تفسیر مدیریتی سوره حمد

در ابتدای مراسم اعطای جوایز سومین دوره جایزه پروژه برتر ایران، مهندس جواد نعمتی از ارزیابان تعالی، سوره حمد و تفسیری مدیریتی از آن را قرائت کرد که متن آن را می خوانیم. قرآن کریم کتابی انسان ساز است که از سوی پروردگار عالم که خالق و پرورش دهنده تمام موجودات من جمله انسان است، نازل گردیده و بیان کننده تمام اصول مورد نیاز انسان برای زندگی و رشد و تعالی است. همانطور که حضرتش در آیات گهربار آن کتاب فرمود : "تبیاناً لکل شیء" (سوره نحل آیه ۸۹). از این رو بر آن شدیم تا با دیدی مدیریتی رجوعی دو باره به آیات کتاب هدایت داشته باشیم، زیرا که این آیات بر مدیر جامعه اسلامی، حضرت رسول اکرم (ص) نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت نمود و به مدت ۱۰ سال آن حکومت را اداره کرد و در تمام آنات و لحظه ها و تمام مشکلات، عنایات و ارشادات و راهنمایی های وحیانی راه گشای وی بوده اند.در این مجال تلاش بر این است تا سوره حمد را -که مفتاح قرآن کریم است- از زاویه علم مدیریت مورد بررسی قرار گیرد. این مجموعه دارای ۲۵ نکته مدیریتی است که محتوای کلی آن در خلاصه پایانی جمع شده است. امید آنکه قدمی هرچند کوتاه و اندک در راستای محجوریت زدایی از این ثقل اکبر برداشته شود.

بسم الله الرحمن الرحیم (۱)

الحمدلله رب العالمین(۲) الرحمن الرحیم (۳) مالک یوم الدین (۴) ایاک نعبد و ایاک نستعین (۵)

اهدنا الصراط المستقیم (۶) صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین (۷)

آیه ۱: بسم الله الرحمان الرحیم

۱. "به نام خدا" بیانگر انگیزه است، یعنی خدایا هدفم تو هستی، نه مردم، هدفم رضای تو است ، نه...بیان بسم الله و ذکر آن در هر جلسه و مکاتبات بیانگر دورنمای فکری و هدف ماست، یعنی تمام فعالیت ها به منظور آن هدف صورت می پذیرد.

ثمره عملی: بر مدیران لازم است که در تمام فعالیت ها و سخنرانی ها و مکاتبات با نام و یاد خدا شروع نمایند زیرا دستگاه های نظام اسلامی، هدف عالی رضای پروردگار را دنبال می کنند. (الرحمن الرحیم در آیه ۳ مورد بررسی قرار گرفته است.)

آیه ۲: الحمدلله رب العالمین

۱. بنیان گذار یک مؤسسه علاوه بر اینکه مالک آن سازمان و مؤسسه است، باید در رشد و پرورش آن نقش داشته باشد (استفاده از کلمه رب). این رشد به صورت حرکت تکاملی و تدریجی است ( دائمی و مستمر) و نه دفعتاً.

۲. کارکنان باید در برابر خدمت، نعمت و احسان مدیران شکر گذار باشند (الحمد).

۳. مدیرانی که به پرورش و رشد اعضای سازمان می پردازند، باید از سوی حکومت و اجتماع مورد ستایش و مدح قرار گیرند (الحمد).

۴. مدیران لازم است فرصت برابر در امکان پرورش و رشد را در اختیار همه زیردستان و کارکنان قرار دهند(العالمین به معنی همه عالم است نه بخشی از آن).

۵. مدیرانی که در مورد پرورش اعضای سازمان آگاهی ندارند نمی توانند مسئولیت رشد دادن کارکنان را بر عهده بگیرند.

۶. پرورش کارکنان باید در راستای کمال و رشد ایشان باشد زیرا در این صورت است که این ربوبیت (پرورش دادن) مدح می گردد (مدح کردن پرورش منفی و غلط، قبح عقلی دارد).

آیه ۳: الرحمان الرحیم

۱. مدیران در اعطای امتیازات و پاداش ها باید دو نوع رفتار را اعمال کنند: الف (امتیازات و بخشندگی هایی به همه کارکنان (بدون در نظر گرفتن پست و سابقه و...) مثل عیدی پایان سال و حقوق و دستمزدی که به همه کارکنان پرداخت می‌گردد (الرحمان). (ب) امتیازات و بخشندگی هایی که به عده ای خاص اعطا می‌گردد، مثل جوایزی که نسبت به ایده های نو داده می شود(الرحیم).

۲. امتیازات ویژه به افرادی تعلق می گیرد که بیش از وظیفه انجام تکلیف نموده‌اند (کمیت) و یا به وظیفه خود به نحو احسن انجام تکلیف نموده‌اند (کیفیت).

۳. بخشندگی های عمومی باید مقدم بر پاداش های خاص باشد چون ارضای نیازهای عموم جامعه مقدم بر ارضای نیاز عده ای خاص است (تقدم کلمه الرحمان بر الرحیم).

۴. در امر پرورش و رشد (آیه ۲) لازم است مشوق هایی جهت افزایش انگیزه و یا به حرکت در آوردن کم همتان بکار گرفته شود تا فرآیند رشد و پرورش موفق باشد(آیه ۳).

۵. بخشندگی هایی را که مدیران به همه اعضای سازمان روا می دارند (الرحمان، الرحیم) باید بر اساس مهر و عاطفه باشد تا علاوه بر نیازهای زیستی، بخشی از نیازهای معنوی و کمبودهای روانی نیز جبران شود زیرا بر اساس روایتی از امام رضا (ع)، الرحمن و الرحیم به معنای بخشش همراه با مهر و عاطفه است(تفسیر تسنیم ج۱، ص ۳۸۰).

آیه ۴: مالک یوم الدین

۱. مدیران باید در نظر داشته باشند که مدیریت آنها اعتباری است و روزی از دست آنها خارج می شود و به دیگری سپرده می شود زیرا مالکیت حقیقی تنها از آنِ خداوند است.

۲. مدیران در فرآیند تربیت لازم است علاوه بر رحمت و مهربانی، نوعی تنبیه داشته باشند، یعنی ضمن اعمال سیستم پاداش (الرحمن الرحیم)، سیستم تنبیه (مالک یوم الدین) را نیز اعمال نمایند(در این قسمت آیه سیاق کلام عوض شده و لحن عبادت جدی و تهدیدی به نظر می رسد).

ادامه در صفحه ۶

ادامه از صفحه ۵

آیه ۵: ایاک نعبد و ایاک نستعین

۱. در کنار برنامه ریزی ها و حساب و کتاب های مادی نباید عوامل ماورایی را ناکار آمد دانست بلکه اگر فعالیت‌ها در راه هدف اصلی یعنی رضای خدا باشد (ایاک نعبد) می توان در مشکلات از یاری مافوق بشر هم بهره مند شد(ایاک نستعین).

۲. در صورت حرکت به سوی هدف اصلی یعنی رضای خدا (ایاک نعبد)، ضمن برنامه ریزی ها و تلاش های مادی و استمدادهای ماورایی (ایاک نستعین)، دیگر هیچ چیزی ما را در رسیدن به موفقیت مانع نخواهد شد (تقدم کلمه "ایاک" معنای حصر دارد).

آیه ۶: اهدنا الصراط المستقیم

۱. مدیران ممکن است در دستورات و اعمال خود چهار حالت داشته باشند: الف) عقیده صحیح، عمل صحیح ب) عقیده صحیح، عمل نادرست ج) عقیده نادرست، عمل صحیح د) عقیده نادرست، عمل نادرست. صرف اینکه مدیران در عقیده، صحیح فکر کنند کافی نیست بلکه باید در عمل هم دچار لغزش نشوند. یک مدیر علاوه بر عقیده صحیح باید به فکر اجرای صحیح افکار نیز باشد.

۲. مدیران ضمن بیان هدف اصلی (رضای خدا) باید راه رسیدن به آن هدف را نیز مشخص کنند (تعیین استراتژی) تا کارکنان بتوانند با اجرای آن برنامه‌ها به اهداف دست یابند (صراط).

۳. مدیران وقتی که یک برنامه صحیح را مورد توجه قرار می دهند باید توجه نمایند که در برنامه و عمل اعتدال و میانه روی صورت پذیرد، نه افراط داشته باشد و نه تفریط (صراط المستقیم).

آیه ۷: صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین

۱. موفقیت در ابتدای راه (اهداف اولیه) به معنای موفقیت کامل نیست بلکه باید تا رسیدن به هدف اصلی استقامت و دقت نمود (گروه "غیرالمغضوب علیهم" در ابتدا خوب بودند سپس مورد غضب قرار گرفتند).

۲. بر مدیران لازم است از کسانی که راه موفقیت را پیموده اند، الگو بگیرند (صراط الذین انعمت علیهم).

۳. بر مدیران لازم است از اشتباهات کسانی که دچار شکست و ورشکستگی شده اند درس عبرت بگیرند (غیرالمغضوب علیهم).

۴. بر مدیران لازم است که از راه کسانی که به سوی افول و شقاوت می روند دوری کنند(والضالین).

۵. مدیر منحرف نمی تواند سازمان را در مسیر صحیح هدایت نماید (مدیر منحرف ضالین). آنان نه تنها به سوی هدف اصلی پیش نمی روند بلکه نمی توانند سازمان را رشد دهند و کارکنان را مورد پرورش و تکامل قراردهند. آنها نمی توانند در این راه توکل داشته باشند و تداوم آن را برای رسیدن به هدف نهایی از خداوند طلب نمی کنند.

۶. مدیر صالح بستر های انحراف در سازمان را شناسایی می کند و به منظور هدایت در مسیر مستقیم (صراط) سعی در کاهش این انحرافات دارد (غیرالمغضوب علیهم والضالین).

ثمره عملی

- از اعطای پست های مدیریتی سازمان به افراد منحرف صرفنظر شود چون نه تنها سازمان را به مقصد مطلوب نمی رساند بلکه آن را از مقصد دور می کند.

- مدیر صالح با پرورش تدریجی و تکاملی(آیه ۲) و با استفاده از سیستم پاداش عمومی و اختصاصی همراه با مهر و عاطفه(آیه۳) و سیستم تنبیه(آیه۴) و با استمداد از خدای متعال و با استفاده از نیروهای مادی عوامل ماورایی(آیه ۵) با هدایت از طریق راهنمایان و با عقاید و اعمال صحیح و معتدل(آیه۶ )، زمینه های انحراف افراد سازمان را کاهش می دهد و سازمان را در مسیر مستقیم هدایت می کند (آیه۷).

منابع و ماخذ

۱. تفسیر نور- ج۱ - صص ۲۰-۲۸

۲. تفسیر تسنیم - ج ۱ - صص ۳۸۹-۳۷۲

۳. ترجمه تفسیر المیزان - ج ۱ - صص ۲۲-۱۸