ضربه‌گیر جدید بازار سرمایه

 بررسی روند ورود پول حقیقی نشان می‌دهد این صندوق‌ها در اغلب روزهای معاملاتی بعد از جنگ، بیشترین سهم جذب سرمایه‌های خرد را به خود اختصاص داده‌اند و در واقع به پناهگاه اصلی پول حقیقی تبدیل شده‌اند. در شرایطی که نااطمینانی‌‌های سیاسی و اقتصادی تشدید می‌شود، سرمایه‌گذاران با اولویت حفظ اصل سرمایه، به سمت ابزارهایی با ریسک کمتر حرکت می‌کنند. همین تغییر اولویت، باعث شد درآمد ثابت‌ها نه‌تنها از نظر بازدهی، بلکه از منظر جریان نقدینگی نیز عملکردی برتر را ثبت کنند. تداوم این روند در هفته‌های ابتدایی سال، نشان‌دهنده غلبه نگاه محافظه‌کارانه در میان فعالان بازار و فاصله گرفتن موقت از دارایی‌های پرنوسان بوده است. اما از روز یکشنبه هفته جاری، این روند دچار تغییر شده و صندوق‌های درآمد ثابت با خروج پول مواجه شده‌اند. این در حالی است که در سه‌روز گذشته، صندوق‌های طلا با ثبت ارقام بی‌سابقه در ورود پول حقیقی، توجه‌ها را به خود معطوف کرده‌اند و رکوردهای تاریخی را رقم زدند. کارشناسان دلایل مختلفی را برای وضعیت جدید مطرح می‌کنند و مهم‌ترین محرک این چرخش، تغییر در انتظارات تورمی بوده است. در شرایطی که طی هفته‌های گذشته نگاه غالب سرمایه‌گذاران بر حفظ اصل سرمایه و انتخاب ابزارهای کم‌ریسک متمرکز بود، اکنون با تقویت انتظارات افزایشی در سطح قیمت‌ها، اولویت‌ها به‌تدریج در حال تغییر است. 

افزایش نرخ ارز و سیگنال‌های صعودی در بازارهای موازی، این ذهنیت را تقویت کرده که بازدهی دارایی‌های مبتنی بر طلا می‌تواند در دوره پیش‌رو جذاب‌تر باشد. 

به همین دلیل، بخشی از سرمایه‌ها از صندوق‌های درآمد ثابت خارج شده و به سمت صندوق‌های طلا حرکت کرده‌اند. بررسی آمار معاملات نشان می‌دهد در طول دوره جنگ، کفه جریان نقدینگی به‌طور معناداری به نفع صندوق‌های درآمد ثابت سنگین بوده است. این صندوق‌ها از مجموع ۳۱روز معاملاتی، در ۲۴روز با ورود پول حقیقی همراه شدند و تنها ۷روز خروج پول را تجربه کردند. به این ترتیب بیش از ۲۰همت به این ابزارها وارد شده است. در مقابل، صندوق‌های طلا عملکردی معکوس داشتند؛ به‌طوری‌که از ۲۷روز معاملاتی، در ۲۲ روز با خروج پول حقیقی مواجه بودند و تنها ۵روز ورود پول را ثبت کردند. حاصل این روند، خروج بیش از ۴همت از صندوق‌های طلا بوده است. این واگرایی آماری به‌خوبی نشان می‌دهد در بخش عمده این دوره، استراتژی غالب سرمایه‌گذاران بر پایه احتیاط و تمایل به دارایی‌های کم‌ریسک شکل گرفته بود؛ اما اکنون نشانه‌هایی از تغییر در این مسیر دیده می‌شود.

پیشروی انتظارات تورمی

گفت‌وگوی «دنیای‌اقتصاد» با تحلیلگران بازار سرمایه حاکی از آن است که جابه‌جایی در مسیر ورود و خروج پول نشان می‌دهد استراتژی سرمایه‌گذاران در حال تغییر است و اولویت آنها از دارایی‌های کم‌ریسک به سمت ابزارهای مبتنی بر طلا، همسو با انتظارات تورمی و نوسانات بازارهای موازی، در حال چرخش است. چرخش فوری سرمایه‌گذاران در حالی رقم خورده است که عدم قطعیت‌های سیاسی و اقتصادی سبب شده بود، سرمایه‌گذاران ترجیح دهند دارایی خود را در ابزارهایی با بازدهی قابل پیش‌بینی‌تر و نوسان کمتر نگهداری کنند. به همین دلیل صندوق‌های درآمد تا هفته قبل نقش ضربه‌گیر ریسک را در بازارها ایفا و بخش قابل‌توجهی از پول‌های سرگردان را جذب کردند. این روند در حالی شکل گرفت که اکنون بازار سهام بسته است و دلار آزاد و طلا به تازگی معاملات خود را از سر گرفته‌اند.

کارشناسان معتقدند تا زمانی که ریسک جدی به وجود نیاید صندوق‌‌های طلا می‌توانند جای خود را به درآمد ثابت‌ها دهند. در همین رابطه علیرضا فرشید، تحلیلگر بازارهای مالی در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به تغییر مسیر سرمایه‌های خرد اظهار کرد: انتشار گزارش‌های تورمی و رشد محسوس قیمت کالاها در سطح بازار، نقش تعیین‌کننده‌ای در جابه‌جایی جریان نقدینگی داشته است. به گفته او، اگرچه در مقاطعی تلاش شد نرخ ارز کنترل شود، اما اثر واقعی آن در قیمت کالاها، به‌ویژه اقلام غذایی و محصولات وابسته به زنجیره‌های پتروشیمی و فولاد مشهود است. این افزایش قیمت‌ها، در کنار نشانه‌هایی از اختلال در برخی زنجیره‌های تولید، از جمله بازار خودرو، باعث شده درک عمومی از تورم تقویت شود و سرمایه‌گذاران نسبت به کارآیی ابزارهای کم‌ریسک دچار تردید شوند.

او ادامه داد: با توجه به وضعیت مذکور، صندوق‌های درآمد ثابت که پیش‌تر به‌عنوان سپر محافظ در برابر ریسک شناخته می‌شدند، تا حدی کارکرد پوشش تورمی خود را از دست داده‌اند. به همین دلیل، بخشی از سرمایه‌ها به سمت دارایی‌هایی حرکت کرده که از تورم عقب مانده‌اند یا همبستگی بیشتری با نرخ ارز دارند. او گفت: افزایش تقاضا برای صندوق‌های طلا، دلار و حتی تتر در روزهای اخیر، نشان‌دهنده همین تغییر استراتژی است. به‌ویژه آنکه نرخ ارز از محدوده ۱۵۰هزار تومان به سطوح بالاتر حرکت کرده و همین رشد، حتی بدون تغییر محسوس در اونس جهانی، به افزایش قیمت طلا در بازار داخلی و به تبع آن صندوق‌های طلا منجر شده است.

علیرضا فرشید با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد، این تحولات نوسان مقطعی نیست، افزود: آنچه امروز در بازار دیده می‌شود، تغییر در انتظارات است. سرمایه‌گذاران با مشاهده روند قیمت‌ها در اقتصاد واقعی، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای حفظ ارزش دارایی خود، باید به سمت گزینه‌هایی با قابلیت پوشش تورم حرکت کنند. این موضوع، توضیح‌دهنده خروج پول از درآمد ثابت‌ها و همزمان رکوردشکنی ورود پول حقیقی به صندوق‌های طلا در روزهای اخیر است.

ابهامات کلیدی فعالان بازار

در ادامه، این تحلیلگر به موضوع بازگشایی بازار سهام نیز پرداخت و گفت: در این حوزه، اختلاف‌نظرها نسبت به گذشته بیشتر شده و همزمان با تداوم آتش‌بس و فعال بودن سایر بازارها، فشارها برای بازگشایی بورس افزایش یافته است. با این حال، به اعتقاد او، چند پیش‌شرط اساسی برای بازگشت معاملات وجود دارد که نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد.

علیرضا فرشید توضیح داد: نخستین مساله، شفاف‌سازی میزان خسارت به شرکت‌ها و دارایی‌هایی است که در جریان حملات آسیب دیده‌اند. بدون ارائه تصویری روشن از این خسارت‌ها، امکان تحلیل دقیق برای سرمایه‌گذاران فراهم نمی‌شود. او البته تاکید کرد که بخشی از این اطلاعات ممکن است با ملاحظات امنیتی همراه باشد، اما در هر صورت، بازار نیازمند شفافیت در این زمینه است.

او افزود: نکته دوم، به‌روزرسانی وضعیت صنایع پایین‌دستی شرکت‌های آسیب‌دیده است. بسیاری از این صنایع به‌صورت غیرمستقیم تحت‌تاثیر اختلال در تامین مواد اولیه یا زنجیره تولید قرار گرفته‌اند و بدون افشای این اطلاعات، تصمیم‌گیری در مورد نگهداری یا فروش سهام با دشواری همراه خواهد بود. این سطح از ابهام می‌تواند به رفتارهای هیجانی در زمان بازگشایی منجر شود.

این تحلیلگر بازارهای مالی، به نحوه بازگشایی بازار اشاره کرد و گفت: تعیین دقیق سازوکار بازگشایی، از جمله دامنه نوسان و زمان‌بندی بازگشت نمادها، اهمیت زیادی دارد. او هشدار داد که بازگشایی ناقص و انتخابی نمادها می‌تواند به ایجاد فشار فروش در بخشی از بازار منجر شود. در صورتی که برخی نمادها بسته باقی بمانند و سایر نمادها باز شوند، صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای پاسخ به درخواست‌های خروج، ناچار به فروش دارایی‌های در دسترس خواهند شد. حتی اگر این دارایی‌ها از نظر بنیادی ارزنده باشند. این موضوع می‌تواند به سرایت فشار فروش به کل بازار منجر شود.

او همچنین با اشاره به چالش نقدشوندگی بیان کرد: پس از توقف دو ماهه بازار سهام، یکی از مهم‌ترین ابهامات این است که آیا بازار سهام همچنان می‌تواند نقش یک دارایی نقدشونده را ایفا کند یا خیر؟ اگر این ویژگی به‌درستی احیا نشود، جایگاه سهام در سبد سرمایه‌گذاری با تردید مواجه خواهد شد.

علیرضا فرشید تاکید کرد: تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار یک اقدام اجرایی نیست و نیازمند مدیریت همزمان چند متغیر کلیدی است. از شفافیت اطلاعاتی گرفته تا نحوه کنترل نوسانات و بازگرداندن اعتماد. اگر این متغیرها به‌درستی مدیریت نشوند، بازگشایی می‌تواند به‌جای کاهش ریسک، به تشدید بی‌ثباتی در بازار منجر شود.