دکتر غدیر مهدوی رئیس پژوهشکده بیمه:

پایین بودن درجه ریسک گریزی؛ علت اصلی پایین بودن تقاضای بیمه

شماره روزنامه: ۲۵۲۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۹۷۹۳ بیشتر

به عنوان اولین سؤال بفرمایید ، وضعیت صنعت بیمه را چگونه می بینید؟<br> بازارمالی متشکل ازبخشهای بورس، بیمه وبانک می باشد. علیرغم توسعه نسبی بورس وبانک درسال های اخیردر کشور، متأسفانه صنعت بیمه کشورازرشدمتناسبی برخوردارنبوده است. فضای غیر رقابتی صنعت بیمه از مشکلات اساسی این صنعت است که حذف تعرفه از انواع بیمه نامه ها به عنوان گام نخست به منظور رفع این معضل بایستی در عمل صورت پذیرد.

پایین بودن درجه ریسک گریزی؛ علت اصلی پایین بودن تقاضای بیمه

به عنوان اولین سؤال بفرمایید ، وضعیت صنعت بیمه را چگونه می بینید؟

بازارمالی متشکل ازبخشهای بورس، بیمه وبانک می باشد. علیرغم توسعه نسبی بورس وبانک درسال های اخیردر کشور، متأسفانه صنعت بیمه کشورازرشدمتناسبی برخوردارنبوده است. فضای غیر رقابتی صنعت بیمه از مشکلات اساسی این صنعت است که حذف تعرفه از انواع بیمه نامه ها به عنوان گام نخست به منظور رفع این معضل بایستی در عمل صورت پذیرد. طبیعی است که حتی با اجرای قانون حذف تعرفه، ناهماهنگ بودن ساختار بازار با فضای رقابت و عدم آمادگی شرکتهای بیمه برای انجام محاسبات دقیق حق بیمه ها ، منجر به عدم شکل گیری فضای رقابتی و عدم بهره مندی از نتایج مثبت بازار رقابتی خواهد شد. لذا لازم است به منظور بررسی مشکلات صنعت نگاهی به درون اجزاء آن داشته باشیم. بازاربیمه همانندهر بازاردیگری از دو جنبه عرضه و تقاضا تشکیل شده است که به نظر می رسدهر دو جنبه عرضه و تقاضای بیمه کشور دارای مشکلات اساسی و ساختاری می باشند. عرضه در بازار بیمه عبارت است ازمحصولات و خدمات بیمه ای که توسط شرکت های بیمه ارائه می شوند. عرضه بازار بیمه بامشکل ارائه نامناسب خدمات بیمه ای به دلیل به روز نبودن محصولات ،پاسخگو نبودن به نیازهای واقعی مردم ،عدم پوشش بسیاری از ریسکهای موجود، ناعادلانه بودن به دلیل منطبق نبودن با محاسبات دقیق و عدم بازاریابی مناسب وتبلیغات و معرفی ناکافی محصولات بیمه ای مواجه است. به طور مثال در بیمه نامه شخص ثالث، عمده ملاک تعیین حق بیمه ، مشخصات فنی خودرومی باشدومواردی همچون درجه ریسک گریزی ، میزان در معرض ریسک بودن و سوابق راننده تأثیراندکی درتعیین حق بیمه پرداختی دارند. این امر به همراه سایر عوامل موثر در افزایش آمار تصادفات باعث گردیده است که بیمه خودرو، در ایران همواره به عنوان یکی از حوزه های زیان ده در شرکتهای بیمه محسوب گردد وبیمه نامه های صادره ، عمدتا ‌غیر منطقی ، بی اثر در کاهش تصادفات و غیر تاثیر گذار در سلامت روانی جامعه شوند.

ازمهمترین علل بروزاین مشکلات میتوان کمبودجدی دانش وتخصص بیمه ای وکمبود مدیران متخصص درگرایشهای بیمه ای، مدیریت ریسک، اقتصادبیمه، آکچوئرال(آمار بیمه) ، مدیریت بیمه وحقوق بیمه را برشمرد. درحال حاضر،تعداد متخصصین دارای مراتب علمی بالا در حوزه بیمه ، از تعداد انگشتان دست هم کمتر است وصنعت پیچیده بیمه عمدتا توسط کسانی مدیریت می شودکه تخصص مرتبط با دانش بیمه را ندارند. بنابراین از اساسی ترین راهکارهای اصلاح چرخه عرضه بیمه درصنعت بیمه کشور، سرمایه گذاری جدی برروی آموزش وتربیت افرادتحصیلکرده به منظوراخذتخصصهای عالی مرتبط باحوزه بیمه می باشد که این مهم می بایست از طریق اعزام فارغ التحصیلان مستعد به منظوراخذ دانش بیمه در مقاطع عالی چون دکتری و اعزام مدیران وکارشناسان صنعت به مراکز حرفه ای بیمه در کشورهای پیشرفته به منظورکسب تجربه وگذراندن دوره های حرفه ای مستمرصورت پذیرد. علاوه برآن آموزش حرفه ای و متناوب مدیران، کارشناسان و کارکنان صنعت بیمه وبه روز نمودن اطلاعات آن هادرداخل کشور ضروری می باشدتا به کمک دانش روز بیمه، خدمات بیمه ای مناسب وپاسخگو به نیازهای واقعی مشتریان در زمینه ریسک های مختلف بیمه پذیر را ارائه دهند.

به نظر شما علت عمده پایین بودن تقاضا برای بیمه در کشور ما چه مواردی هستند؟

علل اصلی وضعیت نامناسب تقاضای بیمه را می توان در درجه پایین ریسک گریزی و نوع شخصیت مردم ایران از قبیل درجه پایین آینده نگری و برنامه ریزی وپایین بودن فرهنگ بیمه‌ای و همچنین عدم آشنایی با خدمات بیمه ای به دلیل عدم تبلیغات مناسب محصولات بیمه ای و عدم ارائه محصولات مناسب دانست. متأسفانه خدمات بیمه ای در سبد مصرفی خانوار های ایرانی جایگاه ویژه ای نداشته و بسیاری از خانواده هاآن را به عنوان هزینه ای سربار و تحمیلی محسوب می کنندکه این امر از ضریب نفوذ پایین تقاضای بیمه (۲/۱ درصد) به خوبی قابل استنباط می باشد.بنابراین تغییر ریشه ای در این تفکر، نیازمند آموزش و فرهنگ سازی وتبلیغات رسانه ای مناسب و هوشمندانه می باشد که بایستی با نهادینه نمودن بازاریابی دقیق وموثردرصنعت بیمه وتغییرفرهنگ مردم به سوی آینده‌نگری،وجود برنامه‌ریزی بلندمدت درزندگی، قانون‌مداری و افزایش درجه ریسک گریزی، موجبات ایجاد کشش وافزایش سطح تقاضای مناسب دربازاربیمه را فراهم نمود.این فرهنگ سازی می‌تواند با تربیت و آموزش از سنین کودکی یعنی از مدارس ابتدایی تا بزرگسالی ودر سطح دانشگاه ها صورت پذیرد. طبیعی است همه مراکز فرهنگی و آموزشی همچون صدا وسیما و رسانه­‌ها و مطبوعات می توانند نقش کلیدی و تأثیرگذارداشته باشند و می‌توانندبه جریان تغییر فرهنگ واصلاح نگاه نادرست به بحث بیمه کمک شایانی نمایند. البته این آموزش و فرهنگ سازی بایستی در کنار برنامه های دیگری که ذکرگردید- بازاریابی مناسب و علمی، توسعه دانش بیمه ، افزایش تعداد و تنوع خدمات بیمه ای و بالا بردن درجه حساسیت افراد جامعه نسبت به لزوم استفاده از خدمات بیمه‌ای - به صورت جامع و مداوم انجام پذیرد.

جنابعالی چه راه حلی را برای توسعه صنعت بیمه ارائه میدهید؟

پاسخ به این سؤال دشوار است و فرصت و حوصله زیادتری می طلبد. ولی بد نیست به استراتژی توسعه نا متوازن در اقتصاد اشاره ای داشته باشیم و از آنجا رهنمودی برای صنعت بیمه کشور ارائه دهیم. استراتژی توسعه نامتوازن در اقتصاد بیان می‌دارد که یک کشور بهتر است قسمت اصلی سرمایه و انرژی خود را در یک شاخه از صنعت که در آن مزیت نسبی دارد (مثلاً در مورد ایران، پتروشیمی) بگذارد و پس از توسعه‌یافتگی در آن بخش مهم، این شاخه از صنعت می‌تواند با گسترش صنایع پیرو بقیه بخش‌های دیگر را فعال نموده و در نهایت برای کشور توسعه‌یافتگی را به ارمغان بیاورد در مورد بیمه معتقدم که می‌توان با استراتژی توسعه نامتوازن، به توسعه صنعت بیمه امیدوار بود. در این راستا، چنانچه بیمه عمر به عنوان بخش پیشرو در نظر گرفته شود و روی تمامی جوانب عرضه ، بازاریابی ، تقاضا و فرهنگ سازی آن سرمایه‌گذاری شود و به خوبی شناسانده شود می‌تواند موتور رشد صنعت بیمه شود. چنانچه بیمه عمر به کمک عرضه مناسب و تبیین مقررات تشویقی و بازاریابی کارا بتواند در جامعه گسترش یابد، می‌تواند فرهنگ بیمه را در دل آحاد مردم نفوذ دهد و گسترش شاخه‌های دیگر بیمه عمر را به دنبال داشته باشد.

با توجه به تخصص جنابعالی در زمینه بیمه های عمر مشکلات بیمه عمر در کشور را در چه می بینید؟

به طور کلی می‌توان علت عدم توسعه بیمه عمر در ایران را در چهار عامل خلاصه کرد که عبارتند از عوامل ساختاری، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی و آموزشی و اجتماعی، عملکرد شرکتهای بیمه. در ادامه به اختصار هر یک از عوامل را توضیح خواهم داد.

عوامل ساختاری: این عوامل برخاسته از ساختار اقتصادی کشور بوده که شامل چهار مورد می‌شود: توزیع درآمد، پوشش گسترده تأمین اجتماعی و انحصارات دولتی در زمینه بیمه عمر و عدم وجود شرکت­های تخصصی بیمه عمر. یکی از مهمترین مشکلات ساختاری در ایران مربوط به توزیع درآمد است. ضریب جینی در ایران ۴/۰ است. درآمد ۱۰ درصد از ثروتمندترین افراد حدود ۵/۱۶ برابر درآمد ۱۰ درصد از فقیرترین افراد است. تفاوت سطح درآمد در این دو گروه در کشورهای اسکاندیناوی بین ۵ تا ۶ برابر و در ژاپن ۵/۴ برابر است. در ژاپن که اقتصاد آن بر مبنای الگوهای سرمایه‌داری -ولی دولت رفاه- است،۱۰ درصد از پردرآمدترین افراد فقط۵/۴ برابر۱۰ درصد فقیرترین افراد، درآمد دارند. شکاف بسیار زیاد بین فقرا و اغنیا مشکل ساختاری است که بر تقاضای بیمه عمر مؤثر است زیرا اختلاف طبقاتی موجب می‌شود قشر وسیعی از مردم که درآمد کافی ندارند، فقط به فکر رفع نیازهای ضروری برای ادامه حیات باشند و لذا تقاضای بیمه عمر برای آنان چندان موضوعیت نخواهد داشت. در تحقیقی پیرامون کشش درآمدی بیمه عمر که در کشور انجام شده این کشش برابر با ۵۷/۱ محاسبه کرده اند . لذا بیمه عمر در ایران یک کالای لوکس به شمار می‌رود. یعنی افراد با درآمد بالا تقاضای بیشتری برای بیمه عمر دارند. بنابراین یکی از عوامل ساختاری در ایران توزیع ناعادلانه درآمد است که باعث کمبود تقاضا برای بیمه عمر می‌شود. نکته حائز اهمیت اینکه قشر ثروتمند نیز ترجیح می‌دهد منابع خود را صرف سرمایه‌گذاری در دارایی‌های فیزیکی کند. چنین عملکردی را می‌توان با توجه به عوامل اقتصادی یا عوامل فرهنگی و اجتماعی توضیح داد. وجود بیمه‌های تأمین اجتماعی گسترده در ایران از دیگر عوامل توضیح‌دهنده برای کمبود تقاضای بیمه عمر است. در ایران حقوق افراد بازنشسته اختلاف چندانی با دریافتی آنان در زمان اشتغال ندارد. چنین خدمات گسترده‌ای ممکن است موهبت‌هایی را نصیب مردم کند اما باعث می‌شود آنان از محاسن بیمه عمر محروم شوند. بیمه عمر موجب فعال شدن بازارهای سرمایه شده و ذخایر فنی و ریاضی آن، توان مالی کافی را فراهم می‌نماید تا شرکتهای بیمه بتوانند وارد بازارهای مالی شوند. چنین خدمات گسترده‌ای در بیمه تأمین اجتماعی در دنیا بسیار نامتعارف است. بسیاری از کشورهای دنیا با کاستن از تأمین اجتماعی، مردم را تشویق به خرید بیمه عمر می‌کنند. برای مثال در ژاپن و آلمان، به دلیل کاهش نرخ شاغلین و افزایش نرخ سالمندان و بازنشستگان ،پرداختی تأمین اجتماعی سال به سال کاهش یافته و به شیوه‌های مختلف مردم را به تقاضای بیمه عمر وا می‌دارند. یعنی بیمه عمر کالای جانشین برای تأمین اجتماعی بوده و دولت هم مشوق آن می‌شود. علت این تغییر نیز به آثار هر یک از این دو بر سرمایه‌گذاری بازمی‌گردد. بیمه عمر موجب تشویق سرمایه‌گذاری شده و بر خلاف تامین اجتماعی، تولید کل اقتصاد را افزایش می‌دهد.

عدم وجود شرکت­های تخصصی بیمه­ عمر و متخصصان ویژه­ بازاریابی بیمه­ عمر و بی­ توجهی به نقشی که این جداسازی در آشنایی مردم با بیمه‌های عمر دارد یکی دیگر از موانع توسعه این رشته می باشد. جذابیت و راحتی محاسبات نرخ حق بیمه‌های سایر رشته­‌ها خصوصاً بیمه‌های حوادث و ضریب خسارت پایین این رشته­‌ها بیمه‌­گران را به سمت خود جلب می‌­کنند و باعث غفلت از بیمه‌های عمر می­شوند.

عوامل اقتصادی: عوامل اقتصادی شامل تورم، سطح پایین درآمد، بار تکفل و توان اندک بیمه‌های عمر سنتی در رقابت با سایر محصولات در بازارهای مالی است. تورم منجر به کاهش ارزش سرمایه‌ای می‌شود که صرف خرید بیمه عمر شده و قدرت خرید آن را می‌کاهد. در نتیجه قراردادهای بلندمدت بیمه عمر را متزلزل و نااستوار می‌سازد. برای مقابله با این وضعیت و بهبود شرایط باید به دنبال راه‌حل هایی بود که کاهش ارزش سرمایه بیمه‌گذار جبران شود. در تحقیقات داخلی نکته‌ای دیدم که برای بنده جالب بود. در سال ۱۳۳۸ طرح بیمه نوین وجود داشته که طبق آن قرار بود تعدادی قطعه زمین در اطراف فرحزاد خریداری شود و در آن زمینها برای خریداران بیمه عمر، خانه ساخته شود. اگرچه استقبال خوبی از این طرح شد، ‌اما به دلیل عدم تخصیص اعتبارات لازم و مشکلات دیگر، این طرح مسکوت ماند. به نظر بنده استفاده از چنین روشها می‌تواند آثار منفی تورم را تا حدی تخفیف دهد.

عوامل فرهنگی آموزشی و اجتماعی: اما یکی از دلایل عدم توسعه بیمه عمر ضعف فرهنگ بیمه در ایران است. عواملی که باعث ایجاد موانع فرهنگی و اجتماعی و آموزشی در توسعه و تقاضای بیمه عمر و در کل بیمه می­شود بسیارند که به برخی از آنها اشاره می­کنیم. حاکمیت دیدگاه کوتاه مدت در سرمایه­‌گذاری، ریسک گریزی سطح پایین و عدم احتیاط و دقت و عدم برنامه ریزی و کوته نگری از عوامل فرهنگی موثر در تقاضای اندک بیمه عمر در ایران می­باشد. این تلقی و طرز نگرش که بیمه یک محصول و پدیده گرفته شده از دنیای صنعتی و جامعه توسعه یافته است و بنابراین با مختصات جامعه­ در حال توسعه و بنیان­های فرهنگی- فکری جامعه­ در حال توسعه سنخیتی ندارد، به عنوان یک معضل، انگیزه را برای تقاضای بیمه کاهش می­دهد.

سهل انگاری مردم در مورد برنامه‌­ریزی برای آینده و فرهنگ کوتاه مدت نگری یکی دیگر از مشکلات فرهنگی توسعه بیمه‌های عمر است. بسیاری از اقشار جامعه به علت فقدان آموزش­های صحیح اجتماعی و آشنا نبودن به ضرورت و چگونگی برنامه ریزی در زندگی هیچ­گونه برنامه ریزی برای آینده­ خود و فرزندان و سرنوشت خانواده پس از مرگ خویش ترسیم نمی­‌کنند و حتی این روش زندگی و شیوۀ تفکر را به فرزندان خویش به طور ناخودآگاه انتقال می­دهند. یکی از بارزترین نتایج این­گونه نگرش حرکت­های کوتاه مدت در مسیر سرمایه‌­گذاری­‌ها است. این گروه­ها به شدت با سرمایه­‌گذاری برخوردار از منافع بلند مدت مثل بیمه‌های عمر بیگانه‌­اند. کوتاه مدت نگری در سرمایه­‌گذاری­ها پدیده­ ای معمول در اقتصادهای در حال توسعه است. تنگناهای زیربنایی که به دلیل ضعف گرایش عمومی در مشارکت اقتصادی بلند مدت در این کشور­ها دیده می­شود ناشی از حاکمیت فرهنگ کوتاه مدت­‌نگری است. انواع مخاطرات و ریسک­ها که برخی از آنها مثل ریسک اشتباهات مدیریتی به کشور­های در حال توسعه اختصاص دارد، فضای سرمایه­‌گذاری مزبور را تاریک و پر هزینه می­سازد و تصمیم گیری مالی برای این­گونه جوامع را دشوار می­سازد و تمامی این عوامل راه را بر توسعه بیمه عمر می­‌بندد.

یکی از بارزترین مشکلات فرهنگی که اغلب کارشناسان به عنوان علت عدم توسعۀ بیمه عمر بر آن صحه می­گذارند، عدم درک مفهوم واقعی بیمه و عدم آگاهی و شناخت از مزایای بیمه عمر می­باشد. بیمه از بسیاری جهات به معنی تأمین است، اما نه تأمین بدون قید و شرط بلکه تأمین در قالب چارچوب و قوانین خاص حاکم بر آن فقط در صورت شناخت کامل و درک درست از این ضوابط می­توان بدرستی از آن بهره گرفت. بسیاری از بیمه گزاران به دلیل عدم آگاهی از قوانین و اصول حاکم بر صنعت بیمه بصورت عام و در مورد بیمه‌های مختلف خصوصاً بیمه عمر بصورت خاص آگاه نیستند و انتظارات و خواسته­‌هایی از بیمه دارند که با اصول و قوانین موجود بیمه برآورد نمی ­شود و همین برآورده نشدن خواسته­‌های تا حدودی نابجا باعث بروز نارضایتی و سوء تفاهم و عاملی برای عدم جلب افراد به سوی بیمه می­شود. نداشتن آگاهی از انواع مختلف بیمه‌های عمر، مزایا و تفاوت­های هر کدام از دلایل اصلی ضعف فرهنگ بیمه­ عمر و به تبع عدم توسعه­ آن است. در سطح اقشار عمومی جامعه­ ایران نه ­تنها مردم از بیمه­ی عمر شناختی ندارند بلکه در کل شناخت آنها از بیمه محدود به بیمه­ اجباری شخص ثالث اتومبیل و بیمه­ بدنه می­شود. مسئله­ دیگر در این زمینه این است که در ایران مطالعات زیربنایی بیمه عمر تاکنون صورت نگرفته است. به عنوان مثال نه تنها یک جدول مرگ و میر که لازمه محاسبات بیمه­ عمر است وجود ندارد بلکه آمار کلی دقیقی از تعداد فوت شدگان در کشور نیز در دسترس نیست. بعد از گذشت سال­ها از ظهور بیمه­ عمر در ایران، کشور ما از جداول مرگ و میر کشورهای دیگر چون فرانسه با این همه تفاوت فرهنگی، بهداشتی و امکانات در دسترس در مقایسه با وضعیت ایران بسیار متفاوت است استفاده می­کنند. به دلیل موجود نبودن آمار دقیق مرگ و میر بیمه‌­گران مجبورند برای رعایت احتیاط حق بیمه‌های بالاتری برای بیمه‌های عمر در نظر بگیرند و همین حق بیمه‌های بالا مردم را از بیمه عمر دور نگه می­دارد. اقدام برای تهیه یک جدول مرگ­ و میر برای کشور باعث می­شود که نرخ­های مرگ ­و میر با دقت بیشتری محاسبه شود و چه بسا حق بیمه‌های محاسبه شده به مراتب کمتر از حق بیمه‌های فعلی شود که این قضیه به جذب مشتریان کمک شایانی می­‌نماید. همچنین در کشور ما اقدام اساسی برای تربیت کودکان و نوجوانان در مورد آشنایی با بیمه‌های عمر صورت نگرفته و نمی­گیرد و حتی یک درس هم در کتاب­های درسی درمورد بیمه وجود ندارد و توجهی به این مسئله که نهادینه شدن یک فرهنگ محتاج آموزش و تربیت از سنین پایین دارد، نشده است. علاوه براین در دانشگاه­‌ها نیز دوره­‌های آموزشی چندانی برای تربیت متخصصان علوم اکچوئرال و بیمه که نیاز مبرم پیشرفت رشته‌­های بیمه­ عمر است به صورت جدی برقرار نیست. وجود این نیروی انسانی برای محاسبه­ی نرخ حق بیمه‌ها، تعیین ذخایر فنی، برآورد میزان ریسک ضروری می باشد و حضور همین منابع و عواملی که ذکر شد باعث می­شود که به مرور زمان سیستم بیمه‌­ای ایران از این حالت سنتی خارج شده و بصورت علمی و حساب شده به فعالیت ادامه دهد. مصرف گرایی و نبود فرهنگ پس­انداز نیز به عنوان آخرین مانع فرهنگی در این قسمت عنوان می­‌شود.

علاوه بر آنچه گفته شد تحقیقات نشان می‌دهد ایرانی‌هادر زمینه پوشش ریسک مرگ به اندازه کافی ریسک‌گریز و محتاط و آینده‌نگر نیستند. بیمه عمر از سوی افرادی تقاضا می‌شود که آینده‌نگر و ریسک‌گریز باشند.

عوامل مربوط به شرکت­های بیمه : شرکت­های بیمه به عنوان یکی از مهمترین ارکان بازار بیمه عمر در توسعه یا عدم توسعه بیمه‌های عمر نقش بسزایی دارند. همان­طور که رعایت اصول و تعهدات، ارائه خدمات با کیفیت، مشتری مداری و بسیاری عوامل دیگر در جذب مشتریان به بیمه­ی عمر اثر مثبت دارد. عوامل متعددی نیز وجود دارند که بیمه‌­گذاران را از خرید بیمه عمر دلزده و نا امید می‌­نمایند که برخی از آنها را شرح می­­دهیم: همان­طور که در بخش­های قبل ذکر شد به دلیل دوران طولانی بازده سرمایه‌­گذاری در بیمه عمر نبود نیروی متخصص کافی برای انجام محاسبات اکچوئرال بیمه ­عمر که در مقایسه با سایر بیمه‌ها دشوارتر است، قوانین سخت گیرانه دولت­ها در مورد نظارت بر بیمه­ عمر، ضریب خسارت بالاتر نسبت به سایر بیمه‌ها و بسیاری عوامل دیگر سبب می­شود که بیمه­‌گران به جای سرمایه‌­گذاری در زمینه­ بیمه‌های عمر بر روی سایر رشته­‌های بیمه‌­ای متمرکز گشته و از بیمه‌های عمر غافل شوند. فقدان مکانیسم دقیق ارزیابی ریسک در بیمه‌های عمر توسط شرکت­های بیمه نیز از جمله عواملی است که تقاضای بیمه عمر را از رونق می‌­اندازد و از انگیزه افراد برای تقاضای بیمه عمر می­کاهد. نبود شبکه­‌ی گسترده فروش توسط نمایندگی­های شرکت­های بیمه و عرضه­‌ی نامناسب محصولات بیمه‌­ای از طرف بیمه‌گران نیز یکی دیگر از موانع توسعه­ بیمه‌های عمر می‌­باشد.نبود رقابت بین شرکت­های بیمه علاوه بر این که یک مشکل ساختاری است و در بخش موانع ساختاری ذکر شد به شرکت­های بیمه نیز مربوط می­باشد. عدم وجود تبلیغات و بازاریابی گسترده که در دنیای کنونی هر دو از بازو­های قدرتمند پیشرفت در بازارهای مالی هستند در توسعه نیافتگی بیمه­ عمر در ایران بسیار مؤثرند. تبلیغات تجاری علمی است پویا با نیروی خلاقانه برای­ ترغیب و تشویق میل عمومی به مصرف که با تغییر و تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر روز شکل تازه­ای به خود می­گیرد و در محیط­های متفاوت با توجه به عقاید، آداب رسوم و فرهنگ و مذهب محتوای خاصی می­یابد. بالارفتن سطح آگاهی اجتماعی رشد فکری و تغییر سلیقه­ مردم از یک طرف و رشد سطح درآمد و افزایش جمعیت و تمایل به مصرف بهینه از سوی دیگر مسئله­ تبلیغ را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. در مورد توسعه بیمه­ عمر از راه تبلیغات به عنوان شیوه­ای نوین و مؤثر باید گفت که عملاً کوشش جدی تاکنون در جهت ارتقاء فرهنگ بیمه‌­ای مردم خصوصاً شناخت بیمه‌های عمر از طریق شیوه­‌های تبلیغاتی صورت نگرفته است. به دلیل ضعف تبلیغات و بازاریابی متأسفانه اغلب افراد جامعه و حتی بسیاری از تحصیل کردگان اطلاعات اندکی در مورد فواید و مزایای بیمه‌های عمر دارند. در حال حاضر بسیاری از مزیتهای جانبی بیمه‌های عمر از قبیل معافیت مالیاتی سرمایه­ بیمه، حق بیمه‌های فردی و حق بیمه‌های گروهی پرداختی توسط شرکت­ها برای بیمه گروهی کارمندان مغفول مانده اند. چنانچه مردم از این مزایا و معافیت­ها آگاه شوند حتماً در جذب آنها به بیمه تأثیر خواهد داشت. لذا فرهنگ مشتری مداری و بازاریابی اصولی باید به عنوان فرهنگ غالب سازمان ها و شرکت های بیمه ای مد نظر قرار گیرد، زیرا این خصوصیت فرهنگی که از ضروریات توسعه‌­ی بیمه و فرهنگ آن است در سازمان ها و شرکت های بیمه­‌ای کشور ما کمتر یافت می­شود. از طرفی دیگر از آنجا که صنعت بیمه بر قانون اعداد بزرگ استوار است، عدم جذب کافی مشتری ریسک صنعت را به طور جدی بالا می­برد. تنها وقتی تعداد مشتریان به اندازه کافی بزرگ باشد، نرخ خسارت بیمه­‌شدگان به نرخ خسارت پیش بینی شده­ی شرکت نزدیک می­گردد. در غیر این صورت نرخ خسارت احتمالی شرکت بیمه بالاتر از نرخ خسارت پیش بینی شده شرکت بیمه گردیده و شرکت را با چالش ورشکستگی مواجه می­نماید.زیرا در صورت افزایش حق بیمه ، مشتریان با ریسک پایین صنعت را ترک نموده و شرکت بیمه را با نرخ خسارت بالاتری مواجه می­سازند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن