ستون باورهای نادرست اقتصادی

شماره روزنامه: ۱۵۳۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۴۰۸۵ بیشتر

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.»

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.» ۱۳ - ثروتمندان نباید قادر به خرید خدمات سلامتی و آموزشی بهتری باشند.

افراد ثروتمند، نمونه‌های بهتری از اکثر چیزها را می‌خرند. آنها خودروهای هوشمندتر، خانه‌های بهتر، سیستم موسیقی باکیفیت‌تر و غذا و پوشاک‌ گران‌تر می‌خرند. این یکی از دلایلی است که چرا مردم دوست دارند پول بیشتری به دست آورند، چون داشتن ثروت، کالاها و خدمات بهتر و نیز انتخاب‌های بیشتری به همراه می‌آورد.

برخی از مردم ادعا می‌کنند آموزش و سلامت، مقوله‌های متفاوتی هستند و همه باید کیفیت یکسانی از این خدمات دریافت کنند، به طوری که هیچ‌کس قادر به خرید خدمت بهتری نباشد. عده اندکی درباره کالاهای ضروری از قبیل غذا چنین ادعایی، می‌کنند یا بر تولید انحصاری غذا توسط دولت پافشاری می‌کنند، به طوری که مثلا به هیچ‌کس اجازه ندهیم مواد غذایی بهتر از آنچه استاندارد دولتی قادر به توزیع کردن است، خریداری کند.

وقتی به مردم اجازه و امکان خرید چیزهای بهتری بدهیم، پول بیشتری وارد بازار می‌شود و آنچه که در ابتدا به عنوان کالای تجملی و لوکس برای ثروتمندان ظاهر می‌گشت به‌تدریج قیمتش پایین می‌آید و اکثر خریداران کم‌درآمد توان خرید آنها را پیدا می‌کنند. تلویزیون‌های رنگی صفحه تخت امروزی که استفاده همگانی یافته است، در گذشته فقط برای ثروتمندان قابل خرید بود. در بسیاری از بازارها، بهبود محصول و نوآوری با خدمت کردن به ثروتمندان شروع می‌شود. آنجا اغلب همان جایی است که تولیدکنندگان پاداش‌های بزرگتری به دست می‌آورند و سپس به سمت کار کردن به گروه‌های با ثروت کمتر می‌روند.

اگر مردم اجازه تقاضا و خرید خدمات سلامت و آموزش بهتری را داشته باشند، پول بیشتری وارد بخش سلامت و آموزش می‌شود. این کار همچنین به دولت اجازه می‌دهد تا پولی را که برای رفع نیازهای ثروتمندان صرف می‌شد به سمت افراد ناتوان‌تر هدایت کند و دسترسی به خدمات بهتر را برای نیازمندان فراهم سازد.

عده‌ای احساس می‌کنند برابری فرصت، عادلانه‌تر است اما طبیعت چنین برابری‌ای را نمی‌شناسد. برخی مردم هوش بیشتر، سیمایی بهتر یا والدینی دلسوزتر دارند، به همین ترتیب در حوزه سلامت، خصایص ارثی تصادفی، برخی را در موقعیت بالاتری از سایرین قرار می‌دهد. آنچه ما می‌توانیم دنبالش باشیم، به جای یک برابری دست نیافتنی، جامعه‌ای است که هر کسی به آموزش و تحصیلاتی دسترسی داشته باشد که استعدادهایش شکوفا شود و نظام مراقبت سلامت که معالجات ضروری برای کسانی که نیاز دارند را فراهم خواهد کرد.

۱۴ - سوسیالیسم واقعی هرگز آزمایش و پیاده نشده است.

سرمایه‌داری «واقعی» نیز همین طور است؛ اگر سرمایه‌داری در کشورهای سرمایه‌داری امتحان شده است، پس سوسیالیسم هم در کشورهای سوسیالیستی امتحان شده است. ما دو چیز شبیه هم را مقایسه می‌کنیم. یا ما درباره سابقه سرمایه‌داری و سوسیالیسم در دنیای واقع، با همه ایراداها و نواقص‌شان صحبت می‌کنیم یا درباره ایده‌آل تئوریک از آنچه هر کدام احیانا خواهند بود، اگر که دنیا و مردم ساکن در آن متفاوت بودند.

سوسیالیست‌های تخیلی و بعد از این، می‌خواهند سرمایه‌داری در صحنه عمل را با اندیشه‌ای که آنها درباره آرمان شهر سوسیالیستی در ذهن دارند، مقایسه کنند. حقیقت این است که سوسیالیسم در بسیاری از کشورها به شکل‌های گوناگون امتحان شد و سابقه اسف‌باری در همه آنها بر جای گذاشت. ویژگی‌های این نظام به شکل رنج و درد، کمبود و سرکوب آزادی‌های انسانی بود و در اکثر موارد با قتل عام توده‌ها همراه گشت.

تصادفی نیست که چنین انقلابی بر باد رفت، چون که یک نقص ذاتی در خود اندیشه سوسیالیستی وجود دارد. سوسیالیسم در تلاش به تبدیل کردن زن و مرد به چیزی است که آنها نیستند و نمی‌خواهند باشند. سوسیالیسم سعی می‌کند انسان‌ها را به رنگ دیدگاه سوسیالیستی در آورد که فکر می‌کنند باید همین‌طوری باشند. زن و مرد واقعی، افراد خودمحرکی هستند و امیال و ترجیحات خاص خود را دارند. در یک دولت سوسیالیستی آنها مجبور می‌شوند به نحو متفاوتی رفتار کنند. بنابراین زور و اجبار در بطن سوسیالیسم است.

سرمایه‌داری با بازارهای آزاد و انتخاب‌های آزادی که دارد، با وجود همه پستی‌ها و بلندی‌هایش، موفقیت، کارآمدی و انسانی بودن بیشتر خود را به اثبات رسانده است. سرمایه‌داری کالاهایی بسیار بهتر از اقتصادهای سوسیالیستی عرضه می‌کند و موفق به انجام این کار می‌شود، در حالی که اجازه دامنه گسترده‌تری از آزادی‌ها را می‌دهد. در سرمایه‌داری، آزادی سیاسی، رسانه‌های آزاد و آزادی انجمن‌ها، اشتغال و مسافرت را داریم و همگی اینها در کشورهای سوسیالیستی مورد انکار واقع می‌شوند.

۱۵ - بنگاه‌های بزرگ فقط به سود خود فکر می‌کنند.

نتیجه عبارت فوق این است که بنگاه‌های بزرگ هر چیز دیگری را نادیده گرفته یا در تعقیب بی‌محابا و غیراخلاقی کسب سود فراموش می‌کنند. این ادعا حتی نزدیک به واقعیت هم نیست. واقعیت این است که کسب و کار توسط صاحبان کسب و کاری انجام می‌شود که محدودیت‌های اخلاقی بر آنها مثل دیگران است. حقیقتا به علت ماهیت فعالیت‌شان، آنها محدودیت‌های نسبتا بیشتری دارند.

کسب و کار آزاد اقتصادی به معنای کلاه گذاشتن سر مردم یا با دوز و کلک آنها را وادار به خرید چیزی کردن که نمی‌خواهند یا به راحتی توان خریدش را ندارند نیست. برعکس، بنگاه به مردم کالاها و خدماتی می‌دهد که آنها ترجیح می‌دهند به جای پول داشته باشند. در عوض مردم از چیزی صرف‌نظر می‌کنند که بنگاه ترجیح می‌دهد داشته باشد و آن پول است. هر دو طرف از این معامله داوطلبانه سود می‌برند. اکثریت بنگاه‌های اقتصادی در فعالیت‌های صادقانه و حتی شرافتمندانه اشتغال دارند.

فعالیت تجاری بر پایه اعتماد است که خریدار به فروشنده اعتماد می‌کند که کالا را تحویل می‌دهد و اینکه با کیفیت مورد انتظار خواهد بود، در حالی که فروشنده به خریدار اعتماد می‌کند پول را به صورت توافق شده می‌پردازد.

البته کسب و کارها به دنبال سود هستند و نکته اصلی هم در اینجا است. اما اگر بنگاه به دنبال حداکثر ساختن منافع کوتاه‌مدت با فدا ساختن کیفیت و درستی باشد، دچار مشکل شده و این را می‌داند. بنگاه‌ها، مشتریان جدیدی به دست می‌آورند و با وجه‌هایی که برای معاملات منصفانه کسب کردند، مشتریان دائمی پیدا می‌کنند. آن یک راهبرد بلندمدت برای ایجاد اعتماد و حفظ آن است. اینکه بنگاه بخواهد مشتریانش را دائم تغییر دهد یا کالاهای نامرغوب را به آنها قالب کند، برخلاف منابع بنگاه بوده و وجهه و فروشش به زودی لطمه خواهد دید.

بنگاه‌های بزرگ نمی‌توانند مشتریان خود را مستقیما و رو در رو ملاقات کنند، به همان طریقی که یک کسبه و بنگاه جزء می‌تواند اعتمادسازی به‌وجود آورد. به همین دلیل است که برای بنگاه‌های بزرگ مراقبت از وجهه و نام تجاری اهمیت بیشتری دارد؛ وجهه و نام تجاری برای بنگاه بزرگ به جای دانش شخصی است که بنگاه‌های کوچک در اختیار دارند. بنگاه‌های بزرگ صرفا به سود اهمیت نمی‌دهند برای آنها انجام کار نیک و حفظ نام نیک نیز اهمیت دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن