حالا هیچکس قدرت ندارد

شماره روزنامه: ۱۵۲۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۳۵۸۵ بیشتر

بر آوردهای اولیه نشان می دهد هیچیک از ائتلاف های انتخاباتی، پیروزی قاطع به دست نیاورده اند<br>و مجلس هشتم مجلس رقیبان مستقل خواهد بود

حالا هیچکس قدرت ندارد

بر آوردهای اولیه نشان می دهد هیچیک از ائتلاف های انتخاباتی، پیروزی قاطع به دست نیاورده اند

و مجلس هشتم مجلس رقیبان مستقل خواهد بود سجاد سالک

مشخص شدن نمایندگان جدید مجلس شورای اسلامی خیلی‌ها را خوشحال کرد و خیلی‌ها را نارحت؛ اما در میان نفرات راه‌یافته به مجلس نماینده‌ای هست که گرچه خودش به مجلس راه یافت، اما نتایج کلی مجلس برایش اصلا امیدوار‌کننده نبود. محمدرضا باهنر را می‌توان مغموم‌ترین نماینده مجلس هشتم دانست؛ چرا که نتایج به دست آمده انتظارات وی را برآورده نکرد و حالا شاید او دیگر مرد همه کاره مجلس نماند.

وضع جدید محمدرضا باهنر از زمان اعلام نتایج انتخابات در استان کرمان (زادگاهش) شروع شد. وی که این بار برخلاف دفعه قبل از کرمان کاندیدا نشد و به تهران رو آورد، احتمالا با مشاهده شکست همفکرانش در زادگاهش از خوش اقبالی خود خرسند شد که این بار تصمیم به تغییر حوزه انتخابیه گرفته؛ چرا که بعید نبود با وجود رقیب قدرتمندی چون محمد علی کریمی (استاندار کرمان در زمان دولت اصلاحات) شکست سختی را تجربه کند. در نهایت با اعلام نتیجه نهایی انتخابات در زادگاه باهنر مشخص شد وقتی مجمع نمایندگان استان کرمان تشکیل شود و نمایندگان این استان دور هم بنشینند اکثریت ۶ به ۴ در اختیار اصلاح‌طلبان خواهد بود و اصول‌گرایان در این استان اقلیت خواهند شد.

کاهش قدرت مرد پر نفوذ

شکست اصول‌گرایان در استان کرمان اما وجه خوش قضیه بود، ناکامی بزرگ‌تر برای محمدرضا باهنر زمانی حاصل آمد که مشخص شد منتخبان جدید مجلس، افراد دلخواه اصول‌گرایان نیستند. باهنر که در مجلس هفتم به رییس سایه و همه کاره مجلس معروف شده بود در طول چهار سال ریاست فراکسیون اکثریت مجلس از این قدرت برخوردار بود که اکثریت مجلس را با خود همراه کند و از تصویب هر قانونی جلوگیری کند. گفته می‌شد در مجلس هفتم یک جمع۱۵۰ نفره همراه جدی باهنر بوده و در تمام تصمیم‌گیری‌ها جلب نظر باهنر را دنبال می‌کردند. نفوذ باهنر بر نمایندگان مجلس آن قدر زیاد بود که وقتی اصول‌گرایان مستقل به رهبری عماد افروغ از فراکسیون اصول‌گرایان جدا شدند باز هم خللی بر قدرت بی‌حد و حصر باهنر پدید نیامد و همچنان وی می‌توانست با یک اشاره از رای عدم اعتماد به وزیران دولت احمدی‌نژاد جلوگیری کند.

در این شرایط طبیعی بود که‌ ترکیب مجلس هفتم‌ترکیب ایده آل مرد کرمانی بوده و او بیش از هر کسی از چنین اقتداری احساس رضایت کرده و آرزو می‌کرد همین ترکیب در مجلس هشتم هم تکرار شود. افرادی که ممکن بود در مجلس هشتم بار دیگر پشتیبان باهنر شوند در لیستی جای داشتند که نام جبهه متحد اصول‌گرایان بر آن بود. اما این لیست در همان دور اول انتخابات به‌رغم تلاش‌های بسیار شکست را پذیرا شد و جبهه متحد تنها توانست ۸۵ نفر از کاندیداهای اختصاصی‌اش را(غیر از تهران) راهی مجلس کند. این در حالی است که ائتلاف فراگیر اصول‌گرایان با آن که در اکثر حوزه‌ها کاندیدای اختصاصی معرفی نکرده بود، اما در دور اول توانست ۲۲ نفر از کاندیداهای اختصاصی‌اش را به مجلس بفرستد.

در دور دوم هم نتایج بهتر از دور اول نبود؛ چرا که تعداد کل اصول‌گرایان راه یافته به مجلس (اعم از جبهه متحد، ائتلاف فراگیر و حامیان لاریجانی و قالیباف) به زحمت به ۱۶۰ نفر رسید و این تعداد هم باید مدیون چهره‌های مستقلی باشند که ذاتا گرایش اصول‌گرایانه دارند، اما قطعا تابع بی‌چون و چرای باهنر در مجلس نمی‌شوند.

نباید فراموش کرد این نتیجه در حالی فراهم آمد که بسیاری از کاندیداهای اصلی اصلاح‌طلبان در انتخابات رد صلاحیت شده و تعداد قابل توجهی از کاندیداها نیز در آخرین لحظات تائید صلاحیت شده و زمان کافی برای تبلیغ در اختیار نداشتند. با این حال در غیاب کاندیداهای اصلاح‌طلب در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه مردم‌ترجیح دادند که به جای کاندیداهای اصلی جناح اصول‌گرا چهره‌های مستقلی را که تابلوی اصول‌گرایی را با خود حمل نمی‌کند بر گزینند.

بازندگان و برندگان اصلی انتخابات

پیام اصلی انتخابات مجلس هشتم را می‌توان یک "نه" بزرگ به مجلس هفتم عنوان کرد. نتایج هشتمین دوره انتخابات مجلس بیش از آن که بیانگر پیروزی هر یک از جناح‌های سیاسی باشد، مخالفت معناداری است با سبک و روشی که مجلس هفتم در پیش گرفته بود. بر اساس نتایج انتخابات ۱۹۰ نفر از منتخبان مجلس هشتم (همراه با سه نفری که شورای نگهبان نتایج حوزه را باطل کرد) نمایندگان جدیدی بوده و فقط ۱۰۰ نفر از نمایندگان مجلس هفتم توانستند دوباره به مجلس وارد شوند. چنین تغییر و تحول گسترده‌ای در‌ ترکیب راه‌یافتگان نشان می‌دهد که اکثریت مردم با سبک و روشی که مجلس هفتم و نمایندگان آن برگزیده بودند موافق نبوده و تصمیم گرفتند نمایندگان جدیدی را جایگزین کنند. به این‌ترتیب حدود دو سوم از نمایندگان تغییر کرده و روز هفتم خرداد ماه چهره‌های جدیدی گام به ساختمان بهارستان خواهند گذاشت.

مجلس هفتم در طول چهار سال گذشته کوشید چهره‌ای آرام و بی حاشیه از خودن نشان دهد. و از زمان روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد به هواداری شدید آن برخاست و در خیلی موارد از وظایف نظارتی اش چشم پوشی کرد. کار به جایی رسید که برخی اصول‌گرایان منتقد دولت، اکثریت مجلس و به ویژه هیات رییسه آن را به دولتگرایی افراطی متهم کرده و کوتاهی نمایندگان در برابر اقدامات دولت انتقادات تندی به عمل آوردند. به این‌ترتیب مجلسی که ادعا می‌کرد آرامش را کشور برگردانده و در جهت تفاهم و همکاری گام برداشته با رای اعتماد مردم مواجه نشد و اکنون دو سوم‌ ترکیب آن تغیر کرده است. تغییری که به کاهش تعداد اصول‌گرایان و افزایش اصلاح‌طلبان و افراد مستقل منجر شده است و طبیعی است محمدرضا باهنر در مجلس هشتم نمی‌تواند آن نفوذی که بر اصول‌گرایان مجلس هفتم داشت را اعمال کند چرا که؛ اولا تعداد اصول‌گرایان مجلس هشتم کاهش یافته و ثانیا اصول‌گرایان راه یافته به مجلس لزوما همراه و پشتیبان باهنر نیستند. حدود پنجاه نماینده جدید چهره‌های کاملا مستقلی بوده و تا پیش از آغاز به کار مجلس اصلا نمی‌توان گرایش سیاسی آنها را تعیین کرد. هرچند خبرگزاری فارس در اولین روز مشخص شدن نتایج انتخابات، با عجله جمع زیادی از نمایندگان مستقل را اصول‌گرا معرفی کرد، اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که لیست معرفی شده به عنوان منتخبان اصول‌گرا در موارد متعددی با اشکال همراه بوده است. به عنوان مثال خبرگزاری فارس محمدرضا سجادیان نماینده خواف و رشتخوار را که در مجلس عفتم عضو فراکسیون اقلیت بود اصول‌گرا معرفی کرده بود یا شکور اکبر نژاد منتخب تبریز که مورد حمایت حزب اعتماد ملی بود اصول‌گرا معرفی شده بود. با این حال بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که در مورد جمع قابل توجهی از منتخبان جدید (حدود ۵۰ نفر) از حالا نمی‌توان قضاوت سیاسی روشنی کرد و همین افراد هستند که در مجلس هشتم آرایشان می‌تواند بسیار سرنوشت ساز باشد.

به نظر می‌رسد در مجلس هشتم بر خلاف مجلس هفتم نتیجه بسیاری از رای گیری‌ها از قبل معلوم نباشد و این لابی گری نمایندگان، اظهارات موافق و مخالف و جو حاکم بر جلسه است که به تصویب یا عدم تصویب طرحی منجر شود. پس چندان عجیب نخواهد بود اگر منتظر باشیم مجلس هشتم مجلس شگفتی‌ها باشد، مجلسی که در آن منتظر وقوع هر اتفاقی باید بود.

مجلس مستقل‌ها

مجلس هشتم را می‌توان مجلس مستقل‌ها نام‌گذاری کرد، مجلسی که تعداد زیادی از نمایندگان آن بدون آن که از سوی حزب مشخصی حمایت شوند، رای آوردند و شگفتی ناظران پدید آوردند. بر اساس آمار موجود از میان ۲۸۷ نماینده مجلس تعداد ۹۸ نفر مستقل رای آورده‌اند. با این حال وقتی از لفظ مستقل استفاده می‌شود، نباید تصور نمایندگانی به مجلس راه یافته‌اند که هیچ گرایش مشخص و روشنی ندارند. مستقل در این جا یک معنا بیشتر ندارد و معنایش هم این است که در جریان انتخابات مجلس از سوی هیچ حزب و گروهی حمایت نشدند.

به همین خاطر است که وقتی هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا از موفقیت‌های خود در انتخابات صحبت می‌کنند به مستقل‌هایی اشاره می‌کند که نزدیکی بیشتری به اصول‌گرایی یا اصلاح‌طلبی دارند. بر این اساس در میان ۹۸ کاندیدای مستقل (یعنی کاندیداهایی که در لیست ائتلاف‌ها نبودند) ۲۱ نفر کسانی هستند که با وجود حضور نداشتن در لیست‌های انتخاباتی به صورت کاملا مشخص اصول‌گرا شناخته می‌شوند. به عنوان نمونه حسن کامران و همسرش نیره اخوان نمایندگان اصفهان را به هیچ وجه نمی‌توان مستقل نامید؛ چرا که به‌رغم عدم حضور در لیست اصول‌گرایان مشخص است که در مجلس گرایش‌های اصول‌گرایانه از خود نشان می‌دهند. همین وضعیت در میان بخش دیگری از مستقل‌ها هم صدق می‌کند که به‌رغم عدم حضور در لیست اصلاح‌طلبان اما گرایش‌های تحول خواهانه دارند و به فراکسیون اصلاح‌طلبان خواهند پیوست.

در این میان گرایش سیاسی ۴۸ نماینده مشخص نیست و احتمال می‌رود این نمایندگان بیشتر از آنکه بخواهند خود را با جریانات سیاسی گره بزنند به وضع حوزه انتخابیه خود پرداخته و در تصمیم‌گیری‌ها و رای گیری‌های مجلس بنا به جو صحن علنی و صحبت‌های موافق و مخالف موضع‌گیری کنند.

با این حال‌تردید نباید کرد که این دسته از نمایندگان نیز با حضور در پارلمان، به مرور مواضع روشنی اتخاذ کرده و سمت و سوی گرایش‌های آنها روشن می‌شود.

اصلاح‌طلبان پارلمان، امیدوار‌تر از قبل

وضعیت اصلاح‌طلبان در مجلس وضعیت بدی نیست. ائتلاف اصلاح‌طلبان در کل کشور (به جز تهران) از ۱۰۲ کاندیدا حمایت کرده بود که از این تعداد ۵۴ نفر؛ یعنی بیش از ۵۰‌درصد به مجلس راه یافتند. نتایج اصلاح‌طلبان در شهرستانها در واقع رضایت خاطر مسئولان ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان را فراهم آورد. نکته اصلی که همه محاسبات اصلاح‌طلبان را به هم زد، شکست سنگین در تهران بود جایی که تنها یک نماینده از اصلاح‌طلبان رای آورد و چهره‌های شناخته شده و مطرح اصلاح‌طلب از ورود به مجلس باز ماندند.

علاوه‌بر ۵۵ نماینده‌ای که از لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان رای آوردند، ۱۳ اصلاح‌طلب دیگر نیز به مجلس راه یافته‌اند که از لحاظ اندیشه‌ای کاملا با اصلاح‌طلبان هماهنگ بوده اما در زمان برگزاری انتخابات به دلایل مختلف نامشان در لیست ائتلاف قرار نگرفت و بدون حمایت حزبی در انتخابات شرکت کردند. همچنین بررسی گرایش سیاسی ۹۸ نماینده مستقل نشان می‌دهد که هفت نفر از این افراد تمایلات اصلاح‌طلبانه داشته و در پارلمان به فراکسیون اصلاح‌طلبان خواهند پیوست. به این‌ترتیب اصلاح‌طلبان می‌توانند امیدوار باشند که در مجلس هشتم یک فراکسیون ۷۵ نفره تشکیل دهند که قدرت چانه زنی با هیات رییسه و کمیسیون‌های تخصصی را داشته باشد.

از سوی دیگر حضور تعداد زیادی نماینده مستقل در مجلس این امید را برای اصلاح‌طلبان ایجاد می‌کند که فراکسیون ۷۵ نفره اصلاح‌طلبان در صورت دارا بودن یک مدیریت قوی و تعدادی لابیست حرفه‌ای از این امکان برخودار باشد که از میان ۴۸ نماینده مستقل دیگر یارگیری کرده و در هنگام اعلام رای خواست خود را به اجرا درآورد. مشکل اصلی اصلاح‌طلبان مجلس هشتم اما دقیقا همین جا بروز می‌کند. اصلاح‌طلبان مجلس هشتم از نظر پتانسیل و نفرات وضع بدی ندارند. مساله این جا است که آیا از جمع ۷۵ نفره اصلاح‌طلبان کسی توان سازماندهی و لابیگری دارد یا خیر. نگاهی به نام اصلاح‌طلبان حاضر در مجلس پاسخ خوشایندی به این سوال نمی‌دهد. در واقع تعداد زیادی از نمایندگان اصلاح‌طلب بار اولی است که گام به مجلس گذاشته‌اند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت که ویژگی‌های یک پارلمانتاریست حرفه‌ای و شش دانگ را از خود به نمایش بگذارند. آنهایی هم که از مجلس هفتم به مجلس هشتم گام گذاشته‌اند، در زمینه سازماندهی و لابی‌گری کارنامه مطلوبی ندارند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت کاری را که در مجلس هفتم از انجامش ناتوان بودند در مجلس هشم انجام دهند. از سوی دیگر سازماندهی، یارگیری و حرفه‌ای‌گری در پارلمان وقت آزاد می‌طلبد که نمایندگان شهرستانی اصلاح‌طلب عمدتا از این ویژگی بی‌بهره‌اند چرا که بیشتر وقت آنها صرف رسیدگی به امور حوزه انتخابیه می‌شود و این فرصت را ندارند که پای احزاب و گروه‌های سیاسی را به حوزه مشورتی فراکسیون باز کنند و در صحن علنی سیاست‌ورزی کنند. این وظیفه را بیشتر می‌توان به نمایندگان تهرانی محول کرد که هم وقت آزادتری دارند و هم به خاطر ارتباط بیشتر با مجامع سیاسی و بزرگان اصلاح‌طلب در پایتخت، تیزهوشی سیاسی بیشتری به خرج داده از قدرت مانور خوبی برخوردارند.‌ تردیدی نیست این وظیفه بیشتر از هر کس از عهده مجید انصاری یا اسحاق جهانگیری بر می‌آمد که رای نیاوردن آنها فراکسیون اصلاح‌طلب را قطعا با یک خلا رهبری جدی مواجه خواهد کرد.

مشکل اصلی‌تر در فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس این است که افراد حاضر از وزن سیاسی برابری برخوردار بوده و نیروی شاخصی که ظرفیت لیدر شدن را داشته باشد و همه اعضای فراکسیون وی را تام و تمام قبول داشته باشند، دیده نمی‌شود.

همین موضوع ممکن است در صورت عدم مدیریت، به چالش جدی اصلاح‌طلبان در مجلس تبدیل شود. چرا که به هر حال فراکسیون اقلیت نیاز به تمام‌کننده‌ای که دارد که در موقع لزوم حرف آخر و نهایی را بزند اما جمع ۷۵ نفره اصلاح‌طلبان فاقد فرد پرنفوذ و کاریزمایی است که همه حرف وی را به عنوان فصل‌الخطاب قبول کنند.

امیدوار به مجلس هشتم

مجلس هشتم در حالی آغاز به کار می‌کند که از هم اکنون مشخص است فراکسیون اصلاح‌طلبان از نظر کمی و کیفی قوی‌تر از مجلس هفتم خواهد بود. در مجلس هفتم البته آمار و ارقام متناقضی از تعداد اصلاح‌طلبان وجود داشت و بهم ریختگی در این فراکسیون به گونه‌ای بود که حتی خود اعضای فراکسیون اقلیت هم از تعداد نفراتشان خبر نداشتند. به همین دلیل همیشه آمار و ارقام متعددی از ۳۰ نفر گرفته تا ۶۰ نفر مطرح می‌شد. با این حال در یکی از لیست‌های منتشره از طرف فراکسیون اقلیت نام ۴۹ نفر به عنوان اعضای این فراکسیون دیده می‌شود که از این تعداد ۳ نفر نماینده اقلیت‌های مذهبی بوده و عملا در فعالیت‌های سیاسی حضوری نداشتند و یکی از این ۴۹ نفر هم آنقدر در مجلس هفتم گرایش‌های محافظه‌کارانه از خود نشان داد که در انتخابات مجلس هشتم رسما در لیست اصول‌گرایان قرار گرفت و رای هم آورد.

با این حال نکته اصلی در بررسی عملکرد فراکسیون اقلیت این است که نظم و انسجام داخلی در این فراکسیون به قدری کم بود که بنا به گفته خود اعضا در جلسات داخلی فراکسیون حدود ۲۵ تا ۳۰نفر شرکت می‌کردند و این عدد تعداد واقعی اصلاح‌طلبان در مجلس هفتم را نشان می‌دهد. جالب این جا است که یکی از این ۲۵ نفر، داریوش قنبری بود که رسما عضو فراکسیون وفاق و کارآمدی بود؛ اما بنا به روحیه دموکراسی خواهانه و تحول طلبانه در جلسات فراکسیون اقلیت هم حضور می‌یافت. به این‌ترتیب در مجلس هفتم اصلاح‌طلبان هیچ گاه کار فراکسیونی را جدی نگرفتند و حتی نسبت به حضور در جلسات فراکسیونی توجه جدی را نشان نمی‌دادند. با این حال جمع تازه اصلاح‌طلبان در مجلس این امید را ایجاد کرده که نمایندگان تازه نفس جلوه جدیدی از کار فراکسیونی را نشان دهند و برخلاف مجلس هفتم نمایندگان جدید هماهنگ‌تر و منسجم‌تر عمل کنند. فقط این سوال باقی می‌ماند که آیا در غیاب یک رهبر کاریزماتیک، پارلمانتاریست‌های اصلاح‌طلب می‌توانند در مجلس هشتم تاثیرگذار عمل کنند؟

وضعیت فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم

۵۵ نفر از لیست اصلاح‌طلبان

۱۳ نفر اصلاح‌طلبانی که در لیست نبودند

۷ نفر مستقل‌هایی که گرایش اصلاح طلبی دارند

وضعیت فراکسیون اصول‌گرایان در مجلس هشتم

۱۳۲ نفر از لیست اصول‌گرایان

۲۱ نفر اصول‌گراهایی که در لیست نبودند

۹ نفر مستقل‌هایی که گرایش اصول‌گرایانه دارند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن