دنیای خوب اقتصاد

شماره روزنامه: ۲۸۳۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۲۸۳۲۰ بزرگداشت-دهمین-سالگرد-انتشار

علی اکبر قاضی‌زاده پژوهشگر حوزه رسانه<br>علی اکبر قاضی زاده پژوهشگر حوزه رسانه، روزنامه نگار پیشکسوت و مدرس این رشته تخصصی است. قاضی زاده در زمینه روزنامه‌نگاری آثار و تالیفات زیادی به چاپ رسانده است. گزارش نگاری ،‌ویراستاری و مدیریت اخبار و ... از کارهای ماندگار استاد قاضی زاده در عرصه مطبوعات است. او دستی نیز در ترجمه دارد که «روزنامه نگاری حرفه‌ای از نگاه دیوید‌رندال» یکی از این آثار است.وی هم اکنون در روزنامه «همشهری» مشغول به کار است.

دنیای خوب اقتصاد

علی اکبر قاضی‌زاده پژوهشگر حوزه رسانه

علی اکبر قاضی زاده پژوهشگر حوزه رسانه، روزنامه نگار پیشکسوت و مدرس این رشته تخصصی است. قاضی زاده در زمینه روزنامه‌نگاری آثار و تالیفات زیادی به چاپ رسانده است. گزارش نگاری ،‌ویراستاری و مدیریت اخبار و ... از کارهای ماندگار استاد قاضی زاده در عرصه مطبوعات است. او دستی نیز در ترجمه دارد که «روزنامه نگاری حرفه‌ای از نگاه دیوید‌رندال» یکی از این آثار است.وی هم اکنون در روزنامه «همشهری» مشغول به کار است. چه خبر خوبی! دنیای اقتصاد ده ساله شد. هر چراغ روشنی که زیر آن تحریریه‌ای فعال باشد، برای اهل مطبوعات خبر خوبی است. این چراغ هرچه در طول زمان، بیشتر بماند، ما مطبوعاتیان احساس امنیت بیشتری می‌کنیم؛ مثل اینکه چراغ خانه خودمان روشن باشد. خیلی اسباب دل گرمی نیست که عمر مطبوعات ما چندان به درازا نمی‌کشد. به همین هم دلیل ماندن روزنامه‌ای تخصصی مثل همین دنیای اقتصاد را باید با شوق و هیجان به همدیگر شادباش بگوییم.

ده ساله شدن دنیای اقتصاد خبر شادی‌آوری است، به دو دلیل: اول، ماندگاری یک روزنامه اقتصادی، در وضعی که اقتصاد ما چندان تعریفی ندارد و دوم، ماندن یک روزنامه اقتصادی وقتی ماندن روزنامه‌ها رسم روزگار نیست.

رسم این است که رونق روزنامه اقتصادی، به رونق اقتصاد در جامعه گره بخورد. اگر به سیاه‌نمایی متهم نشوم، باید عرض کنم که اوضاع اقتصادی رو به راه نیست.

اقتصاد، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی از این نظر حال و روز دل‌انگیزی ندارند. اهل تولید، دست‌اندرکاران بازرگانی، فروشندگان کل و جزء و آنان که خدمتی به مردم عرضه می‌کنند، سر در گریبان بلاتکلیفی مانده‌اند و مثل بید می‌لرزند که در سررسید چک‌هایشان چه گرد زعفرانی باید بر سر خود بریزند. این کسادی، دست بخش آگهی‌ها و نیازمندی روزنامه‌های سراسری و رو به راه را در کاسه حنا باقی گذاشته؛ چه رسد به روزنامه‌های تخصصی. من حتی روزنامه‌های روبه‌راه را این روزها می‌بینم که کاسه چه کنم به دست دارند. این وضع ناجور اقتصادی، به چند شکل چهره می‌نماید: گرانی کاغذ و چاپ و لوازم مربوط به روزنامه، کم شدن قدرت خرید مردم (حق دارند بگویند آن‌قدر صنم داریم که یاسمن روزنامه و مجله باشد برای بعد) و از همه اساسی‌تر کم شدن خطرناک درآمد از آگهی‌ها.

حالا اگر خیال می‌کنید این بحران فقط به ما مربوط می‌شود، اشتباه می‌فرمایید. نمونه؟ هفته نامه «نیوزویک» آمریکا و از نمونه‌های قدیمی و پرآوازه دنیا، پس از ۸۰ سال انتشار در آخرین روز از سال ۲۰۱۲، نشر روی دکه و کاغذی را تعطیل کرد. وضع «تایم»، رقیب نیوزویک با نزدیک به یک و نیم میلیون تیراژ هم تعریفی ندارد. تایم، ده سالی از نیوزویک بیشتر پیشینه دارد. عنایت دارید؟ این، یک سر ماجرا.

از طرف دیگر، حالا تا اطلاع ثانوی روزنامه‌ها و کار مطبوعاتی رونقی دارند و چراغ تحریریه‌ها می‌سوزد. روزنامه‌های تعطیل و معلق شده و از انتشار بازمانده یکی یکی بازتولید می‌شوند. خیلی جای افسوس دارد که این چراغ‌ها یکی یکی و چند تا چند تا خاموش می‌شوند و گفتمان نه چندان گرم میان پدیدآورندگان مطبوعات و مخاطبان آنان نیمه‌کاره می‌ماند. غم‌انگیز است که بچه‌ها هنوز راه و رسم سلوک زیر نور چراغ تحریریه و رفتار با خبرسازان و صاحبان دل نازک و مستعد رنجش را نشناخته و نیاموخته‌اند، از این جمع می‌روند. توقع هم این نیست که بچه‌ها به هر قیمت و در هر وضع در تحریریه‌ها ماندگار شوند، اما دل آدم می‌سوزد که عمر روزنامه‌نگاری در روزنامه‌های آن سوی سیاره، دست کم به چند دهه می‌سد.

از اینها که بگذریم، کار در مطبوعات اقتصادی، دشوار است و کار و ابتکار بیشتری می‌طلبد. در زمانی که من این کار را شروع کردم (به قول صدیقی، هزار سال پیش)، بچه‌های تازه واردی که شوق و پشتکار روزنامه‌نگاری داشتند، اما ذوق و قلم ادبی‌شان خیلی برجسته نبود، به سرویس یا گروه اقتصادی هدایت می‌شدند.

گویا روزنامه‌نگاری اقتصادی، خیلی با مهارت‌های ادبی و نگارشی نمی‌خواند. یا اقتصادی نویسی، با کرشمه‌های نوشتاری سر و کاری نداشت. فقط گزارشگران شهری، خبرنگاران هنری و فرهنگی، یادداشت نویسان (از جمله طنزنویسان) باید صاحب قلم زیبا می‌بودند. من بسیار خوشحالم که دست کم از حدود ده سال پیش با ورود بچه‌هایی که علاوه بر دانش تخصصی اقتصادی، صاحب قلم شیوا و خوش ساختی هم بودند، وارد این نوع از روزنامه‌نگاری شده‌اند، این باور دگرگون شد. امروز نسل توانایی از بچه‌هایی که مضمون‌های اقتصادی را با قلم روان و گیرا می‌نویسند، سرگرم کار در مطبوعاتند. این نسل از روزنامه‌نگاران اقتصادی می‌توانند جمود و خشکی عدد و رقم و آمار و نسبت را با جلوه‌های گیرا و خواندنی درهم آمیزند. دمشان‌گرم. در دنیای اقتصاد از این اقتصادی نویسان هستند که کار را رونق می‌بخشند.

به علی میرزاخانی برای این کوشش ارزنده و به تمام بر و بچه‌های روزنامه دنیای اقتصاد یک دهه تلاش را شادباش می‌گویم. خدا کند دنیای اقتصاد دهه‌ها بماند و چراغ تحریریه‌اش همچنان روشن باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن