ویرجینیا وولف، امواج شوریدگی

شماره روزنامه: ۲۶۲۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۴۵۷۰۸ بیشتر

ترجمه: آزاده صابری<br>ویرجینیا وولف، نویسنده‌ای است که به گفته خودش اگر پدرش را در بیست ودو سالگی از دست نمی‌داد، هرگز نویسنده نمی‌شد. چنین به نظر می‌آید که مرگ نزدیکان برایش به مثابه رهایی بود و سوگواری و مزیتی ویژه‌ که نصیبش شد. اقتباس زندگی از سوگواری، همچون زاده شدن از میان مرگ، وجه تمایز ویرجینیا وولف به حساب می‌آید. مرگ مادر در سیزده سالگی، خواهر ناتنی در پانزده سالگی، پدر در بیست و دو سالگی و دو سال بعد مرگ برادر، حلقه نزدیک ترین دوستانش را به ارواح مردگان بدل کرد.

ویرجینیا وولف، امواج شوریدگی

ترجمه: آزاده صابری

ویرجینیا وولف، نویسنده‌ای است که به گفته خودش اگر پدرش را در بیست ودو سالگی از دست نمی‌داد، هرگز نویسنده نمی‌شد. چنین به نظر می‌آید که مرگ نزدیکان برایش به مثابه رهایی بود و سوگواری و مزیتی ویژه‌ که نصیبش شد. اقتباس زندگی از سوگواری، همچون زاده شدن از میان مرگ، وجه تمایز ویرجینیا وولف به حساب می‌آید. مرگ مادر در سیزده سالگی، خواهر ناتنی در پانزده سالگی، پدر در بیست و دو سالگی و دو سال بعد مرگ برادر، حلقه نزدیک ترین دوستانش را به ارواح مردگان بدل کرد. جنون و سرد مزاجی، حالاتی که همواره به غلط به وولف نسبت داده شده، همگی بازتاب این حقیقت است: بحران افسردگی؛ امری که شاید ما خود بیش از وولف با آن درگیر باشیم، زنی که میان سلسله‌ای از سوگواری‌ها زندگی می‌کرد. ۱۹۴۱. جنون جمعی. در این شرایط و زیر بمباران هرروزه [آلمان‌ها] چه کاری از او بر می‌آید، وقتی نه خشم درونی اش به او مجالی برای ارتباط با مخاطبانش می‌دهد و نه اوضاع سیاسی روز؛ وقتی که جنگ و بمباران به نحوی روزافزون فرآیند نوشتن را پوچ و بیهوده می‌نمایاند، کار کردن روی جملات ، کلمات و علائم سجاوندی به چه کار می‌آید و ازهمه تلخ تر قرار داشتن زیر نگاه تحقیرآمیز بورژوازی ضد یهود، برای او به عنوان همسر یک یهودی فقیرکه نامش در لیست سیاه رایش سوم آمده.

برای ویرجینیا وولف، خودکشی تجربه‌ای است در امتداد نوشتن، امری که در بطن مجموعه آثارش به چشم می‌خورد. راحت و آسوده، جیب‌هایش را از سنگ انباشته می‌کند و به اعماق رودخانه فرو می‌رود. «در سرانگشتانم کلمات همان سنگینی سنگ‌ها را دارند.» آیا کلمات برای او بار خود را از دست می‌دهند که مجبور می‌ شود به اعماق رودخانه فرو رود، فقط برای اینکه آوای محزون خود را خاموش کند، همان آوای حزن آلودی که سرتاسرنوشته‌هایش را آکنده. در واقع برای رسیدن به آنچه حقیقی است،تنها، فرو رفتن و غرق شدن را پیش رو دارد، غرق شدن (to sink) کلمه‌ای که قرابت عجیبی دارد با اندیشیدن (to think).

در لابه‌لای سطور آثارش، رویدادها در فضایی به شدت شخصی و درونی رخ می‌دهند، در یادداشت‌های روزانه اش می‌نویسد: «گویی دیگر هیچ امر عمومی در کار نیست، همه چیز شخصی است.» در این شرایط است که با اجتماع قطع ارتباط می‌کند و هرچه بیشتر در خود فرو می‌رود، بقایای خانه ویران شده اش را در لندن می‌کاود تا تنها، دفتر یادداشت‌هایش را نجات دهد. اینجا وولف درست مانند یک امدادگر عمل می‌کند، کاویدن ناپیداترین لایه‌های زندگی و آشکار کردن آن. برای او نوشتن کنشی بود برای جان بخشیدن به مردگان ، که در نتیجه آن قوایش به شدت تحلیل می‌رفت.

او هرگز نویسنده‌ای غیر سیاسی ، تارک دنیا و اثیری نبود، کلیت آثارش به سفری طولانی می‌ماند که در آن جزئیات هر امری ، تمام و کمال روایت می‌شود و شور و حرارت نهفته در پس پشت هر اندیشه‌ای با دقت نمایانده می‌شود.

آگاهی به متدهای نقد ادبی یا دانش آموخته ادبیات بودن چندان اهمیتی ندارد، می‌توان ناشناخته‌ها و زیر و بم‌های نثر رازآلود وولف را کشف کرد. شاید به همین خاطر باشد که ذهن ما نگارش منحصربه‌فرد وولف را با سهولت حیرت‌آوری درک می‌کند. چه بسا این خود او است که توانسته هوشمندانه ، اندیشه ما را در قالب سطور و کلمات عینیت بخشد.

منبع: لوموند

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن