دکتر تمدن در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد»

سیاست‌گذاران اقتصادی بر موضع علمی تکیه کنند

شماره روزنامه: ۲۴۹۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۳۵۰۲ بیشتر

محسن رنجبر-ابوالفضل پاسبانی‌صومعه<br>جناب دکتر تمدن، شما در دانشگاه، نخست در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شدید، اما پس از مدتی از این رشته انصراف دادید و به مطالعه علوم انسانی روی آوردید.

سیاست‌گذاران اقتصادی بر موضع علمی تکیه کنند

محسن رنجبر-ابوالفضل پاسبانی‌صومعه

جناب دکتر تمدن، شما در دانشگاه، نخست در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شدید، اما پس از مدتی از این رشته انصراف دادید و به مطالعه علوم انسانی روی آوردید. این تغییر رشته از سوی شما چه دلیلی داشت؟ روزی که از تحصیل در پزشکی انصراف می‌دادید، چه آرزو و خواسته‌ای در سر داشتید؟ به طور کلی، چه آرمان‌هایی در سر داشتید و فکر می‌کنید که تا‌کنون چه اندازه به آنها رسیده‌اید؟

آن روز‌ها دوره دوم متوسطه به دو شاخه علمی و ادبی تقسیم می‌شد. خود شاخه علمی شامل ریاضیات و علوم تجربی بود و من همین رشته را برای تحصیل انتخاب کردم. دو سال تحصیل در این رشته را در شیراز و یک سال آخر آن را در دبیرستان ایرانشهر تهران گذراندم و دیپلم علمی دریافت کردم. این دیپلم هم برای تحصیل در پزشکی، هم برای ورود به دانشکده فنی و هم برای دانشکده علوم که شامل ریاضیات و فیزیک و طبیعیات بود، قابل پذیرش بود. من در تمام این کنکور‌ها شرکت کردم و در همه آن‌ها پذیرفته شدم. اکنون زمان انتخاب بود. یک روز به دانشکده پزشکی رفتم. درس تشریح جسد به شدت مرا از تعقیب این رشته باز‌داشت.

روزی هم به دانشکده علوم و گروه فیزیک رفتم و آن جا را دیدم. تنها چهار دانشجو داشت و زنده یاد، دکتر حسابی استاد آن بود. از سردی این کلاس‌ها نومید شدم و بعد دانشکده فنی را آزمایش کردم. این دانشکده نسبتا خوب بود. مهندس رضا (پروفسور رضای معروف) در آن جا هندسه درس می‌داد. استادان ریاضی و فیزیک آن هم خوب بودند؛ ولی تحصیل در این دانشکده، کار شبانه‌روزی می‌طلبید.

من در ادامه سال تحصیلی، سخت مجذوب سیاست شدم و در جریان چپ آن روز‌گار که هم ادعای تئوری و هم ادعای مبارزه عملی با وضع موجود را داشت، به فعالیت مشغول شدم. بنابراین توان ادامه و شرکت در امتحانات آخر سال را نداشتم. به این ترتیب سال تحصیلی گذشت و سال بعد در جست‌وجوی دانشکده‌ای دیگر بودم که کارش سبک‌تر باشد. آن سال، دانشکده حقوق که معمولا تنها دیپلم ادبی را می‌پذیرفت، اعلام کرد که دیپلم علمی را هم قبول می‌کند. در کنکور این دانشکده شرکت کردم و پذیرفته شدم. درس دانشکده حقوق نسبتا سبک بود و به همین خاطر وقت زیادی برای کار سیاسی و نوشتن و ترجمه داشتم.

آرزویم بر‌قراری جامعه عادلانه و بهبود حال طبقات پایین‌ بود.

مهم‌ترین و اثر‌گذار‌ترین اساتید شما در دوره تحصیل در ایران و انگلستان چه کسانی بودند؟ اصولا از نگاه شما استاد اثر‌گذار در محیط دانشگاه چه ویژگی‌هایی دارد؟

در دوره دبیرستان در شیراز، عزت‌اله والا در درس جبر و هندسه و در تهران، اسفندیاری در درس فیزیک، استادانی بودند که تاثیر زیادی بر من گذاشتند. در دانشکده فنی، مهندس رضا و در دانشکده حقوق، دکتر شایگان، دکتر امامی و استاد شهابی و در انگلستان، پروفسور رابینس در اقتصاد، پروفسور رابسون در علوم سیاسی، پروفسور دسمیت در حقوق عمومی و پروفسور پوپر در فلسفه شاخص بودند.

تاثیر‌گذاری این اساتید، نخست از عشق و علاقه آنها به رشته تدریس خود، دوم از معلومات وسیع در آن رشته و آگاهی به رشته‌های نزدیک آن، سوم از قدرت انتخاب مطالب اساسی و حذف زواید و نیز از بیان سلیس و همراه با احساس‌شان ریشه می‌گرفت. شکل‌گیری این صفات علاوه بر استعداد ذاتی، به تمرین و داشتن گوشی شنوا در برابر انتقادات هم نیاز دارد.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های علمی شما را جامع‌الاطراف بودن و مطالعه در حوزه‌های مختلف علوم خوانده‌اند. آیا این گستردگی حوزه مطالعه، صرفا نتیجه علاقه شما بوده یا ناشی از نیازی بوده که به گستردگی حوزه مطالعاتی خود حس می‌کرده‌اید؟

همان‌طور که از پاسخ به پرسش نخست شما بر‌می‌آید، تا حدودی علاقه من به سر‌در‌آوردن از علوم گوناگون در این میان اثر‌گذار بوده است و بعد برای جامع‌نگری در رشته‌های تدریس خودم از آن‌ها استفاده کرده‌ام. در عین حال، امید‌وارم که این همه برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان نباشد.

چرا آثار زیادی از جنابعالی در حوزه علم اقتصاد و دیگر حوزه‌ها انتشار عمومی نیافته است؟

این ایراد را عده زیادی به من یاد‌آوری کرده‌اند، ولی پاسخ قانع‌‌کننده‌ای نشنیده‌اند. شاید گرفتن وقت زیاد و کاهلی می‌تواند علت نا‌خود‌آگاه برای این عدم علاقه باشد.

فضای حاکم بر مجامع آکادمیک اقتصاد کشور را چه اندازه مناسب می‌دانید؟ به باور شما جامعه دانشگاهی ما از چه نا‌رسایی‌هایی رنج می‌برد؟

فضای مناسب دانشگاهی علم اقتصاد، مستلزم آزاد‌اندیشی اعضای آن با هدف ارتقای علم اقتصاد، چه در شاخه نظری و چه در شاخه کار‌بردی، مستقل از گرایش‌های سیاسی و بیان صریح آنان در تدریس و تحقیق است. هر اندازه که فضای آکادمیک علم اقتصاد از این معیار‌ها فاصله بگیرد، نا‌رسا‌تر خواهد بود. از این لحاظ، فضای فعلی چندان مناسب نیست. توجه مسوولان دانشگاهی و مخصوصا تلاش و کوشش مجموعه اعضای هیات‌های علمی رشته اقتصاد، تاثیری محسوس خواهد داشت.

اقتصاد ایران برای رسیدن به وضع مطلوب به چه پیش‌زمینه‌هایی نیاز دارد؟ از نگاه شما گشودن گره از مشکلات اقتصاد ما نیاز‌مند چیست؟

اقتصاد ایران به مدیریت نیرو‌مند برای استفاده از فن‌آوری‌های سطح بالا در صنعت و کشاورزی، رشد بخش خصوصی، بر‌قراری فضای رقابتی، محدود کردن انحصار‌های موجود، تعامل مناسب با اقتصاد جهانی، توجه لازم به بهبود زندگی محرومان جامعه ایران و نیز به سیاست اقتصادی استوار بر دستاورد‌های علمی نیاز‌مند است.

به باور شما، عوامل پیدایش وضعیت امروز در اقتصاد دنیا و پیامد‌های آن چیست؟ آینده نظام‌های سرمایه‌داری و سوسیالیسم را چگونه می‌بینید؟

عامل درجه اول در اقتصاد‌های رقابتی، بی‌لیاقتی دولت در جلو‌گیری از مفاسد اقتصادی است که هر روز به شکلی تازه ظهور می‌کنند. در مواردی، این فساد درون خود دولت‌ها به شکل مشمئز‌کننده‌ای ظاهر شده است. دولت‌ها در جهان غرب نه تنها این عوامل فساد را کنترل نکرده‌اند، بلکه از وظیفه اساسی خود در کمک به زندگی محرومان جامعه غفلت ورزیده‌اند. انعکاس این اوضاع و احوال در جوامع، بحث سرمایه‌داری و سوسیالیسم را زنده کرده است. دولت‌ها در دنیای غرب، به ویژه در زمان‌های نزدیک به انتخابات، سیاست‌های خود را برای کسب رای بیشتر تغییر می‌دهند. به هر روی، سیاست اقتصادی یک کلاف سر‌در‌گم شده است. آینده این تحولات قابل پیش‌بینی نیست. به باور من، شعار‌های سرمایه‌داری و سوسیالیسم نیز فرو‌کش خواهد کرد.

دلمشغولی‌های این روز‌های شما چیست؟

دلمشغولی من از لحاظ شخصی، بیماری غیر‌قابل درمانی است که سال‌هاست بدان دچار شده‌ام. گذشته از آن، آینده علم و فناوری و مخصوصا آینده اکتشافات فضایی و تعامل بشر آینده با جهان خارج، گاهی ذهن مرا مشغول می‌کند. از لحاظ اجتماعی نیز به وضع فعلی و به آینده ایران و جهان فکر می‌کنم.

به عنوان پرسش آخر از خدمت‌تان می‌پرسیم که چه توصیه‌هایی به دانشجویان و اساتید، به ویژه در دانشکده‌های اقتصاد و نیز به سیاست‌گذاران و مقامات اقتصادی کشور دارید؟

البته در صلاحیت من نیست که توصیه‌ای داشته باشم، اما بهتر می‌دانم که دانشجویان اقتصاد در سال‌های محدود تحصیل خود بیشتر تئوری بیاموزند و استادان نیز مواضع علمی و پرهیز از مواضع سیاسی را حفظ کنند. سیاست‌گذاران آینده‌نگر باشند و در سیاست‌های اقتصادی بر موضع علمی تکیه کنند.

در خاتمه از این که به واسطه بیماری به سوالات پاسخ مختصر داده‌ام، پوزش می‌خواهم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن