بازار سرمایه چین در خدمت فناوری

نمونه روشن این سیاست، ورود شرکت چینی «چانگ‌شین» به بورس شانگهای است. این شرکت که در زمینه تولید تراشه‌های حافظه فعالیت می‌کند، در نخستین روز معاملات با جهش بیش از ۵۰۰ درصدی روبه‌رو شد و ارزش آن برای مدتی از بزرگ‌ترین بانک چین نیز فراتر رفت. عرضه سهام این شرکت، حدود ۹.۸‌میلیارد دلار سرمایه جذب کرد و به یکی از بزرگ‌ترین عرضه‌های اولیه سال‌های اخیر چین تبدیل شد.

اهمیت این اتفاق فقط به موفقیت یک شرکت محدود نمی‌شود. دولت چین ماه‌ها پیش از عرضه سهام چانگ‌شین، روند پذیرش آن را در بورس تسریع کرده بود. این شرکت در کمتر از ۸ ماه از زمان ثبت درخواست به مرحله معامله رسید؛ فرآیندی که در شرایط عادی می‌تواند چند سال طول بکشد. پکن با این اقدام نشان داد که برای شرکت‌هایی که آنها را برای اهداف صنعتی و فناوری خود مهم می‌داند، حاضر است مسیر تامین مالی را کوتاه‌تر کند.

در دو سال گذشته، شرکت‌های فناوری چین حدود ۲۱۷‌میلیارد دلار از طریق عرضه سهام و انتشار اوراق بدهی جذب کرده‌اند. با این حال، این رقم همچنان فاصله زیادی با آمریکا دارد. شرکت‌های فناوری آمریکایی در همین مدت بیش از ۱.۴ تریلیون دلار از این دو مسیر به دست آورده‌اند؛ یعنی به ازای هر یک دلار جذب‌شده توسط شرکت‌های چینی، رقبای آمریکایی بیش از ۶دلار تامین مالی کرده‌اند.

این فاصله نشان می‌دهد که پکن هنوز از نظر دسترسی شرکت‌های فناوری به سرمایه با آمریکا فاصله دارد، اما تلاش می‌کند این شکاف را کاهش دهد. هوش مصنوعی به سرمایه بسیار زیادی برای ساخت مراکز پردازشی، خرید تجهیزات، توسعه تراشه و انجام تحقیقات نیاز دارد و به همین دلیل، دسترسی به منابع مالی ارزان می‌تواند به یک مزیت مهم در رقابت دو کشور تبدیل شود.

 تغییر مدل تامین مالی

تغییر رویکرد چین تنها به بازار سهام محدود نیست. دولت این کشور در بازار اوراق بدهی نیز مسیر شرکت‌های فناوری را برای تامین مالی هموارتر کرده است. شرکت‌های فناوری چینی از ابتدای سال جاری تاکنون دست‌کم ۳۸‌میلیارد دلار اوراق در داخل و خارج از کشور فروخته‌اند؛ بالاترین رقم برای این دوره از سال ۲۰۱۶ تاکنون. البته این رقم تنها حدود ۷ درصد از ۵۷۸‌میلیارد دلار تامین مالی شرکت‌های فناوری آمریکایی از طریق اوراق در همین دوره است. پکن در شرایطی به این مسیر روی آورده که همزمان تلاش می‌کند وابستگی اقتصاد به بدهی را کاهش دهد. سال‌ها رشد اقتصادی متکی بر افزایش بدهی، بدهی سنگینی برای دولت‌های محلی ایجاد کرده و توان دولت برای تامین مالی مستقیم همه صنایع مورد نظرش محدودتر شده است. بنابراین، بازار سرمایه می‌تواند بخشی از بار تامین مالی صنایع راهبردی را از دوش دولت بردارد. بانک‌ها نیز اگرچه تحت سیاست‌های دولت موظف شده‌اند تامین مالی شرکت‌های فناوری را افزایش دهند، اما در عمل ترجیح می‌دهند به شرکت‌هایی وام بدهند که درآمد و سود مشخصی دارند. شرکت‌های نوپا و فناوری‌محور که هنوز در مرحله تحقیق و توسعه هستند و ممکن است سودآور نباشند، برای بانک‌ها پرریسک‌ترند. همین مساله باعث شده بازار سهام و اوراق برای تامین مالی شرکت‌های جدید اهمیت بیشتری پیدا کند. یکی از مزیت‌های مهم چین در این رقابت، هزینه پایین تامین مالی است. شرکت‌های بزرگ فناوری چین امسال به‌طور متوسط اوراق خود را با نرخ حدود ۱.۹ درصد منتشر کرده‌اند؛ بیش از سه واحد درصد پایین‌تر از شرکت‌های مشابه آمریکایی و بزرگ‌ترین فاصله از دست‌کم سال ۲۰۱۵ تاکنون. برای نمونه، یک شرکت بزرگ تولیدکننده باتری در چین اوراق پنج‌ساله خود را با نرخ ۱.۵۸ درصد منتشر کرده، درحالی‌که یک شرکت کره‌ای برای اوراقی با مدت مشابه ۵.۲۵ درصد پرداخت کرده است. این تفاوت به شرکت‌های چینی امکان می‌دهد با هزینه کمتری برای توسعه فناوری، افزایش ظرفیت تولید و تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کنند. همچنین وجود منابع مالی بلندمدت که سرمایه‌گذاران انتظار بازده سریع از آنها ندارند، به شرکت‌ها فرصت بیشتری برای دنبال کردن پروژه‌های بلندمدت می‌دهد.