اکونومیست بررسی کرد:

بحران پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا

شماره روزنامه: ۱۰۲۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۷۹۷۹۹ بیشتر

در شرایطی که سال آینده ترکیه شاهد برگزاری انتخابات خواهد بود هم‌اکنون تعداد کمی از مردم آن موافق پیوستن به اروپا هستند و خیل عظیمی از مردم آن بر طبل ملی‌گرایی ترکیه می‌کوبند

بحران پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا

در شرایطی که سال آینده ترکیه شاهد برگزاری انتخابات خواهد بود هم‌اکنون تعداد کمی از مردم آن موافق پیوستن به اروپا هستند و خیل عظیمی از مردم آن بر طبل ملی‌گرایی ترکیه می‌کوبند * چرا اتحادیه اروپا در برابر ترکیه با بحران مواجه شده است؟

فیلیپ گوردون از موسسه بروکینگز واقع در واشنگتن‌دی‌سی با لحنی شیطنت‌آمیز می‌پرسد: «چه کسی ترکیه را از دست داد؟» پاسخ این پرسش تاکنون «هیچ‌کس» بوده است. اما اگر بررسی‌ها به ثمر بنشیند، فهرستی که احتمالا درصدر آنها اتحادیه اروپا به طورکل و دولت قبرس به طور خاص قرار دارند، به‌دست می‌آید.

ترکیه و اتحادیه اروپا در سال گذشته دوبار از وقوع یک فروپاشی خشونت‌بار پیش‌گیری کردند. یکبار هنگامی‌که در اکتبر سال ۲۰۰۵ مذاکرات ورود ترکیه به اتحادیه اروپا رسما آغاز شد و بار دیگر هنگامی که در ژوئن این سال سرنوشت اولین مرحله مذاکرات در لحظه آخر نجات داده شد، در شرایطی که اغلب اروپایی‌ها (و آمریکایی‌ها) امیدوار بودند در آن شب همه چیز به خوبی پیش رود. اما ممکن است دفعه بعدی چنین اتفاقی نیفتد.

در دو موقعیت قبلی همه کم و بیش می‌دانستند که چه باید بکنند. در آن زمان موضوع، فقط جرات انجام آن کارها بود. اما در پاییز امسال به نظر می‌رسد بسیاری از افراد در برابر خطر شکستگی این قطار یا پیش‌بینی تدابیری برای اجتناب از آن بی‌تفاوتند. همه بروکسلی‌ها می‌دانند که بروز بحران در مورد ترکیه اجتناب‌ناپذیر است. هیچ‌کس هم راه پیشدستی کردن در این زمینه را نمی‌داند.

این مساله پیچیده‌تر هم شده است چون اوضاع در ترکیه و قبرس هم خوب پیش نمی‌رود. برای اغلب اروپایی‌ها، نگرانی عمده این است که ترکیه از تلاش‌های خود برای اصلاحات لیبرال در حال عقب‌نشینی است. این موضوع به اندازه کافی بد است (و به یقین قضاوت را در مورد پیشرفت ترکیه به‌سوی معیارهای اروپا دشوار می‌سازد.) به علاوه عقب‌نشینی از اصلاحات به گروه‌های داخلی ترکیه کمک می‌کند که در برابر اتحاد عمیق‌تر با ترکیه قدعلم کنند. این گروه‌ها اقشار زیادی را دربرمی‌گیرند. از بوروکرات‌ها گرفته تا قضات و اعضای نیروهای امنیتی همه شانسی برای بازپس‌گیری نفوذ از دست رفته‌شان را دارند.

بدتر آنکه این عقب‌نشینی‌ها تنها علائم قابل مشاهده‌ای از تحولات یک ملت است که تغییر آن بسیار سخت می‌نماید. یک‌نوع ملی‌گرایی خاص در این کشور در حال رشد است که رگه‌هایی از عدم تحمل مذاهب مختلف نیز در آن مشاهده می‌شود. حمایت از عضویت در اتحادیه اروپا نسبت به دو سال گذشته تا حدود نصف تقلیل یافته است و طی دهه‌های متمادی این اولین بار است که روابط ترکیه با اروپا و آمریکا به‌طور همزمان دچار تنش شده است. (از زمانی که آمریکا عراق را به تصرف درآورد، تنش در روابط این دو کشور افزایش یافت زیرا از نظر ترک‌ها این کار جرات و جسارت کردها را در منطقه جنوب‌شرقی این کشور افزایش داد).

در شرایطی که سال آینده ترکیه شاهد برگزاری انتخابات خواهد بود، هم‌اکنون تعداد کمی از مردم آن موافق پیوستن به اروپا هستند و خیل عظیمی از مردم آن بر طبل ملی‌گرایی ترکیه می‌کوبند.

حتی اگر این مشکل قابل مدیریت و کنترل باشد، واقعیت این است که اتحادیه اروپا و ترکیه در مذاکراتی که هنگام پاییز خواهند داشت، بر سر یک موضوع به مشکل برمی‌خورند و آن موضوعی نیست جز قبرس. اتحادیه اروپا می‌خواهد که ترکیه بندرها و فرودگاه‌هایشان را تا پایان سال به روی همه اعضای اتحادیه بگشاید. البته این تقاضایی غیرعادی نیست چون ترکیه دارای اتحادیه گمرکی با اعضای قدیمی اتحادیه اروپا است و اگر بخواهد که به آنها بپیوندد، لازم است که درهای آن را به روی اعضای جدید هم بگشاید. بنابراین ترکیه قراردادی را برای پذیرش این موضوع به امضا رسانده است. اما از تصویب حق آن هم‌اکنون اجتناب ورزیده است که علت آن ماجراهایی است که در پس عضو جدید اتحادیه یعنی قبرس نهفته است.

قبرس در سال ۲۰۰۴ به عنوان یک جزیره مستقل به عضویت اتحادیه اروپا درآمد. دولت بخش جنوبی (یونانی) آن به‌طور قانونی به رسمیت شناخته شده است. اما بخش شمالی (ترک) آن تنها توسط ترکیه به رسمیت شناخته شده و تجارت با آن متوقف شده است. ترکیه گفته است که بازکردن بندرها به روی تنها بخشی از قبرس در شرایطی که تجارت با بخش دیگر متوقف شده ناعادلانه است. این توجیه کاملا منطقی به نظر می‌رسد. پاسخ مسلم به این مشکل این است که درهای هر دو بخش قبرس باید باز شود. ترک‌ها باید امکان دسترسی هوایی و زمینی را فراهم آورند و اتحادیه اروپا باید رفع توقیف تجارت را عملی سازد.

به هر حال انعکاس نظرات مطرح شده در قبرس (و کشورهایی که به دلایل دیگری مخالف ایده پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا هستند و خود را در جبهه قبرس پنهان کرده‌اند)، اتحادیه اروپا اصرار دارد که هیچ رابطه‌ای بین اتحادیه گمرکات و توقیف تجاری وجود ندارد. آنها معتقدند ترکیه به دنبال عضویت در اتحادیه است، این کشور موظف است بندرهایش را بگشاید و اکنون زمان این کار فرا رسیده است. گذشته از آن اتحادیه اروپا ممکن است این توقیف تجاری را مورد بازبینی قرار دهد. این کار از لحاظ قانونی صحیح است اما هیچ کمکی به حل موضوع تقسیم این جزیره نمی‌کند. در آوریل سال ۲۰۰۴ یعنی هنگامی که دو بخش قبرس به برنامه صلح سازمان ملل رای دادند، اروپایی‌ها گفتند آنهایی که به پذیرش آن رای دادند برده‌اند و آنها که این صلح را رد کردند، باخته‌اند. اما با همه این شرایط، قبرسی‌های یونانی (که برنامه صلح را رد کرده بودند) یک هفته بعد به اتحادیه اروپا پیوستند و اکنون در جایگاهی نشسته‌اند که باید به ورود ترکیه به این اتحادیه رای دهند. قبرسی‌های ترک (که صلح را پذیرفتند) هنوز با موضوع توقیف تجاری مواجه هستند و به علاوه پول کافی را که اتحادیه اروپا برای پیوستن آنها شرط کرده، ندارند. ترک‌ها احساس می‌کنند در مورد قبرس به آنها خیانت شده و مادامی که توقیف تجاری لغو نشود، تا پیش از انتخابات، بندرهای خود را نمی‌گشایند.

در برخی از مراحل بحران ترکیه (و قبرس) هضم ترکیه نسبت به همه کشورهایی که در گذشته قصد پیوستن به اتحادیه اروپا را داشتند برای اتحادیه اروپا دشوارتر است. در شرایطی که تا اکتبر گذشته مهلتی واضح برای ملاقات دو طرف وجود داشت که آنها را برای این کار تحت فشار قرار می‌داد، اکنون هر دو طرف ترک‌ها و اعضای اتحادیه اروپا می‌دانند که مذاکرات جاری پیوستن ترکیه به نظر ده سال یا بیشتر طول می‌کشد. حتی اگر اینطور باشد، برای اتحادیه اروپا بهتر خواهد بود که بروز بحران که بخش اعظم آن مربوط به اصلاحات دولت ترکیه است و اغلب ترک‌ها خواهان آن هستند تا پس از انتخابات به تاخیر افتد و موضوع قبرس نیز که اغلب ترک‌ها معتقدند اتحادیه اروپا در مورد آن دچار اشتباه است به جای آنکه اکنون مطرح شود بهتر است پس از انتخابات در میان گذاشته شود.

مترجم: شادی آذری

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن