تحدید و تهدید قحطی
آرش بزرگمهر <br>“جهان امروز به دو گروه تقسیم میشود؛ گروه نخست که در آن اشتها کم است و غذا فراوان و گروه دوم که در آن اشتها زیاد است و غذا کم.” به نظر میرسد همین جمله به ظاهر کلیشهای دیدگاه باورمندانی است که تلاش میکنند درهزاره سوم برنامه فقرزدایی خود را تمام و کمال اجرا کنند، چه این برنامه مدتها است نگاه غضب آلود سیاسیون و لیدرهای بزرگ جهان را به خود جذب کرده است.
آرش بزرگمهر
"جهان امروز به دو گروه تقسیم میشود؛ گروه نخست که در آن اشتها کم است و غذا فراوان و گروه دوم که در آن اشتها زیاد است و غذا کم." به نظر میرسد همین جمله به ظاهر کلیشهای دیدگاه باورمندانی است که تلاش میکنند درهزاره سوم برنامه فقرزدایی خود را تمام و کمال اجرا کنند، چه این برنامه مدتها است نگاه غضب آلود سیاسیون و لیدرهای بزرگ جهان را به خود جذب کرده است. نگرش یکسویه به برنامههای اقتصادی در جهان مدتها است با اعتراض جامعه بینالملل مواجه شده است.در نکوهش چنین تفکری است که چامسکی مینوسید: "اندیشه کنونی حاکم بر کاخ سفید بیشتر به درد برنامه ریزی برای یک هفته میخورد نه بیشتر." این باور قاطبه کسانی است که در محافل گوناگون به نفی اندیشههای یکسونگر میپردازند. باید اما به این مساله اشاره کرد در جهانی که مردان سیاست، دیگران را به دو گروه "ابزار" و "دشمنان" تقسیم میکنند، ارائه راهکاری برای رفع فقرزدایی بیشتر شبیه یک شوخی است؛ مزاحی که از دل آن مانیفست "فائو" برخاست: نامگذاری سال۲۰۰۸به نام سال سیبزمینی.
(International Year of the Potato)
به استناد تعدادی از نسخ موجود در سازمان ملل کشت سیبزمینی نخستین بار در کشور پرو انجام شد. این اسناد میگویند اولین سیبزمینی در ۸هزار سال پیش در پرو کاشته شد و امروز میزان وسیعی از زمینهای کشاورزی به کشت این محصول اختصاص یافته است. اسناد دیگری هم هستند که به نکات دقیق کشت این محصول اشاره میکنند. سیبزمینی در قسمتی از آمریکای جنوبی موسوم به دامنههای آند (Andes) به عنوان ماده غذایی استفاده میشد و در قرن شانزدهم توسط اسپانیا ییها به اروپا آورده شد؛ به طوری که امروز در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان غذای اصلی مردم محسوب میشود. تقریبا ۲هزار سال قبل از ورود کاشفان اسپانیایی به این قاره، کشت سیبزمینی به وسیله اقوام "اینکا" در این منطقه رواج داشته است. باورعمومی بر این است که نام انگلیسی سیبزمینی (potato) از واژه اینکایی به نام "papa" مشتق شده است. کربن ۱۴ موجود در نشاسته به دست آمده در کاوشهای باستان شناسی نشان میدهد که حداقل در ۸هزار سال قبل، این گیاه مورد استفاده انسان قرار میگرفته است. این گیاه تقریبا در سال ۱۶۱۰ در هند، ۱۷۰۰ در چین و ۱۷۶۶ در ژاپن شناخته شد و برای اولین بار در ابتدای قرن هیجدهم به وسیله مهاجران ایرلندی به آمریکای شمالی برده شد. در اروپا به دلیل شباهت برگ این گیاه با برگ تاجریزی سمی، ابتدا به عنوان گیاهی سمی شناخته شد، این شباهت به همراه عملکرد پایین آن ابتدا موجب کشت ناچیزش در قاره اروپا شد.
هدف از نامیدن این سال به نام سیبزمینی افزایش آگاهی جهانیان از این محصول بسیار مهم و افزایش تحقیقات برای تولید پایدار آن است.در کنار این هدف باید گفت سازمان جهانی فائو برای کم کردن میزان گرسنگی در جهان و کاهش آمار تلفات ناشی از کمبود مواد غذایی این پیشنهاد را مطرح کرده است. این ماده غذایی پس از برنج، بیشترین مصرف را در زنجیره غذایی انسان به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر ارزان ترین ماده غذایی در کشورهایی است که حتی مردم پول خرید برنج را هم ندارند یا بر اثر حادث شدن شرایط خاص آب و هوایی نمیتوانند به کشت این محصول مبادرت کنند. تک بعدی بودن محصول غذایی در بسیاری از کشورهای جهان در گام دوم، این مساله را مهمتر نشان میدهد که نامگذاری سال جدید میلادی به نام سیبزمینی گوشهای دیگر از اجرای یک برنامه نسبتا سیاسی است؛ اگر چه "بان کی مون" دبیرکل سازمان ملل به کنایه میگوید هر چیزی با سیبزمینی طعم بهتری دارد،اما باز هم نمیتوان باور کرد در پس اجرای این طرح اهداف کشورهای بزرگ در نظر گرفته نشده باشد. سازمان ملل متحد میگوید با افزایش کشت سیبزمینی در کشورهای جهان ازمیزان فقرا کاسته شده و باعث افزایش امنیت غذایی میشود. همچنین با افزایش آگاهی درباره سیبزمینی میتوان به تنوع زیستی انواع گونههای سیبزمینی کمک کرد و توسعه پایدار را افزاش داد. اختصاص سال ۲۰۰۸ به سال سیبزمینی به دلیل نقش پر رنگی است که سیبزمینی در بحرانهای جهانی نظیر گرسنگی، فقر و محیط زیست دارد. با پیشبینی افزایش جمعیت جهان در دو دهه آینده یا سرعت ۱۰۰ملیون نفر در سال، سیبزمینی در تغذیه این جمعیت جایگاه ویژهای خواهد داشت. چرا این ماده غذایی حایز اهمیت است؟ سیبزمینی را باید غذای کاملی برای رفع گرسنگی به حساب آورد. همچنین وجود کربوهیدرات در آن سیبزمینی را به عنوان مادهای انرژی زا معرفی میکند. این ماده غذایی همچنین دارای درصد پروتئین بالا و نیز ویتامین "سی" است. از این رو شاهدیم که تولید سیبزمینی بهخصوص در کشورهای در حال توسعه در حال افزایش است. "مردیت آلمر"، ستوننویس روزنامه شیکاگو تریبون در مطلبی با عنوان "سال سیبزمینی" با اشاره به سابقه این محصول در اروپا از آن به عنوان مادهای استراتژیک در برنامه رفع گرسنگی مردم جهان یاد میکند. او مینویسد: "بیشتر مردم فقیر در ایرلند (سال ۱۸۴۰) روی زمینهایی کار میکردند که صاحب آنها ایرلندیهای انگلیسی تبار بودند. مردم تنها از راه کشت سیبزمینی امرار معاش میکردند و هنگامی که آفات در سال ۴۶ ۱۸ و ۱۸۴۵ محصول سیبزمینی را از بین برد، فقرا از گرسنگی میمردند. کشور انگلستان که بر سرزمین ایرلند حکومت میکرد، در آن زمان کمک چندانی نکرد. قانون غلات که در آنجا وجود داشت، قیمت نان را بسیاری بالا نگه داشته بود و زمانی نان فراوان شد که دیگر خیلی دیر شده بود و نزدیک به یک میلیون نفر انسان جان خود را از دست دادند. با آغاز عصر صنعت، تولید سیبزمینی به وسیلهای برای امرار معاش کشاورزان تبدیل شده بود و به دلیل پتانسیل بالای تولید، کالری بالا و هزینه تولید کمتر نسبت به غلات و حبوبات ارزش آن به عنوان غذا به زودی آشکار شد. از این رو کشت سیبزمینی به طور فزایندهای برای رفع احتیاجات تغذیهای جمعیت اروپا گسترش پیدا کرد..." بنابراین سیبزمینی پیش از اینکه یک ماده غذایی ساده باشد، کامل است و میتواند حتی در تحدید قحطی نیز عصای دست مسوولان قرار گیرد. جستوجو حکاکی متعلق به قرن نوزدهم، اعضای خانواده یک رعیت فقیر ایرلندی را در حال جستوجوی غذا در زمان قحطی، نشان داده. پس این ماده غذایی زمانی در همان نقشی که گفته شد، به کار میرفت؛ ناجی جان انسانهای گرسنه. آلمر در ادامه مطلب خود آورده است: "سیبزمینی در آب و هوای مرطوب ایرلند به خوبی رشد کرد و به عنوان یک منبع غذایی خوب برای کشاورزان فقیری که فقط قطعه کوچکی زمین داشتند، شناخته شد."
تکمله
در ایران، سرجان ملکم سفیر دولت بریتانیا بین سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۸۱۰ میلادی در زمان فتحعلی شاه قاجار مقداری بذر سیبزمینی به دربار شاه ایران هدیه کرد. این سیبزمینیها ابتدا در روستای پشند در اطراف تهران و سپس در فریدن اصفهان و بعد به تدریج به سایر نقاط کشور برده و کاشته شده و هماکنون استان اردبیل نیز یکی از مناطق مهم تولید سیبزمینی در کشور به شمار میرود. برابر آمار موجود در ایران از نظر سطح زیرکشت و تولید سیبزمینی با حدود ۱۸۰هزار هکتار سطح زیرکشت، چهار میلیون و ۴۵۳هزار تن تولید و متوسط برداشت ۲۵ تن در هکتار به ترتیب رتبه دوازدهم و سیزدهم جهان را داریم. استان اردبیل با سطح زیر کشت ۲۵ تا ۲۶هزار هکتار، حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰هزار تن تولید سالانه دارد.