دهه دنیای اقتصاد
محمد قوچانی روزنامهنگار<br>محمد قوچانی فعالیت مطبوعاتی خود را با نوشتن یادداشتهای سینمایی در گیلان آغاز کرد. او در نشریات زیادی در مقام مقالهنویس و سردبیر فعالیت داشته است. و در حال حاضر نیز سردبیری ماهنامه مهرنامه را بر عهده دارد.
محمد قوچانی روزنامهنگار
محمد قوچانی فعالیت مطبوعاتی خود را با نوشتن یادداشتهای سینمایی در گیلان آغاز کرد. او در نشریات زیادی در مقام مقالهنویس و سردبیر فعالیت داشته است. و در حال حاضر نیز سردبیری ماهنامه مهرنامه را بر عهده دارد. یک دهه عمر برای روزنامه «دنیای اقتصاد» در دههای که مطبوعاتش عمدتا جوانمرگ شدهاند، تجربهای گرانبها و نقطهای امیدبخش است. چند ویژگی در «دنیای اقتصاد» وجود دارد که این عمر را گرانمایه میکند:
۱ «دنیای اقتصاد» روزنامه خصوصی و غیردولتی است. تداوم حیات «همشهری»ها چندان مهم نیست. چون همشهری روزنامهای عمومی(حاکمیتی) است که بعید است هیچ ناشری با هر گرایشی از «رانت» آن خود را بینیاز ببیند. مهم این است که بخش خصوصی ایران توانسته با حاکمیت به این نقطه تفاهم برسد که بپاید.
۲ «دنیای اقتصاد» روزنامهای اقتصادی و تجاری است. از مسیر تعریفشده خود منحرف نشده و به سیاست یا امور دیگر روی نیاورده است. آگهینامه یا نامه احزاب نشده است و به تدریج به روزنامه مرجع شرکتها و بنگاههای تجاری بدل شده است. حتی انتخابات هیجانآلود ۸۸ هم نتوانست «دنیای اقتصاد» را از مسیر خود منحرف کند.
۳ «دنیای اقتصاد» ترکیب مدیریتی ثابتی دارد. مدیر مسوول و سردبیر و مشاوران روزنامه خیلی تغییر نکردهاند. - بلکه اصلاعوض نشدهاند- متاسفانه یکی از آفات نشریات خصوصی ایران «حذف» هسته موسس آنها یا «خانوادگی شدن» آنها به تبع اقتدار صاحب امتیاز یا مدیر مسوول است. اما «دنیای اقتصاد» کم و بیش ساختاری باثبات و خصوصی-نه اختصاصی و فامیلی- داشته است.
۴ «دنیای اقتصاد» به برکت حضور مشاورانی مانند دکتر موسی غنینژاد «گفتمانی روشن» دارد. از لیبرالیسم اقتصادی و اقتصاد آزاد دفاع میکند و مانند آن روزنامه مرحوم اقتصادی خلاف نامش ضد«سرمایه» یا مانند آن روزنامه موجود اقتصادی بولتن اخبار زرد نیست. همین ویژگیها «دنیای اقتصاد» را پایدار و موثر ساخته است. اما چند حلقه در زنجیره این روزنامه مفقود است که شاید میتواند برنامه دهه
دوم آن باشد:
اول؛ در حوزه اندیشه و تفکر اقتصادی به نظر میرسد «دنیای اقتصاد» باید توجه بیشتری به تولید فکر آزادیخواهی اقتصادی کند و حتی مانند نیمه دهه گذشته برای آن ویژهنامههایی تدارک ببیند. (تجربه نشر «دنیای اقتصاد» جالب توجه است.)
دوم؛ انحصار راهنما یا نیازمندیها در روزنامه همشهری موجب شده که این رسانه به موقعیتی انحصاری و غیررقابتی دست یابد. اگر قرار باشد در بخش خصوصی رسانهای بتواند این انحصار را بشکند، آن «دنیای اقتصاد» است.
سوم؛ تحلیل اقتصادی هنوز در «دنیای اقتصاد» مرجعیت ندارد. هنوز جای نشریهای مانند اکونومیست یا بیزنسویک در مطبوعات اقتصادی ایران خالی است. ثبات و دوام «دنیای اقتصاد» گوهری است که تنها در گذر زمان به ارزش آن پی خواهند برد. قدر این دوام را بدانید.