سختی حفظ تعادل روی طناب
دکترابوالقاسمهاشمی<br>استاد بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی <br>و استاد مدعو دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف <br>در ادبیات اقتصاد رقابتی آنجا که سخن از حاکمیت مصرفکننده میکنند، از ریالهایی که مصرفکنندگان روی کالا یا خدمتی میریزند بهعنوان برگ رایهایی در اقبال به آن کالا یا مطلوبیت از آن خدمت یاد میکنند.
دکترابوالقاسمهاشمی
استاد بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی
و استاد مدعو دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف
در ادبیات اقتصاد رقابتی آنجا که سخن از حاکمیت مصرفکننده میکنند، از ریالهایی که مصرفکنندگان روی کالا یا خدمتی میریزند بهعنوان برگ رایهایی در اقبال به آن کالا یا مطلوبیت از آن خدمت یاد میکنند. اینکه دنیای اقتصاد توانسته هر روز شکوفاتر از دیروز باشد، بدون پشتوانه دولتی، رشدی والا چه در کمیت و چه در کیفیت داشته و امروز بشکرانه چنین رشدی با سرافرازی بتواند دهمین سالگیاش راجشن بگیرد، نشانه کسب رای و جلب اعتماد چشمگیری درمیان طالبان تحلیل وخبر است.
مسلما این کسب رای و اعتماد آسان بهدست نیامده است. در جامعهای با انواع گرایشها و سلیقهها، با انواع محدودیتها و قیدها بیرون آوردن مستمرروزنامهای در خور اعتنا، حکایت راه رفتن روی طناب بند بازی و سرنگون نشدن است. ضمن تبریک این موفقیت و آرزوهای روزهای بهتر برای این روزنامه اعتقاد دارم اکنون مدیران این جریده به جایگاهی رسیدهاند که به شکرانه آن میتوانند به مسوولیت اجتماعی دیگری هم باجد بیشتر بیندیشند که هما ناآموزش نسل جوان و نهادینه کردن اصولی مفاهیم و مباحث اقتصادی است.
شاید باورکردنی نباشد که امروزه تا آنجا که تقریبا همیشه از دانشجویا نم پرسیدهام حتی دانشجویان کارشناسی ارشد رشته اقتصاد هم یک روزنامه اقتصادی را مستمرا نمیخوانند و در عصر اینترنت هم اصولا با بسیاری از مباحث داغ اقتصادی کشور بیگانهاند. مواجه کردن جوانان با مباحث اقتصادی و ایجاد کنکاشهای ذهنی برای آنها هدف والایی است که مطمئنم مدیریت آن جریده محترم میتواند گوشهای از این رسالت را به عهده گیرد. انگیزههای لازم برای ترغیب آنها به آبونه شدن روزنامه را فراهم کند و چهبسا در پدید آوردن مقالات علمی و تحقیقی روزنامه آنها را به بازی بگیرد. البته باید اذعان کرد که پرداختن به این مهم سخت و دشواراست و یکی از بزرگترین دشواریها اینکه مفاهیم و آموزههای علم اقتصاد را باواژهها و زبانی بیپیرایه آنطورکه در ادبیات این علم آمده ونه آنطورکه سیاستمداران گاه آنها را قلـــب کردهاند به جامعه جوان عرضه کند. وقتی آن جریده شریفه با دنباله روی اززبان متداول، هر روز ودر هرصفحه از هدفمند کردن یارانهها به جای حذف یارانهها سخن میراند درواقع این مفهوم را القا میکند که یارانه چیز بدی نیست لیکن باید هدفمند شود و بهدنبال آن هدفمندی هم یقینا بهمعنی آن است که مستمری ماهیانهای تقریبا به همه ولابد تا ابدالدهر داده شود. حال این شیوه با کدام پشتوانه تئوریک و در کجای دنیا تجربه شده بدون پاسخ است. وقتی مکررا از تسهیلات ونرخ تسهیلات سخن به میان آید آیا این شبهه را پیش نمیآورد که مگر جواب کسی که کارمن راتسهیل وآسان کرده باید سرموقع بدهم؟ صحبت ازوام ودینی نیست که ایفای به عهد آن در زمان مقرره بنا به آموزههای دینی وعرفی الزامی باشد. از این مثالها درجامعه ما بسیارند که متاسفانه کار یک نشریه اقتصادی را سختتر و حفظ تعادل برروی طناب بندبازی را دشوارتر میکند.
ولی آنچه که به گمان من دردنیای اقتصاد بیش از همه ستودنی است، جامعیت و تنوع مطالب عرضه شده است. از مقولات کلان و سیاستگذاریها تا مباحث خرد مربوط به بخشها و بنگاهها و بالاخره بازار پول و سرمایه تصویر تمام وکمالی از صحنه اقتصادی جامعه است. جا دارد که در عرصه سیاستگذاریها به نقاط ضعف و قوت هر سیاستگذاری بیشتر پرداخته شود هرچند که دنیای اقتصاد به این مهم هم توجه داشته است. در هر زمینهای ازمقولات اقتصادی بده بستان طبیعت مساله است. لازم نیست که برای آشکارکردن له و علیههای سیاستی به پارادایمهای دیگر رجوع کنیم. درچارچوب همان اقتصادبازارهم ادبیات اقتصادی پراز مباحثی در خصوص این بده بستانها است. جای خوشوقتی است که این جریده در همین چارچوب قدم میزند. بنا به سنت این جامعه، روشنفکری را باچپ بودن نیامیخته، به اصولی با محوریت اقتصاد بازار معتقد است و بر اصول خود پای بند هم بوده است.