چگونه دویدن، ژستی فیلسوفانه و ادیبانه میشود
آزاده صابری- «لذت دویدن» از دویدن میگوید؛ کتابی در قالب سی مقاله که به بررسی کنش دویدن در متون مختلف ادبی و تاریخی میپردازد. نویسنده با نگاهی بدیع، اشکال مختلف دویدن را معرفی میکند، از دویدن در قالب مسابقات رسمیاستقامت و سرعت تا دویدنهای تفننی کنار خط آهن؛ از یونان باستان تا نیویورک امروز.
آزاده صابری- «لذت دویدن» از دویدن میگوید؛ کتابی در قالب سی مقاله که به بررسی کنش دویدن در متون مختلف ادبی و تاریخی میپردازد. نویسنده با نگاهی بدیع، اشکال مختلف دویدن را معرفی میکند، از دویدن در قالب مسابقات رسمیاستقامت و سرعت تا دویدنهای تفننی کنار خط آهن؛ از یونان باستان تا نیویورک امروز. « بعضی دوندهها حسی شبیه پرواز را تجربه میکنند، بعضی دیگر دویدن را به رقص تشبیه میکنند و بعضی آن را به سر خوردن. اما مهم این است که با سرعت هرچه تمام تر از زمینی که بر آن گام بر میداری، رها شوی.»یکی از مقالات کتاب، روایتهای هرودوت است از دویدن، «دویدن! فعالیتی است به غایت نشاط آور که الهام بخش است. به هنگام دویدن بیشتر روح و جان است که زنده میشود تا بدن.»
برای آنتونیو گودمار همیشه این سوال مطرح بود که چرا با گذشت این همه سال از پیدایش ما انسانها، هنوز میدویم؟ او در مصاحبه ای گفته بود که سالها است به صورت حرفه ای میدود و همیشه دویدن، فعالیت مورد علاقه اش بوده است: دویدن برای من ابزاری است برای اندیشیدن و یافتن ایدههای جدید. نوعی گریز، گریز به دنیای درونی و شخصی خودم. دقیقا همان احساسی که موراکامیدر کتاب «سلف پرتره مرد نویسنده در حال دویدن» بیان میکند.
وقتی میدویم، مردم، دنیای اطراف، همه و همه را به گونه ای دیگر میبینیم،حتی سروصداهای پیرامون هم به گونه غیرعادی درک میشوند. «هرکجا که باشم، باز هم میدوم، تا به شکلی دیگر آن جا را بشناسم، نیویورکیها را با دویدن در سنترال پارک خواهم شناخت و برزیلیها را با دویدن در ساحل ریو.»نکته جالب کتاب، رویکرد نویسنده است به دویدن؛ اینکه دویدن بسیار شبیه است به فلسفیدن و تاثیری که بر روح و جان دونده میگذارد. «دویدن ژستی است روشنفکرانه و فردگرایانه و درعین حال پارادوکسیکال، چرا که بر خلاف آن چه به نظر میرسد نه تنها باعث خستگی نمیشود، بلکه فرآیندی است آرام بخش. کنشی است در تنهایی و عاری از هرگونه تکلف؛ تنها به خودت نیاز داری و یک جفت کفش.»