دکتر حسن سبحانی:

قرض الحسنه از نظام بانکی خارج شود

شماره روزنامه: ۲۳۶۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۰۲۸۷۷ بیشتر

اجرای بانکداری اسلامی یکی از دغدغه های نظام بانکی بوده است و الگوهای مختلفی در این چند سال ارائه شده است.یکی از مسائلی که در سالهای اخیر به صورت پر رنگ تری مورد بحث قرار گرفته عقد قرض الحسنه بوده است.

قرض الحسنه از نظام بانکی خارج شود

اجرای بانکداری اسلامی یکی از دغدغه های نظام بانکی بوده است و الگوهای مختلفی در این چند سال ارائه شده است.یکی از مسائلی که در سالهای اخیر به صورت پر رنگ تری مورد بحث قرار گرفته عقد قرض الحسنه بوده است. به این عقد از زوایه متفاوتی نگریسته شده، دکتر حسن سبحانی عضو هیات علمی دانشگاه تهران و نماینده سابق مجلس نیز با نگاهی به این سنت حسنه اسلامی در نظام بانکی راهکارهایی برای اجرای بهتر این سنت حسنه ارائه کرده است.

در میان مبادلات پولی و مالی موجود، علاوه بر حرمت ربا، قرض الحسنه موردی است که در تعالیم دینی منعکس شده است. سوال این است که آیا سنت قرض الحسنه بر پایه تعالیم قرآنی در ایران شکل گرفته یا این که بر یک حکم فقهی استوار است؟ به عبارت دیگر تشکیل یک صندوق قرض الحسنه چقدر اهدافی که در تعالیم دینی به آن ها اشاره شده را برآورده می سازد؟

آن چه که امروز به عنوان قرض الحسنه مطرح می‌شود با ان چه در آیات قرآن اشاره شده تفاوت‌هایی دارد . در قرآن هفت مورد وجود دارد که از قرض الحسنه نام برده شده است.

در تمامی این هفت مورد نیز قرض الحسن به معنای انفاق و صدقه دادن در راه خدا بوده و حتی مراد از آن «قرض» به صورت مصطلح امروز هم نیست . خداوند در قرآن می فرماید: « چه کسی است که به خدا قرض بدهد؟» (بقره آیه ۲۴۵) طبیعی است که خدا نیازی به قرض ندارد.

قرض الحسنه در تعالیم قرآنی به معنای انفاق است و اهدافی دارد که اصلی ترین آن کاستن شکاف میان فقیر و غنی است.

مفهوم قرضی که در اسلام وجود دارد برگرداندن مال نیست، این «انفاق» است که ثواب زیادی برایش در نظر گرفته شده است. اسلام هم به شرط این که ربا نباشد آن را قبول کرده است.

همانطور که گفتم قرض الحسنه با معانی موجود در قرآن با شیوه راه اندازی صندوقهای قرض الحسنه که الان وجود دارد تفاوت دارد . در شیوه قرض‌الحسنه عرفی ، افراد نه به نیت دریافت «مازاد پول » بلکه برای کسب «ثواب معنوی» کار خیری که خداوند در قرآن بدان اشاره کرده در قرض الحسنه مشارکت می کنند. این الگویی است که همواره می‌تواند وجود داشته باشد.

در اوایل ظهور اسلام ، چیزی به نام «تورم» سالانه وجود نداشته و الگویی که شما از قرض‌الحسنه مطرح کردید شاید قابل طرح و اجرا بوده است. امروز در شرایطی بانک ها مشغول به فعالیت هستند که با توجه به تورم موجود ، مردم هر ساله با کاهش ارزش پول مواجه می‌شوند. برای ورود به بحث حساب‌های قرض الحسنه در بانکداری امروز ، آیا پرداختن به قرض الحسنه در چنین شرایطی ، منافع سپرده‌گذار را به خطر نمی اندازد؟

قبل از هرچیز باید بگویم که بر اساس روایات موجود در صدر اسلام نوسانات قیمتی در شبه جزیره عربستان وجود داشته است. این درست است که پول به شکل امروزی فعال نبوده اما یک تجارت عظیم بین ایران ، روم و عربستان وجود داشته است. روایاتی وجود دارد که خدمت پیامبر می رسیدند و سوال می کردند قیمت ها افزایش پیدا کرده و ما با این قیمت ها چگونه باید مواردی مثل دیه افراد را محاسبه کنیم؟ این طور نیست که تورم نبوده باشد. این فرض چندان درست نیست.

آنچه که در نظام بانکی کنونی می گذرد دو طرف دارد. کسانی که پولشان را در اختیار بانک قرار می‌دهند و مخیر هستند که در حساب قرض سپرده‌گذاری یا سرمایه گذاری کنند. هیچ کس صاحب پول را مجبور نمی کند که پولش را به صورت قرض الحسنه پس انداز کند.

طرف دیگر نیز بانک است که این وجوه را می‌پذیرد و بر اساس نظر سپرده گذار باید عمل کند. یعنی قدرت انتخاب وجود دارد.

سپرده گذار با اگاهی از این که اگر پولش را در حساب قرض بگذارد مازادی نخواهد داشت باید انتخاب کند که باز هم پولش را در همین جا به گردش بیاندازد و احتمالا کاهش ارزش پول خود را به اندازه نرخ تورم تجربه کند.

خب این کار برای سپرده گذار چه توجیهی می تواند داشته باشد؟

توجیه این است که به موجب آنچه که از دین برآمده «قرض دادن از این جنس» ثواب معنوی دارد و سپرده‌گذار مازاد پول خود را به صورت معنوی و اخروی دریافت خواهد کرد. من با آگاهی به این که هر ساله کاهش ارزش پول وجود دارد ترجیح میدهم که پولم را قرض بدهم. اگر این مقوله ای که گفتم از طرف سپرده گذار پذیرفته شود چه ارتباطی به گذر زمان دارد؟

این توجیه که شما تحت عنوان ثواب معنوی به آن اشاره کردید از منظر بانک هم پذیرفته است؟

دیدگاه بانکدار در مورد قرض الحسنه باید وفاداری به اصل قرض الحسنه باشد. یعنی بانک باید پولی را که تحت نام قرض الحسنه می گیرد در مسیر قرض‌الحسنه به کار بیاندازد . بانک هم برای این کار هزینه‌هایی دارد که کارمزد است. به طور مثال هزینه اجاره ساختمان بانک، آب، برق ،گاز ،تلفن و کارمند. این هزینه ها لازم است و بانک بایستی از مجموعه کسانی که از قرض الحسنه استفاده می کنند آنها را بگیرد. ممکن است این هزینه ها یک درصد باشد یا چند درصد. عدد ثابت ندارد و برای هزینه هاست. اگر این رویه باشد گذر زمان هیچ تاثیری ندارد. مواردی برای قرض الحسنه در قانون معین شده مثل اشتغال زایی، تامین ابزار کار رفع گرفتاری و... . وقتی سپرده گذار پول خود را می دهد و از بانک می خواهد در این راهها به کار بیاندازد کسی نمی تواند جهت این پول را عوض کند.

اما این اتفاق افتاده و همین الان بسیاری از منابع قرض الحسنه از مسیری که شما به آن تاکید دارید منحرف شده است؟

اینها مشکلات اجرایی است. در قانون مشکلی وجود ندارد. آئین نامه های قانون بانکداری بدون ربا در دو بخش سپرده قرض الحسنه و بخش وام این ها را مجزا کرده است. قانون به طور دقیق مشخص کرده که این بخشی که مردم برای سپرده گذاری به صورت قرض می گذارند باید مصروف قرض شود. البته اگر نظارت نباشد بانک ها می بینند که این پول رایگان است و می توانند با آن کار کنند و سود ببرند. بنابراین از این پول در غیر موارد قرض الحسنه هم استفاده می‌کنند.

اما این تخلفات تنها به حساب های قرض الحسنه بانک ها محدود نمی شود و صندوق های قرض‌الحسنه را نیز در بر می گیرد...

ببینید. قبل و بعد از انقلاب صندوق های قرض‌الحسنه به تعداد زیاد از اشکال بزرگ تا کوچک برای رفع نیازهای عامه مردم تاسیس شده اند. این صندوق ها بر مبنای یک الگوی اسلامی بسیار پسندیده وتحسین شده تشکیل شده و در این الگو شخصیت وام گیرنده محفوظ می ماند ، بوروکراسی برای پرداخت وام وجود ندارد و تحقیقات در مورد افراد ساده است. قرض دهنده می داند که پولش مشکل چه اقشاری را حل می کند و این خود انگیزه او را برای سپرده گذاری در صندوق بیش تر می کند. این الگویی است که در عرف مسلمانان بوده و هست. نباید عملکرد تعدادی از صندوق ها که تحت عنوان قرض الحسنه فعالیت کردند و از رویکرد اصلی خود دور شدند به حساب همه صندوق ها گذاشت. اما انگیزه سود طلبی، عدم شناخت کافی از مسائل دینی و فرصت طلبی هایی که همیشه در همه جوامع وجود دارد در جامعه ما هم در برخی موارد موجب شد، که کسانی تحت عنوان قرض الحسنه پول مردم را جمع کنند و با آن پول فعالیت های غیر قرض‌الحسنه ای انجام دهند. مثلا تجارت کنند؛ دست به صادرات و واردات بزنند یا حتی بعضی ها سپرده اولیه مردم را از بین ببرند. این واقعا در غیاب هوشمندی افراد و در حضور فرصت طلبی عده اندکی رخ داده است. تعدادش زیاد نبوده و آنقدر نیست که کارکرد صندوق هایی که به طور غیر رسمی در کشور فعالیت می کند را زیر سوال ببرد. اما از آنجا که اگر مثلا ۱۰ هزار نفر کار خوب انجام دهند ممکن است دیده نشود و اگر ۵ نفر در بین آنها بد کنند به عنوان یک کاستی دیده می شود؛ در بین صندوق ها هم تعدادی بود که تخلف کردند. مثلا وام ضربدری دادند یا با پول مردم درآمد جدید برای خود ایجاد کردند و اندکی از آن درآمدها را انگیزه ای کرد ند که سود یا کارمزدی به کسانی که سپرده گذاری کرده بودند بدهند. اینها موجب شد که این سنت حسنه، که در اسلام توصیه شده در برخی از موارد خدشه دار شود.

البته ناآگاهی برخی ها نسبت به این که نمی توان از قرض پول، مازاد گرفت و فرصت طلبی برخی ها نسبت به این ناآگاهی موجب شد که مردم هم مازاد قرض الحسنه را دریافت کنند. در حالی که قرض‌الحسنه بود و هیچ گاه از خود نپرسیدند که اگر قرض است پس مازادش چیست؟

اما به هر حال این انحراف منابع قرض‌الحسنه‌ها وجود داشته و دارد. چه راهکاری می‌توان برای این موضوع در نظر گرفت؟

به اعتقاد من اگر قرض الحسنه از همان سال ۱۳۶۲ وارد نظام بانکی نمی شد و به جای آن، کاری که سال‌های بعد انجام گرفت یعنی تصویب قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی در همان زمان صورت می‌گرفت بهتر بود. این یعنی تشویق ایجاد قرض الحسنه به صورت محلی و خرد و کوچک . البته باید در بحث نظارت نیز فعالانه عمل می شد. با این حساب هم نظام بانکی اسیر کاری که در آن انگیزه ندارد نمیشد و از سوءاستفاده های احتمالی هم جلوگیری می شد. به نظر من باید با اصلاح قانون، بانک ها را از پذیرش حساب قرض الحسنه معاف کنند و این کار مردمی به وسیله خود مردم انجام شود. دولت نیز تنها نظارت بر این صندوق ها را به عهده داشته باشد.

در الگویی که اشاره کردید آیا نظارت باید به عهده بانک مرکزی باشد یا همچنان سازمان اقتصاد اسلامی باید این وظیفه را به دوش بکشد؟

ببینید مکانیزم این نظارت را باید تعریف کرد.دولت در قبال این مقوله مسوولیت دارد. اما قادر است مسوولیت نظارت را از طریق سازمان های بخش خصوصی یا دولت اعمال کند یا تلفیقی از هر دو را داشته باشد. این بستگی به تعداد صندوق های قرض‌الحسنه و شرایط موجود دارد. اما به هر حال ناظر را باید بانک مرکزی قرار داد.

در صحبت های خود به این موضوع اشاره کردید که قرض الحسنه باید از نظام بانکی خارج شود. با توجه به تخلفاتی که در این حوزه به وجود آمده این موضوع آیا به ایجاد پول جدید و نوعی از نقدینگی پنهان در جامعه و تورم جدید نمی انجامد؟

خیر. اگر نظارت به گونه ای باشد که این موسسات فقط به کار قرض دادن وقرض گرفتن بپردازند و به عبارت دیگر فعالیت آنها به خلق پول نیانجامد این اتفاق نمی افتد. آنچه که باعث می شود در نقدینگی تاثیر بگذارد عملکرد نظام بانکی در خلق پول است . به طور مثال در نظام های ربوی اگر یک نفر ۱۰۰ تومان در بانکی پس انداز کند به تدریج بانکدار متوجه می شود که پس انداز کنندگان همیشه برای گرفتن تمام پول خود به بانک مراجعه نمی کنند و همواره یک رسوبی از پول در بانک وجود دارد. بانک هم با ۷۰ تا ۸۰ درصد رسوب پول به افرادی که متقاضی وام هستند اعتبار می دهد و از انها بهره می گیرد. این مکانیزم پیچیده ای دارد که در آخر به این جا ختم می شود که مثلا مجموعه مردم ۱۰۰واحد پول به بانک داده اند اما بانک با این ۱۰۰ واحد، مثلا ۵۰۰ واحد پول پرداخت کرده است.. یعنی ۵ برابر . در حالی که پول ۱۰۰ واحد است. این «خلق پول» است. منشا تورم هم همین جاست. در قرض الحسنه اخذ بهره حرام است. اصولا قرض دادن به نیت دریافت بهره موضوعیت ندارد. در بانکداری ربوی بانکدار می‌بیند اگر پول های رسوب شده را بدهد هم اصلش برمی گردد هم مازاد می گیرد . در قرض الحسنه اگر هم از پول رسوب شده وامی پرداخت شود نمی توان مازادی دریافت کرد. بنابراین پولی خلق نمی شود. پس هیچ نگرانی از بابت تورم نیست. در برخی موارد صندوق ها به جای چک، قبوضی صادر می کنند که غیر رسمی است و کار چک را می کند صندوق قرض‌الحسنه باید مورد نظارت قرار گیرد که پول مردم را بگیرد و از طرف دیگر به مردم برگرداند؛ پول جدید نمی تواند و نباید خلق کند. اگر این گونه نباشد دغدغه ای که شما اشاره کردید به وجود میآید.

یکی از اهدافی که دولت نهم در اوایل شروع به کار خود دنبال کرد تشکیل بانک قرض‌الحسنه بود. هدفی که در اوایل انقلاب نیز از سوی برخی از بازاریان تهران دنبال شد اما ناکام ماند. از صحبت های شما می توان این گونه استنباط کرد که به نوعی از این بانک قائل هستید؟

من به این موضوع اعتقاد دارم که سنت قرض الحسنه سنت خوبی است. حجم پولی هم که بابت مانده حساب های قرض الحسنه هست بالاست. مردم برای سرمایه گذاری در قرض الحسنه انگیزه دارند . البته در برخی مواقع که انگیزه مردم به جایزه های آنچنانی منتهی میشود افراطی هم به وجود می آید. اگر بانک ها مقید باشند که پول قرض الحسنه را در راه قرض‌الحسنه به کار ببرند این جایزه ها هم به طور ذاتی محدود می‌شوند. اما در مورد سوال شما باید بگویم که بانک قرض الحسنه کار بی معنایی است. کار بانک با قرض دادن سازگار نیست. در دنیای جدید اگر «ربا» در مبادلات وارد نشود بانک قرض الحسنه نمی تواند با مسما باشد. از لحاظ لفظی معنا ندارد. من برای فعالیت‌های سرمایه گذاری و قرض الحسنه واژه بانک را نمی پسندم. کار بانک این نیست که پول مردم را چند ساله بگیرد وسودی بدهد. بانک جایی است که خدمات خاصی دارد. بنابراین قرض الحسنه ها هر چقدر مردمی باشند و بوروکراسی نداشته باشند شان مردم نیازمند هم بیشتر حفظ می شود. هرچقدر هم که محیط کوچکتر باشد تخلف کمتر خواهد بود. من به نظارت بانک مرکزی قائلم اما این نظارت لزوما نباید دولتی باشد. می توان کار نظارت را به نهادهای مدنی غیر دولتی (NGOها) سپرد.

شما عنوان بانک را برای قرض الحسنه ها نمی پسندید. اما الگویی که برای قرض‌الحسنه‌ها در ایران ایجاد شد به شکلی دیگر در بنگلادش تحت عنوان «بانک فقرا» نیز انجام شده و موفق نیز بوده است. به نظر شما چه تفاوت هایی میان الگوی به کار گرفته شده از سوی ایران با کارکرد صندوق قرض الحسنه ای که عنوان بانک را در بنگلادش داشته ، وجود دارد؟ چرا این مکانیزم در کشوری اسلامی به مانند بنگلادش موفق است اما در ایران نه؟

آنچه که در بنگلادش گذشت خیلی هم به خاطر حذف ربا نبود آنجا اقتصاددانی به نام دکتر «یونس» برای نجات مردم از فقری که از آن رنج می بردند پیشنهاد پرداخت وام بدون کارمزد به زن های سرپرست خانوار روستایی را داد. فرآیند دریافت وام نیز ساده بود. شورای روستای مورد نظر تایید می کرد و وام به زنان برای اشتغال داده میشد. آنطور که گزارش شده این مکانیزم تقریبا بدون اشکال بوده و بعدها تحت عنوان «گرامین بانک» توسعه پیدا کرده و در نقاط مختلف دنیا شعبه زده و کار خوب و مفیدی بود، اما با این هدف که قرار است ربا از معاملات حذف شود، نبوده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن