ربوی یابدون ربا؟
غلامرضا مصباحیمقدم <br>۱- نرخ بهره نرخی است که متناسب با مبلغ کوتاهمدت نگهداری آن در سیستم بانکی تعیین میشود و تعیینکننده آن عرضه و تقاضای پول در بازار است.
غلامرضا مصباحیمقدم
۱- نرخ بهره نرخی است که متناسب با مبلغ کوتاهمدت نگهداری آن در سیستم بانکی تعیین میشود و تعیینکننده آن عرضه و تقاضای پول در بازار است. در مورد نرخ سود تسهیلات بانکی، اگر ما به قانون عملیات بانکی بینالمللی توجه کنیم و فراتر از جهت نظری به موضوع نگاه کنیم، تفاوتهای ماهوی جدی با نرخ بهره دارد. نرخ سود تسهیلات بانکی تابعی از نرخ سود فعالیتهای اقتصادی در بازار است. نرخ سود بانکی باید تابعی از سود تولید، کالا و خدمات و سود بازرگانی کالاها و خدمات باشد. نرخ سود تولید و نرخ سود تجارت اصلا از پیش قابل تعیین نیست. میتوانیم از پیش حدس بزنیم و معمولا فعالان اقتصاد با همین حدس وارد یک فعالیت اقتصادی میشوند که این نرخ را اصطلاحا باید نرخ سود انتظاری نامید. اگر سیستم بانکی وارد ماجرا شود معنی آن این است که میخواهد برای سرمایهگذاران تامین مالی کند.پس پولی که سپردهگذار میدهد به سرمایهگذار میدهند تا در سرمایهگذاریها به کار بگیرند و سود حاصله بین سرمایهگذار و سپردهگذار تقسیم شود، بانک هم حق الوکاله خود را دارد. ماهیت نرخ بهره در بازار پول متفاوت از ماهیت سود در بازار کالا و خدمات است. آنچه که در بانکداری امروز ما اتفاق میافتد چیزی است که نه نرخ بهره روشن و رسمی است و نه نرخ سود تابع بازار کالاها و خدمات و انتظاری. آنچه اتفاق افتاده سودی است که بانکها به سپردهگذاران وعده میکنند. در واقع این سود به صورت قطعی تعیین میشود. عملکردش شبیه نرخ بهره است. اما این اسمها و عنوانها متفاوت از آن چیزی است که در سازوکار نرخ بهره دیده شده است. این موضوع باعث شده تحلیلگران اقتصادی هم به اشتباه بیفتند و دائما نرخ سود را با نرخ بهره مقایسه کنند. ذهن و فکر تحلیلگران اقتصادی دائما مشغول به سازوکار و نرخ بهره است و نتوانستند ذهن خود را از این سازوکار جدا کنند. نرخ سود واقعا در یک سیستم بانکداری بدون ربا باید صرفا یک نرخ سود انتظاری باشد نه نرخ سود قطعی. نرخ سود قطعی با سازوکار بانکداری بدون ربا همخوانی ندارد مگر اینکه ما اسم را بانکداری بدون ربا بگذاریم اما بانکداری ربوی را دنبال کنیم.
۲- به روشهای متفاوتی عمل میشود. برخی جاها که بنگاههای مالی حالت رقابتی پیدا کردند اصل بر این است که بازار تعیینکننده نرخ است؛ اما در یک شرایط سیاسی و اقتصادی بحرانهایی به وجود میآید و معمولا بانکهای مرکزی دخالت میکنند و نرخ بهره را بالا و پایین میبرند. این موضوع حتی در کشور آمریکا با آزادترین اقتصاد وجود دارد. من متاسفم که برخی به عنوان کارشناس اقتصاد[انتقاد می کنند] که نرخ سود دستوری تعیین شده و رجز خوانی و اظهار ناراحتی میکنند. ما در یک شرایط متعادل اقتصادی نیستیم در دنیا هم پیشرفتهترین کشورها از نظر اقتصاد مالی اینگونه نیست که همواره تعیین نرخ را بر عهده بازار بگذارند بلکه در مواردی دخالت میکنند.
۳- اشاره این تحلیل به هزینه برای تولید است اگر هزینه تولید را کاهش دهیم تولید بیشتر انجام میشود. فعالان اقتصادی نگاه میکنند که اگر سرمایهگذاری کنند سود میکنند یا نه. اگر نرخ سود تسهیلات بانکی و نرخ بهره را کاهش دهیم پروژههای که بالاتر از آن سود خواهند کرد فعال میشوند واین به نفع اشتغال و سرمایهگذاری است. بخشی از منابع و نیروی انسانی ما در نرخ بهره بالا امکان فعالیت ندارند؛ اما در نرخ بهره پایین امکان فعالیت پیدا میکنند. جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی گفته است که: نرخ بهره ضد سرمایهگذاری است و او بر این اساس نرخ بهره صفر را بهترین نقطه برای سرمایهگذاری میداند. چه طور است که اقتصاددان انگلیسی در چند دهه قبل این نظریه را ارائه کرده است؛ اما ما مسلمانان بر اساس دیدگاه اسلامی بگویم نرخ بهره را بالا ببرید؟
۳و۴- اگر ما باشیم و نظریات پولی، بله کاهش مییابد. اما اگر ما باشیم و اقتصاد ایران موضوع متفاوت است. ما باید مطالعه کنیم این سخن که در نظریات پولی آمده با اقتصاد ایران مطابقتی دارد؟ اگر با رفتار سپردهگذاران در بانکها در اقتصاد ایران انطباق دارد همان نظریه را تطبیق دهیم و استفاده کنیم. نباید اینگونه مسائل را ذهنی عمل کرد.من با توجه به اطلاعاتی که از رفتار سپردهگذاران در سیستم بانکی ایران بعد از پیروزی انقلاب دارم معتقد هستم اگر نرخ سود تسهیلات بانکی را پایین بیاوریم سپردهگذاران جای دیگری برای سپردهگذاری خودشان ندارند. منظور از اینکه جایی برای سرمایهگذاری نیست این است که اعتماد نمیکنند. بالاترین اعتماد برای سپردهگذاری بانکهای دولتی ما است. بنابراین آنها سعی میکنند منابع خود را در بانکها حفظ کنند. ترکیب سپردهها تغییر میکند؛ اما مجموعه سپردههای بانکی کاهش پیدا نمیکند.کما اینکه با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی از ۲۵درصد به ۱۲درصد منابع بانکی ما رشد سالانه خود را حفظ کرد. ممکن است فقط تغییری در نوع حسابها باشد و به جای حساب بلندمدت در حساب کوتاهمدت صورت گیرد.
۵- آنها باید قبول کنند که نرخ بهره یک هزینه است. هر تولیدکنندهای مجموعه هزینههای خود را محاسبه میکند یکی از این هزینهها نرخ سود پولی است که میدهد. اگر در مجموعه یک نظام اقتصادی همه فعالیتها از سیستم بانکی استفاده کنند قیمت تمام شده کالاها و خدمات بالا برود حتی اگر همه از سیستم بانکی استفاده نکنند، نقش تعیینکننده نرخ بهره نقش مسلط است و تاثیر خود را بر پروژههایی که تامین مالی از سوی بانکها نشده نیز میگذارد که این به زیان اقتصاد، تولید بازار، کالا، خدمات و عامه مردم است.
نماینده مجلس و استاد دانشگاه