رسانه و سه اصل اخلاقی
دکتر فرشاد مومنی<br>اقتصاددان<br>اصل بر پایی و شکلگیری یک رسانه در ذات خود امری مثبت و ارزشمند است؛ چرا که از این طریق امکان مشارکت هر چه فعال تر مردم در سرنوشت خود و ارتقای آگاهیها به وجود میآید. هنگامی که رسانهها با تکیه به دیدگاههای متفاوت انتشار مییابند وجودشان گرامیتر میشود.
دکتر فرشاد مومنی
اقتصاددان
اصل بر پایی و شکلگیری یک رسانه در ذات خود امری مثبت و ارزشمند است؛ چرا که از این طریق امکان مشارکت هر چه فعال تر مردم در سرنوشت خود و ارتقای آگاهیها به وجود میآید. هنگامی که رسانهها با تکیه به دیدگاههای متفاوت انتشار مییابند وجودشان گرامیتر میشود. چرا که وقتی این واقعیت را در نظر میآوریم که ما از اطلاعات محدود و ناقص برخودار هستیم و همین حدود اطلاعات محدود توزیع نامتقارن نیز دارد. بر این اساس مطرح شدن مسالهای واحد از زوایای نگرش متفاوت ما به ارتقای سطح فهم همگانی و در نتیجه، یک خیر همگانی شود. اما در همین زمینه سه شرط بنیادین وجود دارد که اعتبار رسانهها و میزان توفیق آنها در زمینه رسالتی که برگزیدهاند، بر اساس آن سنجیده میشود. اتخاذ رویه مبتنی بر علم و اخلاق همراه با پایبندی به اصول و موازین ادعایی سه شرط بنیادین برای سنجش عملکرد یک رسانه هستند.اگر این سه شرط فراهم باشد هر قدر تنوع دیدگاه بیشتر باشد جامعه امکان رشد و افراد زمینه بالندگی بیشتری خواهند داشت.
یکی از گرفتاریهای اقتصادهای رانتی به واسطه فقدان شفافیت ونبود رقابت عادلانه، عدم پایبندی به این سه مولفه است. معمولا در این گونه اقتصادها پایبندی به این اصول هزینه فرصت زیادی دارد. به همین دلیل قلیل افراد و مجموعههایی هستند که بر سر آن موازین ایستادگی میکنند.در تئوری گفته میشود بقای رانت نیز منوط به وجود سطحی از تولید است، زیرا فعالیتهای رانتی در کادر اقتصادی خاص خود بازی با حاصل جمع صفر است.به این معنا که در یک ساخت اقتصاد رانتی و از طریق فعالیتهای رانتجویانه، در عمل چیزی به موجودی کالاها و خدمات اضافه نمیشود بلکه همان سطح موجود تولید به شکل بیقاعده و مفسدهآمیزی بازتوزیع میشود؛ بنابراین بقای هر جامعهای به تولید محوری بستگی دارد. تولید در ذات خود یک تصمیم بلندمدت است و بنابراین به ترتیبات نهادی تضمین کننده فعالیتهای مولد دربلندمت بستگی دارد.
در این چارچوپ رسانهها بر حسب آنکه میتوانند کمک کار تولید باشند یا در جهت تداوم ساخت اقتصاد رانتی حرکت کنند، نیز ارزیابی میشوند.
با کمال تاسف، اقتضای یک ساخت توسعهنیافته موجب میشود سمت گیری به سوی حمایت تولید نیز موجب هزینه فرصت زیادی باشد.آنچه که این جانب تاکنون از روزنامه «دنیای اقتصاد» مشاهده کردهام در دستور کار قرار داشتن گرایش افراطی به یک سمت از جریانهای فکری اقتصادی است.گرچه این ویژگی در ذات خود اشکالی ندارد به شرط آنکه بر روی این مولفههای سه گانه ایستادگی شود، اما در عمل این گرایش بیش از آنکه در خدمت انسانها باشد، در خدمت سرمایه است.
در مقام ارزیابی روی سه مولفه سه گانه باید به صراحت گفت: با وجود تمام تلاش مشکوری که برای برپایی و تداوم انتشار این نشریه انجام شده کاستیهای جدی از زوایه نگاه من قابل مشاهده است که به برخی از آنها اشاره کوتاهی میکنم.
پایبندی به اصول اخلاقی مساله حیاتی و زیر بنایی است. در عملکرد این روزنامه گاه مشاهده میشود با تمسک به برخی هتاکان (احتمالا برای کسب تیراژ بیشتر) اقدام به فضاسازی رسانهای علیه کسانی شده است که مانند هتاکان فکر نمیکنند. این کار در شأن یک رسانه که دغدغههای توسعهای دارد، نیست.
افزون بر آن، روزنامههای ایران معمولا در معرض دو دسته انتخاب سرنوشت ساز دیگر نیز قرار دارند: اعتنا به فعالیت سودگرانه یا تولید. بدیهی است انتخاب هر گزینه چشم انداز متفاوتی برای آنها رقم خواهد زد با کمال تاسف و با وجود زحمات زیاد دست اندرکاران روزنامه، به اعتقاد من «دنیای اقتصاد» پا فشاری کافی و در حد کفایت، بر تقویت تولید ندارد و به روی همین حداقل تولید نیز پا فشاری نمیکند. گرچه همان تلاشهای اندک صورت گرفته نیز در جای خود ارزشمند است.
انتخاب بین منافع ملی و پایبندیهای اصول گرایانه در برابر وسوسه کسب آگهی یکی دیگر از مسائل پیش روی مطبوعات ایران است.در این زمینه هم «دنیای اقتصاد» را دارای کاستیهای جدی میدانم و امیدوارم دست اندرکاران آن در جهت رفع آن کاستیها، اهتمام بیشتری داشته باشند.
در مجموع، اصل حضور این روزنامه را گرامی داشته و امید دارم این توفیق را داشته باشند که در کنار تعقیب منافع شخصی بر اساس مولفههای سه گانه مورد اشاره نیم نگاهی به توسعه ملی نیز داشته باشند.از همین فرصت استفاده میکنم و انتشار منظم و آبرومند روزنامه «دنیای اقتصاد» را به کارکنان، دست اندرکاران آن تبریک بگویم و برای انجام چنین کاری به آنان درود میفرستم.