سربالایی نفت و فلزات
گروه بورس کالا – سحر نمایشی: این روزها موضوع افزایش هزینههای تولید در بخش فلزات با توجه به پیشبینیهای آگاهان اقتصادی از افزایش قیمت حاملهای انرژی به خصوص نفت در سال جاری بسیار مورد اهمیت قرار گرفته است. رشد قیمت نفت در بازارهای جهانی و پیشبینی رسیدن قیمت هر بشکه به مرز۱۰۰ دلار آمریکا بسیاری از صنایع تولیدی و خدماتی را با تحولات بزرگی مواجه کرده است.
گروه بورس کالا - سحر نمایشی: این روزها موضوع افزایش هزینههای تولید در بخش فلزات با توجه به پیشبینیهای آگاهان اقتصادی از افزایش قیمت حاملهای انرژی به خصوص نفت در سال جاری بسیار مورد اهمیت قرار گرفته است. رشد قیمت نفت در بازارهای جهانی و پیشبینی رسیدن قیمت هر بشکه به مرز۱۰۰ دلار آمریکا بسیاری از صنایع تولیدی و خدماتی را با تحولات بزرگی مواجه کرده است. برخی از پیشبینیهای بدبینانه حتی حاکی از آن است که نفت در سال ۲۰۱۳ مرز ۱۵۰ دلار را نیز رد میکند. به این ترتیب این افزایش قیمت تاثیرات زیادی بر قیمت فلزات پایه و همچنین عوامل قدرتمند در طرف تقاضا خواهد گذاشت.
رشد قیمتهای جهانی حاملهای انرژی موجب افزایش قیمت مواد اولیه فولاد و فلزات پایه و تجهیزات صنعتی از سال۲۰۰۳ شد و این روند هنوز هم قابل انتظار است.
البته باید به این نکته نیز اشاره کنیم که افزایش قیمت نفت به افزایش قیمت فلزات پایه منجر میشود و خود این موضوع به دلیل اثرگذاری بر قیمت تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت، قیمت تمام شده نفت را در این صنعت افزایش داده است. به این ترتیب افزایش قیمت حاملهای انرژی تحولاتی را در ارتباط با توجیهپذیری اقتصادی میادین نفتی به وجود آورده است.
منابع انرژی نقش موتور محرکه اقتصاد و تولید را دارد و این نقش در سالهای اخیر به خصوص بعد از بروز بحران جهانی به شدت مشهود است. افزایش قیمت فلزات پایه ناشی از عوامل متعددی است از جمله رشد قابل توجه سرمایه گذاری در صنایع گوناگون که موجب افزایش تقاضا برای مواد خام و تجهیزات صنعتی فلزی شده است. در عین حال، رشد اقتصادی سریع چین و هند و بالا رفتن تقاضا برای مواد خام صنعتی و تجهیزات، تکمیل ظرفیت تولید کارخانهها به نحوی که سفارشات کارخانههای مرتبط با ساخت تجهیزات به دو برابر افزایش یافته و افزایش هزینه انرژی مهمترین موضوعاتیاند که باعث افزایش قیمتها شدهاند.
آلومینیوم انرژی بر است
در بازار آلومینیوم موضوع افزایش هزینههای انرژی موضوع داغی شده و نسبت به فلزات دیگر بیشتر به چشم میخورد، به طوری که در حال حاضر برخی از کارخانهها در ایالات متحده آمریکا به دلیل هزینه بالای انرژی با کاهش ذوب یا حتی توقف تولید مواجه شدهاند. در حالی که برخی دیگر به سوختهای گیاهی روی آوردهاند به طور مثال کارخانه Eastalco در ایالت مریلند برای چرخه تولید خود از سوخت گیاهی بهره میگیرد که بتواند اثر بالای قیمت انرژی را کاهش دهد.
یکی از تحلیلگران فلزات در UBS در لندن میگوید: در مورد فلزی همچون مس، چیزی حدود ۱۴ درصد از هزینه تمام شده مربوط به انرژی است، در حالی که برای آلومینیوم، این رقم حدود ۳۵ درصد است، که این عدد نشان میدهد ذوب آلومینیوم درست دو برابر مس انرژی مصرف میکند. گفتنی است حدود ۲ درصد کل تولید نفت جهان برای تولید آلومینیوم استفاده میشود.
بر این اساس، کارشناسان معتقدند طبیعت یکسان مس و نفت از نظر وابستگی به اقتصاد جهانی متفاوت از آلومینیوم است. نفت و مس هر دو در زمره کالاهای استراتژیک به شمار میآیند که کشورهای جهان برای رشد به آنها وابسته است. میتوان انتظار داشت که هر دو کالا، روند نوسان قیمتی یکسانی را متناسب با وضعیت اقتصادی جهان تجربه کنند. اگرچه تاثیر رشد قیمت نفت بر قیمت مس میتواند منفی باشد، اما اثر بهبود یا رکود اقتصاد جهانی بر هر دوی آنها اگرچه به طور مستقل، یکسان است.
تاثیر نفت بر مس
نفت و مس هر یک تابع متغیرهای به خصوص و مستقلی در بازارهای خود هستند. بنابراین در حالی که با این تناقض مواجه هستیم که رشد قیمت نفت باید باعث تشدید رکود جهانی و در نتیجه کاهش قیمت تمامی فلزات پایه به خصوص مس - به دلیل کاهش تقاضا - شود اما شاهد آن هستیم که افزایش قیمت نفت به افزایش قیمت این فلز منتهی میشود که این امر مبین این واقعیت است که قیمت فلزات پایه بیش از آنکه تابع تقاضا باشند تابع هزینههای تولید هستند و انرژی در افزایش این هزینهها نقش بالایی دارد.
اما این مساله درصورت رشد شدید قیمت نفت، روند معکوسی را طی خواهد کرد به طوری که افزایش بیش از حد قیمت نفت و در نتیجه جهش قیمت به کاهش شدید تقاضا و قیمت فلزات پایه منجر خواهد شد در نتیجه این برآیند به نزول منحنی قیمت این فلزات منتهی میشود. به عبارت دیگر باید گفت دامنه حمایتی قیمت فلزات پایه در محدودهای بین افزایش قیمت نفت و کاهش تقاضا در نوسان است.
از طرفی نیز با توجه به فراگیر شدن بحرانهای اقتصادی احتمال افزایش بیشتر قیمت نفت متصور است؛ هرچند امید به بهبود اوضاع با توجه به پیشبینیها دور از ذهن نیست. در این بین افزایش قیمت نفت به طور میانگین در حدود ۱۰ درصد در قیمت تمام شده فلزات پایه افزایش ایجاد میکند که این مطلب در بالاماندن قیمتها نقش خواهد داشت.
اما تولید کنندگان در حال پیدا کردن راههای معقول برای کنترل قیمت انرژیهای گران به خصوص نفت هستند. به عنوان مثال، هم اکنون تولید آلومینیوم در سراسر جهان بیشترین مصرف برق را دارد. البته استفاده از برق در روند تولید به صرفه تر است، چرا که به دلیل سهولت دسترسی و هزینه پایین، بیشتر استفاده میشود. در این بین روند رو به رشد صنایع پتروشیمی در جهان و قابلیت تبدیل فرآوردههای نفتی به مواد با ارزش افزوده بالاتر باعث شده که در کشورهای پیشرفته جهان استفاده از نفت و گاز به عنوان سوخت به تدریج تقلیل یابد و توجه به سوختهای جایگزین دیگری غیر از نفت و گاز جلب شود.
ضمن آنکه به دلیل وضعیت غیر قابل پیش بینی بازار نفت و گاز توجه اغلب کشورها به استفاده از منابع زغال سنگ به خصوص در تولید برق بیشتر شده است. برخی کشورهای نفت خیز جهان نیز که دارای منابع عظیم گاز طبیعی و نیز ذخایرغنی زغالسنگ، هستند میتوانند صرفه جویی مهمی در مصرف سوختهای فسیلی و هزینههای تولیدی خود داشته باشند و این امر به نوبه خود باعث صرفهجویی در هزینههای تولید در فلزات پایه میشود.