گفت‌و‌گو با «میشل پورتر» درباره خوشه‌های صنعتی

تناقض موقعیت مکانی

شماره روزنامه: ۱۵۳۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۴۰۸۲ بیشتر

تنظیم و ترجمه:<br>دکتر جعفر خیرخواهان<br>میشل پورتر استاد مدرسه بازرگانی دانشگاه هاروارد و نویسنده مشهور، «تناقض موقعیت مکانی» را توضیح می‌دهد و در مورد چالش‌های رقابتی پیش‌روی ایالات‌متحده صحبت می‌کند.

تناقض موقعیت مکانی

تنظیم و ترجمه:

دکتر جعفر خیرخواهان

میشل پورتر استاد مدرسه بازرگانی دانشگاه هاروارد و نویسنده مشهور، «تناقض موقعیت مکانی» را توضیح می‌دهد و در مورد چالش‌های رقابتی پیش‌روی ایالات‌متحده صحبت می‌کند. میشل پورتر، بعد از نگارش کتاب «مزیت رقابتی (نسبی) ملل» در سال ۱۹۹۰ خود را به عنوان یک نویسنده پیشرو در توسعه اقتصادی ملت‌ها، کشورها و شهرها شناسانده است. پورتر هم به‌عنوان استاد دانشگاه و هم مشاور اقتصادی، بیشتر از هر چیز به خاطر کار بر روی بسط دادن نظریه خوشه‌های صنعتی؛ یعنی تمرکزگرایی و تخصص بالای شرکت‌ها در یک بخش تولیدی خاص مثل نیمه رساناها، خودرو‌ها و منسوجات مشهور شده است. پورتر در مصاحبه‌ای با «پیت انگاردیو» توضیح می‌دهد که چرا او معتقد است جهانی‌سازی، واقعا خوشه‌های صنعتی و مزیت‌های منطقه‌ای را بسیار بااهمیت‌تر ساخته است به جای اینکه بخواهد آنها را تضعیف کند.

اگر جهانی‌سازی به این معنی است که کار، فن‌آوری و پول اینک به‌راحتی از طریق اینترنت به همه جا حرکت می‌کند، آیا موقعیت فیزیکی و مکانی یک صنعت هنوز هم واقعا مهم است؟

من این را «تناقض مکان» می‌نامم. اگر به جهانی‌سازی فکر کنید، اولین عکس‌العمل‌تان این است که تصور می‌کنید موقعیت مکانی دیگر نباید اهمیتی داشته باشد؛ چون هیچ مانعی برای سرمایه‌گذاری‌ها وجود ندارد. اما نقطه متضاد قضیه این است که «مکان» هنوز اهمیت دارد. برای مثال ایالات‌متحده هنوز مهم‌ترین مکان تولید در دنیاست و مناطقی از آن دارای تخصص بسیار بالایی هستند. اینکه بتوان چیزی را به آسانی و از محلی دور بدست آورد اینک یک مزیت رقابتی محسوب نمی‌شود. اما هر اندازه موانع کمتر می‌شوند، چیزهای بیشتری قابلیت تحرک پیدا می‌کنند و نقش مکان تعیین‌کننده‌تر می‌شود. این نکته بسیاری از افراد واقعا باهوش را نیز به اشتباه انداخته است. در نتیجه مناطق جنوبی ایالات ‌متحده دچار هراس و نگرانی شده‌اند. بسیاری به داشتن یک مزیت طبیعی عادت کرده بودند به صرف اینکه در آمریکا واقع شده‌اند؛ اما اینک این چندان مزیت مهمی نیست، اکنون شاهد گرایش به این سمت هستیم که مناطق ثروتمند، ثروتمندتر می‌شوند.

جهانی‌سازی چگونه بر ایده خوشه‌های منطقه‌ای تاثیرگذار بوده است؟

اکنون جهانی‌سازی با قدرت به پیش می‌رود، آنچه اتفاق افتاده این است که خوشه‌ها باید در مکان‌های انحصاری خود تخصصی‌تر شوند. اقتصاد جهانی فرآیند تمرکزگرایی خوشه‌ها را سرعت بخشیده است. برای مثال، یک خوشه سازنده کفش در ایتالیا وجود دارد که هنوز محصولات خیلی پیشرفته تولید می‌کنند. طراحی، بازاریابی و فن‌آوری آن هنوز در ایتالیاست. اما غالب خطوط تولید آن به رومانی منتقل شده است که در آنجا ایتالیایی‌ها یک خوشه دیگر را توسعه داده‌اند. تمامی شرکت‌های تولیدی عملا در مالکیت ایتالیایی‌ها است. تایوان هم به همین صورت محصولات خود را به چین می‌فرستد. نو‌آوری‌ها در تایوان صورت می‌گیرد. اما شرکت‌های تایوانی بخش‌هایی از خط تولید را که نیازی نیست در تایوان باشد، به چین منتقل کرده‌اند.

تفاوت‌های بزرگ در شیوه حرکت جوامع امروز به سمت توسعه اقتصادی در مقایسه با سال۱۹۹۰، زمانی که کتاب «مزیت رقابتی ملل» را نوشتید، کدامند؟

در ۱۵ یا ۲۰ سال گذشته تغییرات فاحشی روی داده است. قبل از انتشار کتابم، دیدگاه غالب این بود که لازم است هزینه‌ها را هر چه بیشتر کاهش دهید، مشوق و انگیزه به کارکنان بدهید و واحد توسعه محصول داشته باشید که در جست‌وجو و شکار سرمایه باشد. من فکر می‌کنم میزان پیچیدگی و مهارت در سطح کشور و مناطق محلی یک کشور بالا رفته است. اکنون همه متوجه شده‌اند که قدرت رقابتی فقط در کاهش دادن هزینه‌ها نیست. تغییر بزرگ دیگر در ۲۰ سال اخیر، آن است که اکنون اندیشه خوشه‌های صنعتی بسیار فراگیر شده است. بسیاری مناطق اکنون به توسعه در این شرایط نظر دارند و ده‌ها هزار خوشه مختلف مورد شناسایی قرار گرفته است. من فکر می‌کنم این حقیقت که بهره‌وری فوق تصور همه افزایش یافته، نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی به موفقیت بزرگی در چند سال اخیر دست یافته است.

اگر هر جامعه‌ای، خوشه‌های صنعتی یکسانی را توسعه دهد آن‌گاه پایداری و ثبات آنها چگونه خواهد بود؟

من فکر می‌کنم خیلی مهم است که درک کنیم موانع عمدتا زیاد شده‌اند. اکنون هر چیزی دارای اهمیت خاص خود است. مدارس مهم هستند، جاده‌ها مهم هستند. باید دانست که این یک مسابقه ماراتن واقعی است. البته شما نمی‌توانید خوشه‌ای را تحت عنوان یک شرکت بسازید و در هر چیزی دخالت کنید. باید برحسب نقاط قوت خود اقدام کرد.

بسیاری از مقامات محلی در ایالات‌ متحده، صحبت فراوان از همکاری و تشریک مساعی میان دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و دولت‌های محلی می‌کنند. آیا این چیز جدیدی است؟

بینشی در حال شکل‌گیری است که تعامل بین یک منطقه یا شهری بزرگ با همسایگانش را بسیار مهم توصیف می‌کند. هم پوشانی بین خوشه‌ها در کمک به رشد بسیار مهم است. خوشه‌های منزوی، ضعیف‌تر از خوشه‌های منسجم هستند. به‌خاطر این است که خوشه‌های جدید اغلب سریع‌تر از خوشه‌های قدیمی رشد می‌کنند. ضمنا فکر می‌کنم شناخت بیشتری به دست آمده که ما نیازمند انسجام شرکت‌های با اهداف مختلف در یک منطقه هستیم. شرکت‌ها بر این باورند که اشتراکات زیادی دارند. در ضمن دانشگاه‌ها را قبلا به عنوان موسسات مستقل می‌دیدند. اما اکنون اقتصادهای منطقه‌ای، دانشگاه‌ها را از بازیگران اصلی و آنها را در بطن خوشه‌های صنعتی در نظر می‌گیرند.

بنابراین آیا ایالات‌متحده مشکل رقابت‌پذیری دارد؟

من فکر می‌کنم ایالات ‌متحده با برخی چالش‌های جدی بر سر راه خود روبه‌رو است؛ اما مهم‌ترین عوامل پیش‌برنده رقابت، داخلی نیست آنها منطقه‌ای و محلی هستند. سیاست‌های ملی و شرایط کلان کشور، حدود ۲۰ تا ۲۵‌درصد توضیح می‌دهد که چرا یک اقتصاد منطقه‌ای، خوب عمل می‌کند. آنچه واقعا حایز اهمیت است این است که مهارت‌ها و موسسات با رقابت‌های بالا در کجا مستقر شده‌اند؟ گردآوری و ساختن برخی از این دارایی‌ها، مدت زمان زیادی می‌برد. اما قدرت رقابتی اساسا در دستان مناطق یک کشور هستند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن