نگاه هفته- اسدالله امرایی:

فوئنتس غول ادبیات آمریکای لاتین بود

شماره روزنامه: ۲۶۴۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۴۸۶۰۱ بیشتر

کارلوس فوئنتس یکی از غول‌های دوران طلایی آمریکای لاتین بود و یک نگاه به گذشته و یک نگاه به آینده داشت و به نوعی می‌توان گفت او در کنار مارکز و یوسا، آبروی ادبیات دنیا هستند.

فوئنتس غول ادبیات آمریکای لاتین بود

کارلوس فوئنتس یکی از غول‌های دوران طلایی آمریکای لاتین بود و یک نگاه به گذشته و یک نگاه به آینده داشت و به نوعی می‌توان گفت او در کنار مارکز و یوسا، آبروی ادبیات دنیا هستند.

اسدالله امرایی مترجم برخی آثار کارلوس فوئنتس با اظهار تاسف از درگذشت این نویسنده سرشناس مکزیکی، او را در کنار ماریو بارگاس یوسا و گابریل گارسیا مارکز، جزو آخرین بازماندگان دوران موسوم به «انفجار ادبی آمریکای لاتین» عنوان کرد. وی گفت: البته در دوران معاصر نویسندگان بزرگی از این قاره سربرآوردند؛ ولی هیچ یک از آنها به شهرت یوسا، مارکز و فوئنتس نرسیدند. آثار این سه نویسنده در ادبیات معاصر آمریکای لاتین بسیار تاثیرگذار بود. مترجم کتاب «لائور ادیاس» فوئنتس اضافه کرد: شانسی که فوئنتس داشت این بود که پدر و مادرش از دیپلمات‌های مکزیک بودند و به همین دلیل او این امکان را داشت که مدام در میان شهرهای مختلف و مهم جهان مانند مونته ویدئو، ریودوژانیرو، سانتیاگو، واشنگتن، پاریس و لندن در رفت و آمد باشد که این البته تجربه‌های گرانبهایی برای او فراهم می‌آورد.
امرایی افزود: البته خود فوئنتس نیز در دستگاه دیپلماسی کشورش (مکزیک) فعالیت داشت و علاوه بر آن در دانشگاه‌های مختلف هم تدریس می‌کرد.
وی همچنین یادآور شد: دو ضربه سنگینی که به فوئنتس وارد شد، فوت دو فرزند او به فاصله‌ای اندک از هم (حدود ۵ سال) بود که این مساله تاثیر زیادی در زندگی او گذاشت.
مترجم کتاب «اینس» کارلوس فوئنتس، معروف‌ترین کتاب‌های این نویسنده سرشناس مکزیکی را «آئورا» و «مرگ آرتمیو کروز» - که هر دو به ترتیب از سوی عبدالله کوثری و زنده‌یاد مهدی سحابی به فارسی ترجمه شده‌اند - و در عین حال یکی از مهم‌ترین رمان‌های او را «آسوده خاطر» (با ترجمه محمد لاهیجی) عنوان کرد که البته به گفته امرایی کمتر به اهمیت آن توجه شده است. این روزنامه‌نگار همچنین گفت: بسیاری از کتاب‌های کارلوس فوئنتس، جوایز ادبی کشورش را برای او به ارمغان آورد، بسیاری از رمان‌هایش در اروپا و آمریکا منتشر شد. امرایی همچنین به وجوه دیگر کارلوس فوئنتس (غیر از ادبیات) اشاره کرد و افزود: او روزنامه‌نگاری فعال هم بود و در جریان بسیاری از فعالیت‌های روز کشورش و جهان قرار داشت و از منتقدین سرسخت فرهنگ و اقتصاد امپریالیستی بود و این رویکرد را تا آخر حفظ کرد. رییس‌جمهور مکزیک نخستین کسی بود که خبر مرگ فوئنتس را به جهان مخابره کرد. این مترجم و روزنامه‌نگار همچنین اعلام خبر درگذشت کارلوس فوئنتس را از سوی فیلیپه کالدرون رییس جمهور مکزیک به عنوان نخستین منبعی که این خبر را اعلام کرد، نکته‌ای حائز اهمیت دانست و گفت: بعد از توئیت شدن این خبر در روز گذشته در صفحه توئیتر رییس‌جمهور مکزیک، خبرگزاری رویترز و بعد از آن دیگر خبرگزاری‌ها اقدام به انتشار این خبر کردند.
وی با اشاره به علاقه فراوان این نویسنده سرشناس مکزیکی به تاریخ کشورش و نیز تاریخ جهان ادامه داد: تقریبا اثری از فوئنتس وجود ندارد که در آن ماجرای جنگ‌های داخلی اسپانیا مطرح نشده باشد یا به ماجراهای مکزیک و جنبش دانشجویی این کشور نپرداخته باشد.
این مترجم آثار ادبی در عین حال با اشاره به کم شدن فعالیت‌های ادبی فوئنتس در سال‌های آخر عمرش گفت: طبیعتا یکی از دلایل این مساله کهولت و مشکلات جسمی فوئنتس بود و بخشی از آن هم به همان ضربه‌های روحی که به او وارد شد، برمی‌گردد.
اسدالله امرایی در عین حال با اشاره به میزان استقبال مخاطبان ایرانی از کتاب‌های فوئنتس افزود: آثار ادبی بزرگ معمولا با توجه به ارجاعات تاریخی زیادی که دارند، افراد میانسال و حدودا ۲۳ سال به بالا را به خود جذب می‌کنند. فوئنتس یکی از غول‌های دوران طلایی آمریکای لاتین است و یک نگاه به گذشته و یک نگاه به آینده دارد. به نوعی می‌توان گفت کسانی مثل او آبروی ادبیات دنیا بوده و هستند.
وی همچنین گفت: فوئنتس همیشه منتقد نظام حکومتی مکزیک بود، با وجود آنکه حتی در دستگاه دیپلماسی کشورش خدمت می‌کرد؛ او پس از کشتاری که در آستانه المپیک مکزیک در این کشور صورت گرفت، از منصبی سیاسی که داشت، کناره گرفت با این همه مکزیکی ماند.
امرایی افزود: متاسفانه این غول‌های ادبی یک به یک از میان ما می‌روند و باید منتظر ماند و دید که آیا جای خالی آنها پر می‌شود که البته به نظر من خیلی بعید است این اتفاق به زودی بیفتد.



رفتارش اشرافی بود
آزاده صابری- «تیزبینی»؛ اگر تنها حق انتخاب یک کلمه داشته باشیم برای توصیف کارلوس فوئنتس، ناگزیر، تیزبینی و نگاه دقیق اوست به دنیا. «اساس ارتباط من با جهان بیرون، با دیگری، نگریستن به عمق هر چیز است.»
ظاهری آراسته، نزاکتی بی‌عیب و نقص آمیخته با خونسردی‌ای بی‌تکلف، رفتاری شبیه به اشراف زاده‌های بریتانیایی؛ اما سبیلی کاملا آمریکای لاتینی؛ کارلوس فوئنتس نویسنده‌ای که پدیدآورنده مجموعه‌ای از ماندگارترین آثار ادبی دنیا است. روشنفکری آگاه که به دایره المعارفی زنده می‌مانست و عجیب نیست که هر «کلمه» برای او پاسخی بود به آشفتگی‌های دنیای معاصر. «وقتی می‌نویسم، همیشه این سوال را از خود می‌پرسم، در زندگی چه چیز بیش از همه مرا به خود جذب می‌کند و عجب آنکه پاسخی که می‌یابم‌، این است: «خود زندگی و ذات زیستن»؛ عشق، سیاست و ادبیات، همه این‌ها ترفندی است که تو بیش از پیش دچار زندگی شوی و شیفته آن.»
هیچ اتفاقی، حتی مرگ دخترش در سال ۱۹۹۹ نتوانست کنجکاوی او را برای شناخت زندگی منحرف کند. وجه بارز کنجکاوی در نگاه فوئنتس به ادبیات، متجلی است. او «دن کیشوت» را بارها و بارها خوانده بود «سروانتس نویسنده‌ای بزرگ است که از هیچ قانونی پیروی نکرد، او توانست با زیرکی اثری خلق کند که در عین حال‌آمیزه بود از رمان شبانی، رمان شوالیه گری و پیکارسک. هربار که این رمان را می‌خوانم، گویی برای نخستین بار است و هربار نکته‌ای تازه از آن را در می‌یابم که پیش از آن نفهمیده بودم.»
ضرباهنگ زندگی فوئنتس نفس کشیدن بود همراه با نوشتن و نوشتن و نوشتن. با دقت و وقت‌شناسی خلل‌ناپذیری، هر روز از ساعت شش صبح تا ظهر به نوشتن می‌پرداخت و پس از آن به پیاده روی در گورستان مجاور خانه‌اش.
سرانجام، پیش از عزیمت ابدی‌اش به گورستان، فوئنتس موفق شد گونه‌ای رمان خلق کند که برای همیشه ماندگار است، بی‌شک زندگی‌اش را وقف «رمان» کرده بود، به‌رغم همه موانع و اشکال تراشی‌ها و به‌رغم سرشت اندوهگینش.
منبع: لوموند

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن