پای لنگ حاکمیت شرکتی و افزایش ریسک بنگاهها
عبدالرضا عیسوندحیدری کارشناس بازار سرمایه
حاکمیت شرکتی (Corporate Governance) بهعنوان یک الگوی بسیار مهم و شاکله اصلی پیادهسازی سیستم مدیریت ریسک بنگاه (ERM) است؛ که در بنگاههای اقتصادی در سالهای اخیر مورد نقد و بررسیهای زیادی از نظر تجربه موفق جهانی و موضوع بحث رسانهها بوده است و چه بسا بنگاههایی که حاکمیت شرکتی را بر اساس اصول موفق جهانی پیادهسازی کردهاند از نظر بنگاهداری موفقیتهای بیشتری را کسب کرده و در شرایط رو به بهبود قرار دارند. این چارچوب در نظام بنگاهداری در ایران بهرغم وجود دانش و تجربه موفق جهانی، به شکلی همراه با سلیقه و اعمال نظرات شخصی پیادهسازی میشود که ماحصل آن، این بوده که بنگاهها در معرض ناتوانی مالی قرار گرفتهاند.
پیادهسازی یک سیستم حاکمیت شرکتی نظاممند در یک بنگاه اقتصادی، ثبات مالی آن و در مجموع ثبات مالی بازار را افزایش میدهد.
پایبندی به اصول حاکمیت شرکتی در بنگاههای اقتصادی، با انتخاب افراد متخصص و توانمند در هیاتمدیره شرکتها پایهگذاری میشود؛ که متاسفانه در شرایط فعلی چالش جدی در این بخش حاکمیتی وجود دارد.
در سیستم راهبری شرکتها برخی از بنگاهها که در یک بازار تخصصی فعالیت دارند به دلیل رابطه سهامداری با نهادهای حاکمیتی خود، افرادی را در جایگاه هیاتمدیره قرار میدهند که از نظر سطح دانش و تخصص در حوزه فعالیتی شرکت و صنعت مربوط به آن، سطح مطلوبی ندارند؛ و بالطبع در بحث حاکمیت شرکتی، برای اینگونه بنگاهها ریسک شهرت وجود دارد که مانعی برای رشد و شکوفایی بنگاه اقتصادی میشود.
با بررسی تعداد ۷۰ شرکت فعال در بازار سرمایه که اطلاعات آنها در کدال منتشر میشود، تعداد ۳۵شرکت به لحاظ اطلاعات مربوط به نمایندگان حقوقی، فاقد نماینده بوده که نشان میدهد سادهترین مکانیزم اجرای حاکمیت شرکتی هنوز مساله است و شرکتها با حداقل اعضای هیاتمدیره اداره میشوند که این ریسک عملیاتی برای شرکتها است؛ که بخش قابلتوجهی از این موضوع به فرآیندی ارتباط دارد که سازمان بورس بخشی از آن است و باید در این رابطه پویایی بیشتر ایجاد شود. باید تاکید داشت که ویژگیهای متمایزی در دنیای نوین تجارت و کسبوکار برای شرکتهایی که به اصول حاکمیت شرکتی پایبند هستند؛ وجود دارد. اینگونه بنگاهها از سطح شفافیت، پاسخگویی و مسوولیتپذیری بسیار متفاوت و در حد معقولی برخوردارند که تمامی این اصول و مولفهها به ایجاد ارزش پایدار، رضایت سهامداران و سایرذینفعان، اطمینان از سطح ریسکپذیری و در نهایت افزایش شهرت و اعتبار در جامعه منتج میشود که این مولفهها شرکتها را در یک محیط باثبات قرار میدهد. استفاده از افرادی که تخصص کافی در راهبری شرکتها ندارند، منجر به خروج سرمایه و منابع از شرکتها میشود و در مجموع افزایش ریسک شرکت و از دست رفتن فرصتها را بهدنبال دارد که در دنیای نوین فعلی که اتکای آن به تکنولوژی است این موضوع نباید یک مساله باشد و ناظران بر بازار باید مکانیزم حل این مساله را به شیوهای طراحی کنند تا شرکتها بتوانند نمایندگانی توانمند داشته باشند.