فوتبال انگلیسی، بازار آزاد واقعی

شماره روزنامه: ۱۵۵۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۸۰۲۳ بیشتر

[ پویا جبل عاملی ]<br>وقتی درهای کشوری به روی کالاها و سرمایه‌های کشورهای دیگر گشوده می‌شود میهمان شاید سود ببرد، شاید <br>هم زیان کند؛ اما کشور میزبان به هر حال برنده است<br>

فوتبال انگلیسی، بازار آزاد واقعی

[ پویا جبل عاملی ]

وقتی درهای کشوری به روی کالاها و سرمایه‌های کشورهای دیگر گشوده می‌شود میهمان شاید سود ببرد، شاید

هم زیان کند؛ اما کشور میزبان به هر حال برنده است

انگلیسی‌ها خوشحال‌تر از مردمان دیگر در سراسر گیتی، فینال جام قهرمانان اروپا را به نظاره نشستند. این نیز از آن رو بود که این فینال، انگلیسی‌ترین فینالی بود که برای آنها محقق شده بود و مگر نه آنکه هم چلسی و هم منچستر یونایتد دو تیم مشهور انگلیسی هستند. اما اگر بخواهیم ادعا و سرور این مردم را زیر سوال ببریم، می‌توانیم راحت بگوییم که کدام انگلیسی بودن ؟ مگر مالکان این تیم‌ها انگلیسی بودند؟ یا حداکثر بازیکنانشان؟ یا حتی طرفدارانشان؟ که طرفداران انگلیسی این دو تیم در مقابل طرفداران این‌ها در تمام دنیا، کسری ناچیز است. آیا اینان به اشتباه مدعی انگلیسی بودن فینال بودند؟ آیا صرف شناسنامه انگلیسی این تیم‌ها را انگلیسی می‌کند؟ شاید به نظر برسد توجه به این موضوع آن‌چنان نتیجه‌ای در بر نداشته باشد؛ چرا که یا ما می‌پذیریم اینان از این خطه هستند یا نمی‌‌پذیریم و نکته‌ای نیست قابل توجه. اما اتفاقا نکته همین جا است. فرض کنید، دو خارجی بخت برگشته بی خبر از فرهنگ ایرانی به خواهند دو تیم پرسپولیس و استقلال را بخرند و ما که این دو تیم را هویت ملی خود می‌دانیم، ببینیم، مالک هویتمان خارجی است! آیا اجازه چنین کاری را می‌دهیم؟ بی‌تردید باید گفت: ابدا. اما این دقیقا همان کاری است که مردم این دیار کرده‌اند و بسیار شادمان از کرده خودند. هیچ گاه نگفتند این تیم‌ها هویت ماست و هویت فروشی نیست. هیچ گاه نگفتند که فرق است میان سرمایه گذار خارجی و انگلیسی. هیچ گاه تبصره نزده‌اند که فعالیت اقتصادی در این مملکت تنها برای فلان کارها است و اگر به زیان عاملان انگلیسی نشود، مجوز می‌دهیم و ... . اینان بر این اعتقاد ایستاده‌اند که هر که کارآتر است، او باید کار را انجام دهد. البته که باید گفت قوانین آنها این امر را صد در صد تضمین نمی‌‌کند، اما نگاه اینان و جهت گیری قوانین آنان بدین سو بوده است. اگر یک روس می‌تواند باشگاه چلسی را تصاحب کند، به این علت است که قوانین برای وی و رقیبان انگلیسی اش یکی بوده و او برنده این رقابت شده و چلسی را خریده است. اگر اکثر بازیکنان این دو تیم خارجی بوده‌اند، از آن روست که فرقی میان نیروی کار خارجی و داخلی در صنعت فوتبال این کشور چون بسیاری از صنایع نیست.

بازار آزاد یعنی این.اینان به فکر فرو نمی‌‌روند که نیروی کار بومی ممکن است بیکار شود که همین حالا آمار نشان می‌دهد با وجود کار برای خارجیان، ۲/۵ درصد انگلیسی‌ها بیکارند و هرگز چنین بی سیاستی وجود ندارد که خارجیان بیرون شوند تا انگلیسی‌ها بیکار نباشند. به این فکر نمی‌‌افتند که سرمایه گذار خارجی ممکن است تا آنجا پیش رود که مالک سمبل‌های آنان شود و ابدا به ذهنشان هم خطور نمی‌‌کند که ممکن است این مساله برای هویت آنان منفی باشد. این‌ها بدین معنی نیست که انگلیسی‌ها بی هویت و فاقد غیرت ملی هستند که در تاریخ خود این وجوه را نشان داده‌اند؛ ولی معتقدند که آزادی تنها برای انگلیسی نیست، پس اگر انگلیسی‌ها آزاداند در بازار فعالیت کنند، دیگران هم باید بتوانند. از دل این رقابت است که اقتصاد بریتانیا نقطه بهینه خود را می‌یابد. هر که کارآتر است، او باید برنده باشد و این برنده چه بریتانیایی باشد یا نباشد، اقتصاد بریتانیا برنده شده است. ایجاد فرصت‌های برابر به معنای حقیقی‌ترین وجه عدالت، نه برای شهروندان که برای همه، حتی خارجیان، قائل بودن به آزادی برای همگان، هسته اصلی اقتصاد آزاد و جامعه بازی است که در عصر کنونی خواهان برتر بودن در عرصه‌های قدرت است. نمی‌‌توان کتمان کرد که روحیه مردم این دیار نیز در پرده‌های اندرونی و پنهانی اش خارجی را خارجی می‌دانند؛ اما با اندک توجهی خواهیم فهمید که اولا این تمایز قائل شدن هیچ گاه به مانند نمونه‌هایش در جوامع دیگر نیست و ثانیا این تمایز خود را در قوانین بروز نمی‌‌دهد و ثالثا هر چه این جامعه جلوتر رفته است، دیگران را راحت تر پذیرفته است؛ زیرا نتیجه این پذیرش را به خوبی دریافته است.

آنچه گاهی به عنوان معضل مهاجران در اروپا مطرح می‌شود، اول آنکه بیشتر برای شبه قاره اصلی است نه برای این جزیره و دوم آنکه مساله، مهاجرانی نیستند که دارای قابلیت هستند و اگر با نیروی بومی دارای فرصت یکسان باشند، می‌توانند با برتری بر آنان بازار را از آن خود کنند، بلکه مساله مهاجرانی هستند که بدون داشتن توانایی مناسب، حتی بدون آنکه بتوانند با دیگران در کشور میزبان، ارتباط برقرار کنند و در درک مفاهیم اولیه زبان کشور میزبان، مشکل دارند پا به مهاجرت غیرقانونی می‌گذارند. این دسته کسانی هستند که با وجود آزادی برای فعالیت قادر نخواهند بود فرصت شغلی بدست آورند و عملا زندگی آنها به خطر است.

اینان کسانی هستند؛ که به امید زندگی بهتر اقدام به مهاجرت می‌کنند اما کمترین ویژگی برای جذب توسط بازار آزاد کشور هدف را ندارند. این تصور که اروپا و بریتانیا مرزهای خود را بسته اند، امری ناصواب است، بلکه مساله آن است که متقاضی قادر خواهد بود با وجود فرصت برابر با نیروی بومی، خود را مطرح و فعالیت کند که اگر نتواند نه تنها به زیان اقتصاد میزبان است که حیات خود او نیز در معرض نابودی قرار می‌گیرد. به هر رو صنعت فوتبال در این دیار نشانی از اقتصاد آزادی است که لیبرال‌ها همواره دم از آن زده‌اند؛ اما این تنها صنعت نیست، از بخش خدمات بگیر تا کشاورزی و صنایع سنگین و مادر همه و همه در ظل اقتصاد آزاد فارغ از تمایزات جنسی و نژادی به فعالیت مشغولند؛ اما حتی مساله فراتر از این است. برخی نشان داده‌اند که بیشتر رشد اقتصادی بریتانیا، وابسته به طبقه مهاجر است. این ادعا قابل رد نیست، اما ترجمان این گزاره است که رشد اقتصادی بریتانیا به خاطر عمل و تعهد به بنیان‌های اقتصاد آزاد و خصوصیات جامعه باز است؛ تعهدی که به وضوح حتی در زمین فوتبالشان نیز مشهود است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن