در انتظار صدای آشنا
پیامدهای اقتصادی کنسرت کریس دبرگ<br> در ایران<br>[ نیکو یوسفی ]<br>سالها از ظهور ژانری در موسیقی به نام «پاپ» میگذرد و این نوع موسیقی که نامش بر گرفته از پاپیولار (Popular) و مترادف با «موسیقی مردمی» یا «موسیقی عامه مردم» است، همچنان از پر طرفدارترین انواع موسیقی در دنیا به حساب میآید.
پیامدهای اقتصادی کنسرت کریس دبرگ
در ایران
[ نیکو یوسفی ]
سالها از ظهور ژانری در موسیقی به نام «پاپ» میگذرد و این نوع موسیقی که نامش بر گرفته از پاپیولار (Popular) و مترادف با «موسیقی مردمی» یا «موسیقی عامه مردم» است، همچنان از پر طرفدارترین انواع موسیقی در دنیا به حساب میآید. موسیقی پاپ برخاسته از زندگی مردم است و با حوادث روزمره اجتماع سر و کار دارد. میلیونها نفر از مردم در سراسر جهان آن را حمایت میکنند. فروش بعضی از آلبومهای موسیقی پاپ گاه تیراژی میلیونی دارد و طرفداران زیادی برای دیدن کنسرتهای آن از بذل هزینه و زمان دریغ نمیکنند.
این نوع موسیقی با گذشت بیش از نیم قرن از پیدایشاش تاکنون مجریان متعددی را به مخاطبانش معرفی کرده و آنها گاه چنان از مقبولیت عمومی برخوردار شدهاند که صرفنظر از ملیت، فرهنگ و زبان در همه دنیا شنونده خود را پیدا کردهاند. مجریانی چون الویس پریستلی، بیتلز، جری لوئیس، کینگز، بی بی کینگ، کریس دی برگ و ...
کریستوفر دیوید سن (کریس دبرگ) در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۸ در آرژانتین از پدر و مادری انگلیسی متولد شد. او سالهای کودکی را به همراه خانواده خود در مالت، نیجریه و زئیر گذراند و بیگمان تاثیرات زیادی از این سرزمینهای فقیر و تحت سلطه گرفت که بعدها در ترانههای ضد استعماری و تلخ وی نمود زیادی پیدا کرد. دبرگ ایرلندی تبار از سالهای کودکی با تشویق پدر و مادر به اجرای کنسرتهای تک نوازی گیتار در بنای بزرگی بهجا مانده از قلعهای قدیمی که پدرش آن را به یک هتل تبدیل کرده بود، میپرداخت.
وی بعدها در کالج ترینیتی دوبلین به تحصیل زبانهای فرانسه و انگلیسی مشغول شد و در همین دوران بود که توانایی ادبیاش در سرودن شعر و ترانه پرورش یافت. همکاری او به عنوان نوازنده گیتارباس با گروه «سوپر تریپ»، یکی دیگر از تجربیات اش برای آغاز فعالیت حرفهای در این زمینه بود. در ۱۹۷۴ انتشار اولین آلبوم «آن سوی دیوارهای قصر» محبوبیت فراوانی برای کریس دبرگ در کانادا، آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی به همراه داشت و یکی از آهنگهای این آلبوم با عنوان «پرواز»، اقبال فروش نیممیلیون نسخه در برزیل را بدست آورد. برخورد کریس دبرگ با شعر، برخوردی عاطفی، اندیشمندانه و سرشار از امید به زندگی و عشق به میهن است. او که سالهای کودکی اش را در میان سیاه پوستان آفریقا گذرانده و فقر و رنج، گرسنگی و بیعدالتی را لمس کرده بود، اینک تمام آن تاثیرات را در کلام اشعارش متجلی میساخت و همین مساله علت محبوبیت آثار او در بین مردم بود. همانطور که خود او میگوید، وی دیدگاه خود را به جهانیان عرضه میکند. زمانی از درد و رنج سخن میگوید، زمانی دیگر از عشق. گاه لالاییهای کودکانه را بازخوانی میکند و گاهی دیگر از جنگ، خونریزی و بیعدالتی سخن میراند. او نه تنها فلسفه زندگی انسان را زیر سوال نمیبرد، بلکه به قواعد انسانی مرسوم در دنیا به شدت پایبند بوده و گاه تمام عواید مادی به دست آمده از آلبوم یا کنسرتی را صرف فعالیتهای بشر دوستانه کرده است. مضامین در اشعار ترانههای کریس دبرگ در تقابل با معنای جنگ و فقر و تبعیض، غالبا گزنده و سیاه ولی در عین حال سلیس و ساده است. او با هوشیاری به مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه غرب مینگرد و با طنزی تلخ آن را مورد نقد قرار میدهد. آلبوم «به سوی روشنایی» او که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، با ترانه ملودیک «بانوی سرخپوش»، مضمون ضد جنگ و کلامی بدیع و نو در صدر جدول فروش انگلستان، کانادا و ۱۷ کشور دیگر قرار گرفت و کریس دبرگ پس از این موفقیت از سوی منتقدین، به عنوان خواننده ترانهسرایی تاثیر گذار معرفی شد.
و اینک کریس دبرگ به ایران میآید و در مکانی همین نزدیکیهای هنوز اعلام نشده، کنسرت خواهد داد.اما اهمیت حضور او در کشورمان نه فقط به عنوان خوانندهای ترانه سراست، بلکه کریس دبرگ به عنوان چهرهای تاثیرگذار در سطح بینالمللی و با مخاطبین وسیع در سراسر دنیا، در این سفر توجهها را جلب خواهد کرد. او حتی اعلام کرده که قصد دارد قطعهای برای «ایران» بسازد و در کنسرت یاد شده در کشورمان برای اولین بار اجرا کند و اگر ما این رویداد را نه فقط از نقطه نظر حضور کریس دبرگ در ایران و پاسخ به مخاطبین ایرانی، بلکه با توجه به وسعت مخاطبین بینالمللی این چهره در نظر بگیریم، مهمترین اتفاق، حضور گردشگران خارجی به همین مناسبت در ایران است. اما ایران در حال حاضر دو محدودیت اساسی در جذب گردشگر دارد.
اول اینکه در زمینه فرهنگی نمیتواند از تمام امکانات خود در حوزه تفریحی برای جذب گردشگر استفاده کند و به ناچار این ظرفیتها بدون مصرف رها میشود. ( و همین مهم در بیشتر اوقات به قدرت بیشتر رقبای منطقهای ایران در جذب گردشگر انجامیده، به طوری که گردشگران همیشگی داخلی ایران از صحنه ظرفیتهای اقتصادی کشور حذف میشوند.) و دوم اینکه ما شاهد کاسته شدن روز افزون ظرفیتهای خدماتی، فرهنگی و مدیریتی در زمینه جذب گردشگر در کشور هستیم. با این شرایط و در دورانی که سالها است حضور اصحاب فرهنگ و هنر و ادبیات غرب در کشورمان بسیار کمرنگ بوده، ما باید بهترین بهرهوری را از این رخداد فرهنگی داشته باشیم و بدانیم که طبعا با حضور چهرهای چون کریس دبرگ در ایران، سیل عظیمیاز محاطبان دائمی او میخواهند در این برنامه حضور داشته باشند و آمادهسازی زمینههای لازم برای این حضور بر عهده ما است.