انتخاب «کلاس» به عنوان فیلم شایسته نخل طلا گفت: «یکی از دلایلی که باعث شد همه ما در مورد اعطای جایزه اصلی به این فیلم به توافق برسیم، توجه به هنر فیلم بود. این فیلمی کاملا بی‌نقص است. تمام نقش‌آفرینی‌ها و کل متن آن جادویی است.»
جشنواره کن امسال اما از نظر حضور ستاره‌ها هیچ کم و کسری نداشت. به نظر می‌رسد به همان اندازه که خاصیت جشنواره در نمایش فیلم‌های غیر عوام‌پسند کاهش پیدا کرده از سوی دیگر حضور ستاره‌ها در آن پررنگ‌تر شده. هریسون فورد، برد پیت، ژان رنو، آنجلینا جولی، مدونا، مارادونا و مایک تایسون از جمله این افراد بودند. به این افراد می‌توان نام کارگردان‌های مانند کوئنتین تارانتینو، امیر کوشتریتسا، وودی آلن، استیون اسپیلبرگ و ... را اضافه کرد. یکی از جذابیت‌های جشنواره امسال به حضور همین آدم‌ها مربوط می‌شد؛ آدم‌هایی مثل مارادونا و تایسون که هیچ ارتباطی با عالم سینما ندارند اما به هر محفلی که پا بگذارند تمام توجه‌ها را به خود جلب می‌کنند. حضور ستاره‌های سرشناس روی فرش قرمز جشنواره کن و عکس‌هایی که از فیگورهای آنها در مقابل دوربین عکاسان به سراسر دنیا مخابره می‌شود، یکی دیگر از دلایل جذابیت این رویداد است. مثلا ماردونا که امسال به کن آمده بود آنقدر با توپ فوتبال در برابر لنز دوربین‌های عکاسی بازی درآورد که هیچ کار نمانده ‌ای از او باقی نماند.
از تمام خوش‌شانس‌ها و بد شانس‌های جشنواره که بگذریم شاید ایتالیایی‌ها از این دوره از جشنواره بیش از دیگران راضی باشند چرا که دو فیلم از این کشور توانست جایزه‌های اصلی را به دست بیاورد. سینمای ایتالیا که سال‌ها با در اختیار داشتن کارگردان‌هایی مانند فلینی و آنتونیونی به عنوان پیشگام هنر هفتم شناخته می‌شد در چند سال اخیر در رکودی عجیب فرو رفته است و شاید تنها نام سرشناس سینمای ایتالیا در این سال‌ها جوزپه تورناتوره باشد. اما در شصت‌و‌یکمین دوره جشنواره دو فیلم با موضوع‌های مافیایی توانستند آبروی سینمای ایتالیا را دوباره بخرند. درام مافیایی «گومورا» ساخته ماتیو گارونه درباره مافیای ناپل جایزه بزرگ هیات داوران کن ۶۱ را دریافت کرد و جایزه هیات داوران نیز به فیلم «ستاره» به کارگردانی پائولو سورنتینو رسید که نگاهی طنزآمیز به زندگی جولیو آندروتی نخست‌وزیر پیشین ایتالیا دارد. ذوق‌زدگی ایتالیایی‌ها از دریافت این جوایز و دوباره مطرح شدن نام آنها در سینمای جهان به اندازه‌ای بود که روزنامه ریپابلیکا در ایتالیا نوشت:« در صنعتی که تا پیش از این به نظر می‌رسید در حال از بین رفتن است، دو کارگردان ظهور کردند که هنوز به ۴۰ سالگی نرسیده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد نسل جدید کارگردان‌های ایتالیایی به صحنه آمده‌اند و به روایت کردن واقعیت‌های موجود در جامعه ما می‌پردازند. واقعیت‌هایی که هر چند ممکن است شرم‌آور باشند اما این کارگردان‌ها بدون ترس و دلهره به روایت آنها می‌پردازند.»
جایزه‌ای که دل تورو برای «چه» برد
ماجرای حضور بنیسیو دل تورو در نقش ارنستو چه‌گوارا به حدود هفت سال قبل بازمی‌گردد. در آن سال سودربرگ، کارگردان آمریکایی که کار بر روی این پروژه را آغاز کرده بود از همان ابتدا اعلام کرد هنرپیشه پورتوریکویی در نقش چریک آرژانتینی مقابل دوربین خواهد رفت. دل تورور که در جشنواره کن امسال با این نقش توانست جایزه بهترین هنرپیشه مرد را به دست بیاورد در هنگام دریافت جایزه‌اش گفت: «می‌خواهم این جایزه را به خود این مرد، چه گوآرا تقدیم کنم.» استیون سودربرگ نیز در نشست مطبوعاتی فیلم «چه» در جشنواره کن درباره شخصیت اصلی فیلمش گفت: «او یکی از شگفت‌‌انگیزترین زندگی‌های قرن پیش را داشت. این واقعیت که «چه» دو بار به خاطر دیگران از زندگی خود گذشت برای من شگفت‌آور است. او حتی از خانواده خود نیز گذشت.»
دل‌تورو و سودربرگ پیش از این فیلم نیز تجربه موفق دیگری داشتند. در سال ۲۰۰۰ در فیلم قاچاق به کارگردانی سودربرگ، دل‌تورو نقش یک پلیس مکزیکی را بازی می‌کرد و با همان نقش توانست به عنوان چهره‌ای جهانی در عالم سینما مطرح شود. البته او پیش از آن هم در چند فیلم آمریکایی بازی کرده بود اما هیچ کدام از آنها شهرت «قاچاق» را برای او به همراه نداشتند. این هنرپیشه که با ایفای نقش شخصیت‌های آرامی‌که تمام درد و رنج‌ها یا مشکلات جهان بیرون را در درون خود زندانی می‌کنند به شهرت جهانی رسیده با حضور در نقش چه‌گوارا یکی از به یادماندنی‌ترین نقش‌های سینمایی خود را بازی کرده است.
«چه» فیلمی‌دو قسمتی درباره دو مقطع کاملا متفاوت از زندگی چه‌گوارا است که سودربرگ دوست دارد به طور جداگانه اکران شوند. این پروژه ۶۰‌میلیون دلاری که با سرمایه‌گذاری اروپایی‌ها ساخته شده، در اسپانیا با حضور گروهی از بزرگترین ستاره‌های آمریکای لاتین فیلمبرداری شد. ساخت این فیلم هفت سال طول کشید و گروه فیلمسازی برای تحقیق و گفت‌وگو با معدود چریک‌های بازمانده از آن دوران به کوبا، بولیوی، پاریس و میامی ‌سفر کرد. فیلم اول «چه ـ قسمت ۱» با سفر چه‌گوارا به کوبا در ۱۹۵۶ با همراهی فیدل کاسترو و ۸۰ چریک برای سرنگون کردن ژنرال باتیستا دیکتاتور آن زمان کوبا آغاز می‌شود و داستان فیلم دوم در ۱۹۶۶ هفت سال پس از پیروزی انقلاب کوبا روی می‌دهد و این زمانی است که چه گوارا برای ادامه جنگ‌های چریکی از کوبا به بولیوی می‌رود.
کن بازهم با ایستوود نامهربان بود
دو سال پیش وقتی جوایز اسکار اهدا می‌شد همه نگران این بودند که ببینند آیا باز هم مارتین اسکورسیزی دست خالی از اسکار می‌رود یا بالاخره اعضای آکادمی‌ به او روی خوش نشان می‌دهند. هر چند در آن سال اسکورسیزی جایزه اسکار را به دست آورد اما کسی به این موضوع توجهی نکرد که فرد ناکام دیگری در همان دوره از اهدای جوایز اسکار حضور داشت. آن فرد، کسی نبود غیر از انیو موریکونه آهنگساز معروف ایتالیایی. مردی که بارها به عنوان سازنده بهترین موسیقی متن برای دریافت اسکار نامزد شد. اما هیچ وقت جایزه را به دست نیاورد تا اینکه در سال ۲۰۰۶ به او جایزه یک عمر فعالیت هنری را دادند؛ جایزه‌ای که مطمئنا او لیاقت آن را داشت اما به هیچ وجه جایگزین اسکار بهترین موسیقی متن فیلم نمی‌شود. دو سال پیش کلینت ایستوود روی صحنه سالن محل برپایی مراسم اسکار رفت تا جایره موریکونه را به او اهدا کند. حالا همین اتفاق برای خود ایستوود روی داده است. او تا به حال پنج فیلم خود را در بخش مسابقه جشنواره کن شرکت داده اما هیچ وقت موفق نشد نظر اعضای هیات داوران جشنواره را به خودش جلب کند و جایزه‌ای ببرد. امسال هم که توانست جایزه‌ای را از میان فهرست جوایز گوناگون کن به خود اختصاص دهد، آن جایزه چیزی نبود غیر از جایزه یک عمر فعالیت هنری.
مردی که پیش از بر تن کردن لباس کارگردانان، با چهره یک گاوچران دربه‌در با پانچویی بر تن و سیگار برگ نضفه‌ای بر گوشه لبش در فیلم‌های وسترن اسپاگتی به شهرت رسیده بود در جشنواره کن امسال با فیلم «معاوضه» حضور داشت. آنجلینا جولی، هنرپیشه آمریکایی نقش اول این فیلم را بر عهده داشت که او هم دست خالی از جشنواره به خانه رفت.
ایستوود در شصت‌و‌یکمین دوره جشنواره کن در نمایش ویژه فیلم «هری کثیف» (به کارگردانی دان سیگل) نیز حضور داشت که در بخش کلاسیک‌های کن به نمایش درآمد. ایستوود در سال ۱۹۷۱ در این فیلم نقش یک مامور پلیس را بازی کرد که در پایان فیلم با دور انداختن نشان پلیس خود از شغلش به عنوان یک پلیس آمریکایی کناره می‌گیرد. او که حالا تقریبا تمام موهایش سفید شده در زمان نمایش این فیلم در جشنواره رو به جمعیت حاضر در سالن گفت: «اگر مرا نمی‌شناسید، من همان مرد مو قهوه‌ای هستم!»



ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن