تحول نظام کدگذاری کالا و خدمات ؛ از SIC تا NAICS
دنیای اقتصاد- روز نهم آوریل سال ۱۹۹۷، دفتر مدیریت و بودجه آمریکا (OMB) اعلام کرد تصمیم گرفته است نظامی را راهاندازی کند که نظام ردهبندی صنعت آمریکا (NAICS) نامیده میشود. این نظام به عنوان نظام ردهبندی صنعت توسط مراکز آماری ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد.<br>«نیکز» در واقع جایگزین نظام استاندارد ردهبندی صنعتی (SIC) بود که در سال ۱۹۸۷ بدعتگذاری شد.<br>«نیکز» یک نظام منحصر به فرد کاملا جدید برای ردهبندی موسسات تجاری است. این نظام اولین نظام ردهبندی اقتصادی است که براساس یک مفهوم مجزای اقتصادی بنیانگذاری شده است.<br>واحدهای اقتصادی که از فرآیندهایی برای تولید کالاها یا خدمات بهره میبرند در یک گروه قرار میگیرند.
دنیای اقتصاد- روز نهم آوریل سال 1997، دفتر مدیریت و بودجه آمریکا (OMB) اعلام کرد تصمیم گرفته است نظامی را راهاندازی کند که نظام ردهبندی صنعت آمریکا (NAICS) نامیده میشود. این نظام به عنوان نظام ردهبندی صنعت توسط مراکز آماری ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد.
«نیکز» در واقع جایگزین نظام استاندارد ردهبندی صنعتی (SIC) بود که در سال ۱۹۸۷ بدعتگذاری شد.
«نیکز» یک نظام منحصر به فرد کاملا جدید برای ردهبندی موسسات تجاری است. این نظام اولین نظام ردهبندی اقتصادی است که براساس یک مفهوم مجزای اقتصادی بنیانگذاری شده است.
واحدهای اقتصادی که از فرآیندهایی برای تولید کالاها یا خدمات بهره میبرند در یک گروه قرار میگیرند.
مترجم: شادی آذری- ایالات متحده به یک نظام ردهبندی جدید برای صنایع دست یافت! روز نهم آوریل سال ۱۹۹۷، دفتر مدیریت و بودجه آمریکا (OMB) اعلام کرد تصمیم گرفته است نظامی را راهاندازی کند که نظام ردهبندی صنعت آمریکا (NAICS) با تلفظ (نیکز) نامیده میشود. این نظام به عنوان نظام ردهبندی صنعت توسط مراکز آماری ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد.
نیکز در واقع جایگزین نظام استاندارد ردهبندی صنعتی (SIC) بود که در سال ۱۹۸۷ بدعتگذاری شد.
نیکز یک نظام منحصر به فرد کاملا جدید برای ردهبندی موسسات تجاری است. این نظام اولین نظام ردهبندی اقتصادی است که براساس یک مفهوم مجزای اقتصادی بنیانگذاری شده است.
واحدهای اقتصادی که از فرآیندهایی برای تولید کالاها یا خدمات بهره میبرند در یک گروه قرار میگیرند.
این نظام «تولید محور» به معنای آن است که مراکز آماری ایالات متحده دادههایی را تولید میکنند که برای اندازهگیری بهرهوری، هزینههای کار و سرمایهبری محصول به کار میرود، ایجاد ارتباط بین درونداد و برونداد، برآورد روابط برونداد اشتغال و سایر آمارهایی از این دست که نیازمند این دروندادها و بروندادها هستند را میتوان توسط این نظام با هم به کار برد.
نیکز اولین نظام ردهبندی صنعت آمریکای شمالی است. این نظام توسط کمیته سیاستهای ردهبندی اقتصادی (ECPC) آمریکا و با همکاری اداره آمار کانادا و موسسه ملی آمار مکزیک تدوین شد تا آمار قابل مقایسهای از این سه کشور را تامین کند.
این اولین بار است که دولت و تحلیلگران تجاری قادر خواهند بود به طور مستقیم اطلاعات تولیدات صنعتی جمعآوری و چاپ شده در این سه کشور را با هم مقایسه کنند.
به علاوه نیکز به منظور ارتقای میزان قابلیت قیاس با نظام استاندارد ملی ردهبندی صنعتی (ISIC) نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
نظام استاندارد ملی ردهبندی صنعت توسط سازمان ملل تهیه و تدوین شده است.
نیکز به انتقادات جدی و روزافزون وارده بر نظام استاندارد ردهبندی صنعتی (SIC) نیز پاسخ میدهد.
نیکز منعکسکننده ساختار امروزی اقتصاد ایالات متحده، کانادا و مکزیک است.
ساختاری که ظهور و رشد بخش خدمات و فناوریهای نوین و پیشرفته را در بر دارد.
نیکز نظامی انعطافپذیر است که به هر کشوری اجازه میدهد صنایع مهمی را که در سطح پایینتر هستند با استفاده از دادههای قابل قیاس هر سه کشور مورد شناسایی قرار دهد.
ایجاد نیکز:
نظام استاندارد ردهبندی صنعتی (SIC) که از دهه ۱۹۳۰میلادی مورد استفاده قرار گرفت، توسط یک کمیته بین سازمانی فعال در زمینه آمار صنعتی تدوین شد.
وظیفه این نظام «ایجاد یک برنامه ردهبندی برای ردهبندی اقسام مختلف دادههای آماری توسط صنایع بود.»
این فهرست صنایع تولیدی در سال ۱۹۳۸ منتشر و فهرست صنایع غیرتولیدی در سال ۱۹۳۹ تکمیل شد.
این فهرستها تبدیل به اولین ردهبندی استاندارد صنعتی (SIC) برای ایالات متحده شدند.
هدف از تدوین SIC ایجاد یکسانی و قابلیت قیاس دادههایی بود که توسط آژانسهای داخلی دولت آمریکا، انجمنهای صنفی و سازمانهای تحقیقاتی جمعآوری و منتشر شده بود.
این نظام به شکل یک موسسه ایجاد شده بود. موسسهای که براساس نظام ردهبندی صنعت شکل گرفته بود و هر موسسه را ردهبندی میکرد (و به عنوان یک موقعیت فیزیکی که در آن فعالیتهای اقتصادی مشاهده میشد، تعریف میکرد). این ردهبندی نیز براساس اولین و اصلیترین فعالیت آن موسسه انجام میشد. SIC کل زمینههای فعالیتهای اقتصادی را پوشش میداد به نحوی که صنایع را مطابق با شرایط و ساختار اقتصاد تعریف میکرد. از دهه ۳۰میلادی، SIC بهطور منظم مورد اصلاح و بازنگری قرار گرفت تا منعکسکننده تغییرات در ساختار اقتصادی ایالاتمتحده باشد. صنایع جدیدی به این اقتصاد اضافه شد و صنایع کوچک در حال افول یا حذف شدند و یا با سایر فعالیتها ترکیب شدند. اما از دهه ۳۰میلادی ساختار کلی SIC اساسا بدون تغییر بر جای ماند. SIC برای آخرین بار در سال ۱۹۸۷ مورد بازنگری قرار گرفت و این زمانی بود که بهطور متوسط ۲۰ صنعت خدماتی جدید به آن اضافه شد و صنایع جدیدی که به بخش تولید اضافه شد، منعکسکننده تغییرات تکنولوژیکی است در آن بخش به چشم میخورد.
تا اوایل دهه ۹۰میلادی بسیاری از کاربران دادهها و تحلیلگران از SIC انتقاد میکردند و مدعی بودند که این نظام تاریخ گذشته است و نمیتواند منعکسکننده اقتصاد ایالاتمتحده باشد. موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی نه تنها نیاز تدوین یک نظام جدید را پررنگتر کرد بلکه لزوم تدوین آن را با همکاری کانادا و مکزیک مشخص کرد. در اوایل سال ۱۹۹۲، دفتر مدیریت و بودجه آمریکا (OMB)، کمیته سیاستهای ردهبندی اقتصادی (ECPC) را تاسیس کرد که متشکل از نمایندگانی از دفتر تحلیلگران اقتصادی بود که مدیریت این کمیته را بر عهده داشتند. به علاوه نمایندگانی از دفتر آمار و سرشماری و دفتر آمار کار در این کمیته حضور داشتند که مسوولیت بازبینی و نگاهی نو به ردهبندیهای اقتصادی را عهدهدار بودند تا مشخص شود که آیا یک نظام جدید باید تدوین شود و یا خیر و آیا چنین نظام جدیدی باید براساس یک تفکر اقتصادی بنیانگذاری شود یا خیر. کمیته سیاستهای ردهبندی اقتصادی (ECPC)، کار خود را با مقالات موردی نظرات مردم درباره ردهبندی اقتصادی آغاز کرد. شش مقاله نیز توسط این کمیته به چاپ رسید. اولین مقاله با عنوان «مسائل مفهومی» لزوم ایجاد یک نظام نو براساس یک
مفهوم اقتصادی را تشریح میکرد. در این مقاله دو چارچوب کاری برای تدوین یک نظام جدید در نظر گرفته شد: چارچوب تولید محور و چارچوب تقاضا محور. در این مقاله سوالهایی برای جامعه کاربران دادهها مطرح شد. دومین مقاله «ساختارهای تجمع و سلسله مراتب آن» نام داشت. در این مقاله روشهای جایگزین برای تشکیل یک نظام ردهبندی تشریح شد. در مقاله سوم با نام «قابلیت جمعآوری دادهها» به مسائل عملی در رابطه با کدگذاریهای هر موسسه تحت هر صنعت پرداخته شد. مقاله چهارم «معیارهای تعیین صنایع» به توصیف معیارهای مورد استفاده در گذشته برای تشکیل SIC و معیارهای ممکنی که میتوان در آینده مورد استفاده قرار داد پرداخت. «تاثیر اصلاحات ردهبندی بر مسائل زمانبر» عنوان مقاله پنجم بود. این مقاله رابطه متقابل بین قابل قیاس بودن دادههای زمانبر و لزوم ایجاد یک نظام جدید که بتواند اطلاعات اقتصادی به روز را تامین کند مورد بررسی قرار داد. سرانجام مقاله ششم با نام «ردهبندی خدمات» به مسائل مهمی که در تدوین یک نظام سودمند برای ردهبندی صنعت و خدمات دخیل هستند، پرداخت.
کمیته سیاستهای ردهبندی اقتصادی (ECPC) در ۲۶ جولای سال ۱۹۹۴ طی اطلاعیهای اعلام کرد که با آژانسهای آمار کانادا و مکزیک به توافق رسیده است که نظامی مشترک برای ردهبندی اقتصادی خود تدوین کنند. این نظام براساس یک مفهوم اقتصادی تولید محور بنیانگذاری میشد و بر صنایع خدماتی و صنایع دخیل در تولید تکنولوژیهای پیشرفته تاکید داشت.
نیکز چه تفاوتهایی با SIC دارد؟
نیکز براساس یک مفهوم اقتصادی جامع تدوین شده است. موسسههایی که از فرآیندهای یکسان یا مشابه در تولید کالا یا خدمات استفاده میکنند در یک گروه جای میگیرند. SIC که در دهه ۱۹۳۰ میلادی تدوین شد و طی ۵۰ سال دستخوش اصلاحات شد براساس یک مفهوم اقتصادی جامع تدوین نشده بود. ردهبندی برخی از صنایع در این نظام تقاضا محور بود در حالی که ردهبندی سایر صنایع تولید محور بود.
در نیکز، اقتصاد در حال تغییر و بخش خدماتی رو به رشد ایالات متحده و همسایگان آمریکای شمالی آن لحاظ شد. این نظام شامل ۱۱۷۰ صنعت است که از میان آنها ۵۶۵ صنعت از صنایع خدماتی محسوب میشوند. در حالی که SIC تنها ۱۰۰۴ صنعت را شامل بود که از آن میان ۴۱۶ صنعت از صنایع مربوط به بخش خدمات محسوب میشدند. در نیکز ۳۵۸ صنعت جدید شناخته شد که از میان آنها ۲۵۰ صنعت تولید کننده خدمات هستند. در نیکز ۲۰ بخش صنعتی وجود دارد که از میان آنها ۱۶ بخش خدماتی هستند. در حالی که SIC تنها ۱۰ بخش داشت که ۵ بخش از آنها مربوط به خدمات بودند.
نیکز آمار قابل مقایسهای را برای کشورهای آمریکای شمالی ارائه میدهد. به علاوه دادههای آن با دادههای نظام استاندارد ملی ردهبندی صنعت (ISIC) قابل قیاس است اما SIC از چنین مزیتی برخوردار نیست.
نیکز یک نظام شش رقمی است که با پنج رقم نیز اطلاعات سه کشور مورد نظر را قابل قیاس میکند. در حالی که SIC یک نظام چهار رقمی بود که با هیچ یک از نظامهای اطلاعاتی کانادا و مکزیک مرتبط نبود. علت ۶ رقمی بودن نیکز این است که این ویژگی انعطافپذیری این نظام اطلاعاتی را افزایش میدهد.
نیکز به هر یک از این کشورها اجازه میدهد فعالیتهایی را که در این کشورها از اهمیت زیادی برخوردارند شناسایی کنند. در واقع ششمین رقم برای همین منظور در نظر گرفته شده است.
نتیجه گیری:
نیکز به عنوان یک نظام ردهبندی صنعت برای ایالات متحده تاثیر بسزایی بر آمار منتشره از سوی آژانسها و مراکز آماری آمریکا دارد. برای اولین بار دادههای مورد نظر در بخشی به نام بخش اطلاعات در دسترس قرار دارد. بخشهای خدماتی که پیش از این هرگز در نظام SIC شناسایی نشده بودند در این نظام قابل اندازهگیری و بررسی هستند. آماری که آژانسهای آمار آمریکا با کمک این نظام به دست میآورند براساس مفهومی جامع است و اطلاعات دفاتر آماری کانادا و مکزیک را هم در بر میگیرد. این نظام با نگاهی به آینده از انعطافپذیری زیادی نیز برخوردار است. در این نظام جهانی شدن نیز لحاظ شده و قابلیت مقایسه صنایع بین کشورهای عضو نفتا وجود دارد. در سه کشور مذکور اطلاعات به روز شده و صنایع مهم ملی قابل شناسایی هستند. به علاوه در این نظام تغییرات ساختاری و تکنولوژیک در سه کشور قابل مشاهده و شناسایی هستند و این نظام ابزاری را ارائه میدهد که بتوان با آن تغییرات هزاره بعد را مورد ارزیابی قرار داد.