کتابهای گران مهمان گردوغبار
[ علی طجوزی ]<br>علاقهمندان کتاب و کتابخوانی به طور معمول عادت دارند با آغاز سال نو و پایان تعطیلات، هنگام ورود به کتابفروشی یا انتشاراتیها سمت قسمتی که به معرفی آثار جدید میپردازد، بروند. اما شاید امسال این تحول و نو شدن را بیشتر در پشت جلد کتابها یافتند.
[ علی طجوزی ]
علاقهمندان کتاب و کتابخوانی به طور معمول عادت دارند با آغاز سال نو و پایان تعطیلات، هنگام ورود به کتابفروشی یا انتشاراتیها سمت قسمتی که به معرفی آثار جدید میپردازد، بروند. اما شاید امسال این تحول و نو شدن را بیشتر در پشت جلد کتابها یافتند. سال جدید را بازار کتاب ایران با شوک آغاز کرد. شوکی که واسطه آن نامهای خیرهکننده نویسندگان نبود، شوکی حاصل از گرانی کتاب. این گران شدن کتاب باعث شده که اکثر ناشران و حتی خریداران به همان آثار باقیمانده مطلوب بسنده کنند، البته این امر میتواند موقتی باشد؛ چرا که کمکم طرفین به موضوع عادت خواهند کرد. البته این گرانی ماحصلی جز رکود و کاهش فروش نداشته است. این در حالی است که بازار کتاب اواخر سال گذشته را با خاطرهای خوب پشتسر گذاشت. سال گذشته هم دوستداران داستانهای ایرانی راضی بودند و هم دوستداران داستانهای خارجی. در هر زمینه کتابهایی بودند که هم به لحاظ اثری از آن نویسنده نو بودند و هم از لحاظ ترجمه داستانهای خارجی اثری جدید محسوب میشدند.
بسیاری از ناشران برخی از عنوانهای خود را نیز نگه داشته بودند برای نمایشگاه کتاب که هر سال در اردیبهشت ماه برگزار میشود. اما افزایش قیمت کاغذ و به تبع آن کتاب و مسیری را که یک کتاب تا قرار گرفتن روی پیشخوان کتابفروشیها طی میکند، باعث شد که بسیاری از این کتابها منتشر نشوند. البته به گفته اکثر فعالان بازار کتاب ماه اول سال حداقل تا چند روز پس از تعطیلات نوروز این بازار فروش آنچنانی ندارد و آغاز اصلی فعالیت آنها تقریبا از اردیبهشت ماه آغاز میشود. اما امسال افزایش قیمتها باعث شد که رکود فروردین همچنان در بازار باقی بماند.
در این بازار قیمتها از رشد قابل توجهی برخوردار بودند. این رشد قیمت تاثیر صددرصدی بر فروش آنها گذاشته است. به گفته یکی از ناشران، کتاب تقریبا در حال تبدیل شدن به کالایی لوکس است و این چندان خوشایند نیست. زیرا این گونه شدن باعث میشود که کتاب از سبد اصلی کالای خرید مردم خارج شود و نتیجه آن کاهش سرانه کتاب و کتابخوانی میشود.
به گفته یکی دیگر از فعالان این حوزه، گران شدن کتاب باعث شده است که اکثر خریداران کتاب به کتابهایی که پیشتر چاپ شدهاند، بسنده کنند. از طرفی دیگر اکثر مخاطبان این بازار دانشجویان و دانشآموزان هستند و با توجه به سطح درآمد و هزینه تحصیل، آنها ترجیح میدهند که بیشتر برای خرید کتابهای درسی و هزینه تحصیل برنامهریزی کنند. افزایش قیمت کتاب باعث شده است که آنها بسیار کمتر نسبت به سال پیش برای خرید کتاب هزینه کنند. یکی دیگر از فعالان این حوزه معتقد است که افزایش قیمتها بیش از اندازه بوده است. وی میگوید که هر سال شاهد افزایش چند درصدی بودیم اما امسال این چند درصد چندین ده درصد شده است. او میگوید که به طور مثال کتابی که سال گذشته با قیمت دوهزار تومان وارد بازار میشد امسال ۳هزار تومان باید بیاید و این یعنی دست به عصا شدن خریدار. از سوی دیگر برخی دیگر از فعالان این بازار یکی دیگر از دلایل رکود در بازار و چاپ نشدن کتابهای جدید را طولانی شدن مسیر دریافت مجوز میدانند. میگویند وزارت ارشاد طی چند وقت اخیر با احتیاط و زمان بیشتری اقدام به دادن مجوز میکند. یکی دیگر از دلایل را لغو مجوز برخی دیگر از کتابها ذکر میکنند و به طور مثال میتوان از دو کتاب سالمرگی و عقرب نام برد. این دو کتاب که از برندگان جایزه گلشیری نیز بودهاند پس از چاپ اولشان در سال گذشته با لغو مجوز روبهرو شدند. به گفته بسیاری از فعالان این حوزه و با توجه به تمام مسائل اکثر ناشران رو به چاپ آثار ترجمه شده از مترجمان سرشناس یا از نویسندگانی آوردهاند که به طور قطع آنان را به بازگشت سرمایه منتشر کند. البته برای یک فعالیت اقتصادی این امر کاملا عادی و معقولانه است، اما ضرری که متوجه مخاطبان خواهد بود دور شدن از به روز شدن است.
این دلایل باعث شده است که کمتر ناشری اقدام به چاپ آثاری از کسانی کند که هنوز به چهرهای شناخته شده مبدل نشدهاند. تنها در این میان شاید نشر چشمه به گونهای استثنا باشد. این ناشر سال گذشته با انتخاب دقیق خود دو کتاب روانه بازار کرد. «بازی عروس و داماد» و «ها کردن»، یکی نوشته بلقیس سلیمانی و دیگری پیمان هوشمندزاده، هر دو کتاب تا هفته پس از چاپ جزو پرفروشها بودند و در اکثر مواقع در صدر لیست. در سال جدید نیز باز هم نشر چشمه بود که یک نویسنده دیگر را معرفی کرد. احسان نوروزی با کتاب بطالت که این کتاب نیز از استقبال خوبی برخوردار شد. در هر حال اکثر ناشران و فعالان این حوزه به روزهای آینده امید دارند؛ چرا که معتقدند با تمام شدن نمایشگاه کتاب و پایان اردیبهشت ماه دوباره باید روی بازار متمرکز شد. البته این بازار با توجه به مطالب گفته شده همچنان به طور نصف و نیمه مخاطبان خود را دارد و میتوان به برخی از آثاری که نسبتا فروش خوبی داشتند را پیدا کرد.
در این بازار همچنان آثار خالد حسینی نویسندهای که با «بادبادک باز» به چهرهای جهانی تبدیل شد، از فروش خوبی برخوردار است. همچنین آثاری از موراکامی، ایشی گورو، سلین، کالونیو، بنی، کالین فاکتر اشاره کرد. همچنین آثاری از کافکا، همینگوی، فلوبر، کازانتزا کیس، چخوف و دیگر نویسندگان بزرگ دنیا مخاطبان خود را دارند. به گفت یکی دیگر از فعالان بازار کتاب هر سال به تعداد قشر کتابخوان به خصوص کسانی که میخواهند ادبیات را با مطالعه کلاسیکها آغاز کنند اضافه میشود، برخی از این افراد هستند که دوست دارند این آثار را در کتابخانه خود نیز داشته باشند، اما به دلیل گران شدن از خیر خرید آن میگذرند یا در بازار دست دوم فروشها دنبال آن میگردند. وی بار دیگر با توجه به سخنان دیگر همکارانش تاکید میکند: مشکلاتی که اکنون بر سر راه ناشران وجود دارد احتیاط آنها را برای انتشار بیشتر میکند و شاید به نوعی فضای فکری آنها را عوض کند. او میگوید این مسائل باعث میشود که تفکر بیشتر به سمت کسب و کار و ادامه حیات برود. درواقع با این وضعیت کمتر ناشری حاضر میشود که سرمایهاش را جایی ببرد که از زمان یا بازگشت آن بیخبر باشد. او میافزاید مثلا آثار صادق هدایت و چوبک، ساعدی، گلشیری، درویشیان، دولتآبادی و چند نویسنده بزرگ دیگر ایران همواره فروش داشتهاند و خواهند داشت. چرا که این افراد قلههای ادبیات داستانی ما هستند. بالطبع کسانی که شروع به خواندن میکنند محال است که از آثار اینان چیزی نخوانند و نخواهند، اما تا کی باید ما در این وادی گرفتار شویم. او میگوید در حال حاضر نویسندگان بسیاری داریم که آثارشان واقعا قابل توجه است ولی نمیتوان روی آنها سرمایهگذاری کرد. این عمل باعث میشود که بسیاری از آنان کمکم نوشتن را کنار بگذارند و برخی از آنان بمانند. در هر حال این روزها بازار کتاب روزهای چندان خوشی را نمیگذراند اما با تمام این مسائل اکثر آنها به روزهای آینده امیدوارند و اعتقاد دارند با پایان اردیبهشت ماه و اتمام نمایشگاه رونق حتی به طور نسبی به بازار بازگردد و گردوغبار این رکود از چهره بازار کتاب زدوده شود.