بورس انرژی حوزه عمل و دخالت دولت را محدود میکند
دکترحسین عبده تبریزی<br>کارشناس بازار سرمایه<br>راهاندازی بورس برق نقش عمدهای در توسعه صادرات برق ندارد
دکترحسین عبده تبریزی
کارشناس بازار سرمایه
راهاندازی بورس برق نقش عمدهای در توسعه صادرات برق ندارد شاید کمتر کسی بداند که دکترحسین عبده تبریزی از بنیان گذاران بورس برق در ایران بوده از این رو که همواره به دلیل تجارب فراوانش در حوزه بورس و البته ریاست دو سالهاش بر سازمان بورس اوراق بهادار و سابقه طولانی تدریس دانشگاهی و ترجمه و تالیف چندین کتاب در حوزه مدیریت مالی نامدار است . او که مدرک دکترای خود را در رشته امور مالی و بانکداری از مدرسه بازرگانی منچستر اخذ کرده، سابقه ده ساله در تدریس دروس مختلف حوزه حسابداری و اقتصاد در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کشور دارد و البته بیش از دو سال دبیرکل بورس و اوراق بهادار بوده است.
اما اصلیترین نقطه مشترک دکترحسین عبده تبریزی با صنعت برق را شاید بتوان مطالعات گسترده و البته مشارکت او در انجام بررسیهای اولیه و پس از آن تدوین ساختار بورس برق و حضورش به عنوان یکی از دستاندرکاران راهاندازی این بورس دانست. امروز که راهاندازی بورس برق البته با نام بورس انرژی وارد مرحله عملیاتی شده، شاید او با اتکا به تجربیات بسیارش در حوزه بورس و البته مشارکت پنج سالهاش در راهاندازی بورس برق، بهتر از سایرین بتواند نگاهی جامع به چشمانداز مبادله برق در بورس داشته باشد.
آنچه در پی میآید حاصل مصاحبه نشریه ستبران با دکتر حسین عبده تبریزی است:
چشمانداز راهاندازی بورس انرژی را چطور میبینید؟ آیا راهاندازی این بورس در از میان بردن انحصار دولت در حوزه خرید و فروش برق تاثیرگذار خواهد بود؟
تاسیس بورس انرژی چشماندازی مثبت دارد؛ چراکه حوزه عمل و دخالت دولت را محدود میکند.
در شرایطی که هنوز قیمت برق تکلیفی است، آیا برای راهاندازی بورس برق تعجیل نشده است؟
قیمت برق توسط دولت عمدتا برای خانوارها تثبیت میشود. معنی این موضوع آن است که دولت ممکن است بخواهد از بعضی خانوارها با قیمت پایین حمایت کند. این حمایت به آن معنا نیست که بازار را برهم بزند. عرضه و تقاضا قیمت را تعیین میکند و دولت هرجا که لازم داشت میتواند یارانه شفاف پرداخت کند.
بنابراین میتوان گفت که برای راهاندازی بورس برق تعجیلی در کار نبوده است. حداقل خود من از سال ۱۳۸۵ دستاندرکار پروژه تاسیس بورس برق بودهام. پنج سال مطالعه و کار کارشناسی میباید کافی باشد. البته عملکرد بد در اجرا را نمیتوان به پای ضعف در مطالعات و کار کارشناسی طولانیمدت این پروژه گذاشت.
شرکتهای توزیع نیروی برق به عنوان اصلیترین خریداران برق هنوز خصوصی نشدهاند و مبالغ بسیار بالایی به نیروگاهها و پیمانکاران بدهکارند، آیا سازمان بورس چنین شرکتهایی را برای ورود به بورس انرژی تایید خواهد کرد؟
بورس برق باعث تسهیل و تسریع در خصوصی شدن نهادهایی چون نیروگاهها و شرکتهای توزیع خواهد شد. بدهی شرکتهای توزیع، بدهی دولت است که میتواند جداگانه تسویه شود. قرار نیست شرکتهای توزیع در بورس برق پذیرفته شوند، بلکه برق به عنوان محصول نهایی مورد معامله قرار میگیرد. بورس برق، بورس پذیرش شرکتهای فعال در بخش انرژی و برق نیست. نوعی بورس کالایی است که در آن برق طی قراردادهای مختلف و از جمله قراردادهای آتی معامله میشود.
سهم صاحبان صنعت برق در این بورس ۲۰ درصد بوده است، آیا این سهم برای بورسی که برق اصلیترین کالای آن است، اندک نیست؟
این تقسیمبندی را سازمان بورس انجام میدهد و لزوما هم خیلی دقیق نیست. بعدها ممکن است سهام شرکت بورس برق دست به دست بگردد و ترکیب مالکیت عوض شود.
با توجه به اینکه بدهی کلان وزارت نیرو به شرکتهای تولیدکننده برق، سازندگان تجهیزات و پیمانکاران این صنعت، به شدت از توان مالی آن کاسته است، آیا میتوان به مشارکت فعال این بخش در بورس انرژی امید بست؟
تشکیل بورس پرداخت را هم منظم میکند: نظم مالی بیشتری ایجاد میکند و از وضعیت جاری بهتر است. بدهی کلان وزارت نیرو عمدتا به پیمانکاران است که میخواهد با واگذاری نیروگاه تسویه حساب کند. آن موضوعی متفاوت است. بنابراین اعتقاد من این است که بله میتوان به مشارکت فعال دستاندرکاران در بورس برق امید بست.
از دیدگاه شما بورس برق تا چه اندازه در توسعه صادرات این کالا تاثیرگذار خواهد بود؟
بیتاثیر نیست؛ اما چون بازار در سطح ملی شکل میگیرد و امکان مشارکت از خارج وجود ندارد، راهاندازی بورس برق نقش عمدهای در توسعه صادرات برق ندارد.
قرار است مبادلات نفتی هم در آینده در این بورس صورت پذیرد، دیدگاه شما در مورد چشمانداز فعالیت بورس انرژی در حوزه نفت چیست؟
کار نفت به این دلیل که جنبه سیاسی آن پررنگتر است، دشوارتر خواهد بود. امید من آن است که هرآنچه در اختیار دولتهاست، به بخش خصوصی واگذار شود و در فاصله زمانی که نمیشود طول آن را پیشبینی کرد، موضوع معامله در بازارهای شفاف و روشنی چون بورسهای کالایی و اوراق بهادار باشد. به امید روزی که معاملات دولت و شبهدولتیها در عرصه اقتصاد محدود شود و تا آنجا که ممکن است این معاملات در بازارهای شفافی چون بورسها انجام پذیرد.