نبرد قدرت در سرزمین فرصتها

شماره روزنامه: ۱۵۵۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۸۰۱۴ بیشتر

[ نرجس‌خاتون براهوئی ]<br>آیا انتخابات آمریکا در سیمای سنتی رییس‌جمهوری تغییر ایجاد می کند

نبرد قدرت در سرزمین فرصتها

[ نرجس‌خاتون براهوئی ]

آیا انتخابات آمریکا در سیمای سنتی رییس‌جمهوری تغییر ایجاد می کند باراک حسین اوباما، مبارزه تاریخی و بی‌سابقه میان دو «اولین» تاریخ انتخابات آمریکا را برد تا مرد تاریخ‌ساز سیاست ایالات متحده، حتی قبل از پیروزی در دور نهایی رقابت لقب بگیرد. رقیب جمهوری‌خواه وی از هم‌اکنون حساسیت شرایط را درک کرد است و سعی دارد از همین آغاز، سدی در مقابل جریان اوبامنیا (Obamania) " یا شیفتگی به اوباما که این روزها تقریبا سراسر افریقا را هم درنوردیده است با استهزای شعارهایش ایجاد کند.

جدال اوباما به عنوان اولین کاندیدای سیاهپوست تاریخ آمریکا و هیلاری کلینتون به عنوان اولین زن متقاضی این منصب، جدالی سخت، نفس‌گیر و جذاب بود که خواه ناخواه با برانگیختن اقشار و گروه‌های مختلف جامعه آمریکا، هیجانی بیش از انتخابات نهایی میان دو حزب بزرگ آمریکا را به جامعه امریکا تزریق کرد. دو کاندیدای «اولین» در ایالات متحده جدال خود را از دو نقطه متفاوت آغاز کردند. هیلاری رودهام کلینتون نامی آشنا، بانوی اول سابق ایالات متحده و همسر بیل کلینتون، رییس‌جمهوری محبوب در ایالات متحده است که وفاداری‌اش به زندگی زناشویی به‌رغم جنجال دادگاه رسوایی مونیکا لوینسکی به وی چهره قربانی و محبوبی در جامعه ایالات متحده اعطا کرده است و بنابراین امتیاز تعلق به خانواده «کلینتون»، امتیاز تجربه حضور در سطوح عالی سیاست و نیکنامی اجتماعی، چنان شهرت و آوازه‌ای برایش به ارمغان آورده بود که همگان وی را برنده مسلم رقابت مقدماتی انتخابات آمریکا می‌دانستند. خود وی در اولین مصاحبه پس از کاندیداتوری گفت: من آمده‌ام تا ببرم. در حزب جمهوری‌خواه در پاییز سال گذشته وقتی نامزدی خانم کلینتون در انتخابات مسجل شد، بحثی داغ در گرفت که کدام نامزد جمهوری‌خواه قادر به مقابله و مبارزه با سناتور نیویورک در انتخابات نوامبر۲۰۰۸ است.

اما رقابت‌های انتخاباتی که آغاز شد، امتیازات خانم کلینتون بدل به نقاط ضعف وی شدند و در جهت عکس عمل کردند. تجربه حضورش در سیاست و دیپلماسی که خود در مقابل رقیب جوان بارها به آن مباهات کرده بود، وی را در معرض حملات و انتقادات دو گروه قرار داد؛ عده‌ای میزان تجربه وی را زیر سوال می‌بردند و صرف حضور سمبولیک وی را در کاخ سفید به عنوان بانوی اول کافی نمی‌دانستند و عده‌ای که خواهان تغییر اساسی در کاخ سفید بودند، به ویژه روشنفکران و دانشگاهیان دور جابه‌جایی کلینتون‌ها با بوش و بوش با کلینتون‌‌ها به مذاقشان خوش نیامده بود، آنها رییس‌جمهوری می‌خواستند که نام خانوادگی‌اش نه بوش باشد و نه کلینتون.

بیل کلینتون، امتیاز و سرمایه مهم خانم هیلاری کلینتون به شمار می‌آمد، چهره‌ای که در جامعه آمریکا در جلسات خیریه، به سبب محبوبیت هنوز پول‌سازترین چهره حتی بیش از هنرپیشه‌های معروف است. بیل کلینتون در دوران ریاست جمهوری خود، چهره‌ای پیشرو، متعلق به نسل چپگرا و جوان حزب دموکرات از خود به نمایش گذاشته بود که حتی رسوایی اخلاقی هم نتوانسته بود از میزان محبوبیتش در جامعه آمریکا بکاهد. یک اقتصاد متعادل، کسری بودجه منطقی وسیاست خارجی خردمندانه دستاوردهایی بود که وی می‌توانست در مبارزات اخیر به یاد مردم آورد و رای آنها را برای همسرش بگیرد، اما پس از آغاز مبارزات، وی بیش از پیش در نقش سیاستمداری ظاهر شد که چیزی برای از دست دادن ندارد. اظهارات مهاجمانه و توهین‌آمیزبیل کلینتون درباره رقیب همسرش و کاربرد عبارت «کاندیدای سیاه» که عامدانه به قصد ایجاد شکاف میان سفیدپوستان و سیاهپوستان بر زبان رانده شده بود، نه تنها افراد مستقل و میانه‌رو و تحصیلکرده و روشنفکران را رنجاند، بلکه هیلاری را ازحمایت جامعه سیاهپوست آمریکا به کلی محروم کرد. او خیلی زود بیش از همسرش به سوژه مورد علاقه مطبوعات و رسانه‌ها تبدیل شد و نگرانی درباره نفوذ زیاده از حد و احتمالی‌اش در کاخ سفید را دامن زد، اینکه مبادا رای به هیلاری کلینتون می‌تواند همانا رای به ریاست جمهوری دوفاکتوی بیل کلینتون باشد که اگرچه خاطره‌ای ناخوش برای مردم نبود، اما روزگارش سپری شده بود.

و اما با گرم‌تر شدن تنور رقابت‌های انتخاباتی، اشتباهات هیلاری کلینتون و رفتار مهاجمانه متکبرانه و مدافعانه از سر استیصال او را افزایش داد و شکست وی را تقریبا اجتناب‌ناپذیر کرد. رای مثبت وی به مداخله نظامی در عراق در فضای دلزده از جنگ در آمریکا، منتقدان و میانه‌روها را از وی راند. رفتار مبتکرانه‌اش که از اعتراف به این اشتباه پرهیز کرد و برعکس سعی کرد با سخنان تند درباره ایران چهره سربازگونه و جنگجویی به خود گیرد تا اطمینان مردم را در سپردن سکان کشور به خود جذب کند، انتقادات رفقای حزبی او را نیز برانگیخت. گری سیک، رییس دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه کلمبیا و عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا سخنان وی را درباره محو ایران،‌ ناشیانه و تحت تاثیر اندرزهای تندروانی مانند مارتین ایندایک دانست که زمانی سفیر آمریکا در اسرائیل و نیز مبتکر طرح داماتو یا سیاست‌ مهار دوگانه‌ بوده است. هیلاری کلینتون درست زمانی که باراک اوباما تحت فشار فضای ملتهب سخنان تند جرمیاه رایت، علیه امریکا قرار داشت و می‌توانست از آن التهاب حداقل اندکی بهره گیرد، گرفتار اشتباه دیگری شد که وی را وادار به عقب نشینی و عذرخواهی کرد. او در توصیف میزان مهارت و تجربه دیپلماتیک خود که قبلا توسط اوباما زیر سوال برده شده بود، به نحو اغراق آمیزی گفت که در جریان بحران بوسنی، در زیر آتش گلوله و موشک به این کشور سفر کرده است. انتشار فیلم سفر بانوی اول امریکا به بوسنی سیل انتقادات را متوجه وی کرد که ناگزیر از مبالغه‌اش درباره وضعیت خطرناک بوسنی از مردم عذرخواهی کرد.

فقدان استراتژی مناسب برای مبارزه‌ای طولانی، تیم تبلیغاتی پراشتباه و متشتت که در میانه راه دو تن از رهبران خود پتی سولیس‌ دویل و مارک پن را از دست داد و شتابزدگی و سرسختی لجوجانه خانم کلینتون برای ماندن در رقابت هنگامی که جبران فاصله با باراک اوباما تقریبا ناممکن می‌نمود و حتی اصرارش بر ماندن باعث از دست دادن حمایت برخی رفقای هم حزبی وی شد، لاجرم وی را به شکست نزدیک و نزدیک‌تر کرد. با اینهمه حضور وی به عنوان "اولین" زن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، تغییرات زیادی در نگرش جامعه آمریکا نسبت به زنان ایجاد کرد. بر اساس آخرین نظرسنجی سی‌ان‌ان، بیش از ۸۰درصد مردم آمریکا زنان را شایسته کسب مقام ریاست‌جمهوری می‌دانند، این در حالی است که در دهه ۸۰ این رقم در حدود ۳۰ درصد بوده است. بی گمان وی توانایی فائق آمدن بر هر رقیبی غیر از یک رقیب سیاهپوست که به هنرهایی مانند جوانی و سخنوری وخونسردی آراسته بود را دارا بود.

باراک اوباما از نقطه‌ای کاملا متفاوت با خانم کلینتون آغاز کرد. او سناتوری جوان و کم‌تجربه و تقریبا گمنام بود که مدت زمان اندکی پس از راهیابی به کنگره به عنوان سناتور ایلی نوی، اعلام کرد قصد شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را دارد. به طور قطع رنگ پوستش از همان آغاز باعث توجه رسانه‌ها و مردم به او شد نه به آن اندازه که به وی شانس قطعی در انتخابات بدهد. بلوا و هیجان کاندیداتوری اوباما و نیز شعارهایش قبل از آغاز رقابت ایجاد شده بود، اما هیچ کس حتی خوش‌بین‌ترین تحلیل‌گران هم نمی‌توانستند رشد سریع و توقف‌ناپذیری وی را پیش‌بینی کنند.

باراک اوباما، حدود یک ماه قبل از آغاز رقابت‌های انتخاباتی، تیتر خبرها را به خود اختصاص داد. وی در مراسمی از اینکه دست را به نشانه احترام به پرچم آمریکا بر روی سینه حائل کند، اجتناب کرد. با اینکه بسیاری از رسانه‌ها و به ویژه مخالفانش این حرکت وی را نشانه سستی علقه‌های میهن‌پرستانه‌اش دانستند، خود در این باره سکوت کرد و ترجیح داد هیاهو و جنجال ایجاد شده را برخلاف رسم معمول در غرب بی‌پاسخ بگذارد. موضع ضدجنگ وی خیلی زود طرفداران و حامیان مهمی پیدا کرد و پیشنهاد شجاعانه اش درباره مذاکره با ایران نظر بسیاری از تحلیل‌گران روابط بین‌الملل را جلب کرد. باراک اوباما با شعار «تغییر» وارد کارزار انتخابات شد و این شعار مانند آهن‌ربا جوانان پرشور، تحصیلکرده‌ها، دانشجویان و روشنفکران را به اردوگاه حامیانش جذب کرد. مخالفان و رقبای وی انتقاد می‌کنند که اوباما به دلیل بی‌تجربگی و خامی، دریافت درستی از سیاست و دیپلماسی ندارد و وعده‌های مبهم و کلی به مردم می‌دهد. واقعیت نیز این است که «تغییر» شعاری ایده‌آل‌گرایانه و کلی است که هر یک از افراد می‌توانند بخشی از ایده‌آل‌های خود را در آن ببینند. به نظر می رسد اوباما به فراست دریافته است که جامعه خسته از واقعیت‌های خشن امروز مانند جنگ، فشارهای اقتصادی و سیاست برای بقا و احیا نیازمند میزانی از ایده‌آلیسم است که به جامعه تزریق شود.

رویاها و ایده‌آل‌ها، اشتیاق در مردم را زنده می‌کند و موجب پویایی یک جامعه می‌شود. بدیهی است اوباما در نظام سیاسی جا افتاده و دموکراسی پیشرفته آمریکا نمی‌تواند تغییر خاصی ایجاد کند، اما حضور خود وی که در مقابل الیت سنتی سیاست با معیارهای سنتی آن ایستاده است یک تغییر به شمار می‌رود. در واقع بنا بر ادبیات پست‌مدرنیستی شعار «تغییر» با سیمای خود او جفت شده است و از این رو توانسته است اقبال مردم را به دست آورد. اوباما آن "دقیقه" تغییر در سیاست آمریکا و فرو ریختن برخی ارزش‌های سنتی و دست‌و‌پاگیر برای پویایی دموکراسی در انتخابات ریاست‌جمهوری بود که تبعات و اثرات آن از طریق تعداد مردمی که درگیر این اتفاق شده اند، به جامعه می‌ریزد.

علاوه بر این به لحاظ اجرایی ستاد انتخاباتی منسجم، رازدار و باحوصله وی که توانسته بود استراتژی درازمدتی را برای یک مبارزه طولانی و سنگر به سنگر طراحی کند، چنانکه برد کلینتون در سه‌شنبه بزرگ هم نتوانست بر پشتکار و اراده آنها خلل وارد کند، یکی از نقاط قوت اوباما به شمار می‌رفت. او از آغاز، حمایت رابرت کندی، چهره شاخص دموکرات‌ها و نماد حزب را با خود داشت، اما مهارت وی در مبارزه و مجادله با بانوی اول سابق آمریکا باعث شد که حمایت بسیاری از مقامات حزبی از جمله کسانی مانند بیل ریچاردسون را بگیرد که پیش از آن از هیلاری کلینتون حمایت کرده بودند. حمایت جان ادواردز کاندیدای دیگر ریاست جمهوری که قبل از پنجم فوریه کنار رفته بود از اوباما، به تقویت اردوگاه اوباما در روزهای ضعف انجامید، روزهایی که اوباما تحت فشار جمله تلخی بود که در توضیح اینکه چرا کارگران یقه‌آبی به وی رای نمی‌دهند، بر زبان رانده بود. وی گفته بود این مردم از آنجا که تحت فشار مالی قرار دارند به مذهب و گلوله چسبیده‌اند و این جمله به نظر این گروه متکبرانه آمده بود و رقیب یعنی خانم کلینتون، اوباما را به این دلیل «نخبه‌گرا» خواند. سرانجام در روزهای آخر که هیلاری کلینتون بر ادامه رقابت تا ماه اوت پای می فشرد، حمایت جیمی کارتر، رئیس جمهور سابق و خوشنام امریکا و برنده جایزه نوبل، بر تقویت موضعش کمک کرد.

به هر حال باراک اوباما این جدال سخت را از بانوی اول سابق امریکا برد، نه برای اینکه اشتباه نکرد، بلکه به این دلیل که متواضعانه اشتباهات خود را پذیرفت و قدرتمند جلوه کرد، بر حریف خود بی محابا نتاخت و خونسردی اش را زیر فشار حفظ کرد و نیز به این دلیل که حریف به قدری به تحسین و ستایش از خود مشغول بود که او و اراده‌اش را دست‌کم گرفت و ستاد انتخاباتی‌اش با این فرضیه وارد کارزار شده بود که پرونده انتخابات مقدماتی آمریکا در سه‌شنبه بزرگ بسته می‌شود، حال آنکه پیروزی‌های پی در پی اوباما پس از سه‌شنبه بزرگ آغاز شد. حال اوباما در مقابل یک حریف سنتی دیگر و کاملا متفاوت ایستاده است؛ جان مک‌کین ۷۱ ساله،سیاستمداری سفید پوست و با تجربه است که سابقه حضور در جنگ ویتنام را دارد و در ایالات متحده این یک امتیاز مهم به شمار می‌رود. حال آنکه باراک اوباما ۴۶ ساله که فقط سابقه دو سال حضور در کنگره را دارد، بی سابقه خدمت میهن پرستانه در ارتش و سیاهپوست است. حضور او بسیاری از معیارها و ارزش‌ها را به هم ریخته است، او رزمنده جنگ نبوده است نه به این دلیل که فرار کرده است، بلکه سن و سالش به وی امکان حضور در جنگ را نداده است. برای جوانان که از وی حمایت می‌کنند، اساسا و عملا امتیاز «حضور در جنگ ویتنام» بی‌معنی جلوه می‌کند و برای روشنفکران و دانشگاهیان ضد جنگ، عدم حضورش در جنگ، امتیاز مهمی به شمار می‌رود. آنان که چنین شرایط و امتیازاتی را زیبنده پیشرفته ترین دموکراسی دنیا نمی دانند، شکسته شدن این تابو در شرایط ایده الی که کاندیداتوری اوباما ایجاد کرده است، مبارک و مغتنم است. حضور اوباما در انتخابات و تغییراتی که به تبع شرایط وی ایجاد شده است، رقیبان را به چالش جدی درباره تمام شعارها و اولویت‌هایشان واداشته است. جان مک کین که اقبال مردم را به شعار «تغییر»، دیده است خود را خواهان «تغییر»، اما «تغییرات درست» نامیده است. برخی تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کنند که جان مک‌کین ۷۱ ساله در مقابل اوبامای جوان و مصمم تسلیم شود، اما موضوعی که سبب تردید می‌شود، قدرت حزبی است که با اینکه با ریاست جمهوری بوش در موضع ضعف در جامعه آمریکا قرار گرفته است، پشت‌سر جان مک‌کین ایستاده است و از همین رو است که حزب دموکرات به تکاپو افتاده است تا برای اتحاد و تجهیز حزب از وجود دو کاندیدای «اولین» خود یعنی باراک اوباما و هیلاری کلینتون در مقام معاون اولی رییس‌جمهور در دور دوم بهره جوید.

انتخاب معاون اول، اولین کار مهم دو نامزد ریاست جمهوری پس از پیروزی در دور نخست است. حامیان هیلاری کلینتون به اوباما فشار می‌آورند تا وی را به دلیل پشتوانه ۱۸میلیون رای بویژه آرای مردم اسپانیولی زبان، کارگران یقه‌آبی و بخش‌های وسیعی از طبقات پائین که اوباما عملا از حمایت آنها بی‌بهره است به مقام معاون اولی انتخاب کند و تسخیر کاخ سفید را برای دموکرات‌ها تضمین نماید.واقع هم آن است که نقاط قوت خانم کلینتون درست آن جایی بود که اوباما ضعیف بود و نقاط ضعف او، نقاط قوت اوباما بود. از این رو منطقی به نظر می‌رسد که زوج اوباما- کلینتون بتواند رخنه ‌های تبلیغاتی حزب دموکرات را ترمیم و حضور آنها را در کاخ سفید تضمین کند.خود وی قبل از اعلام کناره‌گیری از انتخابات گفت هر کاری برای اتحاد حزب لازم باشد، انجام خواهد داد. با این همه به نظر نمی‌رسد باراک اوبامای جوان برای قبول این شرایط آماده باشد.رییس ستاد انتخاباتی اوباما قبل از دیدار خصوصی کلینتون - اوباما گفت: ما نگرانی درباره جذب آرای حامیان کلینتون نداریم. وی ضمن تحسین قدرت و شهامت بانوی اول سابق آمریکا در جریان انتخابات مقدماتی گفت: درباره معاون اولی خانم کلینتون آنها هنوز فکر نکرده‌اند. اوباما خود نیز در مصاحبه‌ای در پاسخ به خبرنگاری که از وی درباره امکان معاون اولی خانم هیلاری کلینتون پرسید، گفت ضمن این که خانم کلینتون را تحسین می‌کند و همواره برای او احترام قائل بوده است، هنوز در این باره تصمیمی نگرفته ‌است.وی تاکید کرد برای چنین تصمیمی به زمان احتیاج دارد و حتما خانم کلینتون این موضوع را خوب درک می‌کند. هنوز خبری درباره گفت‌وگوهای این دو در جریان ملاقات خصوصی‌شان منتشر نشده است و خانم کلینتون هم که در سخنرانی شنبه شب در جمع هواداران خود برای اعلام کناره‌گیری حاضر شد به چیزی جز تلاش برای اتحاد حزب و فرا خواندن حامیان خود به حمایت از اوباما اشاره نکرد. تحلیلگران معتقدند اوباما در عین حال که دلایلی برای پذیرفتن رقیب خود در سمت معاون اولی دارد، دلایل زیادی نیز برای نپذیرفتن وی دارد.

این دو در جریان مبارزه انتخاباتی اختلافات اساسی درباره برخی موضوعات اساسی مانند «جنگ عراق» موضوع "ایران" و سرانجام "اقتصاد" داشتند، بنابراین بدیهی است قبل از هر گونه اتحاد صوری این دو باید بتوانند نظرات خود را به هم نزدیک کنند. برای اوباما پذیرفتن برخی عقاید خانم کلینتون در طول انتخابات به معنای خودکشی سیاسی است. نظرسنجی ها حاکی از آن است که ملحق شدن خانم کلینتون به اوباما برای دور دوم به احتمال زیاد، افراد مستقل و نیز آن دسته از جمهوریخواهان میانه رو که حتی به ستاد انتخاباتی اوباما کمک مالی هم کرده اند را از وی خواهد راند. افراد مستقل در حدود یک چهارم مجموع رای دهندگان را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ را تشکیل داده بودند. به هر حال به نظر می رسد، کلینتون برای گروههای بسیار متفاوت از حامیان اوباما جذاب است. حدود ۳۲ درصد از مستقلانف کلینتون را دوست ندارند. دلیل بزرگ دیگر حضور بیل کلینتون به عنوان رییس خانواده کلینتون‌ها است که احتمالا سایه‌اش در تصمیم‌گیری‌ها بر سر اوبامای جوان سنگینی خواهد کرد. اوباما تاکنون ماهرانه توانسته است فشارهای موجود را برای انتخاب کلینتون به معاون اولی رد کند.

بیل کلینتون در آغاز رقابت‌ها گفته بود که او همواره آرزو داشته است به یک زن و یک کاندیدای سیاهپوست در انتخابات ریاست‌جمهوری رای دهد و حال با این که هر دو در انتخابات حاضر هستند او ناگزیر از رای دادن به یک تن (منظور همسرش) است.به نظر می‌رسد با راهیابی اوباما به دور دوم، وی شانس آن را دارد تا این آرزوی خود یعنی رای به یک سیاهپوست را تحقق بخشد.آمریکا سرزمین فرصت‌ها است ، حتی برای بیل کلینتون که از همه فرصت‌های خود استفاده کرده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن