سبک سازی سازه‌ها، انتخاب یا الزام؟!

شماره روزنامه: ۲۴۶۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۱۸۱۳۱ بیشتر

دکتر عاملی<br>با توجه به این که ایران کشوری است که بر روی کمربند زلزله قرار گرفته است، در ایران چقدر از محصولات نوین ساختمانی در جهت سبک سازی ساختمان ها استفاده میشود و جه مشکلاتی بر سر راه استفاده از این تکنولوژی وجود دارد؟

سبک سازی سازه‌ها، انتخاب یا الزام؟!

دکتر عاملی

با توجه به این که ایران کشوری است که بر روی کمربند زلزله قرار گرفته است، در ایران چقدر از محصولات نوین ساختمانی در جهت سبک سازی ساختمان ها استفاده میشود و جه مشکلاتی بر سر راه استفاده از این تکنولوژی وجود دارد؟ واقعیت این است که صنعت ساختمان شاید برخلاف عرصه‌های دیگر خیلی دیر از نوآوری ها استقبال می‌کند،یعنی یک سازنده ساختمان تا بعضی از زوایای استفاده از مصالح نو برایش مسجل نشود و این که آیا انتخاب می‌تواند در ابعاد مختلف به او کمک کند یا خیر از این مصالح استفاده نمی کند. این ابعاد شامل توجیه اقتصادی، سرعت انجام کار، سهولت اجرا و ... می‌شود. بنابراین پذیرش به کندی انجام می‌گیرد ، این امر در تمام دنیا به همین صورت است.اما در ایران چون قیمت نیروی انسانی پایین است و به ‌رغم تلاش دولت‌های مختلف برای آشنایی سازندگان و نیروهای ماهر فنی با تکنولوژی نو،در این زمینه توفیق زیادی به دست نیاورده ایم.در توجیه اقتصادی چیزی که با تکنولوژی رقابت می‌کند به نظر من عامل مهم هزینه‌های نیروی انسانی است.

بنابراین به نظر من مادامی که هزینه نیروی انسانی در کشورهای توسعه‌یافته حدود ۵۵ درصد است و در کشور ما شاید در حدود ۲۰ درصد ،و تا زمانی که این تفوق هزینه نسبت به تکنولوژی وجوددارد ، این تکنولوژی به طور غیرطبیعی و کند درکشور جا باز می کند.

مساله دیگراین است که لرزه‌خیز بودن کشور ایجاب می‌کند که ما ساختمان هایمان را سبک‌سازی کنیم زیرا بسیاری از مصالح ما سنتی و سنگین هستند و به همین ترتیب بسیاری از روش کارهای ما طولانی است. شاید الان بعضی از سازندگان به این نتیجه رسیده باشند که سبک‌سازی در ساختمان باعث کاهش خواب سرمایه می‌شود، همچنین سبک‌سازی نه تنها در ساختمان تحمل بار ثقلی را با قیمت ارزان‌تر میسر می‌کند، علاوه بر این در هنگام وقوع زلزله به همان نسبت باعث کاهش نیروهای امدادی و امداد رسانی سریع تر در هنگام حادثه می شود. اینها بخشی از توجیهات هستند، بخش دیگر از توجیهات مربوط به زمان بهره‌برداری است.

متاسفانه سازنده‌ها معمولا توجه کمتری به زمان بهره‌برداری دارند، در صورتی که استفاده از برخی از این مصالح می‌تواند باعث کاهش مصرف انرژی شود.

علاوه بر مسائلی که عرض کردم ما برای جا انداختن استفاده از این مصالح بحث فرهنگی هم داریم. مطلب دیگر این است که ما هنوز فاصله بین مهندسی ساختمان و عوامل اجرایی را نتوانسته‌ایم پر کنیم.فرض کنیم که ما بخواهیم از مصالح نوین استفاده کنیم،آیا ما به اندازه کافی نیروهای ماهر فنی در امور ساختمان داریم؟ واقعیت این است که مصالح ما مسیر استاندارد را طی نکرده است و از طرفی نیز نمی‌توانیم به صورت غیرطبیعی یک ره صدساله را یک شبه طی کنیم.به هر حال این فرهنگ آرام آرام به وجود می‌آید و مجموعه این فرهنگ دسترسی ما را به تکنولوژی آسان‌تر می‌کند بنا بر این ما ارزش نیروی انسانی را بیشتر خواهیم دانست و بابت آن هزینه خوب و متناسب پرداخت خواهیم کرد.در واقع در حال حاضر ما بابت عدم مهارت، فکر می‌کنیم قیمت خوبی بابت نیروی انسانی پرداخت می‌کنیم در صورتی که اگر بخواهیم همین ۲۰ درصد را با میزان مهارت بسنجیم قیمت گرانی را پرداخت می‌کنیم و از نیروهای ماهر فنی به اندازه کافی بهره‌مند نمی‌شویم و همه این ها منجر به عدم امنیت و کوتاه شدن طول عمر ساختمان ما می شود.

آیا تا به حال حساب کرده‌ایم که اگر عمر ساختمان ما ۳۰ ساله است اختلاف هزینه آن با ساختمانی که عمر میانگین آن ۱۰۰ ساله است چه قدر است؟ این هزینه را چه کسی پرداخت می‌کند؟ کسی این قیمت را بررسی نمی‌کند تا بتواند به توجیه جای گزینی تکنولوژی و تولید نیروی ماهر بپردازد.

بنابراین به هر حال آرام‌آرام اتفاقی در حال رخ دادن است و فرهنگی که به آن نیازمندیم در حال شکل‌گیری است. این فرهنگ باید برای تمام ما به وجود بیاید، زیرا ما هنوز با این فرهنگ فاصله داریم و رسیدن به این فرهنگ زمان می‌برد، تا ما به سهولت کار، به سرعت کار، به خواب کوتاه سرمایه، به پرداخت بهتر به نیروی انسانی، به استفاده درست از نیروی ماهر ساختمانی، به استفاده از مصالح استاندارد، به تولید مصالح استاندارد و نیروی کار ماهر و ... برسیم.

با توجه به حجم ساخت و سازی که در کشور وجود دارد به نظر شما پیشرفت ما در زمینه استفاده از مصالح نوین،وضع قوانین متناسب با شرایط فعلی و ایجاد فرهنگ استفاده از این مصالح چگونه بوده است؟

باید بگویم به‌رغم اینکه ما پیشینه بسیار ارزشمندی در ساخت و ساز داریم، که میراث ساختمانی و معماری‌های به جا مانده ما اثبات‌کننده آن است ،در زمان حاضر و بعد از علمی شدن صنعت ساختمان هنوز با نقطه استاندارد فاصله زیادی داریم.

ساخت و ساز در ایران قطعا صنعتی نیست و سنتی‌سازی بر تکنولوژی نو هنوز غلبه دارد زیرا مردم ما اعتماد بیشتری به نیروهای سنتی دارند و نیروهای تحصیل کرده و مهندسان ما در این عرصه شاید هنوز نتوانسته‌اند اعتماد مردم را جلب کنند.

در عرصه ساختمان هنوز بیشتر کارها به صورت یدی و فیزیکی انجام می‌شود و نوآوری و تکنولوژی در این میان کمتر دخیل است. ساختمان‌هایی که ما می‌سازیم طول عمر خیلی کمی دارند و علاوه بر این در زمان بهره‌برداری هزینه‌های بسیار گزافی مثل از دست دادن ثروت‌های ملی‌مان را داریم.از طرفی به دلیل خلا قانونی و خلا کار جمعی ما یک عقب افتادگی از جریان امروز ساختمان داریم، به نظر من بعد از برداشتن این موانع ما پیشرفت زیادی خواهیم داشت،زیرا ما در دانش مهندسی و طراحی عقب‌تر از کشورهای توسعه‌یافته نیستیم. بنابراین پیشرفت در عرصه علمی به وجود آمده است، اما در عرصه ساخت و ساز و اجرایی به کندی مسیر خود را طی می‌کند.

یعنی تکنولوژی که ما داریم در حال حاضر کفاف این حجم از ساخت و ساز را ندارد؟

از نظر نیروی سازنده و عوامل اجرایی کمبود نداریم و ظرفیت بالایی هم برای ساخت و ساز داریم اما بحث ما چگونه ساختن است و اینکه این نیروهای سازنده از چه جنسی هستند ؟ اینکه این نیروی کار ماهر است یا سنتی.

ما می توانیم تکنولوژی ساخت با کیفیت را داشته باشیم زیرا دانش این کار را داریم اما در زمانی مثل حالا که سرعت ساخت مسکن غلبه‌ای این چنینی دارد، بعضی از مسائل مغفول واقع می‌شود و تاکید بر سرعت ممکن است منجر بشود به اینکه بسیاری از کادرسازی‌ها در مقوله نیروی انسانی صورت نگیرد، ممکن است فرصت لازم برای به وجود آوردن جایگاه موجه تکنولوژی به وجود نیاید و بنابراین بحثی که الان قابل بررسی و تعمق است، این است که ما با چه جامعیتی برای اینگونه مسائل برنامه‌ریزی می‌کنیم.

به نظر من ما امروز باید یک نگاه ماتریسی داشته باشیم تا بتوانیم یک معادله چند مجهولی را همزمان حل بکنیم یعنی ما وقتی به افزایش مسکن فکر می‌کنیم، باید به کیفیت آن زمان بهره‌برداری به طول عمر ساختمان و نظارت صحیح و ... فکر کنیم.

در حال حاضر سیاست عمل‌گرایانه بدون پشتوانه نظری کافی در حال آسیب‌زدن به صنعت ساختمان ما است بنابراین اگر این نیاز انبوه به مسکن را تبدیل به فرصتی کنیم برای رسیدن به قوانین بهتر و توسعه و پیشرفت پایدار، پیشرفت بزرگی در زمینه صنعت ساختمان خواهیم داشت.

آیا استفاده از تکنولوژی جدید و وضع قوانین کارا تر به سالم‌سازی اقتصادی هم منجر می‌شود؟

حتما همین طور خواهد بود، ما طی یک بررسی قیمت تمام شده ساختمان در ایران و یک کشور توسعه‌یافته را مقایسه کردیم، به‌رغم ۵۵ درصدی بودن هزینه انسانی در این کشورها و ۲۰ درصدی بودن آن در کشور ما، قیمت تمام شده ساختمان در دو کشور لزوما تفاوت زیادی با هم ندارند. بنابراین اگر ما طول عمر ساختمان را در نظر بگیریم، یا هزینه‌های زمان بهره‌برداری را مبنا قرار بدهیم متوجه می‌شویم که ما در مقایسه با آن کشورها، ۳ برابر گران تر می‌سازیم ، زیرا طول عمر ساختمان های ما بسیار کمتر و هزینه‌های زمان بهره‌برداریمان بسیار بیشتر است. سالم سازی اقتصادی به این صورت خواهد بود که وقتی سهم نیروی انسانی ۵۵ درصد باشد، اشتغال پایدار معنا پیدا می کند و بهره‌مندی نزدیک به عدالت بیشتر تمامی عوامل دخیل در امر ساخت‌و‌ساز ایجاد می شود.

الان در کشور ما، ممکن است سود عمده این بخش را متوجه قشر خاصی ببینیم، اما در واقع تفاوت ۲۰ تا ۵۵ درصدی که ۳۵ درصد است سهم عوامل دیگر است و حالا باید ببینیم این ۳۵ درصد در کجا هزینه می‌شود و یا اینکه چه کسی از این بخش بهره‌مند‌تر می‌شود.

در واقع این ۳۵ درصد فاصله می‌توانست بین تمامی عوامل به صورت عادلانه تقسیم شود. در این صورت ما می‌توانیم هم اشتغال بیشتر و هم اشتغال با کیفیت‌تر داشته باشیم.

آیا در حال حاضر ساختمان‌های ما توسط مهندسان ناظر از نظر استفاده صحیح از مصالح و استانداردبودن رتبه‌بندی می‌شوند؟

چند سالی است که بحث شناسنامه ساختمان مطرح است.این کار برای ارزیابی کیفیت ساختمان است که مهندسان متخصص در ساختمان در رابطه با آن اظهار نظر می‌کنند. اما این جا باز هم بحث مقوله فرهنگی به وجود می‌آید، این که این شناسنامه ساختمان تا چه حد واقعی است؟ تا چه حد مالک و یا مجری ساختمان به کیفیت اجرا می‌اندیشد؟ به نظر من این طرح هنوز با نحوه صحیح اجرا فاصله دارد زیرا عوامل خارجی بسیاری در این امر دخالت دارد. اما اگر دولت به عنوان حامی حقوق مصرف‌کننده در این رابطه حضور داشته باشد، می‌تواند به این کار سلامت بیشتری بدهد.

در قوانین جاری ما حمایت از حقوق مصرف‌کننده که در کشورهای توسعه‌یافته توسط دستگاه‌های دولتی انجام می‌شود، وجود ندارد. اگر مثلا نظارت عالیه بر عهده وزارت مسکن است ولی نظارت‌های دقیق‌تر این قضیه در اختیار مهندسانی است که در بخش خصوصی مشغول فعالیت هستند.

در زمانی که قانون شهرداری‌ها تدوین شده، در قانون مربوط به بخش ساختمان آمده است ساختمان که به مسوولیت مهندسی ناظر ساخته می‌شود این موضوع را در هیچ جای دنیا نمی‌توانیم مشاهده کنیم، ساختمان تنها به مسوولیت مهندس ناظر ساخته نمی‌شود، ساختمان یک مسوول اجرایی دارد،یک طراح دارد، ناظر دارد، دستگاه‌های عمومی و اجرایی هم در ساخت ساختمان دخیل هستند و تمام آنها مسوولیت خاص خودشان را دارند و باید به عنوان حامی حقوق مصرف‌کننده حضور داشته باشند.

شاید زمانی که این قانون تصویب می‌شده دولت ظرفیت‌های لازم را در خودش نمی‌دیده و این بار سنگین مسوولیت را از دوش خود برداشته و صرفا بر دوش مهندسان ناظر گذاشته است و کشور در این بخش یک خلاء عظیم دارد. این بخشی از آن آسیب‌شناسی است که تا نگاه جامع و ماتریسمی صورت نگیرد قابل حل نیست.

بنا بر این هر چه قدر هم که تکنولوژی وارد کشور شود و قوانین جدید وضع شود، اگر تضمینی برای اجرای قوانین و حمایت از حقوق مصرف‌کننده وجود نداشته باشد این معادله چند مجهولی قابل حل نیست.

بنابراین در کشوری مثل ایران برای اینکه ساخت و ساز به سمت دستاوردهای نوین ساختمانی حرکت کند، ما به نوین‌سازی قوانین هم احتیاج داریم.

در رابطه با کاهش هزینه های زمان بهره برداری هوشمند کردن و مدیریت ساختمان(BMS) چقدر تاثیر گزار خواهد بود؟

امروزه سیستم مدیریت ساختمان دستاوردهای بسیار زیادی دارد، مثلا مصرف انرژی را می‌توان با مدیریت ساختمان کنترل کرد و پایین آورد و یا ایمنی ساختمان را از طریق دستگاه‌های اعلام و ارتفاء حریق تامین کرد. این سیستم می‌تواند به سهولت بهره‌برداری از ساختمان منجر شود، برای مثال شما می‌توانید روشنایی ساختمان و فضاهای عمومی را به سیستم مدیریت ساختمان اعمال کنید. بنابراین اگر بخواهیم تنها به همین مقوله توجه کنیم، دستاورد بسیار بزرگی در صنعت ساختمان محسوب می‌شود.

اما به نظر من در کشور ما باید با یک دید تعادلی به این دستاورد نگاه شود.

ما زمانی می‌توانیم به سمت این سیستم‌ها برویم که اسیر این تکنولوژی‌ها نشویم زیرا گاهی وقت‌ها وابستگی به تکنولوژی عوارض خاص خوذش را هم دارد. منظور من از وابستگی بیش از حد به تکنولوژی این است که برای مثال اگر برق یک مجتمعی رفت یا مثلا آب یک مجموعه قطع شد و ... ما باید بتوانیم سیستم را به نوع دیگری پاسخگو باشیم از طرفی اگر فرهنگ نگهداری و نیروهای لازم در ساختمان وجود نداشته باشد، مجموعه را فلج خواهد کرد.

اگر یک ساختمانی فاقد تیم فنی باشد که به نگهداری هر کدام از این تاسیسات و سیستم‌ها بپردازد دچار مشکل می‌شویم و آیا ما به این مقدار نیروی متخصص انسانی در کشور دسترسی داریم؟ آیا در سرویس‌دهی افرادی که وجود دارند ضمانتی وجود دارد؟

بنا بر این ما باید یک برخورد تدریجی و طبیعی با این جریان داشته باشیم. برای مثال اگر ما ساختمانی را با بار زنده و مرده نامتناسب طرحی کنیم و از یک طرف بیشترین هزینه‌ها را در سیستم مدیریت ساختمان داشته باشیم، خیلی زیبا نیست و همان‌طور که می‌دانید زیبایی در رعایت تناسبات است .

اگر هوشمندکردن ساختمان را بتوانیم بومی ‌کنیم و با نیازها و ظرفیت‌های تدریجی خودمان متناسب کنیم بسیار خوب است و زیبایی در کار ما قابل رویت است.

به نظرمن ما اینجا هم به یک نگاه جامع نیاز داریم، یعنی اگر این سیستم در یک مجموعه مثلا چند صد واحدی که بتواند نیروهای مستقر، متخصص و سرویس‌دهنده در خود فراهم بکند و ضمانت هایی برای پشتیبانی برق و انرژی و ... داشته باشد، بسیار هم مفید خواهد بود. بحث دیگر در این زمینه این است که ذهن یک مصرف‌کننده نباید تحت تاثیر استفاده از این امکانات قرار بگیرد و از مسائل مهم‌تر مثل مقاومت، طول عمر، هزینه‌های بازدهی و ... غافل شود.

به نظر شما تشکیل اتاق فکر برای صنعت ساختمان تا چه حد می‌تواند در حرکت به سمت مدرن کردن ساخت و ساز در ایران تاثیر داشته باشد؟

اگر در اتاق فکر تمامی عوامل تاثیرگذار مثل نمایندگان فنی دولت، نمایندگان تشکل‌ها و اصناف مرتبط با ساختمان، نمایندگان دانشگاهی کشور، نمایندگان انبوه‌سازان، نمایندگان مصرف‌کنندگان، نمایندگان کاردان‌های فنی و مهندسان در کنار هم جمع شوند و از زوایای مختلف به بررسی نیازهای فعلی بپردازند اتفاقات بسیار خوبی رخ خواهد داد، به نظر من اتاق فکر از ضروریات است و می‌تواند نیروی محرکه‌ای باشد که دولت را هم به حرکت درآورد. بنابراین اتاق فکر می‌تواند عصای دست دولت باشد در زمان هایی که دولت فرصت و تمرکز کافی و آن جامعیت کامل را برای تدوین قوانین ندارد می‌توان از اتاق فکر به عنوان یک لوکوموتیو فکری استفاده کرد.

میزان برگزاری نمایشگاه های معرفی مصالح جدید و استقبال سازندگان از این مصالح را چگونه می بینید ؟

به هر حال سالانه در شهرهای مختلف چنین نمایشگاه‌هایی برپا می‌شود، این نمایشگاه ها فرصتی را به وجود می‌آورند که سازندگان ما که فکر جدیدتری دارند و مصالح و یا تکنولوژی‌های نوین و خلاقانه‌ای در اختیار دارند به معرفی آن ها بپردازند. اینگونه برنامه‌ها می‌تواند تحرکات لازم را به وجود بیاورد.

اما هرچقدر هم مصالح نوین باشند ولی ما نیروی فنی ماهر و آموزش‌دیده نداشته باشیم به نظرم باز با یک مانع روبه‌رو می‌شویم. اما اگر ما امروز بخواهیم استفاده از مصالح سبک مثل تیغه‌بندی‌‌ها، دیوارهای پیرامونی، کف‌سازی‌ها و حتی وزن خود اسکلت را در ساخت و سازهایمان در نظر بگیریم از ساخت و ساز مدرن و خصوصا سبک‌سازی فاصله داریم.

متاسفانه ما هنوز با استقبال کم سازندگان از این مصالح رو به رو هستیم و مهارت اجرایی و متخصص کمی هم داریم. در نهایت ما نیازمند نگاه جامع و ماتریسی که قبلا هم گفتم داریم، این فرهنگ باید در سازنده نهادینه شود و این مطالبه باید به صورت فراگیر به وجود بیاید. امروز حتی سازنده ای هم به این نتیجه برسد که این بحث‌ها و پیشنهادات مفید هستند و بخواهد سبک‌سازی کند، وقتی عوامل اجرایی را در بازار پیدا نکند، وقتی با توجیه اقتصادی مواجه نشود، اگر به مصالح با کیفیت و با قیمت مناسب دسترسی پیدا نکند، این کار مسلما صورت نمی‌گیرد .اگر این فرهنگ در تمامی عوامل اجرایی شکل پیدا کند و مشوق‌های لازم و قوانین مقتضی، عوامل اجرایی و مهم‌تر از همه اگر فرهنگ و آگاهی مصرف‌کننده ارتقا پیدا کند، این فرهنگ عمومیت پیدا کرده و سرعت بیشتری به این جریان می‌دهد.

آیا ما در زمینه سبک سازی تولیدات داخلی هم داریم؟

بله، البته باید این را بگویم که خیلی از این مصالح تا در داخل کشور تولید نشود توجیه اقتصادی کافی پیدا نمی‌کند. بنابراین آنچه که باعث موفقیت می‌شود تولیداتی است که در داخل کشور اتفاق می‌افتد و متناسب با آن سرویس‌دهنده آن هم ایجاد می‌شود.

در حال حاضر تکنولوژی تولید خیلی از این مصالح در کشور تحت عنوان عناصر نازک‌سازی وجود دارد. به هر حال بخشی از انبوه‌سازی ما مبتنی بر تجارت داخلی و توان داخلی صورت می‌گیرد و چون صنعت ساختمان، صنعت دیرینه‌ای است می‌شود گفت بخش عمده‌ای از رشد و تکامل خود را طی کرده است اما برخی از صنایع در دنیا که به سبک‌سازی بیش از حد توصر ما منجر می‌شود، اقتضائات، عوارض و محدودیت‌های خودش را دارد، این دست از تولیدات شاید امکان استفاده همه‌جانبه از نظر فرهنگ، امکان تولید و ... نداشته باشد. ولی دست نایافتنی نیست و جامعیت آن به مرور زمان قابل حصول است.

شاید در صنعت ساختمان کمتر کاری است که بگوییم در ایران نمی‌توان انجام داد اما اینکه چقدر فراگیر باشد جای بحث دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن