نگاه

ضربه تروریسم به اقتصاد

شماره روزنامه: ۱۰۳۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۲۴۸۳ بیشتر

این روزها عصر تناقض‌های آشکار است. نادیده‌گرفتن شکاف بزرگ میان ظهور تروریسم و پیشرفت بی‌توقف اقتصاد جهان، کار دشواری است. بعد از ۱۱سپتامبر این نگرانی منطقی وجود داشت که تروریسم و تاثیرات جانبی آن مانند وحشت و نگرانی، بلاتکلیفی، بازرسی‌های امنیتی و هزینه نقل و انتقال‌ها، رشد اقتصاد جهان را متوقف کند و گسترش جهانی شدن را با وقفه روبه‌رو سازد. اما چنین نشد، البته هنوز نشده است. تروریسم هم هزینه‌هایی دارد. صنعت هواپیمایی و گردشگری بعد از ۱۱سپتامبر دچار خسارت شد. این اتفاق بار دیگر هم ممکن است روی دهد. هزینه‌های جنگ عراق دست کم گرفته شده بود. با این حال تروریسم هنوز نقل و انتقال فرامرزی کالا، پول و افراد را مختل نکرده است.

ضربه تروریسم به اقتصاد

این روزها عصر تناقض‌های آشکار است. نادیده‌گرفتن شکاف بزرگ میان ظهور تروریسم و پیشرفت بی‌توقف اقتصاد جهان، کار دشواری است. بعد از 11سپتامبر این نگرانی منطقی وجود داشت که تروریسم و تاثیرات جانبی آن مانند وحشت و نگرانی، بلاتکلیفی، بازرسی‌های امنیتی و هزینه نقل و انتقال‌ها، رشد اقتصاد جهان را متوقف کند و گسترش جهانی شدن را با وقفه روبه‌رو سازد. اما چنین نشد، البته هنوز نشده است. تروریسم هم هزینه‌هایی دارد. صنعت هواپیمایی و گردشگری بعد از 11سپتامبر دچار خسارت شد. این اتفاق بار دیگر هم ممکن است روی دهد. هزینه‌های جنگ عراق دست کم گرفته شده بود. با این حال تروریسم هنوز نقل و انتقال فرامرزی کالا، پول و افراد را مختل نکرده است.

از سال ۲۰۰۱ اقتصاد جهان بیش از دودرصد رشد داشته است. برای آمریکا این سود بیش از ۱۵درصد بوده است. برای کشورهای در حال توسعه این سود بیش از ۳۰درصد بوده است. تجارت جهانی یعنی واردات و صادرات بیش از ۳۰درصد رشد داشته‌اند.
باید بپرسیم چرا شرایط اقتصادی به شیوه‌ای اینچنین غیرمنتظره پیش رفته است و آیا تغییری که قرار بود پنج‌سال پیش ایجاد شود در آینده روی خواهد داد؟
شرایط اقتصادی تا حدی تابع طبیعت بشری است. مردم مانند شرکت‌های تجاری همواره تلاش می‌کنند تا به شرایط طبیعی بازگردند. اقدامات طبیعی معمولا بر اقدامات تروریستی سایه می‌اندازد. گزارش‌های اخیر نشان داده است که توفان کاترینا بیشتر از ۱۱سپتامبر به اقتصاد آمریکا آسیب رساند.
هزینه‌های تروریسم هر چقدر هم که عظیم باشد در اقتصاد ۱۳تریلیون دلاری آمریکا گم می‌شود. کنگره در آخرین اقدام خود ۴۳۲میلیارد دلار تعهد مالی آمریکا را در جنگ‌های عراق و افغانستان تصویب کرد. پیش از جنگ این ارقام ۵۰ تا ۲۰۰میلیارد دلار تخمین زده می‌شدند.
دفتر بودجه کنگره اکنون می‌گوید این هزینه‌ها تا سال ۲۰۱۶ ممکن است از مرز ۸۰۰میلیارد دلارعبور کند. اما این هزینه‌ها سهم ناچیزی از هزینه‌های فدرال آمریکا است که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶ به ۴۷ تریلیون دلار خواهد رسید.
از سوی دیگر مدیریت بحران، بعد از ۱۱سپتامبر موجب شد تا تاثیرات بلندمدت تروریسم بر اقتصاد آمریکا کنترل شود. بعضی بانک‌های بزرگ در آن روزها سیستم‌های ارتباطی و کامپیوتری خود را از دست دادند و هواپیماهای حامل چک‌های بانکی زمین‌گیر شدند. مردم نمی‌توانستند چک‌هایشان را نقد کنند و بانک‌ها در اثر مسدود شدن مسیر نقل و انتقال سریع پولی دچار بحران شده بودند. اما فدرال رزرو با بخشندگی به بانک‌های مشکل‌دار وام داد (رقم این وام در ۱۲سپتامبر به ۴۶میلیارد دلار رسید). این کار جلوی یک بحران بزرگ اقتصادی را گرفت و شرایط روانی بازار را آرام کرد.
اکنون تروریسم از نظر اقتصادی به یک معما شبیه است. مردم حملات لندن و مادرید را اتفاقات جداگانه‌ای می‌دانند که تاثیری بر عادات خرید آنها ندارد. اما این روند تا ابد ادامه نمی‌یابد. اگر حملات تروریستی ادامه یابد، اقتصاد جهان واقعا تهدید می‌شود.
هر نظام اقتصادی موفقی به ساختار حمایت‌کننده سیاسی نیاز دارد که با قوانین، استانداردها و شیوه‌های مخصوص خود در حل مشکلات، اقتصاد را به پیش ببرد. طی سال‌ها آمریکا و هم‌پیمانانش با پیمان‌ها و ائتلاف‌های اقتصادی و سیاسی در کنار هم مانده بودند. اما جنگ‌ با ترور به ویژه در عراق اختلافات سیاسی زیادی ایجاد کرد که در اثر این اختلافات توافق‌های اقتصادی هم مشکل‌تر شده است.
سیاست‌های حمایتی می‌تواند رشد اقتصادی را متوقف و روند جهانی‌شدن را مختل کند. بن‌بست اخیر در مذاکرات دور دوحه نمونه بارز این وضعیت است. هر چه تهدید بزرگ‌تر باشد این شکاف هم عمیق‌تر می‌شود. کشورها از نظر اقتصادی به هم نزدیک‌تر می‌شوند و در بخش‌های تجارت، مواد خام و فعالیت‌های مالی به هم وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند. اما از نظر سیاسی از هم دورتر می‌شوند و بر سر اهداف، تاکتیک‌ها و ارزش‌ها اختلافات بیشتری پیش می‌آید. این اتفاق یک بار دیگر هم در دنیا روی داده و آن پیش از جنگ جهانی دوم بوده است، وقتی قدرت‌های اروپایی از نظر اقتصادی نزدیک و به هم پیوسته بودند و از نظر سیاسی با هم خصومت داشتند.
نیوزویک-ترجمه: نیلوفر قدیری

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن