آزادیآموزش - ۱ خرداد ۸۷
ثمانه قدرخان <br>داستان یکسده تلاش ایرانیان برای استقلالآموزش از دولت<br>شکلگیری دانشگاههای خصوصی و نظامآموزشی خصوصی همچنان با توسعه جهان از فهرست دغدغههای تصمیم سازان گذشته و به امری عادی و نهادینهشده ارتقا پیدا کرده است.
ثمانه قدرخان
داستان یکسده تلاش ایرانیان برای استقلالآموزش از دولت
شکلگیری دانشگاههای خصوصی و نظامآموزشی خصوصی همچنان با توسعه جهان از فهرست دغدغههای تصمیم سازان گذشته و به امری عادی و نهادینهشده ارتقا پیدا کرده است. هرچند سرانه هزینههایآموزش عالی آمریکا رتبه اول را در جهاندارد ولی دولت آمریکا بودجه زیادی برایآموزش عالی هزینه نمی کند ولی به دلیلاینکهآموزش عالی دراین کشور تا حد چشمگیری خصوصی است مردم از بودجه خصوصی برای توسعهاین امر هزینه میکنند.این آمار نشان میدهد که اگر امکان هزینه کردن برایآموزش فراهم باشد مردم تمایل کافی برای پرداخت هزینههای مربوط به آن را خواهند داشت. اما نقطه مقابلاین آمار شرایط کشورهای اروپایی در دنیاست. بخشآموزش عالی در اروپا بر خلاف آمریکا تا حد زیادی دولتی اداره می شود.این موضوع موجبشده تا قدرت رقابت اروپا در مقابل رقبای آمریکاییاش پایین بیاید. اما نکتهاین است که مشکل اروپا کمیت در نظامآموزش عالی نیست چه بسا پایین بودن کیفیت دراین بخش تنها به دلیل حضور کم رنگ بخش خصوصی دراین حوزه است. هرچند نظامآموزش عالی درایران در نقطه میاناین دو گروه است ولی ساختار اصلی آن از مدل آمریکایی اقتباسشده است. بااین تفاوت که آمریکاییها بهاین نتیجه رسیدهاند که با گسترش بخش خصوصی هزینههای بسیاری از روی دوش دولت برداشته می شود و سود نظامآموزشی خصوصی نیز به کشور سرازیر می شود ولیایران با همین اختلاف دیدگاه تمام هزینههایآموزشی را به دوش میکشد و طبقه سرمایهدار آن هم از همین سوبسید بهره می برند و با محدود کردن بخش خصوصی دایره هزینههای خود را بی انتها تر می کند. در عین حال اگر دولت از همین لحظه نیز تصمیم به واگذاری تمام نظامآموزش عالی به بخش خصوصی داشته باشد به دو دلیل با استقبال یا موفقیت مواجه نخواهدشد. نداشتن اساتید خوب و با تجربه به میزان لازم و نبود نهادهای مالی برای تامین هزینههای دانشجویان در گروه مشکلات عمده دولت قرار می گیرد. شاید زیرساختهای نظامآموزشی خصوصی درایران فراهم نباشد ولی آغاز آن هم در حد ضرورت مطرح است.
انقلاب خصوصی
دورانی در تاریخآموزش عالیایران وجود دارد که گسترش نظامآموزش عالی خصوصی در دستور کار دولت قرار گرفت واین تاریخ به سالهای پیش از ۱۳۵۷ باز می گردد. با رویداد انقلابایران دانشگاههای خصوصی در فهرست سیاستهای نظام جمهوری اسلامی قرار نگرفت واندیشه خودکفایی در نظامآموزشی از طریق دولت باعث سرکوبی بخش خصوصی دراین حیطهشد.
شورای انقلاب فرهنگیایران با تاسیس خود پس از انقلاب بررسی بسیار تندی بر روندایجاد دانشگاهها انجام داد که بر اساس آن برخی دانشگاههای خصوصی منحلشدند و برخی با دانشگاههای دولتی ادغامشده شکل دیگری به خود گرفتند. با گذشت چند سال ازاین اتفاقاین شورا بر اساس مصوبهای در تاریخ ۷/۳ ۱۳۶۴ رای بر تشکیل دانشگاههای غیردولتی با نام دانشگاههای غیرانتفاعی داد. بهاین امید کهاین دانشگاهها بتوانند جای دانشگاههای خصوصی را پرکنند ولی به دلیل تمرکز زیاد دولت بر روند اجرایی و مدیریتاین دانشگاهها موفقیتی شامل حالاین دانشگاهها نشد.
دانشگاه ملی ایران (۱۳۳۹ تهران )- مدرسه عالی دختران ایران (۱۳۴۳ تهران) - مدرسه عالی کشاورزی همدان (۱۳۴۵ )- مدرسه عالی پارس(۱۳۴۶ تهران) - مدرسه عالی دماوند (۱۳۴۷ تهران)- مدرسه عالی ترجمه (۱۳۴۸ تهران) تنها مدارس خصوصی درایران قبل از انقلاب معرفیشدهاند. در فاصله سالهای پس از انقلاب درایران دانشگاههای خصوصی به صورت جدیایجاد نشد و بر اساس اطلاعات موجود دولت در طی سالهای ۱۳۵۷ تا کنون سیاستی در جهت خصوصی سازی درایران دنبال نکرده است. بر اساس گزارش یونسکو در موردآموزش عالی در جهان در دهه پنجاه تا شصت درایران اکثر دانشگاهها و موسساتآموزش عالی درایران دولتی هستند. موسسات و انستیتوهای عالی بیشتر به یک یا چند رشتهآموزش حرفهای اختصاصدارند... به غیر از موسسات خصوصی تامین مالی بقیه موسسات به عهده دولت است و نقش وزارت علوم وآموزش عالی هماهنگ کردن فعالیت دانشگاهها است.
علوم قدیم در مدارس قدیم
تاریخ نظامآموزشی جدید درایران به دوران قاجار مربوط می شود. اولین مدرسه جدید درایران در اواخر ۱۲۵۴ هجری قمری در شهر ارومیه (رضاییهسابق)به وسیله پرکینز کشیش امریکایی تاسیسشد. چون مدرسه جنبه مذهبی داشت و رییس آن یک مبلغ بود برای مصون ماندن مدرسه و کارکنان آن از خطر احتمالی، اقداماتی به عمل آمد و از طرف پادشاه وقت (محمد شاه قاجار) فرمانی در باب تاسیس و ادامه کار مدرسه صادرشد.این فرمان به وساطت حکمران ارومیه مهرخورد که شاه در آن علاقه خود را به تدریس مواد تاریخ، جغرافیا، هندسه و حساب ابراز کرده بود.دراین مدرسه علاوه بر مقدمات علوم جدید قالی بافی و آهنگری نیز تعلیم داده میشد. دومین مدرسه در اوایل سال ۱۲۵۵(هجری قمری)به وسیله یک کشیش فرانسوی به نام اوژن بورهدر تبریز تاسیسشد. درایجاداین مدرسه نظر کشیش فرانسوی خیلی بالاتر بود و تصمیم داشتدارالفنونی دایر کند وایرانیان را از هر ملت و مذهب به علوم جدید و زبان فرانسه آشنا سازد و شاه هم با صدور فرمانی ازاین مدرسه پشتیبانی کرد و ملکه مهد علیا فرزند خود ناصرالدین میرزای ولیعهد را برای آموختن زبان فرانسه بهاین مدرسه فرستاد.
بهاین صورت بود که تعلیم و ترویج علوم اروپایی درایران که از زمان سلسله صفوی آغازشده بود با تاسیساین دو مدرسه به وسیله دو کشیش فرانسوی و آمریکایی شکل جدی تری به خود گرفت و آنچناناین معارف و تعلیمات اروپایی درایران موثر بود که زمامداران قاجار از روی اجبار پیش آمده نیازمندی کشور را به تدریس معارف عربی احساس کردند و به دنبال راهی برای جبران آن گشتند.این نیاز را امیرکبیر در مدت اقامت کوتاه خود در روسیه و ماموریت طولانیاش در کشور عثمانی (ترکیه) بیشتر درک کرد و تصمیم بهایجاد دارالفنونی همچون دارالفنون استامبول گرفت. و بهاین صورت دارالفنونایران سه سال بعد از دارالفنون ترکیه بنیانگذاریشد. خبرایجاد دارالفنون در شماره ۲۹ روزنامه وقایع اتفاقیه در تاریخ ۲۳ شوال ۱۲۶۸ (۱۲۳۰ شمسی) بهاین شکل منتشرشد: پارسال امنای دولت علیه بنا گذاشتند که در میان ارک سلطانی دارالخلافه تهران تعلیم خانه بسازند که علوم و صنایع در آنجا تعلیم و تعلم شود و از آن وقت هم مشغول ساختناین عمارت هستند ولکن هنوز تمام نشده است و چونکه کارش خیلی است تمام کردنش طولدارد. در روز دوشنبه گذشته نواب شاهزاده بهرام میرزا به آنجا رفتند و رسیدگی به کار آنجا کردند و اهتمام نمود که زود و خوب به انجام برسانند و بهطوری محکم و مضبوط بسازند که بیشتر از اغلب بناهایاین ولایت سالهای سال آثار جلالاینایام فرخنده باقی خواهد ماند.
در واقع می توان آغازآموزش پیشرفته درایران که نقشی بالاتر و با اهمیت ترازآموزش مکتب خانهای داشت را ازاین دوران دانست. چون تدریس ادبیات، حکمت و فلسفه شرق در ایران سابقه بسیار طولانی داشته و مدارس قدیم ایرانی هم این مباحث راآموزش میدادند، بنابراین دارالفنون با هدف تدریس علوم نظامی، فنی، طبی و صنعتی درایران ایجادشد. چرا که هدف اصلی امیرکبیر بر پایه آشنا کردن مردم ایران با علوم و صنایع جدیدی شکل گرفته بود که در دنیا به سرعت در حال توسعه بود. دارالفنون را میتوان به نوعی آغاز ایجاد مدارس عالی که قرار بود تا حد دانشگاه درایران فعال باشند دانست. دارالفنون در تاریخ پنجم ربیع الاول ۱۲۶۸ به ریاست رضاقلی خان هدایت آغاز به کار کرد. دراین دوران امیرکبیر که موسساین مدرسه عالی بود معزولشد و به تبعید رفت. و ۱۳ روز پس از افتتاح مدرسهاش کشتهشد.
در مراسم افتتاحیه دارالفنون تعدادی از دانشمندان فرانسوی، هلندی و لهستانی که درایران به سر می بردند و چند نفر مترجم که از میان محصلان اعزامی به فرانسه در سال ۱۲۶۰ انتخابشده بودند نیز حضور داشتند. شاگردانی که در دارالفنون پذیرفتهشدند بیشتر از خانوادههای اشراف بوده و میانگین سنی بین ۱۴ تا ۱۶ سال داشتند. هرچند دارالفنون با بررسی و تلاشهای شخص امیرکبیر شکل گرفت اما به وسیله دولت اداره میشد. در عین حال بسیاری تاسیس این مدرسه عالی و سال ۱۲۶۸ را آغاز تحولی بزرگ در نظامآموزش عالیایران می دانند چرا که شیوه جدید تدریس علوم تا مقاطع بالا ایجاد شده و امکان تجربههای جدید فرهنگی به ایران بخشیده شده است.
دارالفنون اگرچه بسیار قدرتمند در عرصهآموزشی ایران وارد شد ولی طی ۱۰ سال به روزهای افول نزدیک شد و این شرایط تا اواخر عمر ناصرالدین شاه و دوران مظفرالدین شاه ادامه پیدا کرد. انقلابهایی که پس از ناصرالدین شاه به وقوع پیوست و در کنار آن جنگ جهانی اول و شرایطی کهایران آن زمان تجربه می کرداین مدرسه را برای مدتی از کانون توجه مسؤولان کشور کنار گذاشت و انحطاط آن را رقم زد. در همان سالها این مدرسه که با هدف تبدیل شدن به دانشگاه ایجاد شده بود به حد یک دبیرستان تنزل کرد و دورههای طب و نظام از آن جداشدند. درست بعد ازاین دوران است که نظامآموزش عالی ایران مدارس عالی را تجربه می کند. دراین زمان مدتی دارالفنون به نام مدرسه امیرکبیر تغییر نام داد ولی در عملکرد آن تغیییری حاصل نشد و نام آن دوباره به دارالفنون برگشت. به روایت تاریخ در دوران قاجار به دلیل مسایل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیتآموزش در ایران با ضعف مواجه بوده و توسعه در این دوران کمتر به چشم میخورد. دراین دوره تاریخی تنها شهرهای بزرگ از داشتن مدارس جدید برخوردارشدند و کودکان شهرهای کوچک به جای مدرسه، تنها خواندن و نوشتن را در مکتب خانهها که در دکانهای کوچک یا اتاقهایی غرفه مانند دایر بود آموختند. پایهگذاری علوم جدید در ایران پس از انحطاط دوران قاجار در ایران آغاز شد و اصولآموزش و پرورش در ایران شکل جدیدی به خود گرفت. مدارس با شیوههای نوینآموزشی ایجاد شدند و نیاز بهآموزش عالی در ایران بیش از گذشته معلوم شد.
تاریخ خصوصیها و دولتیها
بعد از سلسله قاجار تغییرات فرهنگی در ایران به چهار دوره تقسیم شده است: دوره اول از کودتای اسفند ۱۲۹۹تا ۱۳۰۸ و دوران اعزام دانشجو به اروپا. دوره دوم: از ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۳ (تاسیس دانشگاه تهران) دوره سوم : از ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ (استعفای رضاشاه). دوره چهارم: از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ (دوران حکومت محمدرضا پهلوی)
در دوره تاریخی اولآموزشگاهها به سرعت رشد پیدا کرد و به تبع آن تعداد دانشآموزان نیز افزایش یافت. تعداد مدارس ابتدایی در سال ۱۳۰۰ یعنی یک سال پس از کودتای رضاه شاه ۴۴۰ واحد با ۴۳ هزار دانشآموز بود. در مقطع دبیرستان نیز ۴۶ واحد با ۹ هزار و ۳۰۰ دانشآموز مشغول تحصیلشدند. این آمار به دلیل استقبال مردم، سیاستهای دولت و وجود زیرساختهایی هرچند ناچیز سریع رشد کرد.
در دوره دوم توجه دولت، بیشتر سمت و سوی آموزش عالی داشت و دراین مقطع زمانی بود که تعداد زیادی از فارغ التحصیلان دبیرستانها برای ادامه تحصیل به کشورهای مختلف اروپایی اعزام شدند. جدیت دولت در انجاماین امر تا آنجا پیش رفت که قانونی دراین رابطه به تصویب مجلس رسید و از سال ۱۳۰۸ تا سالهایی که با جنگ جهانی دوم مصادف شد هر سال ۱۰۰ نفر از محصلان برای ادامه تحصیل به کشورهایی چون فرانسه، آلمان، انگلستان، سوییس و بلژیک اعزامشدند.
دوره سوم که مصادف با تاسیس دانشگاه تهران بود یک آغاز فرهنگی در ایران محسوب می شود. دراین دوران حکومت رضاشاه نیز به پایان رسید. اما در این فاصله و در سال ۱۳۱۳ چهار مدرسه عالی در ایران وجود داشت که خصوصی بودن آنها نامعلوم است. ولی هرکدام ازاین مدارس به صورت مجزا رشته خاصی از علوم را تدریس میکردند. ایجاد دانشگاه تهران در واقع تاسیس مرکزی بود که همه علوم روز در آن تدریس میشدند.دراین دوران مدارس عالی همچون مدرسه عالی کشاورزی، مدرسه عالی مهندسی و دانشکده افسری و دانشسرای عالی در ایران تشکیل شده بودند دراین دوران مدارس عالیه نسبت به سال ۱۳۱۳ حدود ۳ برابرشده بود.۱ طیاین سالها دانشگاههای خصوصی درایران همچنان رونق زیادی نداشتند ولی دانشسراهای مقدماتی در سال ۱۳۱۳ فعالیت خود را با ۷ واحد آغاز کردند و تا سال ۱۳۱۹ تعداد آنها به ۲۹ واحد رسید. در ۱۳۱۳ کودکستانها نیز دایرشدند.
در بخشی از دوره چهارم و در فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۲ رضاشاه سلطنت را به فرزندش تفویض کرد که دراین زمان یک دانشگاه (دانشگاه تهران) و ۱۱ موسسه آموزش عالی درایران وجود داشت. دانشگاههایی که دراین دوره زمانی در ایران بود عبارت بودند از: دانشگاههای اصفهان، پهلوی، تبریز، جندی شاپور، صنعتی آریا مهر، ملی و مشهد.این تعداد از فاصله زمانی ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۰ به ۸۲ دانشگاه افزایش پیدا کرد. در این دوره مدارس عالی با شکل و شمایل خصوصی وارد نظام آموزش عالی ایران شد که دانشآموزان دبیرستانها با شرکت در آزمون ورودی خود این موسسات وارد آنها میشدند. دولت در مدیربت این مراکز آموزشی دخالتی نمیکرد و شاید بتوان گفت خصوصیسازی در نظامآموزش عالیایران دراین دوران شکل جدی به خود میگیرد. بیشترین تکیه نظامآموزشی خصوصی درایران آن زمان بر مدارس عالی استوارشد که مهم ترین آنها مدرسه عالی همدان (۱۳۴۵)، مدرسه عالی پارس(۱۳۴۶)، مدرسه عالی ترجمه(۱۳۴۸)، مدرسه عالی دختران(۱۳۴۳)، موسسه علوم بانکی(۱۳۴۲) و دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی بودند( ۱۳۴۶ )، مدرسه عالی امور قضایی و اداری (۱۳۴۹ )، مدرسه عالی دماوند (۱۳۴۷ )، موسسه عالی علوم سیاسی و امور حزبی ۱۳۵۰ )و هنرستان عالی ارت دختران (۱۳۴۲ ) ویژه جامعه یهودیان بودند که با مسابقه ورودی دانشجویان خود را انتخاب می کردند. البته تجربه مدارس عالی در حوزه زبانهای خارجی در زمان ناصرالدین شاه باایجاد مدرسه عالی ترجمه توسط محمد حسن خان اعتمادالسلطنه ایجادشد و چون در آن زمان حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار صدراعظم ایران بوده است اعتماد السلطنه نام مدرسه خود را مکتب مشیریه نام نهاد.
موسساتآموزش عالی غیردولتی در ایران قبل از انقلاب
مدرسه عالی ایران زمین(فوق دیپلم)علوم بازرگانی - کتابداری
موسسه عالی حسابداری (لیسانس)- حسابداری عمومی -حسابداری صنعتی- حسابداری دولتی - حسابرسی
مدرسه عالی بازرگانی رشت (لیسانس)بازرگانی
مدرسه عالی مدیریت گیلان(فوق دیپلم)مدیریت
مدرسه عالی ریاضیات و مدیریت اقتصادی کرج-(فوق دیپلم) ریاضیات - مدیریت اقتصادی
مدرسه عالی علوم اداری و بازرگانی قزوین (لیسانس)مدیریت اداری - مدیریت صنعتی - مدیریت بازرگانی- مدیریت کشاورزی
مدرسه عالی مرجان اراک (لیسانس)فیزیک - شیمی - زیست شناسی - زبان و ادبیات فارسی
مدرسه عالی امور اداری و بازرگانی کرمان (فوق دیپلم - لیسانس) امور اداری دولتی - امور بازرگانی
مدرسه عالی امور اقتصادی بابلسر (لیسانس)اقتصاد، حسابداری و امور مالی - اقتصاد اجتماعی و حقوق
مدرسه عالی بیمه (لیسانس)بیمه
منابع:آموزش عالی در جهان تدوین دبیرخانه یونسکو
دانشگاهها و مدارس عالی- ابراهیم سراوکی
سیرتحول تاریخی موسساتآموزش عالی درایران ۱۳۶۴