تحلیل مسائل اقتصادی با زبان علمی
دکتر حامد قدوسی<br>محقق پسادکترای دانشگاه MIT<br>آشنایی من با روزنامه کمابیش از همان سالهای اولیه تاسیس روزنامه و مشخصا از طریق همکاری با آقای میرزاخانی سردبیر روزنامه در تاسیس سایت رستاک بود.
دکتر حامد قدوسی
محقق پسادکترای دانشگاه MIT
آشنایی من با روزنامه کمابیش از همان سالهای اولیه تاسیس روزنامه و مشخصا از طریق همکاری با آقای میرزاخانی سردبیر روزنامه در تاسیس سایت رستاک بود. من همه روزنامههای اقتصادی ایرانی را با دقت رصد نکردهام، ولی اگر بخواهم موفقیت دنیای اقتصاد را خلاصه کنم باید بگویم روزنامه تا الان یک دستاورد بزرگ داشته است: اینکه مسائل اقتصادی را تا حد امکان با زبان علم اقتصاد تحلیل میکند. روی مکانیسمهای اقتصادی متمرکز میشود و از ترکیب مبهم مباحث غیراقتصادی و مفاهیم نادقیق تا حد امکان پرهیز میکند. این ویژگی را باید با نقطه مقابلش سنجید تا اهمیتش روشن شود. تا سالها روزنامهنگاری متعارف اقتصادی در ایران صرفا گزارش اتفاقات اقتصادی بود و جایی برای توجهدادن ذهن خواننده به مکانیسمهای مهم اقتصادی در آن جای چندانی نداشت. جریان جدیدی که ستون اقتصادی را متخصصان اقتصاد بنویسند عمدتا از روزنامه همشهری شروع شد، ولی در دنیای اقتصاد نهادینه شد و پابرجا ماند.
یک ویژگی دیگر هم میتوان برای روزنامه قائل شد که البته میتواند شمشیر دولبهای باشد. روزنامه با جوانان اقتصاددان کار میکند و بر همین مبنا تیم بزرگ سرمقالهنویسی شکل داده که شاید برای اولین بار در تاریخ نشریات ایرانی به صورت مداوم از فضای آکادمیک برای روزنامه مینویسند. این کار طبعا در کنار مزایایش معایب خودش را هم دارد. اول اکثر ما که در این نقش با روزنامه همکاری میکنیم روزنامهنگار نیستیم و بنابراین ممکن است به قواعدی که مهمترین ستون روزنامه باید رعایت کند تا برای مخاطب جذاب و موثر باشد پایبند نباشیم. دوم اینکه به هر حال سرمقالههای از این دست مبتنی بر اطلاعات ثانویه و نه مشاهدات اولیه است و بنابراین در مواردی ممکن است نتواند مسائل درجه اول سیاستگذاری را هدف بگیرد.
من دو پیشنهاد مشخص هم دارم: به نظرم الان دیگر نوبت آن است که روزنامه بخشی از محتوایش را به سمت مقالات (خصوصا سرمقالههای) تحقیقمحور در عین حال مبتنی بر روزنامهنگاری حرفهای ببرد، به همان سبک و سیاقی که نشریات حرفهای اقتصادی دنیا کار میکنند: هم نظریه منسجم و مشخص اقتصادی دارند و هم تحلیلهایشان مبتنی بر گزارشهای تجربی و واقعیتهای مشخص بیرونی است. روزنامه در بخش تحلیل اقتصادی نمره خوبی میگیرد؛ ولی برای بخش دادهمحور بودن مقالات هنوز باید کار کند. پیشرفت در مسیر دوم نیازمند حرفهای شدن هر چه بیشتر تیم یادداشتنویسی است. پیشنهادم این است که روزنامه منابعی را صرف کند و نه تنها تیم مشخصی برای نوشتن مقالات مهم را دستچین کند بلکه برای آنها پشتیبانی تحقیقاتی، دادهای و نوشتاری فراهم کند.
پیشنهاد دومم هم پرهیز روزنامه از افتادن در دام ایده بازار آزاد مطلق به مثابه یک ایدئولوژی سیاسی است. این به معنی فقدان جهتگیری نیست. نشریات اقتصادی مهم تمایل ارزشی خود را پنهان نمیکنند، ولی در عین حال معمولا - جز رسانههای افراطی - سعی میکنند تا تحلیل روشن و غیرایدئولوژیک ولی مبتنی بر چارچوب خود ارائه کنند و گاهی هم حتی از کوتاه آمدن از این چارچوب اباء ندارند. روزنامه در این مسیر خوب پیش رفته است، ولی هنوز جای کار دارد تا اعتماد بیشتری از خوانندهها جلب کند.
امیدوارم که گروه نشریات دنیای اقتصاد هر چه بیشتر رشد کند، به ارتقای گفتمان سیاستگذاری اقتصادی و مدیریت کسب و کار در ایران کمک کند، نسلهای مختلفی از روزنامهنویسان اقتصادی و اقتصاددانهای روزنامهنویس را به جامعه معرفی کند و ما پنجاهمین سال تاسیس روزنامه را در حالی که رسانهای فراملی شده است جشن بگیریم.