دست و پای سرمایهگذاران دیگر بسته نیست
مجید اصلی طرقبه<br>۱۷ مرداد سرمقاله جالبی تحت عنوان «حال و آینده بازار» به قلم آقای محسن ایلچی در صفحه نخست دنیای اقتصاد منتشر شد.
مجید اصلی طرقبه
۱۷ مرداد سرمقاله جالبی تحت عنوان «حال و آینده بازار» به قلم آقای محسن ایلچی در صفحه نخست دنیای اقتصاد منتشر شد. تیزبینی و دقت نظر وی در کندوکاو زاویههای پنهان رونق کنونی بورس، نگارنده را برآن داشت تا از زاویهای دیگر نیز با حال و هوای کنونی بورس در مقایسه با گذشته و پیشبینی بازار سرمایه داشته باشد، ضمن تایید بخش عمدهای از نظرات مطرح شده در آن مقاله، با احترام به نگارنده، نقدهایی بر بخشهای کوچکی از آن نوشته وارد میدانم که در مطلب زیر به آن اشاره میشود.
۱ - نسبت P/e: نسبت قیمت به درآمد در تمام بازارهای مالی، منعکسکننده انتظارات سرمایهگذاران از آینده بازار است. هماکنون میانگین این نسبت درمیان شرکتهای فعال بورس، حدود ۵/۵ است. مقایسه این نسبت در مقایسه با سالهای ۸۲ و ۸۳ کاهش قابل ملاحظه آن را نشان میدهد. البته افت قیمت سهام در سهسال گذشته افول شرکتهای به سمت نسبتهای بسیار پایین «قیمت به درآمد» و افزایش ریسکهای درون بازاری و برون بازاری تحمیل شده بر بورس طی این مدت در شکلگیری قیمتهای پایین سهام در برابر سود به دست آمده توسط آنها را باعث شده است.
در مورد شرکتهای تازه عرضه شده نیز افزایش P/E ناشی از افزایش قدرت سودآوری آنها قابل توجیه است. ضمن اینکه فشار تقاضای خریداران و هجوم سرمایهگذاران برای خرید را نیز نباید نادیده گرفت. اما نگاهی به پراکندگی عمومی صنعتها در بورس، نشان از رشد تقریبا متوازن نسبت P/E در اکثر گروههای مورد توجه بازار دارد. شرکتهای معدنی تولیدکننده فلزات اساسی پتروشیمیها، ساختمانیها، داروییها از جمله صنایع مورد توجه بازار بودهاند که از ابتدای سال ۸۶ با افزایش توجه و اقبال و بالطبع افزایش نسبت P/E همراه شدهاند. ضمن اینکه پیشبینی میشود نسبت قیمت به درآمد در گروههای مطرح بازار، هم چنان افزایش یابد.
۲ - رشد ناحیهای بازار: توجه و استقبال سرمایهگذاران از بخشهای خاص از بازار، جزو لاینفک تمام بازارهای مالی دنیا بوده است. در موقعیت کنونی نیز استقبال سهامداران از عرضه شرکتهای اصل ۴۴ توسط دولت قابل توجیه است. فراموش نکنیم که سیمان دشتستان یا مپنا نیز در همین ماههای اخیر توسط دولت عرضهشده و با استقبال سرمایهگذاران روبهرو نشده است و سهامداران به قابلیتهای بنیادی و پتانسیلهای سودآوری سهام عرضه شده توجه کافی دارند. به عبارت دیگر نوسانهای عجیب سهام در سالهای گذشته و زیان هنگفت بسیاری از سهامداران، کولهبار سنگینی از تجربه را بر دوش سرمایهگذاران کنونی بورس نهاده است و آنها نیز از فرصتهای پیش آمده به بهترین نحو استفاده کردهاند.
۳ - قیمتهای جهانی: خوشبختانه و یا متاسفانه با تورم دامنگیر در درون کشور، قیمتهای جهانی محصولات و فلزات نیز در یکسال گذشته نوسانهای مثبتی را تجربه کردهاند. همین تغییرات، علاوه بر خروج بخشهای مالی و بودجهبندی شرکتها از حاشیه امن گذشته و هیجانات سهامداران شرکتها را افزایش داده است. البته در ماههای اخیر قیمت فلزات اساسی همچون روی و مس یا آلومینیوم و برخی محصولات پتروشیمی کاهش اندکی داشتهاند که با توجه به اینکه اکثر شرکتهای بورسی این نوسانات را در بودجه خود ملاحظه کرده و تا حدودی بودجه محافظهکارانهای را اعلام کرده بودند، نگرانی کمتری میان سهامداران ایجاده کردهاند.
۴ - سرمایهگذاری کوتاهمدت: سفتهبازی و یا نوسانگیری در ماهها و سالهای اخیر با شدت و حرارت بیشتری مورد توجه سرمایهگذاران بورس قرار گرفته است. برای بازار کمعمق و کمحجمی مانند بورس ایران، شاید نقدشوندگی سهام از مهمترین چالشهای پیش روی سرمایهگذاران باشد. کوتاه شدن مدت نگهداری سهم از افزایش چرخش سرمایه در میان سهامداران برای موقعیت کنونی بورس که با کمبود نقدینگی و عدم اعتماد بلندمدت سرمایهگذاران همراه است، میتواند گزینه خوبی برای افزایش تدریجی اعتبار بازار و اعتماد سهامداران به قابلیت نقدشوندگی سهام باشد، شاید نقش عمده در زمینه افزایش عمق بازار و قوام و اعتبار بازار برعهده نهاد مالی بزرگ و شرکتهای سرمایهگذاری باشد تا با تکیه بر سرمایهگذاریهای بلندمدت خلا ناشی از هجوم سرمایهگذاران جزء به نوسانگیری را از این طریق پر کنند.
۵ -ماندگاری میانمدت: از جمله محورهای مورد توجه آقای ایلچی در مقاله مذکور، ماندگاری اندک سرمایهگذاران بر روی سهامهای خاصی است. البته شاید این اشکال در بخش قبلی در قالب افزایش نقدشوندگی بازار قابل توجیه باشد. اما این موضوع از منظر دیگری نیز قابل بررسی است پارک کوتاهمدت سرمایهها برروی یک سهم خاص و سپس کوچ بر روی یک سهم یا گروه، از تزریق محدود نقدشوندگی و گردش سرمایه از رشد حباب گونه سهام نیز جلوگیری خواهد شد.
۶ -دغدغه حفظ شاخص: شاخصهای بورس از مدتها قبل، چالش اصلی مدیریت کلان اقتصادی کشور و به تبع آن در بورس اوراق بهادار بوده است. در یک چرخه غیرموجه مدیران به منظور چانه زنیهای سیاسی در جبهه بینالمللی، مدیران اقتصادی را برای رشد شاخص تحت فشار قرار میدادند و این فشار در سطح پایینتر به مدیران بورس و سپس به شرکتهای بورسی و در پایان به سهامداران منتقل میشده است.
حقیقتا در دوره کنونی کارکرد شاخصهای بورس نزد سهامداران تا حد زیادی کاهش یافته است. مهم این است که در شرایط فعلی بورس و با توجه به سطح آگاهی و رفتارشناسی کوچکترین سهامداران بورس تمام تحولات و تغییرات در سطح بازار که به منظور مدیریت شاخص صورت میگیرد، بهخوبی مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار میگیرد و کمتر سهامداری است که از این تحولات به نفع پرتفوی خود حداکثر استفاده را نبرد.در مجموع سرمایهگذارانی که هماینک در بورس تهران باقی مانده و به صورت فعال به خرید و فروش در بورس میپردازند، به خوبی از تجربه لازم برای مدیریت پرتفوی خود برخوردارند. به نظر میرسد دولت نهم نیز با توجه به افزایش قابل توجه بودجه عمرانی و هزینههای جاری خود که در پی سفرهای استانی شکل گرفته، قصد دارد از پتانسیل نهفته در بطن بازار سرمایه حداکثر استفاده را ببرد. به نظر میرسد در شرایط کنونی تا حد زیادی میان دولت و سرمایهگذاران و بورس حالت برد- برد پیدا کرده است. گرچه هیچ یک از دو طرف با چنین نیتی وارد این بازی نشده باشند.هر سه ضلع این مثلث به نوعی برنده کنونی رونق بورسی هستند. دولت بدون دغدغه چندانی به سرعت در حال فروش سهام خود است و برای خصوصیسازی بزرگترین بنگاههای خود نیز نگرانی چندانی ندارد.سرمایهگذاران نیز پس از مدتها زیاندهی در بورس، فرصتی یافتهاند تا زخمهای گذشته خود را در شرایط کنونی التیام بخشند.بورس نیز از فرصت رونق پیش آمده در بورس میتواند علاوه بر به جای گذاشتن کارنامه قابل قبول از خود، نیم نگاهی به آینده برای افزایش کارآیی خود داشته باشد. در موقعیت فعلی است که اعتماد به نفس بورس برای افزایش نظارت بازار، ورود شرکتهای جدید به بورس، اخراج شرکتهای ضعیف، راهاندازی نرمافزار جدید و امکان معاملات فیوچر وصکوک و ... در آینده نزدیک نمود پیدا کرده است.