چرا کشورها خریدنی نیستند؟
هفته گذشته «روز آلاسکا» بود روزی را که ساکنان آلاسکا هر ساله به مناسبت انعقاد قرارداد خرید آلاسکا از روسیه توسط آمریکا در ۱۸۶۷ جشن میگیرند.
هفته گذشته «روز آلاسکا» بود روزی را که ساکنان آلاسکا هر ساله به مناسبت انعقاد قرارداد خرید آلاسکا از روسیه توسط آمریکا در ۱۸۶۷ جشن میگیرند. در اینجا سوالی به ذهن میرسد که چرا پس از این مورد، کشورهای دیگر جهان اقدام به خرید قلمروهای هم نکردند. به نظر نمیآید شکاف درآمد فعلی آمریکا، مثلا زیمبابوه یا مالاوی کمتر از شکاف درآمدی آمریکا و روسیه در ۱۴۰ سال قبل باشد. پس چنین خریدهایی باید حالا هم عملی باشد و تردیدی نیست که اکثر زیمبابوهایها خوشحال خواهند شد که در قبال دریافت مبلغ اندکی، سهم خود در حق حاکمیت زیمبابوه را در عوض حکومت آمریکا یا یک کشور اروپایی از دست بدهند.
پس چرا معاملاتی مثل خرید آلاسکا (یا ایالت لویزیانا) دیگر اتفاق نمیافتد؟ آیا موگابه و متحدان غارتگر وی آنقدر قدرت دارند که میتوانند یک تملک خارجی را غیرقابل اجرا سازند؟ چرا باید حق انتخاب شهروندان زیمبابوه را فقط به دو گزینه تحمل دولتهای بد یا اقدام به جنگ و شورشهای پرهزینه محدود کنیم؟ شرکتهای موفق و سودآور اغلب شرکتهای زیانده و ناموفق را خریداری میکنند. بنابر این چرا دولتهای موفق نباید بتوانند دولتهای با مدیریت ناکارآمد را خریداری کنند؟ آیا حق حاکمیت ملی آن چنان عظیم و ارزشمند است که قابل خرید و فروش نیست؟ آیا موانع انجام چنین کاری بیش از آنکه موانع عملی باشد موانع اخلاقی است؟