نفت ساز خودش را می زند!
گروه بورس جهانی- منیژه حیاتی: این روزها اخبار و اطلاعات محدودی از بازار انرژی در رسانهها منعکس میشود و در این میان تحلیلگران هم مجبورند از همین اطلاعات محدود استفاده کنند. کل اخباری که از بازارهای انرژی منعکس میشود در این محدوده است که انقلاب «شیل» چه تغییراتی در این صنعت ایجاد کرده یا اینکه تکنولوژیهای جدید چه تاثیری بر کاهش قیمت انرژی میگذارد و در نهایت در کنار این اخبار باید به گزارشهای منفی متعددی که از شرایط سیاسی خاورمیانه منتشر میشود هم اشاره کنیم.
گروه بورس جهانی- منیژه حیاتی: این روزها اخبار و اطلاعات محدودی از بازار انرژی در رسانهها منعکس میشود و در این میان تحلیلگران هم مجبورند از همین اطلاعات محدود استفاده کنند. کل اخباری که از بازارهای انرژی منعکس میشود در این محدوده است که انقلاب «شیل» چه تغییراتی در این صنعت ایجاد کرده یا اینکه تکنولوژیهای جدید چه تاثیری بر کاهش قیمت انرژی میگذارد و در نهایت در کنار این اخبار باید به گزارشهای منفی متعددی که از شرایط سیاسی خاورمیانه منتشر میشود هم اشاره کنیم.
اما در نهایت با این کمبود اطلاعات، برای بیشتر سرمایهگذاران سخت است که دقیقا مشخص کنند آیا در آینده با افزایش عرضه و کاهش قیمت نفت مواجه خواهیم شد یا اینکه بالعکس باید در انتظار کاهش عرضه و افزایش قیمت آن باشیم.
سایت Oil Price طی گفتوگویی که با پروفسور جیمز همیلتون استاد دپارتمان اقتصادی دانشگاه کالیفرنیا و یکی از تحلیلگران ارشد بازار انرژی داشته، سعی کرده چشمانداز دقیقتری را از آینده این بازار به خوانندگان ارائه بدهد که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
با در نظر گرفتن شرایط بازار نفت، به نظر شما در ۱۲ ماه آینده این بازار با چه شرایطی روبهرو خواهد شد؟
اگر بدون در نظر گرفتن وضعیت بازار نفت در ۱۲ ماه اخیر به حرکت قیمت این کالا از سال ۱۹۴۷ نگاهی داشته باشیم متوجه میشویم که استاندارد میزان نوسان قیمت این کالا همواره در طول یک سال متوالی ۲۷/۰ درصد بوده است؛ این شاخص به آن معناست که ۲۵ درصد نوسان قیمت نفت در طول یک سال نرمال است، در حالی که ۵۰ درصد و در مواردی بیش از ۵۰ درصد نوسانهای این کالا بسیار محدود بوده است. اما وقتی به تغییرات قیمتی بازار در حال حاضر نگاه میکنیم متوجه میشویم که شرایط کاملا نامشخص است برای مثال برخی پیشبینیها برای هر بشکه نفت تحویل سپتامبر ۲۰۱۳ ، ۱۲۰ دلار است و شرایط بازار هم نشان میدهد این قیمتها و حتی بالاتر از آن چندان دور از انتظار نیست اما از سوی دیگر از نظر بنیادی، جهش شدید قیمت نفت برای کوتاه مدت بسیار بعید به نظر میرسد.
بر اساس گزارشهای فاندامنتالی، اگر ما شاهد یک رکود اقتصادی قابل توجه در چین باشیم یا اگر عراق موفق به تولید حتی نیمی از اهداف بلند پروازانه خود شود قیمت نفت قطعا سقوط خواهد کرد. البته در مورد دوم شخصا تحقق این هدف را بعید میدانم.
اگر تنگه هرمز بسته شود، یک شوک است که شدت این شوک ۳ برابر شدیدتر از تحریم اوپک در دوره ۱۹۷۳-۱۹۷۴ خواهد بود. از آنجا که تقاضا برای نفت در کوتاه مدت، تاثیر زیادی از قیمت میگیرد و به دلیل کمی ظرفیت مازاد در جهان که در حال حاضر وجود دارد، اختلالات کوچک میتواند تغییرات قیمتی بزرگ را بر بازار ایجاد کند، به همین دلیل من اعتمادی به هیچ یک از پیشبینیهای کوتاه مدتی که صورت میگیرد ندارم.
در یک قرن اخیر، رشد اقتصادی دنیا با کمک انرژی به خصوص انرژی ارزان قیمت پایه گذاری شده، با در نظر گرفتن روند رو به رشد قیمت فرآوردههای نفتی به نظر شما اقتصاد دنیا چطور میتواند روند رو به توسعه را طی کند و آیا ما باید خود را برای توقف توسعه اقتصادی آماده کنیم؟
به نظر من این موضوع بیشتر به شرایط کشورهای مصرفکننده نفت بستگی دارد که قبلا بیشتر آمریکا و ژاپن بودند و اینبار کشورهای نوظهور آسیایی را در بر میگیرد. اما در هر صورت کشورهای صنعتی میتوانند استراتژی خوبی را برای اینکه از این موقعیت استفاده کرده و حداکثر استفاده را از منابع خودشان ببرند به کار ببندند.
آیا به جز تحولاتی که در حال حاضر به طور شاخص در منطقه خاورمیانه وجود دارد، ریسکهای ژئوپلتیک دیگری هم در بازار وجود دارد که بازار انرژی را تحت تاثیر قرار دهد؟
نگرانیهایی در خصوص شرایط داخلی سودان و نیجریه وجود دارد و امیدی برای تغییرات اساسی در کوتاه مدت در این کشورها وجود ندارد. از سوی دیگر عراق هم که امید خریداران بازار نفت است در ۳ دهه اخیر همواره مرکز درگیریهای شدید بوده و نتایج خوبی هم که در لیبی و مصر ایجاد شد به راحتی قابل تغییر است و هر لحظه امکان اینکه به شرایط دوره بحرانیشان برگردند وجود دارد.
هر زمان که قیمتهای نفت افزایش شدیدی پیدا میکند، سیاستگذاران به سرعت سهامداران و شرکتهای نفتی را مورد نکوهش قرار میدهند آیا به نظر شما باید آنها را مسوول دانست و فاکتورهای دیگری هم هستند که رسانهها به آن توجه نکرده اند؟
داستان بسیار ساده است. رسانهها بهتر است در انتشار اخبار صادقانهتر عمل کنند؛ چرا که سیاستمداران بر اساس همین اخبار موضعگیری میکنند. برای مثال طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ با وجود اینکه رشد GDP جهان بالاتر از ۱۷ درصد اعلام شد و باید قاعدتا میزان تقاضا از عرضه بالاتر ثبت میشد و حتی اقتصادهای در حال رشد همچون چین مصرف خود را به یک میلیون تن در روز رسانده بودند، اما بازارهای نفت با ثبات مواجه بود. برعکس در حال حاضر با آنکه رشد اقتصادی جهان رقم پایینی است اما شاهد افزایش قیمت هستیم و حتی انتظار افزایش بیشتر را هم داریم. از این رو ضمن تایید اعتراضهایی که نسبت به افزایش قیمت این کالا مطرح میشود این سوال را هم باید مطرح کرد که چقدر باید قیمت نفت افزایش پیدا کند تا بالاخره ایالات متحده آمریکا راضی به کاهش میزان مصرف روزانه خود شود؟